برگزاری كارگاه آموزشی تكريم ارباب رجوع و اخلاق حرفه ای

برگزاری كارگاه آموزشی تكريم ارباب رجوع و اخلاق حرفه ای

در شركت آب و فاضلاب تهران

كارگاه آموزشی تكريم رضايت ارباب رجوع و اخلاق حرفه ای براي تعدادي از كاركنان شركت آب و فاضلاب تهران برگزار شد.

در اين كارگاه پس از آشنايي با مواد و قسمتهاي مختلف بخشنامه تكريم مردم و جلب رضايت ارباب رجوع به بيان نكات كاربردي جهت تكريم ارباب رجوع، مشتري گرائي و بهبود فرايندهاي مربوطه پرداخته شد. همچنین مبانی و اصول اخلاق حرفه ای و روشهای نهادینه سازی اخلاق حرفه ای در سازمان تشریح گردید.

نظام‌هاي اخلاقي عمده

 

نظام‌هاي اخلاقي عمده

 

اخلاق حرفه‌اي در تفكر سنتي طي زمانهاي مختلف تغيير يافته و به­طوركلي بيش از 5نظام عمده اخلاقي امروزه در بيان اخلاق حرفه‌اي استفاده مي‌شود.

ملاك مقبوليت اين 5 نظام در ميان ده­ها نظريه و نظام اخلاقي، توانايي آنها در بيان سيستماتيك فضائل و رذايل اخلاقي، ارائه نظام سازگار ، فراگیر و کارآست. اين 5 نظام اخلاقي عمده عبارتند از:

1- نظام فايده گرا 2- نظام وظيفه گرا 3- نظام عدالت گرا 4- نظام آزادی­گرا 5- نظام خيرگرا (زيباگرا، نظام ديني)‌

چهارنظريه نخست در واقع اصول راهبردي اخلاق را ملاك نهايي مي‌انگارند، اما در نظريه آخر خداوند متعال برترين زيبايي و مشخص كننده ملاك نهايي اخلاق است.

1- نظام فايده گرا (سودانگاري):در اين نظام بالاترين سود براي بيشترين افراد همراه با كمترين زيان مورد نظر است. مطلوبيت يعني خوب و بد بودن براساس نتيجه و آثار (حسن فعلي)‌ و نه نيت اشخاص  (حسن فاعلي). اين نظام از تئوري‌هاي غايت گــــرايانه (نتيجه گرا) است كه توسط "جان استوارت ميل" ارائه شده است. در اين مدل انسان و هر موجود زنده با محيط، بده بستان دارد. پس اشياء و حوادث در غالب سرمايه ديده مي شود اين است كه انسان، بي دغدغه هزينه فراوان انجام نمي دهد كه سودي نداشته باشد. بر اين اساس موسسه اي كه اعتماد محيط را سرمايه بزرگ تلقي مي‌كند، هرگز آنرا به­راحتي از دست نمي‌دهد. فايده‌گرايي از نظر مفهومي به بهره‌وري نزديك است. بالاترين سود با كمترين هزينه براي بيشترين مردم. اما در هر حال اين ملاك نمي‌تواند ملاكي فراگير براي همه اقدامهاي اخلاقي باشد زيرا ممكن است امكان استثمار را فراهم نمايد.

2- نظام وظيفه‌گرا: نظام وظيفه‌گرا را "امانوئل كانت" مطرح ساخت. او منتقد جدیِ فايده‌گرايي بود. كانت فلسفه اخلاق محض را كاملاً منزه از هر چيز تجربي مي‌دانست و معتقد بود هنجارهاي اخلاقي را نمي‌توان بر تجربه بنيان نهاد. كانت بر اين باور بود كه نبايد فقط به آثار افعال (نتيجه گرايي) نگاه كرد. او معتقد بود فعل اخلاقي مستلزم انتخاب وظيفه است كه با مقاومت دروني ما در برابر خواسته‌ها و تمايلات طبيعي و نفساني همراه است. كانت وظيفه و تكليف را ملاك اخلاقي بودن مي‌دانست.

3- نظام عدالت‌گرا: نظريه‌پردازان عدالت فراگير معتقدند كانت اخلاق را بصورت كاربردي بي‌روح از عقل درآورده است. اينان از ملاك‌هاي فردگرايانه در اخلاق دوري جسته‌اند و بر نقش بنيادين و اساسي عدالت اجتماعي تأكيد كرده‌اند. علامت فراگير كه بر بهره‌مندي عادلانه تكيه مي‌كند بي‌ترديد از مهم‌ترين اصول راهبردي اخلاق است ودر آموزه‌هاي ديني نيز آمده است، اما ملاك نهايي اخلاق نيست، زيرا همه احكام اخلاقي مثل ايثار، عشق و تفضل را پاسخ نمي‌دهد.

4- نظام آزادی­گرا: طرفداران اين نظريه نخستين نياز آدمي را آزادي مي‌دانند نه عدالت،پس ملاك نهايي ارزشها را آزادي مي‌دانند. اما تعريف دقيق آزادي مشكل است. به تعبير "اسپينوزا" آزادي در گرو انگيزه‌هاي فعال و دروني برخاسته از بصيرت آدمي نسبت به هستي است.

5- نظام خيرگرا (زيباگرا ـ نظام ديني): در نظام اخلاقي ديني ملاك نهايي اخلاق، خدا و تقرب به او و رضايت اوست. تمام اديان آسماني خداوند را ملاك نهايي اخلاق دانسته‌اند. خدا زيباي محض است و معنابخش زيبايي و خير مطلق است و نيز آفريننده هر امر خير.

با خدا مي‌توان تكاليف انسان را معنادار كرد، چون خدا مطلق و نامشروط است. لذا محتاج ملاك ديگري براي ارزش يافتن نيستيم. پس شاخص خوب، رفتار نزديك كننده به خدا و شاخص بد، رفتار دور كننده از خداست.

در نظام اخلاقي ديني رضايت خدا همه ملاك‌هاي عدالت و آزادي و رساندن بيشترين سود را در برمي‌گيرد. رضايت و عدم رضايت خدا هر دو بعد نيات و مقاصد (حسن فاعلي) و آثار و نتايج (حسن فعلي) را فرا مي‌گيرد و علاوه بر تعريف بايدها، به آنها قداست هم مي‌بخشد. قدسي بودن ارزش‌ها ضامن اجرائي اخلاق است.

ويژگي‌هاي افراد دارای اخلاق حرفه‌اي

 

ويژگي‌هاي افراد دارای اخلاق حرفه‌اي

 

 

1- مسئوليت‌پذيري: در اين مورد فرد پاسخگو است و مسئوليت تصميم‌ها و پيامدهاي آنرا مي‌پذيرد، سرمشق ديگران است. حساس و اخلاقمند است، به درستكاري وخوشنامي در كارش اهميت مي‌دهد، براي اجراي تمام مسئوليت‌هاي خويش كوشاست و مسئوليتي را كه برعهده مي‌گيرد با تمام توان و خلوص نيت انجام مي‌دهد.

2- برتري جويي و رقابت طلبي: در تمام موارد سعي مي‌كند ممتاز باشد، اعتماد به نفس دارد، به مهارت بالايي در حرفه خود دست پيدا مي‌كند، جدي و پركار است، به موقعيت فعلي خود راضي نيست و از طرق شايسته دنبال ارتقاء خود است ولي سعي نمي‌كند به  هر طريقی و از هر راهي در رقابت برنده باشد.

3- صادق بودن: مخالف رياكاري و دورويي است، به نداي وجدان خود گوش فرا مي‌دهد ، در همه حال به شرافت‌مندي توجه مي‌كند، شجاع و با شهامت است.

4- احترام به ديگران: به حقوق ديگران احترام مي‌گذارد، براي نظراتشان ارزش قائل است، خوش قول و وقت شناس است، به ديگران حق تصميم‌گيري مي‌دهد، تنها منافع خود را ارجح نمي‌داند.

5- رعايت و احترام نسبت به ارزش‌ها و هنجارهاي اجتماعي: براي ارزش‌هاي اجتماعي احترام قائل است، در فعاليت‌هاي اجتماعي مشاركت مي‌كند، به قوانين اجتماعي احترام مي‌گذارد، در برخورد با فرهنگ‌هاي ديگر متعصبانه عمل نمي‌كند.

6- عدالت و انصاف: طرفدار حق است، در قضاوت تعصب ندارد، بين افراد از لحاظ فرهنگي، طبقه اجتماعي، اقتصادي، نژاد و قوميت تبعيض قائل نمي‌شود.

7- همدردي با ديگران: دلسوز و رحيم است، در مصائب ديگران شريك مي‌شود و از آنان حمايت مي‌كند، به احساسات ديگران توجه مي‌كند، مشكلات ديگران را مشكل خود مي‌داند.

8- وفاداري: به وظايف خود متعهد است، رازدار و معتمد ديگران است.

ويژگي‌هاي اخلاق حرفه‌اي

ويژگي‌هاي اخلاق حرفه‌اي

 

در تعاريف اوليه از اخلاق حرفه‌اي 2 ويژگي ديده مي‌شود:

الف ـ وجود نگرش اصالت فرد و فردگرايي بـ محدود بودن مسئوليت‌ها و الزامات اخلاقي فرد در شغل، كه به نظر مي‌رسد اين نگاه به اخلاق حرفه‌اي نوعي تحویلی­نگري و تقلیل­گری به اخلاق حرفه‌اي است. زيرا هويت جمعي و سازماني در نهادهاي مشاغل در كسب و كار بس فراتر از شغل فردي اشخاص است. اما در تعاريف امروزي از اخلاق حرفه‌اي تلقي (شما حق داريد و من تكليف) مبناي هرگونه اخلاق در كسب و كار است. اين مبنا از رفتار ارتباطي فرد، به صورت اصلي براي ارتباط سازمان با محيط قرار مي‌گيرد و سازمان با دغدغه رعايت حقوق ديگران از تكاليف خود مي‌پرسد. ويژگي‌هاي اخلاق حرفه‌اي در مفهوم امروزي آن عبارتند از:

  • داراي هويت علم و دانش بودن
  • داشتن نقش كاربردي
  • ارائه پيشينه­ای حرفه‌اي
  • بومی و وابسته بودن به فرهنگ
  • وابستگي به يك نظام اخلاقي
  • ارائه دانش انساني داراي زبان صریح و بياني روشن و انگيزشی

مفهوم اخلاق حرفه‌اي

مفهوم اخلاق حرفه‌اي

 

 

اخلاق حرفه‌اي يكي از مسائل اساسي همه جوامع بشري است هر جامعه‌اي نيازمند آن است تا ويژگي‌هاي اخلاق حرفه‌اي مانند دلبستگي به كار ، روحيهمشاركت و اعتماد، ايجاد تعامل با يكديگر و غيره تعريف و براي تحقق آن فرهنگ‌سازي كنند.

امروزه بسياري از كشورها به اين بلوغ فكري رسيده‌اند كه بي‌اعتنايي به مسائل اخلاقي و فرار از مسئوليت‌ها و تعهدات اجتماعي به از بين رفتن موسسه و سازمان مي‌انجامد به همين دليل بسياري از موسسات و سازمانهاي موفق، براي تدوين استراتژي اخلاقي احساس نياز كرده و به اين باور رسيده‌اند كه بايد در سازمان يك فرهنگ مبتني بر اخلاق رسوخ كند، از اين رو كوشيده‌اند به تحقيقات درباره اخلاق حرفه‌اي جايگاه ويژه‌اي بدهند. لذا يكي از عمده‌ترين دغدغه‌هاي مديران كارآمد در سطوح مختلف چگونگي ايجاد بسترهاي مناسب براي عوامل انساني شاغل در تمامي حرفه‌هاست تا آنها با حس مسئوليت و تعهد كامل به مسائل جامعه و حرفه خود بپردازند و اصول اخلاقي حاكم بر شغل و حرفه خود را رعايت كنند.

ويژگيهاي اخلاق حرفه‌اي در افراد مربوط به حوزه فردي بوده اما وقتي از حوزه فردي و شخصي به حوزه كسب و كار گام بر مي‌داريم اخلاق كار و يا اخلاق شغلي به ميان مي‌آيد مانند اخلاق پزشكي، اخلاق معلمي، اخلاق مهندسي و نظاير آن در اينجا براي نمونه چگونه ممكن است سيستم يك بيمارستان يا دانشگاه غيراخلاقي باشد اما از پرستاران بخواهيم اخلاقي باشند. امروزه اخلاق حرفه‌اي نقش راهبردي در موسسات را داشته و متخصصان مديريت استراتژيک، اصول اخلاقي شايسته در سازمان را از پيش شرط‌هاي مديريت استراتژيك كارآ دانسته‌اند. در اخلاق حرفه‌اي مسئوليتهاي اخلاقي سازمان در قبال محيط داخلي و خارجي است و اين متمايز از حقوق كار است، در حاليكه حقوق كار نيز در آن وجود دارد. اصول اخلاق شايسته و كارآ از پيش شرطهاي مديريت استراتژيك كارآست و اين اصول موجب بوجود آمدن يك موسسه يا سازمان كارآ مي‌شود.


مفهوم اخلاق حرفه‌اي

اخلاق حرفه‌اي به معناي اخلاق كار و اخلاق مشاغل است.

الف ـ اخلاق كار(work ethics): اخلاق كار متعهد شدن انرژي ذهني، رواني و فيزيكي فرد يا گروه به ايده جمعي است در جهت اخذ قوا و استعداد دروني گروه و فرد براي توسعه به هر نحو.

ب ـ اخلاق حرفه‌اي(professional ethics): يكي از شعبه‌هاي دانش اخلاقي است كه مي‌كوشد به مسائل و ارزش‌هاي اخلاقي حرفه‌هاي گوناگون پاسخ داده و براي آن قواعد، ضوابط و اصول خاصي در محيط حرفه‌اي متصور مي‌گردد به عبارت ديگر وجدان و فطرت خويش در انجام كار حرفه‌اي رعايت كنند بدون آنكه الزام خارجي داشته باشند يا در صورت تخلف به مجازات‌هاي قانون دچار شوند.

مقايسه اخلاق فردي و اخلاق شغلي:

اخلاق فردي مسئوليت پذيري فرد است در برابر رفتار فردي خود صرفاً به منزله يك فرد انساني، ولي اخلاق شغلي مسئوليت‌پذيري يك فرد است در برابر رفتار حرفه‌اي و شغلي خود به مثابه صاحب يك حرفه ، شغل يا پست سازماني.

 

 

 

اخلاق از دیدگاه بزرگان

اخلاق از دیدگاه بزرگان

 

 

نظریه اخلاقى سقراط:

سقراط مى گوید: انسان جویاى خوشى و سعادت است و جزاین تکلیفى ندارد، اما خوشى به استیفاى لذات و شهوات به دست نمى آید، بلکه بوسیله جلوگیرى از خواهشهاى نفسانى ، بهتر میسر مى گردد. و سعادت افراد در ضمن سعادت جماعت است ، بنابراین ، سعادت هر کس در این است ، که وظائف خود را نسبت به دیگران بهتر انجام دهد. بنابراین دانش بشر، باید او را به سوى سعادت سوق دهد، نه اینکه هر چه بیشتر و زیادتر به فساد آلوده اش نماید.

 نظریه اخلاقى ارسطو: 

ارسطو مى گوید: عمل انسان را غایتى است ، و غایت مطلوب انسان مراتبى دارند، آنچه غایت کل و مطلوب مطلق است ، مسلما سعادت و خوشى است ، اما مردم خوشى را در امور مختلف مى انگارند، بعضى به لذات راغبند، برخى به مال و جماعتى به جاه ، مگر آنکه همواره وظیفه اى را که براى او مقرر است ، به بهترین وجه اجرا کند و انجام وظیفه به بهترین وجه ، براى هر وجودى ، فضیلت او است . پس غایت مطلوب انسان ، یعنى خوشى و سعادت ، با فضیلت حاصل مى شود. )-  سیر حکمت در اروپا ص 15 و 33 و 120 (

دکارت مى گوید: 

اگر چه هر فردى از ما از افراد دیگر جداست ، ولیکن چون تنها نمى توانیم زیست کنیم ، ناچار باید منافع خود را تابع منافع حقیقى جماعتى ، که جزء آنها هستیم بنمائیم و اگر کسى این حس را داشته باشد که صلاح کل ، مقدم بر صلاح جزء است ، مکارم والاء از او ظهور خواهد کرد، و حتى براى خدمت به دیگران جان خود را به خطر خواهد انداخت . خلاصه ، آن که عمل انسان همواره باید موافق عقل باشد و اگر چنین شود البته سعادت و خرسندى خاطر - که مراد و منظور از علم اخلاق همان است - حاصل خواهد گردید. (3)  بعضى از فلاسفه ، طرفدار نیرومندى و هواپرستى و ضعیف کشى مى باشند و اخلاق انسانى را سدى بزرگ در سر راه لذائذ حیوانى و نفسانى مى شناسند.  (سیر حکمت در اروپا ص 127)

 اخلاق از دیدگاه عترت 

حضرت موسى بن جعفر علیه السلام مى فرماید: الزم العلم لک ما دلک على صلاح قلبک و اظهر لک فساده.(1) ضرورى ترین دانش براى تو آن است که خیر و صلاح قلبت را به تو ارائه کند، و یا فساد و زشتى آن را بر تو آشکار نماید. پیامبران الهى براى آن که مردم را اصلاح کنند و با اخلاق انسانى ، آنان را تربیت نمایند، بنیان و اساس مکارم اخلاقى را در جهان پى ریزى کردند، و سجایاى اخلاقى و انسانى را بنیان نهادند، و کرامت نفس انسانى را به پیروان خود آموختند، و از فساد و فحشاء، ایشان را بر حذر داشتند.

 نظریه اخلاقى امام على علیه السلام : 

امام على علیه السلام اخلاق و صداقت را دو عامل و سرآمد ایمان معرفى نموده و مى فرماید: رأس الایمان ، حسن الخلق و التحلى بالصدق. سرآمد تمام وظائف اخلاقى براى افراد با ایمان این است که خود را به صفات حمیده و اخلاق پسندیده متصف و متخلق سازند و خویشتن را بزیور راستى و راستگویى بیارایند. بنابراین، اهمیتى که اسلام براى اخلاق حمیده قائل است ، هیچ مکتب و مذهبى آن اهمیت را نداشته و نخواهد داشت . اسلام پاداش هر عمل شایسته را مبتنى به حسن خلق مى داند. امام صادق علیه السلام فرمود: آن الله تبارک و تعالى لیعطى العبد من الثواب على حسن الخلق کما یعطى المجاهد فى سبیل الله یغدوا و علیه و یروح . ، خداوند به بنده خود در مقابل حسن خلق ، پاداشى مى دهد همانند اجر مجاهد راه خود، که روز و شب در فعالیت و کوشش باشند. در خطاب به بنى آدم فرمود: اى انسان : آفرینش و خلقتت زیباست، سعى کن سیرت و خلقت را زیبا سازى. خداوند انسان را زیبا و نیکو آفرید، لکن این انسان است که باید اخلاق شایسته کسب کند و خود را به زیور آن بیاراید.  (فهرست غررالحکم ص 94)

جریر بن عبدالله مى گوید: پیامبر خدا علیه السلام در خطاب به من فرمود: انک امرء قد احسن الله خلقک فا حسن خلقک.(5) اى جریر، خداوند تو را نیکو آفرید و شکل و نقش ظاهرت را زیبا آفرید است ، تو نیز با حسن خلق و زیبائیهاى اوصاف حمیده ، صورت باطنى خویش را پسندیده و شایسته بساز. (سفینه البحار ج 1 ص 410)

ارسطو مى گوید: عمل انسان را غایتى است ، و غایت مطلوب انسان مراتبى دارند، آنچه غایت کل و مطلوب مطلق است ، مسلما سعادت و خوشى است ، اما مردم خوشى را در امور مختلف مى انگارند، بعضى به لذات راغبند، برخى به مال و جماعتى به جاه ، مگر آنکه همواره وظیفه اى را که براى او مقرر است ، به بهترین وجه اجرا کند و انجام وظیفه به بهترین وجه ، براى هر وجودى ، فضیلت او است . پس غایت مطلوب انسان ، یعنى خوشى و سعادت ، با فضیلت حاصل مى شود

حسن خلق نفسانى و حسن خلق جسمانى است . حضرت امیرالمۆ منین علیه السلام فرمود: حسن الخلق للنفس و حسن الخلق للبدن. خلق نیکو و زیبا براى جان آدمى است، و خلق نیکو براى بدن و جسم انسان است در حقیقت زیبائیهاى خلق و آفرینش با خداست . پس اى انسان سعى کن که اخلاق حمیده مربوط به نفست را تو بیافرینى و خود را زیبا و با سیرت شایسته بسازى . اخلاق اکتسابى و وراثتى : امام صادق علیه السلام فرمود: ، آن الخلق منیحه یمنحها الله عزوجل خلقه فمنه سجیه و منه نیه فقلت فایتها افضل ؟ فقال : صاحب السجیه هو مجبول لا یستطیع غیره، و صاحب النیه یصبر على الطاعه تصبرا فهو افضلهما. )غررالحکم ص 95-کافى ج 2 ص 101(

 خلق خوب عطیه اى است که خداوند به بندگان خود اعطا فرموده است . پاره اى از صفات خوب ، براى بعضى جنبه فطرى دارد و به طور طبیعى و وراثتى ، از آن برخوردارند. و براى برخى اکتسابى است که باید با نیت و اراده ، آن را تحصیل کنند. راوى مى پرسد کدام یک از این دو افضل است ؟ امام صادق علیه السلام در پاسخ فرمود: کسى که خلق با سرشتش آمیخته شده باشد ناچار بر طبق آن عمل مى کند و طبعش بغیر آن گرایش ندارد. ولى صاحب خلق اکتسابى ، براى نیل به فضائل اخلاقى باید مشکلات را تحمل کند و به سختیهاى طاعت خداوند تن در دهد، تا بتواند شکل باطنى خود را بسازد و به خوى پسندیده متخلق گردد. البته این افضل و برتر است .

 

تهیه کننده: امیر خاتمی، دانشجوی کلاس اخلاق حرفه ای

وضعیت اخلاق و جامعه امروز ایران

 

وضعیت اخلاق و جامعه امروز ایران

 

 برای بررسی وضعیت اخلاق در جامعه ما ابتدا باید باید ابعاد اخلاق را مشخص کنیم. نظام اخلاقی اسلامی انسان‌مدار است و برای اخلاق انسان می‌توان چهار رابطه تعریف کرد. نخست رابطه با خود که «اخلاق فردی» نامیده می‌شود، دوم رابطه با پروردگار که «اخلاق بندگی» نام دارد، سوم رابطه با محیط انسانی به نام «اخلاق اجتماعی» و چهارم هم رابطه با محیط غیر انسانی که «اخلاق زیستی» نامیده می‌شود.

با نگاه به اخلاق بندگی می‌توان ادعا کرد که جامعه ما در برقراری ارتباط با خداوند موفق بوده است. اگرچه خلاء‌هایی هم در این‌باره به چشم می‌خورد اما در شهر‌هایی که اصالت بیشتری دارند و مهاجرت کمتری به این شهرها انجام شده است، می‌توان گفت که نسبت به سایر شهرها اصالت دینی بیشتری به چشم می‌خورد و نسبت به ارزش‌های اخلاقی پایبندی بیشتری وجود دارد.

از نظر «اخلاق اجتماعی» در برخی جوانب نسبت به سایر ابعاد وضعیت مطلوبی داریم. به عنوان مثال، در روابط خانوادگی به اعتبار این‌که جامعه ایرانی دارای اصالت فرهنگی همراه با آموزه‌های دینی است تا حدودی روابط خانوادگی با وجود ضعف‌هایی، جزو روابط مطلوب محسوب می‌شوند. البته وجود این‌که در جامعه ما آمار طلاق افزایش چشمگیری دارد، همچنان در مقایسه با سایر کشورها از وضعیت بهتری برخورداریم.

کار باید مبتنی بر اخلاق باشد نویسنده کتاب «قرآن‌شناسی» اظهار کرد: در مواجهه با اخلاق کار و محیط‌های کاری ضعف‌های جدی داریم و وجدان کاری در محیط‌های کاری ما متاسفانه کمتر به چشم می‌خورد. در واقع، بدون در نظر گرفتن اخلاق به مقوله کار نگریسته می‌شود. همچنین در حوزه پرداختن به مشکلات و مسایل مردم خلا‌ءهای جدی داریم و این خلاء بیانگر این است که اخلاق کار در جامعه ما در تناقض با اخلاق الهی است. پیامبر(ص) بر انجام کار مردم تاکید زیادی می‌کردند وبا وجود عشق فراوانی که به نماز داشتند، اگر در میان نماز متوجه می‌شدند که کار شخصی به دست ایشان حل خواهد شد، نماز خود را کوتاه می‌کردند. متاسفانه امروزه این‌گونه رفتارها در جامعه ما دیده نمی‌شود.

شناخت جامع از دین نداریم وی در پاسخ به این سوال که چرا در میان برخی از افراد جامعه اخلاق‌مداری دیده نمی‌شود، اظهار کرد: متاسفانه شناخت جامع از دین نداریم و زمانی که معرفت و آگاهی ما از دین درست نباشد، نمی‌توان توقع رفتار دینی داشت. به عنوان مثال، برخی از دینداران ما که اهل عبادت هستند مفهوم عبادت و زندگی فقه‌مدارانه را به خوبی متوجه شده‌اند، اما بسیاری از همین افراد در مواجهه با فقیران و افراد نیازمند غفلت می‌کنند که این مشکل نشان‌‌دهنده این است که فقه بر اخلاق برتری پیدا کرده است.

وی با بیان این‌که «در نگاه به دیندارای ضعف هستیم» عنوان کرد: افراد فقه‌مدار در مواجهه با افراد جامعه حتی در مساله امر به معروف و نهی‌ از منکر هم متاسفانه با غالب شدن فقه عمل می‌کنند و از اخلاق همراه با گفتار نرم استفاده نمی‌کنند، در حالی که اگر اخلاق‌مداری حاکم باشد با رفتاری نرم و لطیف پیام خود را می‌رسانند. همین مساله منجر شده است تا امر به معروف جایگاه قابل توجهی در جامعه ما نداشته باشد.

برای احیای اخلاق در جامعه اسلامی ابتدا باید بر آگاهی‌های خود بیفزاییم و با مطالعه و تحقیق در دین و دستیابی به نگاهی جامع به دین می‌توان رفتاری مطابق با دین داشت.(درسنامه اخلاق اسلامی از علی نصیری)

در گذشته بیشتر اخلاق فردی حاکم بود و هرکس برحسب تربیت خانوادگی، معتقدات مذهبی و رعایت ارزش‌های قابل قبول تا اندازه‌ای حد خود را نگه می‌داشت، ولی در دوران جدید، معیارهای گذشته دگرگون شده و تراکم جمعیت در شهرها، همه را نسبت به همدیگر ناشناس کرده و بر نیازها و برخوردها افزوده است. پس ناگزیر ‌باید نوعی اخلاق اجتماعی که از ادب قرار دادن و قانون ناشی می‌شود جانشین آن شود. این اخلاق اجتماعی جزء ضرورت روزمره شده است که ‌رعایت آن، زندگی تلخ و ناممکن خواهد شد. 

هنگامی که بحران اخلاقی و بحران اعتماد و مشروعیت بر فضای سیاست سایه انداخت، دفاع از هنجارها، اصول و ارزش‌های والای اخلاقی، انسانی و اجتماعی، جای خود را به ریاکاری و مال‌اندوزی می‌دهد و زبان و قلم و سایر ابزارهای فرهنگی و شیوه‌های تبلیغی، وسیله‌ای برای توجیه سیاست‌های غلط، نارسایی‌ها، خطاها و غفلت‌ها می‌شود. از آنجا که سرمایه اخلاقی هر ملت، آن را از آسیب‌پذیری مصون می‌دارد، لذا برای رهایی از این بحران، چاره‌ای جز گام نهادن در مسیر بازیابی ارزش‌ها و احیای اخلاق در درون فرد فرد اعضای جامعه نیست و تنها یک انقلاب درونی در سایه گسترش آگاهی فردی و جمعی می‌تواند جامعه را نجات دهد. 

در وضعیت بحران اخلاقی و مخدوش شدن اخلاقیات، مجالی برای منطق ارتباط و عمل ارتباطی باقی نمی‌ماند و نتیجه آن ازهم‌گسیختگی و ازخودبیگانگی در مقیاس وسیع و عمیق است. در چنین وضعیتی، در واقع زندگی اجتماعی مشترک غیرممکن خواهد شد و به عبارت ساده‌تر، زندگی اجتماعی موجب نوعی تنگ‌خلقی می‌شود که می‌توان نامش را بیماری «بیزاری از هم‌نوع» گذاشت و در چنین وضعیتی هرکسی چنین می‌پندارد که همشهری‌اش زندگی را بر او تنگ کرده است. اختلافاتی که در مراکز تجمع پیش می‌آید، یکی از نمونه‌های این بحران و زندگی بدون فرهنگ و اخلاق است. بی‌تردید چنانچه فرهنگ و اخلاق در کار نباشد، نمی‌توان جلوی اجحاف و سوءاستفاده از مقام و موقعیت را گرفت. آنچه مشخص است این‌که اگر عنصر فرهنگ به حال خود رها شود، هنجارهای بازدارنده اخلاقی، توان مقابله با فشارها و اختلافات ناشی از پدیده‌های نو را نداشته باشند، طبیعی است که نظام سیاسی جامعه از تعادل و توازن خارج و وحدت و امنیت به مخاطره می‌افتد. بر این اساس روشنفکران و نخبگان جامعه، باید برای ریشه‌یابی تهدیدها و مسائل اجتماعی با دیدی آسیب‌شناسانه به پدیده‌های نو بنگرند. 

چنانچه جامعه‌ای به بحران اخلاقی دچار شود، به تدریج و آرام آرام به صورت خزنده و موریانه‌وار پایه‌های نظام اجتماعی و به تبع آن، اصول اساسی ساختار سیاسی جامعه را از درون تهی و تخریب خواهد کرد. لذا ضرورت دارد برای رویارویی با این پدیده ویران‌گر، از تمام استعدادها و توانمندی‌های فکری و فرهنگی با شیوه‌های معقول، منطقی و مؤثر بهره‌برداری کرد. غفلت و بی‌توجهی نسبت به آن، خسارات جبران‌ناپذیری را به وجود خواهد آورد و تعادل و توازن جامعه را به هم خواهد ریخت و در نهایت ثبات و امنیت آن را به چالش خواهد کشید. 

وقتی مردم، خدا را فراموش کنند، به ارزش‌های اخلاقی و معنوی پشت پا بزنند، در توزیع امکانات رفاهی و ثروت، راه را بر دیگران بسته و انحصارطلبی کنند، باید انتظار چنین روزی را بکشند. وقتی عده‌ای اندک به چپاول سرمایه‌های کلان پرداخته و جمع مال و ثروت را وجهه همت خویش قرار دهند و برای رسیدن به هدف از هر وسیله‌ای استفاده کنند و از انجام هر کار خلاف اخلاقی کوتاهی نکرده و ظلم و ستم را پیشه خود سازند، باید به چنین آشفتگی و بحرانی مبتلا شوند؛ چرا که «الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم». اگر روابط انسانی بر مدار زر و زور و تزویر بچرخد، هر کسی به سه ضلع این مثلث دسترسی داشته باشد قطعاً می‌خواهد دیگران را تحت سیطره خود در آورد. انسانیت، معنویت، اخلاق و عدالت اجتماعی در نزد این افراد مطرح نبوده و اهمیتی برای آنها قائل نیستند. 

بحران اخلاقی، فراگیرترین بحرانی است که تمام بحران‌ها و آسیب‌های اجتماعی را در بر خواهد گرفت و تمام جنبه‌های زندگی انسان‌ها را تحت‌الشعاع خود قرار خواهد داد. بحران فرهنگی، بحران هویت، بحران مشروعیت و سایر بحران‌های اجتماعی محصول و زاییده ضعف و یا اضمحلال فضایل اخلاقی در جامعه هستند و چنانچه جامعه‌ای به زیور اخلاق آراسته باشد و معیارهای اخلاقی راهنما و نقشه راه آحاد آن جامعه قرار گیرند، از طریق مستقیم منحرف نشده و به آسیب‌های گوناگون اجتماعی مبتلا نخواهند شد. لذا بر عهده متولیان امر و دست اندر کاران اداره حکومت است که با بهره‌گیری از تمام ابزارهای کارآمد فرهنگی، در نهادینه کردن ارزش‌های متعالی اخلاقی در جامعه بکوشند؛ چرا که «الناس علی دین ملوکهم»؛ یعنی مردم راه و رسم دولت‌مردان خود را در پیش گرفته و براساس شیوه رفتاری آنها عمل می‌نمایند.            ( http://aftabnews.ir).

 وضعیت حاضر هم مربوط به این دولت و آن دولت نیست . کلیت جامعه ما با شیب قابل ملاحظه ای دچار سقوط اخلاقی شده است. خانواده به ویژه در شهرهای بزرگ ، آن جایگاه سابق خود را از دست داده است و هم از این روست که حدود یک پنجم ازدواج ها به طلاق حقوقی می انجامد و بخش عمده باقی مانده هم دچار اختلال و طلاق عاطفی اند. احترام والدین مانند قبل نیست. حرمت زنان در جامعه محفوظ نیست و جامعه ای که تا دیروز زنان و دختران را ناموس خود می پنداشت ، با شگفتی می بیند که جوانش در خیابان بر سر زن مردم عربده می کشد یا در حضور بانوان ، از گفتن رکیک ترین دشنام ها ابایی ندارد.

حجب و حیا ، گوهر کمیاب جامعه شده است ، خدا نکند فیلمی از روابط خصوصی یک نفر به بیرون درز کند ، همه در بلوتوث و ایمیل کردن آن به یکدیگر سر از پا نمی شناسند، از همسایه ، فقط یک نام باقی مانده و شاگردی و استادی ، به قالب های خشک و بی روح محدود شده است، دروغ به راحتی آب خوردن رد و بدل می شود،کمتر کسی از این که جنس درجه سه را به نام کالای اعلا قالب کند عذاب وجدان می گیرد ، روابط  جنسی خارج از خانواده یک واقعیت تلخ است ، صله رحم به مهمانی های رسمی و تعارفی تقلیل یافته ، لبخندها عمدتاٌ تصنعی شده و ... .  ما دیگر همان جامعه قبل نیستیم.
پزشکی قانونی اعلام کرده که طی 10 سال اخیر به طور متوسط هر 8 ساعت یک نفر با سلاح سرد کشته شده اند و هر روز به طور متوسط 1600 پرونده نزاع در این نهاد قانونی تشکیل می شود (خبرگزاری مهر).
این ها که آمار ساختگی بی بی سی و رادیو اسرائیل نیست.واقعیت های تلخ و گزنده جامعه امروز خود ماست. کجای تاریخ ایران ، هر روز خدا 3 نفر فقط با سلاح سرد در این مملکت کشته می شدند. چه زمانی در این سرزمین طلاق این همه گسترش داشت؟ چه زمانی این همه جوان معتاد داشتیم؟خیانت های خانوادگی و تن فروشی و دختران فراری ، کی در این کشور تا بدین حد رواج داشت؟  همین الان با  75 میلیون جمعیت 13 میلیون پرونده قضایی داریم! که اگر برای هر پرونده حداقل 2 نفر طرفین دعوا را در نظر بگیریم ، معنایش این است که همین الان 30 - 20 میلیون نفر از جمعیت ایران در حال نزاع قضایی با یکدیگرند! وحشتناک نیست؟! کجاست آن دوستی ها و صداقت ها و گذشت هایی که جامعه ایران را در جهان ممتاز می کرد؟!

پیشنهاد مشخص ما این است که استادان بزرگ جامعه شناسی با احساس وظیفه ای تاریخی ، دور هم جمع شوند و به واکاوی همه جانبه جامعه امروز ایران بپردازند ، علت و درمان ها را از رهگذر مطالعات علمی و میدانی پیدا کنند و به جامعه و دولتمردان «نسخه» دهند. هر چه فارغ از این بررسی های علمی ارائه شود ، یا غلط است ، یا احساسی  و یا در بهترین حالت - که اغلب در رسانه های مستقل می بینیم -فقط بخشی از واقعیت است.
ما همان طور که در علم پزشکی متخصصان خوبی در کشور داریم که درد و درمان بسیاری از بیماری ها را می شناسند ، متخصصان واقعاً دانشمندی در عرصه علوم اجتماعی داریم که می توانند در این زمان که جامعه ما بیمار شده ، درد و درمان را بیابند و الا اگر این مسائل به تیترهای رسانه ها و اظهار نظر فلان نماینده مجلس در نطق پیش از دستور و اقدامات پلیسی و نظایر این ها واگذاشته شوند ، دیری نخواهد پایید که همه آنچه در طول تاریخ از فرهنگ و تمدن و دیانت و انسانیت اندوخته ایم ، به باد فنا برود.( http://www.asriran.com)

نتیجه گیری و تحلیل:

در تحلیل و تنظیم ، باید به رفتار فردی توجه کنیم. یکی از آسیب‌های اخلاقی در جامعه ما این است که برای فرد به تنهایی اصالتی قائل نیستیم و به جمع اصالت می‌دهیم. به عنوان مثال، فردی که از شهر کوچکی وارد شهر بزرگی شده است در مواجهه با اخلاق اجتماعی از اخلاق فردی خودش مثلا حجاب، برای هم‌قدم شدن با اجتماع دست می‌کشد یا یک کاسب وقتی می‌بیند که هم‌صنف‌های او به اخلاق پایبند نیستند برای این‌که بتواند به فعالیت اقتصادی خود ادامه دهد مجبور می‌شود اخلاق را کنار بگذارد. این آسیب بیانگر این موضوع است که متاسفانه برای فرد اصالت قائل نیستیم و به راحتی به رنگ جمع درمی‌آییم و به این مساله توجه نداریم که اسلام برای فرد اصالت قائل است و می‌گوید خودت را دریاب.

امام باقر(ع) به جابر جوفی فرمودند:«خودت را بر قرآن عرضه کن» به این معنا که اگر رفتارهایت مطابق با قرآن بود، خوشحال باش و حتی اگر همه دنیا با تو مخالف باشند اما تو قرآن را در کنار خود داری اما اگر خودت را به قرآن عرضه کردی و دیدی که با قرآن منطبق نیستی، باید احساس شکست کنی، هرچند که همه تو را پیروز بدانند

 

تهیه کننده: امیر خاتمی، دانشجوی کلاس اخلاق حرفه ای

اخلاق در طول تاریخ

اخلاق در طول تاریخ

 

فلسفه اخلاق

 فلسفه اخلاق شاخه‌ای است از فلسفه که به استدلال درباره پرسش‌های بنیادین اخلاقیات می‌پردازد. درستی و نادرستی امور، شناخت امور خیر و شر، و باز شناسی فضایل، مسائل بنیادین اخلاق را تشکیل می‌دهند. پرسش از این مسائل بنیادین منجر به شکل‌گیری دو حوزه نظری می‌شود: فرا اخلاق و اخلاق هنجاری؛ فلسفه اخلاق این دو حوزه را شامل می‌شود.

فلسفه اخلاق یکی از رویکردهای علم اخلاق است و بدون در نظر گرفتن نقش و اهمیت آن و پیش کشیدن سؤالاتی که این حوزه از فلسفه مطرح می‌کند نمی‌توان فهم کاملی از اخلاق و اخلاقیات کسب کرد. نهایتاً فلسفه اخلاق در شرایط بحرانی یا فوری بیش از دیگر علوم انتزاعی به دادمان نخواهد رسید اما مطمئناً اصول و مسائل اخلاقی که توسط فلسفه اخلاق مورد بررسی قرار می‌گیرند می‌توانند به صورت پیشینی بسیار از رخداد‌ها را ممکن و یا غیر ممکن سازند. به این معنا که ساختار شکل گرفته اخلاقی پیرامون ما (به عنوان دستاورد اندیشه و فلسفه اخلاق)، رخ دادن امور را از صافی اخلاقیات حاکم رد می‌کند و در نتیجه شناخت این محیط اخلاقی به ما در تصمیم گیری‌های موقعی مان کمک فراوان خواهد رساند.

تاریخچه

آدمیان در مرحله‌ای از تاریخ پدیداری خود رفته رفته برخی چیزها را ارزشمند تصور کردند. تفکر ابتدایی انسان به این صورت وارد مرحله مفهوم سازی شد و مفهوم سازی موجب پدیدار شدن مفهوم خوبی یا خیر در ذهن انسان گشت و این شروع تفکر اخلاقی انسان بود. وقتی کومون‌های اولیه شکل گرفتند دو مفهوم عمده در ساختار اجتماعی شان مشهود بود؛ یکی از این مفاهیم، مفهوم عرف بود و دیگری مفهوم تابو. عرف مجموعه قواعدی بود که جامعه به صورت سنتی آن را پذیرفته بود و موجبات انتظام اجتماعی را فراهم می‌آورد؛ زمانی که جوامع به سوی متمدن شدن گام برداشتند و از حالت کومون درآمدند، به مرور مفهوم عرف نیز تبدیل به مفهوم قانون شد. تابو مجموعه‌ای از رفتارها و گفتارهای ناهنجار اجتماعی بود که از سوی آیین و مذهب قوم ممنوع و نکوهیده بودند؛ مفهوم تابو نیز در سیر تطور جوامع مدنی، به مرور زمان به مفهوم اخلاقیات بدل گشت. پس از گذار از دوران کومون‌های اولیه و شکل گیری نخستین جوامع مدنی تشریک مساعی رو به افزایش نهاد و تقسیم کار برآوردن نیازها را آسان کرد. این جریان موجب شد که خواسته‌ها از نیازها پیشی بگیرند. بالیدن آرمان‌ها، تکامل هوش بشری و نیز قابلیت تأمل درباره حیات و عالم موجب شد تا انسان ارزش گذاری نیازها و خواسته‌های خود را امری جدی و تا حدی حیاتی قلمداد کند. سرانجام آدمیان برای هر چیزی که در آن منفعتی احساس می‌کردند ارزش قائل می‌شدند و بدین طریق مفهوم خیر گسترش یافت.

 

همزمان با پیدایش و گسترش مفهوم خیر در جوامع انسانی مفهوم شر نیز به وجود آمد و گسترش یافت. انسان‌ها بسته به نوع عملکردشان در چشم یکدیگر به خوب و بد تقسیم شدند. این جریان موجب آن شد که افراد بشر گرایش به شر را تقبیح کنند چرا که با وجود منفعت عمل شر برای فرد شرور، کلیت این عمل به ضرر تمام افراد جامعه تمام می‌شد و می‌توانست بنیاد شهروندی را ریشه کن کند. در این راستا بود که معلمین اخلاق ظهور یافتند. آنچه تا کنون گفته شد بنا بر دیدگاه تکاملی در جامعه شناسی غربی است ولی بر خلاف این سیر تکاملی برای پیدایش مفهوم خیر و شر باید چنین گفت این مفهوم خیر و شر تنها در باب خیر و شر نوعی جریان دارد یعنی خیر و شری که به واسطه آن منافع اجتماعی حفظ یا منهدم می گردد در حالی که به بداهت عقلی مشخص است که برخی از اعمال و رفتار درای منافع و مضرات اجتماعی نیست ولی با این وجود عقل به شر بودن آن حکم می کند به عنوان نمونه فخر فروشی مضرت اجتماعی مستقیمی ندارد ولکن عقل به قبح آن حکم می کند همچنین شرور و موارد اخلاقی وجود دارند که عقل به آنها دسترسی ندارد چرا که عقل نظری مدرک کلیات است و عقل عملی نیز در قالب همان کلیات به مصداق یابی می پردازد با این تفاصیل نیاز به پیامبران از زمان کشف خیر و شر نوعی - اجتماعی نمی باشد بله از اغاز هستی انسان نیاز به پیامبران برای نشان دادن این شرور و خیر ها وجود دارد چرا که تنها پیامبران به منبع اصلی دانش یعنی خدا متصل هستند و به تمام جوانب نفس بشری و هستی احاط دارند و این کلام که اولین و مهم‌ترین معلمین اخلاق پیامبران بودند. دین به مثابه برنامه و روش اخلاقی به واسطه عده‌ای افراد که خود را مرتبط با خداوند معرفی می‌کردند به مردمان ارائه شد. ان هم بعد از کشف این خیر ها و شر های اجتماعی کلامی است که با توجه به استدلال گذشته باطل است. البته اینکه پیامبران ابراهیمی مهم‌ترین این افراد بودند. نیز جای بحث دارد چرا که دین در نزد خدا یکی است و در هر زمان به تناسب آن زمان فرامینی داده است تا دین خاتم که همان اسلام است همچنین گفته شده اولین فرامین اخلاقی مدون که انسان را مورد خطاب قرار داد فرامین دهگانه خداوند در سفر پیدایش و سفر تثنیه و نیز احکام دینی و اخلاقی یهود در سفر لاویان بود. که این نیز جای تامل است با توجه به انچه گفته شد از ضرورت وجود پیامبران از اغاز زمان زندگانی بشر و وجود پیامبران قبل از موسی بدون شک ده فرمان اولین فرمان اخلاقی خداوند نمی باشد چرا که در زمان نوح نیز خط موجود بوده است و مطلب دیگری که گفته شده آن است که: پس از نزول شریعت یهود باب نزول ادیان مختلف بر جوامع انسانی گشوده شد. مسیحیت و اسلام دو دین ابراهیمی دیگر بودند که هر یک با تفاوت‌های کلی و جزیی به تبیین اصول اخلاقی پرداختند. به واقع در صدد آن است که این دو دین را وام دار یهودیت بداند اما این در جائی باعث اشکال است که ما ماهیت دین ها را متفاوت بدانیم اما در تفکر اسلام دین تنها نزد خدا یکی است و هر دین تکامل بخش دین دیگری است و این ادیان منافاتی با هم ندارند هرچند که در جریان تحریفات یهود و مسیح گذاره های اخلاقی در برخی از این دین ها تحریف شده است. در مورد آیین‌های دینی غیر ابراهیمی نیز همزمان با این جریان شروع به گسترش کردند. از جمله اینان می‌توان از ادیان زرتشتی و بودایی نام برد. در قرن پنجم پیش از میلاد مسیح و در سرزمین یونان معلم اخلاقی سر بر می‌آورد که فارغ از آموزه‌های دینی به تعلیم اخلاق می‌پرداخت. سقراط حلقه پیوند معلمین اخلاق با فلاسفه اخلاق بود.

افلاطون مکالمات فراوانی در باب فلسفه نوشت و در این آثار اشارات و بررسی‌های ضمنی بسیاری درباره اخلاقیات کرد؛ اما فلسفه اخلاق راه خود را رسماً از زمان ارسطو آغاز کرد. نگارش اخلاق نیکوماخوس شروع تاریخ فلسفه اخلاق است. پس از ارسطو اپیکوریان و رواقیون سردمداران نگرش فلسفی به اخلاق بودند. پس از تحول بزرگ مسیحیت فلسفه اخلاق وارد مسیری جدید شد. آگوستین یکی از تأثیرگذارترین فلاسفه اخلاق بود و با آراء خود به تبیین موضوعات فلسفه اخلاق از منظر مسیحیت کاتولیک پرداخت. در دوران قرون وسطی فلسفه اخلاق رشد روزافزونی داشت اما تنها در مسیر اخلاقیات مسیحی پیش می‌رفت. اوج فلسفه اخلاق در قرون وسطی را می‌توان در آراء توماس آکویناس مشاهده کرد. پس از دوران رنسانس اندک اندک آزادی اندیشه و بیان در جوامع اروپایی نهادینه شد و با وجود مشکلات به جا مانده از دوران تاریکی انقلاب فلسفی آغاز گشت. این انقلاب همان شروع دوران جدید است. دوران مذکور دوران شکوفایی علم و فلسفه بود. تمام فلاسفه بزرگ این دوران درباره اخلاق نظریات مهمی را مطرح ساختند اما قابل توجه‌ترین این فلاسفه باروخ اسپینوزا است. پیش از دوران جدید تمامی فلاسفه به اخلاق رویکردی مبتنی بر فضیلت داشتند. انقلاب اسپینوزا در فلسفه اخلاق تغییر این رویکرد به اخلاق مبتنی بر کردار بود. تأثیر متفکران دوران جدید بر عصر روشنگری غیر قابل انکار است. در پایان دوران روشنگری بارزترین چهره فلسفه اخلاق طول تاریخ یعنی ایمانوئل کانت رخ می‌نماید. در حقیقت کانت مفهوم امروزی فلسفه اخلاق را ساخت. پس از کانتجان استوارت میل و آرتور شوپنهاور علم اخلاق را بیش از پیش متحول ساختند. در قرن بیستم نیز فلاسفه بزرگی در دو شاخه فلسفه تحلیلی و فلسفه قاره‌ای آثار مهمی از خود بر جای گذاشتند.

مسائل

فلسفه اخلاق مانند هر شاخه دیگری از فلسفه، برای پاسخ دادن به سؤالات پیش رویش به تبیین و توضیح پاره ای مسائل می پردازد. این مسائل می توانند مخصوص اخلاق باشند و یا می توانند مسائلی باشند که هم در اخلاق و هم در علوم دیگر مورد بررسی است. اصولاً فلسفه اخلاق رابطه نزدیکی با فلسفه سیاسی، فلسفه حقوق، جامعه شناسی و روان شناسی دارد؛ در نتیجه بعضی از مسائل فلسفه اخلاق مسائل حوزه‌های مذکور نیز هستند.

خیر و شر

مبنای اخلاقیات بر این عقیده استوار است که آن چه برای انسان‌های (و یا حتی حیوانات) به خصوصی خوب یا بد است، نه فقط از دیدگاه آنان، بلکه از دیدگاه فراگیرتری خوب یا بد می باشد.

حکم کردن به این که چه چیزی فی نفسه خوب است به این معناست که آن چیز ارزشمند است. ذهن انسان با عمل ارزش گذاری امور خیر و شر را پدید می آورد و در نتیجه به تقبیح و تحسین این امور می پردازد. نمی توان به طور قطع گفت که ارزش گذاری‌های این چنینی اصولاً قراردادی هستند و یا به صورت غریزی موجودند. با این حال، وجود این دو مفهوم در تاریخ تفکر بشری غیر قابل انکار است. وجود این مفاهیم در ذهن انسان موجب شده است تا نظریات مختلف اخلاقی خیر و شر را به طرق گوناگون تعبیر کند. برخی خیر را، خیر فرد می دانند؛ عده ای معتقدند که خیر همان خیر جمعی است و دیگرانی معتقدند که مفهوم خیر نسبت به موقعیت تاریخی و فرهنگی یک جامعه تعریف می شود. با وجود این عدم توافق، یک مفهوم در فلسفه اخلاق از اهمیت کلیدی برخوردار است و آن مفهوم خیر اعلی است. خیر اعلی یعنی بالاترین شکل خیر که انسان می تواند با حرکت به سوی آن اخلاقی تر عمل کند.

خیر می تواند به واسطه روابط علّی، هنجاری و مفهومی با درستی در ارتباط باشد. با این حال امکان عدم رابطه میان این دو مفهوم نیز وجود دارد. تبیین روابط خیر و درستی نیز در نظریات مختلف به اشکال مختلف بیان شده است.

درست و نادرست

هرچند که نمی توان به قطعیت گفت هر آنچه درست است خوب نیز هست اما به نظر می رسد که به لحاظ ارزشی این دو با هم تساوی دارند. یعنی ارزش درستی با ارزش خوبی برابری می‌کند با این تفاوت که خوبی مفهوم بسیار نسبی تر و شناورتری از درستی دارد. درستی و نادرستی امور با آثار عمل بر روی فرد انجام دهنده و دیگران در معرض عمل سر و کار دارد. فرد با ارتکاب عمل درست و یا نادرست در وهله اول خود را در موقعیت اخلاقی قرار داده و با این فضا سنجیده می شود. در مرحله بعدی آثار عمل فرد می تواند بر احساسات دیگران کارگر افتد و همین طور می تواند سود و زیان مادی به دیگران وارد کند. در نتیجه در اطلاق ارزش درست یا نادرست برای یک امر باید به تأثیرات آن امر بر فرد عامل و نیز تأثیرات آن بر دیگران توجه کرد.

برخی اوقات مفهوم «درست و نادرست» با مفهوم «مخالف و موافق قانون» اشتباه گرفته می شود. این دو مفهوم کاملاً از هم متفاوتند؛ ممکن است قوانینی وجود داشته باشد که چیزی که ندرست نیست را ممنوع سازد و یا امری نادرست را الزام کند. وقتی ما قادریم ساختارهایی مثل آن چه گفته شد را در ذهن خود بسازیم و بفهمیم معلوم می‌شود که ایده‌های درستی متفاوت از ایده‌های قانونی هستند. زیرا ما به واسطه ایده‌های درستی می توانیم قوانین را نیز مورد ارزیابی قرار دهیم.

عده ای از متفکران فلسفه اخلاق معتقدند که درستی و نادرستی امری نسبی است. اینان استناد می کنند بر تأثیر زمان و مکان بر درستی و نادرستی امور و یا بستگی درستی امور به شرایط. اما این استنتاج غلط است؛ گزاره‌های مذکور به معنای نسبی بودن بنیان اخلاقیات نیست بلکه به این معناست که اصول بنیادین اخلاق در شرایط مختلف اعمال متفاوتی را ایجاب می کند. یعنی ما بنیاد محکمی برای اخلاق داریم که بر آن ساختمانی نسبی ساخته شده است.

فضیلت

به خصایلی که موجب فضل و بزرگ منشی می شوند فضیلت می گویند. فضایل را می توان در پنج گروه تقسیم کرد: فضایل طبیعی (نظیر قدرت، سرعت)؛ فضایل اکتسابی (نظیر مهارت در نواختن ساز، بخشایش)؛ فضایل مربوط به خلق و خو (نظیر خوش خلقی، شوخ طبعی)؛ خصایل دینی (نظیر ایمان، پارسایی)؛ خصایل مربوط به منش (نظیر نیک خواهی، مهربانی). به مجموعه این صفات که باعث می‌شود تا فردی را بزرگ منش و نیک بنامیم فضایل می گوییم.

اخلاق مبتنی بر فضیلت عمدتاً با اشخاص سر و کار دارد. البته منظور از این سخن این نیست که این شاخه از فلسفه اخلاق محدود به داوری در مورد اشخاص است، بلکه افزون بر آن این گرایش، به راهنمایی کردار نیز می پردازد. خوب بودن حکم تعیین کننده فلسفه اخلاق معطوف به فضیلت است.

 

اخلاق مبتنی بر فضیلت با هر فضیلتی درگیر نیست بلکه تنها فضایلی خاص را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهد. در حقیقت سر و کار این شاخه از فلسفه اخلاق با فضایل اخلاقی است. فضایل اخلاقی یعنی فضایلی که اخلاقی نامیدنشان موجه است. این توجیه یکی از وظایف فیلسوفان اخلاق مبتنی بر فضیلت است. مسئله دیگر این است که اخلاق مبتنی بر فضیلت به فضایل اکتسابی می پردازد نه فضایل طبیعی. فضایل طبیعی از حیث اخلاقی خنثی هستند.

اصولاً فلسفه اخلاق مبتنی بر فضیلت در میان فیلسوفان باستان رواج داشته است؛ با این حال نمی توان گفت که این گرایش در دوران رنسانس، روشنگری و قرن بیستم منسوخ گشته است. گرایش به فضیلت و فضیلت مندی همیشه در میان فلاسفه اخلاق مشهود بوده؛ با این وجود مهم‌ترین فیلسوفان اخلاق مبتنی بر فضیلت عبارتند از:

  • افلاطون: از نظر افلاطون فضیلت هر شئ همان چیزی است که آن شئ را قادر می سازد تا وظیفه خاص خود را به خوبی انجام دهد. یعنی این که اگر تمام اجزاء یک نظام برای انجام دادن کار مورد انتظار از آن نظام در حالت متکامل قرار داشته باشند آن نظام، نظامی فضیلتمند است.
  • ارسطو: ارسطو معتقد است که انسان دارای فضایل عقلی است؛ فضایل عقلی مشتملند بر فضایل نظری و فضایل عملی. انسان‌ها ممکن است از هیچ یک از این فضایل برخوردار نباشند، ممکن است یکی از این دو را داشته باشند و یا این که ممکن است از هر دوی آن‌ها بهره مند باشند. از نظر ارسطو عقل زمانی به نحو احسن عمل می‌کند که هر دوی این فضایل را در خود داشته باشد. از منظر معلم اول کمالات و فضایل اخلاقی در ارتباط با بخش غیرعقلانی نفس هستند. این بخش نفس بخشی است مرتبط با برآوردن امیال و خواهش ها. اگر عقل بر این بخش نفس نظارت کند آن چه به دست می آید فضیلت است.

عدالت

همه ما با مفهوم عدالت تا اندازه ای مأنوسیم. این مفهوم در سرتاسر مناسبات و تعاملات روزمره ما جاری و ساری است. با وجود این ادراک شهودی از اخلاق، اکثر ما تعریف روشنی از عدالت در دست نداریم. به هر حال عدالت یکی از غامض‌ترین و دشوارترین مفاهیم فلسفه اخلاق است و برای شناخت این مفهوم باید درکی کافی از چیستی فلسفه اخلاق داشت.

از دیدگاه ارسطو می توان عدالت را از دو منظر دید؛ یکی این که عدالت را به مثابه کل اخلاق بنگریم. یعنی هر آنچه درست است و نیک است عادلانه است و هر آنچه که عادلانه می خوانیم لاجرم درست است و نیک است. منظر دیگر این است که عدالت را به مثابه خود عدالت _ یعنی جزیی از اخلاقیات_ در نظر بگیریم. در این صورت عدالت تعریف خاص خود را دارد و ما می توانیم امری را عادلانه یا غیر عادلانه بخوانیم و از آن پس روشن کنیم که فلان عمل عادلانه آیا اخلاقی هم بود یا خیر؟

تئوری‌های عدالت عمدتاً مبتنی بر درک متقابل اجتماعی شکل می گیرند و نیز ارتباط میان قانون و اخلاقیات حاکم بر جوامع بر اساس تئوری‌های عدالت میسر می شود. نتیجتاً تمام این امور موجب موضع گیری اندیشمندان در رابطه با امر اخلاقی می‌شود و مانند هر موضوع فلسفی دیگر عقاید مختلف پیرامون این مسئله شکل می گیرد. عده ای قائل به عدالت طبیعی می شوند و عده ای در پی عدالت قانونی می روند. کسانی گرایش یه عدالت توزیعی پیدا می کنند و کسانی از پایه عدالت را غیراخلاقی عنوان می کنند.

با تمام این اوصاف از زمان افلاطون تا به امروز عدالت یکی از پیچیده‌ترین و جذاب‌ترین مباحث فلسفه اخلاق باقی مانده است.

سعادت

می توان اینگونه گفت که به نتیجه اخلاقی رضایت بخش برای انسان سعادت می گویند. پس سعادت امری مطلقاً اخلاقی است. سعادت یا رضایت وجدانی پدیدار نمی شود مگر به سبب عمل درست و نیک اخلاقی. به همین سبب هم سعادت در گفتمان دینی و مذهبی نیز مشهود است؛ زیرا این نوع گفتمان‌ها نیز غایتی اخلاقی دارند.

از زمانی که فلسفه اخلاق وجود داشته، مبحث سعادتمندی نیز مطرح بوده است و عملاً ذهن غایت نگر انسان ناخواسته مجبور به ادراک تصور سعادت است. هیچ دستگاه فلسفی اخلاقی هرگز منکر وجود و حضور سعادت نمی شود؛ زیرا با از بین رفتن مفهوم سعادت، غایت فلسفه اخلاق از بین رفته و این فلسفه کارکرد خود را از دست می دهد. همه فلاسفه اخلاق مطالب بسیار درباره سعادت و سعادت مندی، چه به صورت مستقیم و چه به صورت ضمنی، نگاشته اند.

مسلم است که نگاه همه فلاسفه به امر سعادت یکسان نیست و هر فیلسوفی بر مبنای دستگاه فکری اش سعادت را تعبیری خاص کرده. جالب آن که مهم‌ترین مؤلفه در به وجود آمدن مکاتب مختلف فلسفه اخلاق، تفاوت تعبیر چیستی سعادت از منظر فلاسفه مختلف است.

مکاتب

فراطبیعت‌گرایی

فراطبیعت گرایی تقریباً ابتدایی‌ترین نظام کامل اخلاقی است که بشر به آن دست یافته. این دیدگاه پایه اخلاقی ادیان بوده است و از دل نظام اخلاقی دینی به فلسفه اخلاق وارد شده است. بسیاری بر آنند که اصولاً فلسفه اخلاق این همان است با اندیشه دینی. هرچند که گزاره مذکور کاملاً مردود است اما گویای اهمیت این ریشه اخلاقیات نیز هست. فراطبیعت گرایی ناظر بر نظریه فرمان الهی است. به این معنا که آن چیزی درست و خوب است که خداوند به آن امر کند و آن چیزی نادرست و شر است که خداوند ما را از آن نهی کند. در نتیجه فراطبیعت گرایی گرایشی است از فلسفه اخلاق که تحت تأثیر فرامین الهی شکل گرفته است.

کسانی که قائل به گرایش فراطبیعی در اخلاق هستند در درجه اول ایمان به خدا را مسلم فرض می کنند. بر همین اساس تمام قوانین بنیادین از این منظر بر خواست خداوند مبتنی اند. به تبع قوانین بنیادین هستی بنیان‌های اخلاقی نیز بر خواست خدا استوار می شوند و در نتیجه خداوند خالق نظام اخلاقی فرض گرفته می‌شود و خواست او موجب تمایز درست از نادرست می گردد.

همچنین فراطبیعت گرایان معتقد به عینیت اخلاقند. یعنی اخلاقیات وجود خارجی و عینی دارند و نمود آن‌ها همان مفهوم تکلیف الهی است. با فرض عینی بودن اخلاقیات لاجرم باید پذیرفت که برای تکالیف عینی اخلاقی باید منبعی وجود داشته باشد. این منبع نمی تواند غیر شخص باشد؛ زیرا غیر شخص فروتر از شخص است و آن که فروتر از شخص است نمی تواند برای شخص تکلیفی تعیین کند. و این منبع نمی تواند خود هر فرد باشد زیرا فرد می تواند خود را از قید هر تکلیفی برهاند و مکلف به هیچ چیز تباشد. و نیز این منبع نمی تواند جامعه باشد زیرا این‌ها اگر ما را به انجام کاری غیر اخلاقی وادارند هیچ حجیت اخلاقی برای ما ندارند. در نتیجه تنها خدا می ماند که می تواند منشأ تکالیف ما باشد.

مسئله مهمی که برای فراطبیعت گرایان مطرح است این است که چگونه می توان از خواست خداوند با خبر شد؟ سیر تطور فراطبیعت گرایی مسیحی جوابی تقریباً جامع به این سوال داده است اما متأسفانه به سبب ضعف فلاسفه یهودی و مسلمان در امور فلسفه اخلاق در فلسفه این دو دین هیچ جواب مشخصی نمی توان یافت. پاسخ این سوال از منظر مسیحیان در چهار چیز خلاصه می شود: کتاب مقدس، کلیسا، نیایش و عقل. کتاب مقدس از این منظر بنیان سه شاخصه بعدی است و به ترتیب اهمیت دیگر شاخصه‌ها منظم شده اند.

در عین حال انتقادات فراوانی نیز به طبیعت گرایی وارد است. به عنوان مثال یکی از مهم‌ترین ایرادات به فراطبیعت گرایی را عنوان می کنیم:

تنها اصل قطعی جهان ما امتناع تناقض است. همه اصول شناختی ذهن انسان وجود دارند و وجودشان مستمر است به سبب وجود این اصل که هرگز دو امر متناقض نمی توانند مجتمع شوند. خداناباوران می گویند که «کشتن بد است.»؛ با این حال این افراد قائل به وجود خداوند نیستند. اگر فراطبیعت گرایی صادق باشد پس این اصل نیز صادق است که هرچه بد است به سبب نهی خدا بد است. با فرض این امر باید قائل شویم که اندیشه خداناباوران حاوی تناقض است. اما ما تناقضی در اندیشه خداناباوران نمی بینیم. پس فراطبیعت گرایی صادق نیست.

طبیعت‌گرایی

دستگاه شناختی ذهن انسان به راحتی میان اموری که در طبیعت وحود دارند و اموری که این چنین نیستند فرق می گذارد. مسئله این جاست که آیا درست و نادرست در طبیعت موجود است یا خیر؟ در حقیقت این سوالی است از جوهر اخلاق؛ سوالی درباره این که اخلاق طبیعی است یا مصنوع دست بشر است. پاسخ مثبت به مسئله مذکور، یعنی وجود درست و نادرست در طبیعت، گرایش طبیعی در اخلاق را بر می سازد.

طبیعت گرایان معتقدند که امور اخلاقی به صورت بنیادین در طبیعت هست. این افراد برآنند که اخلاق بخشی از نظام طبیعی اشیاء است. اندیشیدن درباره اخلاق به مثابه امری طبیعی تنها در سنت قانون طبیعی معنا می یابد. این دیدگاه اخلاقی بر این اصل بنیان نهاده شده است که اخلاقیات در ذات طبیعت و بشر نهادینه است و در همه جای جهان اخلاق تنها یکی است. در نتیجه این نظرگاه در مخالفت کامل با نسبی نگری اخلاقی است.

طبیعتی که مد نظر طبیعت گرایان است گاه به معنای کل کیهان استفاده شده و گاه به معنای طبیعت بشر. اما تا پیش از قرن بیستم غالباً تصور می شد که خداوند واضع و منشأ قانون طبیعی و به تبع آن اخلاق طبیعی است. برخی نیز معتقد بودند که خداوند خود حالّ در طبیعت و یا حتی عین طبیعت است. در قرون وسطی این اندیشه باب گشت که خداوند خالقی است که خود خارج از مخلوقش قرار دارد و خلق خدا همین طبیعت است و در نتیجه خدا در طبیعت نیست. اواخر قرن نوزدهم با در آمدن علم و فلسفه از زیر یوغ دین، این علوم تغییرات عمیقی کردند. در این میان اندیشه اخلاقی طبیعت گرا نیز بی نصیب نماند. در حقیقت در اوایل قرن بیستم نگاه اخلاق طبیعی از زیر نگاه خدا در آمد و خود طبیعت را به مثابه آن کل اخلاقی مفروض شد.

مهم‌ترین تأثیر گرایش طبیعی در اخلاق، زاده شدن فلسفه سیاسی، فلسفه علوم اجتماعی و فلسفه حقوق است. در حقیقت با بررسیدن اخلاق طبیعی راه شناخت تکوین قانون طبیعی بر ما گشوده می‌شود و از این طریق مرز میان فلسفه اخلاق با شاخه‌های مذکور مشخص می شود.

 

 تهیه کننده: حسین نورایی، دانشجوی کلاس اخلاق حرفه ای

 

روان شناسی اخلاق

روان شناسی اخلاق
(Moral Psychology)

 

 

مقدمه

روان شناسی اخلاق به عنوان یک رشته، اساساً با مسائل روان شناختی­ ای سر و کار دارد که در باب ارزشگذاری اخلاقی افعال، مطرح می­شوند. روان شناسی اخلاق با پیش فرض­های روان شناختی اخلاق معتبر، سر و کار دارد؛ یعنی، با مفروضاتی سر و کار دارد که برای ما ضروری به نظر می­رسد تا این که مقتضیات اخلاقی الزام­آور و عینی تحقق پیدا کند؛ مثلاً، اگر ما فاقد ارادۀ آزاد باشیم یا همگی ناتوان از فداکاری(unselfishness) باشیم، آن گاه روشن نیست که در حقیقت، اخلاق چگونه می­تواند با موجودات انسانی در ارتباط باشد. روان­شناسی اخلاق همچنین با ملازمات روان شناختیِ (psychological accompaniments) عمل واقعی درست یا نادرست ، سر و کار دارد؛ از باب نمونه، با پرسش ­هایی دربارۀ ماهیت و امکان ضعف اخلاقی(moral weakness)  یا خودفریبی(self-deception)، و پرسش ­هایی در باب انواع انگیزه­ هایی که می بایست عامل­های اخلاقی را برانگیزند، سر و کار دارد. افزون بر آن، در رویکرد به اخلاقِ معروف به اخلاق فضیلت، پرسش هایی در باب عمل درست و خطا با پرسش­ هایی دربارۀ انگیزه ها، امیال (dispositions)، و توانایی­ های عامل­ های اخلاقی پدیدار می­شوند، و نقش روان شناسی در این جا اساسی ­تر از نقشی است که در دیگر صور تئوری اخلاقی، بر عهده دارد.


روان­شناسی و امکان اخلاق

ما می ­توانیم دغدغه­ های سنتی مهم دربارۀ روان­شناسی اخلاق را به عنوان رشتۀ فلسفی متمایز تقسیم کنیم به پرسش­ هایی در باب مفروضات روان­شناختی­ که برای اعتبار اخلاق یا قواعد اخلاقی، به طور کلی، ضروری است و پرسش­ هایی در باب ملازمات یا اصول روان­شناختیِ اعمال خاصی که به عنوان خوب / درست یا بد / نادرست ارزش گذاری شده­ اند. پرسش از این که آیا انسان ها دارای اراده آزاد یا آزادی انتخاب هستند، طبیعتاً به نخستین بخش از این پرس ها تعلق دارد. اگر موجودات بشری فاقد اراده آزاد باشند، آن گاه، طبق معمول(نه به طورکلی) هزاران فرض قابل تصور است. آن ها  نسبت به اعمال شان مسؤول نیستند و و محدویتشان به الزامات اخلاقی بیش از کودکان و حیوانات نیست. از این رو کسانی که به نحو نظام­ مندی یکی از آن دو نظر درست و نادرست اخلاقی را شرح داده­ اند، غالباً بر این عقیده بوده اند که دفاع از فرضِ وجود اراده آزاد انسانی یا آزادی انتخاب، ضروری است. (1)


مثال نخست شامل بیان چیزی دربارۀ عاملیت آزاد نسبت به جبرگروی نومیک/ علّی (causal/nomic determinism)  است. اگر جهان به طور کلی با قوانین علّی یا فیزیکی اراده شود، آن گاه روشن نیست که چگونه هر کسی می­تواند به نحو دیگری رفتار کند، غیر از شیوه ­ای که آن ها در حقیقت انجام می­ دهند. پس مدافعان اخلاق عینی طبق معمول یا معتقدند که انسان ها به شیوه­ های خاصی­ اند که تابع جبر علّی سفت و سخت نیستند، یا نشان می ­دهند که جبرگروی علّی، ما را از اراده آزاد، منع نمی­کند. (2)


دغدغۀ موضوع دیگر مابعدالطبیعی یا کم و بیش مابعدالطبیعی که در روانشناسی اخلاق قد علم کرده است، توانایی انسان برای اخلاق است. از باب مثال، بسیاری از اصول اخلاقی و فیلسوفان اخلاق از مردم میخواهند که گاهی منفعت شخصی (self-interest) را به خاطر شرافت (honour)، نزاکت (fairness)، آداب­دانی (decency)، مهربانی (compassion)، وفاداری(loyalty) یا خیر کلی، به کناری بنهیم. اما اگر شخصی به خودگروی روان­شناختی باور داشته باشد، او بر این باور خواهد بود که مردم فاقد توانایی برای این شیوه­ های از خودگذشتگی هستند؛ و آن گاه این مشکل رخ می ­دهد که آیا انسان ها واقعاً دارای الزاماتی هستند که بسیاری از نظریه­ های اخلاقی ناخودگرا مدعی انجام آنها می­شوند.­

اما حتی اگر کسی، هم خودگروی اخلاقی و هم خودگروی روان­شناختی را رد کند ( مثلا باتلر"1950")، مسائل روان شناختی ـ اخلاقی دربارۀ این پرسش وجود دارد که تا چه اندازه­ باید از مردم، توقعات اخلاقی داشت. این مسائل به ویژه در مورد فائده گروی و مکتب کانتی مطرح است. فائده­ گروی معمولاً بیانگر شکل "به حداکثر رساندن خیر نسبت به شر" است و آن شرطی ضروری و کافی قلمداد می­ شود، برای فعل خوب (خیر) که شخص بیشترین و بهترین نوع آن را به تفصیل انجام می ­دهد و موجب بسط سعادت نوع بشر می­شود. (3)

اما چنین نظریه ای مستلزم آن است که اگر شخصی در صدد کاهش دادن درد، گرسنگی یا رنج دیگران است، او اخلاقاً مجبور به انجام چنین کاری است؛ حتی اگر آن کار به قیمت دست کشیدن از برنامه­ های زندگی خود آن شخص و همۀ آن چیزهایی که آن شخص در زندگی واقعاً مراعات می­کند تمام شود. از این رو معیار اخلاقی فائده ­گرای سنتی، خیلی طاقت­ فرسا است و برخی از فیلسوفان این پرسش را پیش نهادند که آیا اخلاق می­ تواند کاملاً یا به تعبیر دیگران، کم و بیش بسیاری از افراد را این چنین ملزم کند. چه بسا این مطلب باعث تعجب باشد که آیا بیشتر مردم قادرند به چنین اخلاقی که توسط "فائده گروی حداکثری"(maximizing utilitarianism)  ارائه شد، تن در دهند. (4)



دکترین اخلاق کانتی هم می ­تواند بدین منوال خلاف طبیعت یا توانایی بشری باشد؛ البته نه با تمسک به از خود گذشتگی بیش از حد، بلکه با وضع کردن شرایط روان شناختی سفت و سخت یا موشکافانه(محدود) برای افعالی که به لحاظ اخلاقی، ستودنی هستند. بنا بر نظر کانت، اگر شخصی از سر همدردی یا دوستی، در زمان احتیاج یا گرفتاری، به کس دیگری کمک کند، عمل آن شخص فاقد ارزش اخلاقی است؛ چرا که او آن عمل را از سر حس وظیفه شناسی و  با توجه به قانون اخلاقی، انجام نداده است. بسیاری از متفکران حوزۀ اخلاق تلویحاً و یا تصریحاً معتقدند که چنین نظری راجع به فضیلت اخلاقی بسیار موشکافانه و مغایر با روان شناسی انسانی واقع­گرایانه است. آنها چنین استدلال می­ کنند که انگیزه­ های نخستین بی واسطه و طبیعی  همانند دلسوزی (compassion)  یا احساس دوستی، نه تنها دارای ارزش اخلاقی اند بلکه حتی غالباً ستودنی­ تر از توسلی سرد به تکلیف یا چیزی همانند قانون اخلاقی انتزاعی، هستند.
اما پرسش کانتی­ ها از دوام و اعتماد به احساس و عاطفۀ صرف است و بحث قابل ملاحظه­ای در این حوزه، برجا می­ ماند. (5)

 

روان­شناسی اخلاق و داوری اخلاقی

موضوع دیگری که جدیداً روان­شناسان اخلاق و  اخلاقیون را به خود مشغول نمود. ارتباط احساسات اخلاقی (moral emotion) با داوری اخلاقی است. برخی از فیلسوفان، اعتبار یکی از آن دو تئوری اخلاقی را با تکیه بر این مسأله که آیا بعضاً مردم تمایلی به احساس گناه ناشی از نقض دستورات دارند، مورد توجه قرار داده اند. اما سایر فیلسوفان بر این اعتقادند که در برخی شرایط، گناه اجتناب­ناپذیر است، جز این که آن واقعیت هیچ نشانه­ ای از تخلف به جای نمی گذارد. البته، گاهی از این مسأله بحث می ­شود که آیا گناه برای فعلی درست یا موجه انجام می شود، با این مسأله تفاوت دارد که آیا آن فعل، به واقع خطا است یا خیر. (مثلاً، آیا درست است که از آسیب دیدن شخصی در جریان تصادف ترافیکی­ ای که در آن، کس دیگری کاملاً مقصر بوده است، احساس گناه کنیم) اما سایر فیلسوفان در پی برقراری ارتباط بین احساسات اخلاقی و اخلاق هستند. آنها معتقدند که محو نشدن ظاهری احساس عصبانبت و دلخوری ما تا حدودی، یک اصل برای داوری انسانی در باب عدالت و عدم عدالت، ستودنی بودن و نکوهیدنی بودن، فراهم می آورد. (6)

افزون بر آن، روان­شناسان اخلاق خود را با صور گوناگونی از ناکامی اخلاقیِ وضعیتی، درگیر می­ کنند؛ مانند خود فریبی و ضعف اراده. فراوانی وجود این پدیدارها غالباً به خاطر ویژگی تناقض­ آمیز آن ها، سؤال ­برانگیز است. اگر کسی دارای دلیل مشخصی باشد تا خود را در مورد موضوع مشکلی بفریبد ( مثلاً در باب فقر و تنگدستی) آن شخص به هیچ وجه نمی­ تواند موفق شود مگر این که بدانیم او در مورد چه چیزی خودش را می­ فریبد ـ در چه موردی و به چه نحوی او فریفته شد؟ به همین منوال، اگر ضعف اخلاقی یا به طور کلی ­تر، ضعف اراده عبارت است از این که خشم یا عصبانیت یک شخص، مجوز عمل کردن برخلاف داوری بهتر شخص دیگری است، آیا این طبیعی نیست که فهم خودمان را از آنچه اتفاق می­ افتد صورت­بندی کنیم؛ برای این که فرض کنیم دلایل خشم یا عصبانیت، احساس شخص را نسبت به آنچه واقعاً برای او بهترین است تحت تأثیر قرار
 می دهد در چه مورد، به چه نحوی کسی واقعاً برخلاف داوری بهتر (اگرچه موقتی) شخصی عمل می­ کند؟!(7)

بنابراین هم ضعف اراده و هم خودفریبی، ذاتاً مشکل ­­دار و پیچیده هستند و روان شناسی ­اخلاق یا به دنبال نحوه­ های معنا داشتن این پدیدارهای اخلاقی است یا در پی نشان دادن این که آن ها بی­ شک غیرمنسجم و نهایتاً محالند. هر دو راه حل با بازنگری مجدد اخلاقیِ افعال (و امیال( مرتبطند. اگر خودفریبی ممکن است، چه اندازه نکوهش به هنگام منجر شدن خودفریبی به نتایج بد، به آن ضمیمه می­شود؟ آیا خودفریبی به مثابه عمل قصدی و عمدی به حساب می ­آید یا بیشتر شبیه به بی توجهی یا سهل­ انگاری است؟ اما اگر خودفریبی ممکن نیست، آن گاه با تظاهر به چیزی بیشتر شبیه تخلف عمدی است، و شاید حتی نکوهیدنی­ تر از آنچه از آغاز نمایان می­شود، باشد. آن گاه نیز اگر ضعف اراده ممکن نیست، در موارد بسیاری که ما کم و بیش مایلیم برای ضعف، دلیل بیاوریم چه بسا در آن مواردی در حقیقت عامل به نحو روان­شناختی مجبور به عمل خطاست ـ وگرنه شاید به نحو گذرا از فرق موجود بین درست و نادرست بی­ خبر است. نتایجی از این دست مقید به تأثیر گذاردن بر خصلت (سرشت) و/یا شدت سرزنش یا مجازاتی است که مستقیماً متوجه کسانی است که از ابتدا ظاهراً با ضعف و بی­حالی، عمل (خطا) می­کردند. (8)


سایر مسائل مربوط به روان­شناسی اخلاق به سبک تئوری اخلاقیِ مشهور به اخلاق فضیلت مطرح
می­ شوند. اخلاق فضیلت، مسائل روان­شناسی اخلاق را برای فهم عمل درست و نادرست، اساسی تلقی می­ کند. از این رو، به جای این که اخلاق مبتنی بر قواعد اخلاقی یا بازتولید نتایج خوب باشد، اخلاق فضیلت ارسطویی منکر امکان قواعد کلی اخلاقی است و فرد فضیلت­ مند را به عنوان کسی که درک شهودی از درست یا درستکار(noble) در موقعیت­ های متعدد دارد و بنابراین، نسبتاً به راحتی عمل می ­کند، تلقی می ­کند. تا این جا، سنت ارسطویی در اخلاق فضیلت تا حدودی به طور غیر مستقیم به ایدۀ درستی اخلاقی نزدیک می شود (البته) با تمرکز کردن بر منش(شخصیت)، عادات و توانایی­ ها فرد فضیلت­ مندی که در اندیشه و عمل در پی درستی است.
افزون بر این، سنت افراطی­ تری از اخلاق فضیلت وجود دارد که در آن ارزشگذاری اخلاقی اعمال و قواعد اخلاقی مستقیماً ناشی از اوصاف انگیزه خوب و بد است و این که چگونه این ها در اعمال کسی بیان شده یا فهمیده شده است. شاید مشهورترین نمونۀ تاریخی چنین رویکردی را بتوان در جمهور افلاطون(کتاب چهارم) یافت، در آن جا گفته شد که اعمالی خوب هستند که سلامتی و هماهنگی نفس(روح) را بسط دهند. (9)

نمونه محض تر را می ­توان در کتاب انواع تئوری اخلاق (Types of Ethical Theory) جیمز مارتین (James 1885, 1891_Martineau) یافت. مارتین همۀ انگیزه­ های بشری را در یک قلمرو مطلق ردیف می­ کند ـ مثلاٌ شفقت (ترحم) مافوق جاه­ طلبی جای می­ گیرد، جاه­طلبی مافوق میل جنسی، و میل جنسی مافوق کینه ­توزی (vindictiveness) جای می­ گیرد و مدعی می ­شود که عمل درست، عملی است که از عالی ­ترین و بالاترین انگیزه ناشی شود  و در هر موقعیت مفروضی از انتخابِ اخلاقی مؤثر افتد. بنابراین این مطلب اجازه می­ دهد که قواعد اخلاقی از تعمیم­ هایی ناشی شوند که انگیزه­ ها دربارۀ آنها احتمالاً باید در موقعیت­ های متعدد و رایج اخلاقی، عمل کنند. (10)

این رویکردهای اخلاقِ فضیلتیِ متغیر، روان­شناسی اخلاق را کانون توجه اخلاق قرار می­ دهد. اما فعلاً (حالا حالاها) نقش اصلی روان­شناسی اخلاق، احتمالاً به عنوان رشته­ای جانبی برای تئوری اخلاق است، نه محور اصلی تئوری اخلاقی.

 

تهیه کننده: رسول جبلی، دانشجوی کلاس اخلاق حرفه ای

 

اخلاق حرفه‌ای در رانندگی

اخلاق حرفه‌ای در رانندگی

ویژه رانندگان حمل و نقل مسافری برون‌شهری

 

 

 

فصل اول: مقدمه و کلیات

اهمیت آموزش اخلاق حرفه‌ای برای رانندگان

در گذشته روابط انسان‌ها بسیار محدودتر از امروز بود. حوزه فعالیت بیشتر مردم در داخل شهر خودشان بود و افراد کمی بودند که به منظور کار و یا تحصیل، ترک دیار کرده و راهی شهرهای دیگر می‌شدند. سفرهای تفریحی نیز رنگ و بویی دیگر داشت و معمولاً محدود به ایام تعطیل و تابستان‌ها بود. اما امروزه با گسترش جامعه و روابط، نیاز به سفر و جابه‌جایی فزونی یافته است. سفرهای تفریحی، سفرهای کاری و سفرهای زیارتی، تحصیلی بین شهری بسیار زیادتر از گذشته شده و تعداد بیشتری از مردم به منظور کار و یا تحصیل در شهرهای دیگر، در جاده‌ها در حال سفر هستند.

با توجه به جابجایی بیش از 90درصد از مسافرین برون‌شهری توسط ناوگان حمل و نقل جاده‌ای عمومی، رانندگان اتوبوس‌های برون‌شهری نقش بسیار مهمی را در جابه‌جایی مردم ایفا می‌نمایند و به گونه‌ای غیر مستقیم در گردش چرخ‌های صنعت و اقتصاد نقش مهمی دارند. رانندگان همه‌ روزه با تعداد بسیاری از مردم با سلایق و رفتارهای گوناگون برخورد داشته و باید با تمام این افراد رابطه مناسبی برقرار کرده و رضایت آنها را فراهم آورند.

در دهه‌های اخیر، کشورهای پیشرفته توجه وافری بر روی بهبود روابط راننده با مسافرین داشته‌اند و دوره‌های متنوعی را برای آموزش رانندگان برگزار کرده‌اند. در این دوره‌ها رانندگان با فراگیری معیارهای صحیح اخلاقی، روش‌های علمی برای شناخت روحیات مسافران و روش مناسب برخورد با افراد در هرگونه شرایطی، در ارایه بهترین خدمات و برخورد با مسافران کوشش دارند.

میزان اشتیاق مسافر برای سفر با راننده‌ای خاص، مستقیماً به نحوه ایجاد ارتباط و برخورد راننده و مهماندار با او مربوط می‌شود و تأثیر ذهنی مثبت روی مسافر، اولین و مهم‌ترین عامل بر روی نحوه قضاوت او می‌باشد. با توجه به آنچه گفته شد، مشخص است که فراگیری معیارهای اخلاق حرفه‌ای و کاربرد آنها در جامعه امروز بسیار مهم است و در موفقیت و پیشرفت هر فرد نقش بسزایی دارد.

پس فراگیری اخلاق حرفه‌ای لازمه اصلی شغل شماست.

 

بهبود اخلاق حرفه‌ای

افزایش رضایت مسافران

افزایش رغبت به حمل و نقل عمومی و

افزایش سهم حمل و نقل عمومی

ایجاد رونق و افزایش درآمد رانندگان

نتایج رعایت اخلاق حرفه‌ای از سوی رانندگان

 

اخلاق حرفه‌ای چیست؟

در دنیای امروز، تمامی روابط تجاری، با واژه مشتری در ارتباط است و تمام تلاش افراد، بدست آوردن رضایت مشتری می‌باشد. هر نوع فعالیتی، به نوعی فعالیت تجاری محسوب می‌گردد. بازاریان بطور مستقیم با مشتریان در ارتباط می‌باشند، کارکنان یک شرکت، در راستای رسیدن به هدفی تلاش می‌کنند که همانا خواسته مشتری می‌باشد. شما رانندگان حمل و نقل مسافری بین شهری نیز به مشتریان خود که همانا مسافران می‌باشند خدمات‌رسانی کرده و آنها را به مقصدشان می‌رسانید.

گاه ممکن است ساعات طولانی با آنها همسفر گردیده و با آنها در ارتباط باشید. اما چگونگی برخورد شما با انواع مسافران، چگونگی رانندگی و میزان مهارت در برقراری ارتباط مناسب با مردم و میزان رضایت مسافران از شما، همگی در مجموع میزان مهارت شما در حرفه خود را نشان می‌دهد که از آن به عنوان اخلاق حرفه‌ای یاد می‌شود.

شما همه روزه با تعداد بسیار زیادی از مسافران از گروه‌های مختلف سنی و با فرهنگ‌ها و سطوح اجتماعی متفاوت برخورد می‌کنید. رعایت نکات اخلاقی در برخورد با تمامی مسافران و دانستن نحوه برخورد با هر گروه از آنها به شما بسیار کمک می‌کند تا در شغل خود به عنوان یک فرد حرفه‌ای شناخته شوید. در این میان ممکن است با وجود ابراز رفتاری بسیار مناسب از خود، با عده‌ای برخورد کنید که رفتار آنها با معیارهای اخلاقی همخوان نباشد. در این زمان باید با شناخت روش‌های صحیح رفتار با اینگونه افراد و انتخاب و استفاده از عبارات مناسب، به نحو مطلوب آنها را به انجام کار مناسب ترغیب کنید و در این هنگام است که حرفه‌ای بودن خود را نشان داده و باعث تحسین اطرافیان می‌شوید و تمایز خود را از سایر همکارانتان به نمایش می‌گذارید. در یک جمله اخلاق حرفه‌ای را می‌توان این‌گونه تعریف کرد:

«رعایت صحیح اصول و قواعد رفتاری توسط رانندگان حمل و نقل مسافری برای کسب رضایت‌مندی مسافران و افزایش رضایت از کیفیت خدمات ارائه‌ شده»

نگاهی کوتاه به تاریخچه اخلاق حرفه‌ای

با فاصله گرفتن کشورهای توسعه‌یافته از سایر کشورها در ابعاد مختلف، بررسی‌های بسیاری برای شناسایی علل و عوامل پیشرفت سریع این جوامع صورت گرفته و نتایج قابل توجهی به دست آمده است. از جمله این علل می‌توان به مواردی چون اعتقاد و باور عمیق به توسعه، درک اهمیت انجام گروهی کارها، وجود فرهنگ وفاق ملی به جای رشد فردی، توجه به رفاه عمومی و توسعه تولید، روش‌های مدرن برخورد با مشتریان و .... اشاره نمود. این عوامل که تقریباً بین تمام کشورهای توسعه‌یافته مشترک هستند، در سایر کشورها کمتر به چشم می‌خورد.

این توسعه و رشد طی دو دهه بین سال‌های 2000-1980 رخ داده است. به گونه‌ای که بازارهای جهانی یکی پس از دیگری توسط کشورهای صاحب دانش و تکنولوژی، شناسایی و مورد بهره‌برداری قرار گرفته است. اما یکی از دلایل محسوس رسیدن کشورهای پیشرفته به چنین رشدی، شفاف‌سازی و ارائه تعاریف درست، از اصولی است که بر اجرای کارهای مدیریتی و عرصه تولید، حاکم است. یعنی اصول اخلاق حرفه‌ای که همگی در تمام سطوح و حرفه‌ها باید به آن معتقد باشند و عمل کنند.

این اصول بر مبنای برنامه‌ریزی درست از نظر اخلاق حرفه‌ای و وجدان کاری در کشورهای توسعه‌یافته، سال‌هاست که مورد اجرا قرار گرفته و مدت کوتاهی است که کشورهای در حال توسعه نیز به آن توجه می‌کنند؛ به گونه‌ای که تعهد کاری و احساس مسئولیت در انجام مشاغل و حرفه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را تحقق بخشیده است. در این تحقیق سعی شده است تا موضوعات مطرح در چارچوب اخلاق حرفه‌ای برای رانندگان مسافربری جمع‌بندی و ارائه گردد.

اخلاق حرفه‌ای در رانندگی و ابعاد آن

هنگامی که صحبت از اخلاق و رعایت آن می‌شود با دو جنبه مواجه می‌شویم. جنبه اول یک سری قوانین و مقررات می‌باشد که رعایت آنها جنبه قانونی دارد و در قانون به رعایت آن تأکید شده است. مانند عدم اجازه راننده برای درگیری فیزیکی با مسافران. دوم رعایت یک سری موازین عرفی می‌باشد که در جایی از قوانین به آن الزام نشده است، اما رعایت آنها در بهبود روابط شما با مسافران تأثیر بسزایی دارد. همانند خوشامدگویی به مسافران در هنگام سوار شدن به اتوبوس. در واقع هدف از فراگیری اخلاق حرفه‌ای آشنایی بیشتر با این‌گونه معیارها می‌باشد.

یکی از جنبه‌های اصلی اخلاق حرفه‌ای متعهد بودن می‌باشد. اخلاق و تعهد به معنی رعایت مجموعه‌ای از بایدها و نبایدها در ارتباط با دیگر افراد جامعه می‌باشد که باید رعایت شود تا آنها نیز با آرامش در کنار ما زندگی کنند.

شما به عنوان یک راننده متعهد باید در مورد دو گروه توجه زیادی داشته باشید. گروه اول مسافرانی که در اتوبوس شما حضور دارند و باید به گونه‌ای رانندگی کنید که کوچکترین دلهره و پریشانی برای آنها بوجود نیاید. گروه دوم رانندگان هم‌مسیر با شما در جاده می‌باشند که باید با رانندگی ایمن، برای آنها نیز فضای امنی را بوجود آورده و از هرگونه حرکتی که منجر به ایجاد خطر برای آنها گردد پرهیز کنید.

 

ابعاد اخلاق حرفه‌ای

تعهد

رعایت اصول عرفی

رعایت مقررات قانونی

انضباط

انصاف

وجدان کاری

 

 

در هنگام رانندگی، گذشت نقش بسیار مهمی دارد و تفاوت رانندگان حرفه‌ای با رانندگان کم‌تجربه، گذشت کردن و پرهیز از هرگونه ایجاد تنش و درگیری می‌باشد. چه بسا یک راننده کم‌تجربه با لجبازی و ایجاد تنش، موجب ایجاد دردسر برای خود و دیگران گردد، در حالی که یک راننده حرفه‌ای در شرایط مشابه، با گذشت، از ایجاد درگیری فکری و دردسر برای خود پیشگیری می‌کند.

رعایت اخلاق در رانندگی از نظر سلامت روحی و جسمی نیز به نفع شماست. چرا که اگر با هر تحریکی از کوره در رفته و بخواهید به گونه‌ای عمل اشتباه یک نفر را پاسخ دهید، اثر مخربی بر اعصاب و روان خود می‌گذارید و با توجه به ساعات کار طولانی و مشقت کار، در دراز مدت دچار بیماری‌های متعددی خواهید شد که منشأ همه آنها ناراحتی‌های عصبی و روانی می‌باشد.

شما همچنین باید همانند یک مدیر عمل کنید و در هر شرایطی اتوبوس و مسافرانتان را به خوبی مدیریت نمایید. به طور مثال در صورت بروز هرگونه حادثه در سطح جاده، شما به عنوان یک راننده حرفه‌ای باید حادثه را مدیریت کرده و از بروز حوادث بیشتر جلوگیری کنید، در هنگام بروز تصادف، مسافران را مدیریت کرده تا با خودروهای عبوری برخورد نکنند و همچنین با کنار کشیدن خودروهای تصادف کرده، ترافیک را روان کرده و از تصادفات بعدی جلوگیری کنید.

در هر صنف یا صنعت، تنها چند حرکت اشتباه کافی است تا از فرد و شغلش تصویری ناخوشایند و غیر حرفه‌ای نشان داده شود و این در مورد صنعت حمل و نقل نیز صادق است. از آنجا که راننده نماینده صنعت حمل و نقل است و مردم بیش از هر شخص دیگر مشغول در صنعت حمل و نقل، شما را می‌بینند، رفتار شماست که باعث قضاوت آنها در مورد صنعت حمل و نقل می‌گردد.

رابطه رانندگی با شخصیت فرد

نحوه رانندگی شما، نشان‌دهنده فرهنگ و شخصیت شماست. میزان رعایت قانون و مقررات و رفتار صحیح در مقابل دیگر رانندگان در به نمایش گذاشتن یک شخصیت حرفه‌ای بسیار تأثیرگذار است. همچنین نحوه رانندگی، بیش از مدل خودروی شما در قضاوت دیگران در مورد شما تأثیر دارد.

رانندگی یعنی رعایت قانون و مقررات و رعایت حقوق و حریم دیگران. احترام به قوانین و مقررات رانندگی و رعایت آنها نوعی هنر اجتماعی است که شخصیت شما را نزد دیگران شایسته و کامل جلوه داده و معتبر می‌سازد.

باید این باور را در ذهن پروراند که با رعایت نکردن قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی نمی‌توان مهارت و توانمندی‌های خود را نمایش داد. چرا که با این کار تنها شخصیت راننده نزد مسافران و دیگر رانندگان تخریب می‌گردد.

موارد زیر برخی از رفتارهای مطلوب در حین رانندگی می‌باشد:

ـ رعایت قانون و مقررات

ـ احترام به حقوق دیگران

ـ ایجاد فضای آرام برای مسافران

ـ کنترل اعصاب در برابر محرک‌های ترافیکی

ـ گذشت و بردباری در رانندگی

ـ لجبازی نکردن با رانندگان دیگر

فصل دوم: ارتباطات و آداب اجتماعی

ارتباطات و انواع آن

ارتباطات را می‌توان فرآیند انتقال یا مبادله اطلاعات بین موجودات زنده تفسیر کرد که یکی از نیازهای اساسی و مهم برای بقای انسان‌ها به شمار می‌رود.

با اینکه امروزه شنیدن کلمه ارتباطات، ابزارهایی چون تلفن، رادیو، تلویزیون یا کتب و نشریات را در ذهن انسان تداعی می‌کند؛ اما باید دانست که اینها همگی زمینه‌ساز نوعی ارتباط هستند که تحت عنوان ارتباط کلامی شناخته می‌شود.

به طور کلی ارتباط بر دو نوع کلامی و غیر کلامی تقسیم‌بندی می‌شود. در ارتباطات کلامی، ابزار اصلی کلام است که برای انتقال معانی و مفاهیم و مقاصد به کار می‌رود. ارتباط غیر کلامی به دامنه وسیعی از پدیده‌ها و رفتارها گفته می‌شود که از آن جمله می‌توان به حالات چهره، اشارات دست و بدن و پانتومیم اشاره کرد. در ادامه به ویژگی‌های این دو نوع ارتباط بیشتر پرداخته خواهد شد.

ارتباطات کلامی

به مجموع روابطی که از طریق گفت و شنود حاصل می‌شود ارتباط کلامی می‌گویند. برای موفقیت در شغل باید با دقت از کلمات استفاده نمایید. هر واژه‌ای احساسات، عواطف خاص و عملکرد متفاوتی را در افراد برمی‌انگیزد. اگر کلمات را در لحظه و مکان مناسب خود به کار برید، به سرعت بر جسم و روح افراد تأثیر می‌گذارید. ارتباطات کلامی شامل تمام گفت‌و‌گوهای روزمره با همکاران، مسافران، خانواده و ... می‌شود.

واژه‌ها در رسانیدن پیام به دیگران تأثیر فراوانی دارند. بنابراین باید تا حد ممکن از به کار بردن کلمات بر حسب عادت و بدون اندیشه خودداری کنید. کلمات باید دقیقاً مفهوم مورد نظر را در بر داشته باشند و از کنایه‌های منفی بپرهیزید. به طور کلی جملاتی را باید انتخاب کنید که در الگوی زیر بگنجد:

صریح، کوتاه، دقیق، مؤدبانه، صحیح و پرمحتوا

شنیدن،‌گفتن، خواندن و نوشتن مهارت‌های چهارگانه ارتباط کلامی هستند که از کودکی آغاز می‌شوند و از این میان دو مهارت سخن گفتن و شنیدن در موضوع اخلاق حرفه‌ای اهمیت بسیاری دارند که در ادامه به آنها پرداخته می‌شود.

سخن گفتن

سخن گفتن فن یا هنری است که آدمی به وسیله آن بر دیگران تأثیر می‌گذارد و آنان را ترغیب و اقناع کرده و همواره در مراودات اجتماعی کاربرد دارد. در اولین لحظه برقراری ارتباط، شما با سلام و احوال‌پرسی قدرت بیان خود را نشان می‌دهید. در ادامه، بخشی از نکات مربوط به مهارت‌های ارتباطات کلامی بیان می‌شود.

شروع صحبت کردن

این نکته را همیشه باید به خاطر داشته باشید که نحوه بیان، اولین تأثیری است که بر ذهن مخاطب ثبت می‌شود و به گفته روان‌شناسان 5 ثانیه اول صحبت هر نفر، بیان‌کننده شخصیت او برای شنونده و تعیین‌کننده نوع قضاوت شنونده در مورد اوست. پس هنگام شروع صحبت، باید به لحن و تن صدا بسیار دقت کنید. لحن آرام و دوستانه برای شنونده بسیار خوشایند و لحن خشن و تند تأثیر بسیار بدی روی او خواهد داشت. برای شروع صحبت توجه به نکات زیر ضروریست:

ـ انتخاب زمان مناسب و اطمینان از آمادگی شنونده برای شروع صحبت

ـ دقیق صحبت کردن و شاخ و برگ ندادن به موضوع

ـ استفاده از مهارت بازخورد و تعبیر برای درک بهتر موضوع

در هنگام سخن گفتن

سخن گفتن در بین مهارت‌های چهارگانه، بیشترین کاربرد را دارد و برای برقراری ارتباط، مهم تلقی می‌شود. بنابراین باید در هنگام سخن گفتن نکاتی را رعایت نمود:

ـ استفاده از کلماتی مانند "بفرمایید" و "متشکرم" در صحبت‌ها

ـ پرهیز از علایم غیر کلامی مانند "اوهوم"، "آهان" و امثال آنها

ـ عدم استفاده از طعنه و کنایه زدن و بیان واضح منظور

ـ حفظ خونسردی در هر شرایطی

ـ خودداری از تند صحبت کردن

ـ پایین نیاوردن صدا در پایان جملات

ـ فرصت دادن به دیگران در هنگام صحبت کردن

ـ پرهیز از مبالغه

ـ‌ حفظ اعتدال در شوخی و مزاح

ـ پرهیز از مبهم صحبت کردن

سایر نکات مورد نیاز در ارتباط کلامی

علاوه بر مسائل عنوان شده، همواره نکات زیر را در نظر داشته باشید:

ـ مطالعه کردن به گوینده قدرت و برتری کلامی می‌دهد.

ـ از نظرات بزرگان هنگام سخن گفتن نقل قول کنید.

ـ قسم خوردن نشانه عدم اعتماد به نفس است و تکرار آن ارزش سوگند را از بین می‌برد.

ـ از تعاریف و کلمات با توجه به قومیت مخاطب استفاده کنید.

ارتباطات غیر کلامی

مقام و منزلت هر کس نزد دیگران به میزان توجه او نسبت به آنها بستگی دارد. می‌توان به کمک زبان بدن مانند لحن صدا، تغییرات چهره و تماس چشمی میزان توجه خود را به دیگران نشان داد و بدون اظهار حتی یک کلمه، علاقه‌مندی، سازگاری یا ناسازگاری، راحتی یا ناراحتی خود را به گوینده منتقل کرد.

به کلیه حرکات و رفتاری که به وسیله بدن انجام می‌شود و در نتیجه آن پیامی به طرف مقابل منتقل می‌شود زبان بدن گفته می‌شود.

توجه به مفهوم علایم رفتاری

برای کنترل پیام‌های غیر کلامی آگاهی از مهارت‌های زبان بدن و به کارگیری آنها ضروری است. به طور کلی برای برقراری هر ارتباط انسانی باید سه اصل زیر را در نظر داشت:

ـ همه اعمال رفتاری انسان نوعی ارتباط است

ـ چگونگی آغاز پیام، معمولاً نتیجه ارتباط را تعیین می‌کند

ـ چگونگی ارسال پیام بر چگونگی دریافت آن اثر می‌گذارد

نقش گشاده‌رویی در ارتباطات

دو نفر را در نظر بگیرید. اولی آزاد و راحت کنارتان ایستاده و دومی دست به سینه، قوز کرده و روی از شما برگردانده است. به نظرتان کدام یک خوش‌برخوردتر است؟ با کدامیک از آنان مایلید حرف بزنید و ارتباط برقرار کنید؟

دست به سینه ایستادن، برگرداندن چهره، مشت کردن دست، چشمان خمار و لب‌های چروکیده جملگی بر این نکته دلالت دارند که طرف مقابل تمایلی به گفت و شنود ندارد و با زبان بی‌زبانی می‌گوید: "من عصبی و متزلزل هستم و علاقه‌ای به شما و شنیدن نقطه‌نظرهایتان ندارم." غافل از اینکه این حالت به مقام و اعتبار او به شدت آسیب می‌رساند.

بر عکس فرد گشاده‌رو با طرز ایستادن، لحن صدا، اشارات و حرکات دست و نوع نگاه نشان می‌دهد که ذهن، فکر و دیدگاهش برای برقراری ارتباط و شنیدن اخبار و اطلاعات تازه آمادگی دارد. او با زبان بدن خویش این پیام را مخابره می‌کند که "من به خود مطمئن و خاطرجمع هستم و مایلم سخنان شما را بشنوم".

بدیهی است در یک فضای آرام و معتدل بهتر می‌توانید با دیگران ارتباط برقرار کنید. برای حفظ آرامش و تسلط بر اعصاب ضرورت دارد محکم و راست بایستید و از تکان‌های اضافی یا مرتب کردن دائم موها خودداری کنید. به این ترتیب فرد آرام و مسلم بر خورد و مقتدر به نظر می‌رسید و مسیر ارتباط به آرامی طی می‌شود.

گوش دادن

همان‌گونه که عنوان شد، یکی دیگر از کلیدهای مهم ارتباطی گوش دادن است. شنونده خوب بودن، یکی از مهم‌ترین راه‌های برقراری ارتباط مؤثر است. گوش دادن یعنی اینکه برای دیگران و حرف آنان احترام قائل هستید.

با این حال "سرچشمه بسیاری از مشکلات روزمره، عدم توجه و درک صحیح سخنان دیگران است." چرا که بسیاری اوقات بدون اینکه بدانیم دیگری درباره چه چیزی سخن خواهد گفت فکر می‌کنیم همه چیز را می‌دانیم.

بهره‌مندی بیشتر از مهارت شنیدن

خوب گوش کردن شما را برای بهتر گفتن آماده می‌کند. برای بهره‌مندی بیشتر از شنیده‌ها به نکات زیر توجه کنید:‌

ـ‌ باید پذیرفت که دیگران هم حق حرف زدن و حرفی برای گفتن دارند.

ـ از قطع کردن حرف دیگران خودداری کنید.

ـ فقط به حرف‌ یک گوینده گوش کنید.

ـ شنونده فعالی باشید، یعنی صحبت درست گوینده را تأیید کنید.

ـ حرف‌های گوینده را تجزیه و تحلیل کنید.

آداب اجتماعی

بخشی از موفقیت انسان به جامعه و چگونگی ارتباط او با سایر انسان‌ها وابسته است. بنابراین چگونگی برخورد با مردم مهم است. مردم دوست دارند دیگران برای آنها ارزش قائل شوند؛ در برابر آنها مسئولیت‌شناس باشند و خود را از آنان بدانند. رعایت نکاتی ساده، شما را از یک فرد عامی به یک انسان متشخص و معتبر تبدیل می‌کند. با رعایت این نکات ساده دیگران شما را در زمره افراد با اصل و نسب و فرهیخته قرار خواهند داد.

معاشرت به معنی با هم زیستن، با هم گفتن و با هم شنیدن است. آداب معاشرت را می‌توان به عنوان رسوم و روش‌های درست با هم زیستن و ارتباط دانست. برخی از نکاتی مهمی که در برخورد با جامعه و اطرافیان باید رعایت شوند، عبارتند از:

ـ همیشه مؤدب باشید

ـ هیچ‌گاه دشنام ندهید

ـ با صدای بلند صحبت نکنید

ـ کنترل خود را از دست ندهید

ـ به دیگران خیره نشوید

ـ صحبت کسی را قطع نکنید

ـ زندگی خصوصی خود را فاش نکنید

ـ انتقادپذیر باشید

ـ حرف خود را مزه‌مزه کنید

ـ وقت‌شناس باشید

ـ مسئول باشید و اگر اشتباهی از شما سر زد، آن را بپذیرید

ـ درست تصمیم بگیرید و در مواقع لازم نه بگویید

ـ نسبت به تحقیرهای زیرکانه هوشیار باشید

حباب حریم

همه انسان‌ها در اطرافشان یک «حباب حریم» دارند. این حباب حریم مجازی نشان‌دهنده فاصله‌ای است که باید بین افراد حفظ شود تا احساس امنیت نمایند. هر انسان برای خود یک «حد آسودگی» دارد و دوست ندارد دیگران بدون اجازه به این فضای شخصی تجاوز کنند. برای بیشتر مردم فاصله این حریم از بدنشان بین 50 تا 60 سانتی‌متر است.

در اینجا چند نمونه از فاصله‌های امن که در حالت معمول بین انسان‌ها وجود دارد ارائه می‌شود:

فاصله نزدیک: تنها افرادی که برای ما نزدیک و عزیز هستند مانند افراد خانواده و فرزندان در این حریم راه دارند. البته در شرایطی مانند قرار گرفتن در تاکسی، آسانسور و ... می‌تواند باعث قرار گرفتن افراد دیگری در این حریم شوند.

فاصله شخصی: فاصله‌ای است بین یک تا یک و نیم متر که به طور معمول هنگام برخورد با غریبه‌ها و تازه‌آشنایان حفظ می‌شود. بهترین معیار برای سنجش کافی بودن فاصله، دست شماست.

فاصله اجتماعی: فاصله‌ای است بین یک و نیم متر تا دو متر که هنگام حضور در جمع دوستان و همکاران حفظ می‌شود.

به طور کلی مردم در مورد حضور افراد در فضای شخصی‌شان حساس‌اند. حریم شخصی هر کس تحت اختیار و تسلط خود اوست و این حق را دارد که نسبت به ورود دیگران به این حریم، واکنش نشان دهد. باید همیشه این حریم را در نظر داشت و از تعرض به آن پرهیز کرد.

نکات مهم در هنگام دست دادن

ـ هنگام دست دادن، نباید با طرف مقابل فاصله زیادی داشته باشیم که به ناچار دست خود را خیلی دراز کنیم.

ـ هنگامی که با کسی دست می‌دهیم، باید با نگاه مستقیم و با لبخند و کمی خم کردن سر ابراز خوشحالی کنیم.

ـ بعضی‌ها با خونسردی دست می‌دهند و دست خود را مانند تکه گوشتی در دست دیگران می‌گذارند. این امر نشانه بی‌علاقگی و عدم صمیمیت است.

ـ دست دادن باید تا حدی محکم، صمیمانه و کوتاه باشد. نگاه داشتن دست اشخاص به مدت طولانی، با شادی و هیجان دست اشخاص را مرتباً بالا و پایین بردن و یا با کف دست روی دست طرف مقابل زدن؛ هر چند ممکن است صمیمانه باشد ولی دور از نزاکت است.

ـ وقتی کسی دست خود را به سوی شما دراز می‌کند؛ حتی اگر از نظر شما به لحاظ شخصیت و جایگاه اجتماعی پایین‌تر باشد، یا از او خوشتان نیاید، نباید از دست دادن امتناع کنید. حتی بهتر است نارضایتی خود را بروز ندهید.

مصادیق آداب معاشرت برای رانندگان

به علت اقتضای شغلی، رانندگان حرفه‌ای ناوگان حمل و نقل مسافری، ساعات بیشتری در حال فعالیت و حضور در اجتماع هستند. برای به نمایش گذاشتن یک شخصیت حرفه‌ای و خوب، لازم است برخی از نکات را در حین سفر و در هنگام توقف‌ها رعایت کنید.

هنگام توقف در پایانه‌ها و استراحت‌گاه‌ها

یکی از جاهایی که رانندگان معمولاً توقف کرده و همدیگر را می‌بینند، پایانه‌ها و استراحت‌گاه‌های بین راهی است. در این هنگام مسافران نیز رفتار آنها را زیر نظر دارند. رعایت برخی نکات در این مکان‌ها، باعث ارتقای سطح اجتماعی صنعت حمل و نقل و بالا رفتن ارزش رانندگان و دست‌اندرکاران صنعت حمل و نقل در نظر مردم و مسافران می‌شود. مهم‌ترین این نکات عبارتند از:‌

ـ از به کار بردن الفاظ زشت خودداری کنید.

ـ با دوستان خود شوخی‌های کلامی نادرست ننمایید.

ـ از شوخی‌های بدنی و دستی جداً بپرهیزید.

ـ در تمیز نگاه داشتن پایانه جدی باشید.

ـ لباس‌های خود را در مکانی مناسب مرتب کنید.

ـ از خیره شده به رهگذران بپرهیزید.

ـ از صدمه زدن به اموال و تزیینات و سنگفرش پایانه خودداری کنید.

هنگام استراحت در مهمانسراها و رستوران‌ها

هنگام توقف در مهمانسراها و رستوران‌ها رعایت نکات زیر بیان‌کننده شخصیت و ادب شماست:

ـ عدم صحبت با صدای بلند

ـ پرهیز از خنده با صدای بلند

ـ پرهیز از به کار بردن کلمات ناشایست

ـ پرهیز از صحبت در حین غذا خوردن و با دهان پر

عادات مطلوب رانندگی در داخل شهر

همواره به خاطر داشته باشید که تبعیت از قوانین و مقررات ایمنی و لحاظ نمودن ادب در برخورد با سایرین، می‌تواند نقش مهمی در ایجاد ذهنیت مثبت از صنعت حمل و نقل در اذهان مردم ایفا کند.

هنگام رانندگی در شهر موارد زیر را همیشه در نظر بگیرید:‌

ـ پشت چراغ قرمز، پیش از رسیدن به خط‌کشی مخصوص عابر پیاده توقف کنید.

ـ‌اگر موقع عبور اشخاص پیاده، چراغ سبز شد از بوق زدن خودداری کنید، زیرا ممکن است باعث دستپاچگی عابر پیاده شود.

ـ در مواقعی که هوا بارانی یا جاده گل‌ولای دارد، به ویژه هنگامی که عابر پیاده عبور می‌کند، آهسته حرکت کنید تا گل و لای به اطراف پاشیده نشود.

ـ رفتار مؤ‌دبانه شما با مأموران راهنمایی نشانه علاقه و احترام به رعایت قوانین اجتماعی از سوی شماست.

ـ برای توقف‌های اضطراری، مکان‌های ایمن و خلوت‌تر را انتخاب کنید.

ـ هنگامی که خیلی عصبانی یا ناراحت هستید، از نشستن پشت فرمان و رانندگی صرف‌نظر کنید یا دست کم چند دقیقه صبر کنید تا اعصاب شما آرام شود؛ زیرا ناراحتی و عصبانیت، عامل مهمی در بروز تصادفات است.

ـ هر راننده موظف است که نظافت شهرها و همچنین جاده‌های خارج شهر را رعایت کنید. پرتاب کردن پوست میوه یا کاغذ پاره به داخل خیابان‌ها و جاده‌ها، بر خلاف نزاکت است.

ـ تصادف یک اتفاق عادی در حرفه‌ی رانندگی است. هنگامی که تصادف می‌کنید و تقصیر متوجه شماست، با پذیرش مقصر بودن خود، وظیفه اخلاقی خود را انجام داده‌اید. چنانچه فکر می‌کنید مقصر نبوده‌اید با راننده مقصر به نزاع نپردازید و جنجال ایجاد نکنید،‌ بلکه ضمن خونسردی قضاوت را به پلیس واگذار نمایید و از طریق قانون برای گرفتن خسارت اقدام کنید.

ـ از به کار بردن بوق‌های برون‌شهری خودداری کنید.

در این فصل به خلاصه مطالب لازم برای داشتن روابط اجتماعی خوب در اخلاق حرفه‌ای اشاره شد. بنابراین به عنوان یک راننده حرفه‌ای اگر در خود نقصی می‌بینید وقت آن است که دست به کار شده و آن را اصلاح کنید. جمله زیر را همیشه به یاد داشته باشید:

"کسب اعتبار و شهرت شاید 20 سال طول بکشد، اما در کمتر از 5 دقیقه ممکن است تمام آن از بین برود."

فصل سوم: بهداشت

اهمیت بهداشت فردی برای انسان

قضاوت مردم در مورد دیگران، در بیشتر اوقات از روی ظاهر آنها صورت می‌گیرد. چرا که همیشه این امکان وجود ندارد که با همه افراد به مدت طولانی معاشرت کرد تا به شخصیت ذاتی آنها پی برد.

منظور از ظاهر آراسته، تمیز و خوشبو بودن بدن و صورت و همچنین، تمیز بودن لباس و متناسب بودن آن است. در عین حال پاکیزگی پوست، مو، دندان و سایر اعضاء بدن نیز اهمیت زیادی دارد.

یک راننده حرفه‌ای همان‌طور که به رفتار خود اهمیت می‌دهد در مورد سلامت خویش نیز بسیار مراقب بوده و نکات مربوط به سلامت و پاکیزگی را رعایت می‌نماید. سلامتی کامل به خواب کافی، رژیم غذایی مناسب و عدم مصرف نوشابه‌های الکلی بستگی دارد.

بهداشت بدن

از آنجا که تا جسم توانا و سالم نباشد روح و عقل نمی‌توانند به درستی عمل کنند و از سوی دیگر، پیشرفت و ترقی انسان به وسیله عقل و فکر انجام می‌شود، بنابراین سلامت بدن، سهم بسزایی در پیشرفت او داشته و یکی از بدیهی‌ترین نیازهای انسان، لزوم رعایت بهداشت بدن است.

برخی از اعمالی که به رعایت بهداشت بدن کمک می‌نمایند عبارتند از:

ـ استحمام

ـ شستن جوراب‌ها و پاها

ـ کوتاه کردن ناخن‌ها

ـ کوتاه کردن و مرتب کردن محاسن

ـ شانه زدن

 

بهداشت دهان و دندان

بهداشت دهان و دندان از طریق مسواک کردن با خمیر دندان مناسب شروع می‌شود. و حداقل شب‌ها علاوه بر مسواک از نخ دندان نیز استفاده نمود.

برای داشتن دندانهای سالم نکات زیر را رعایت کنید:

ـ‌ چیزهای سخت را با دندان نشکنید.

ـ از خوردن غذاها و نوشیدنی‌های بسیار داغ و یا بسیار سرد اجتناب کنید.

ـ همیشه به وسیله خلاق، دندان‌ها را پاک کنید.

ـ استفاده از سیگار و الکل بهداشت دهان و دندان را به مخاطره می‌اندازد.

ـ استفاده از نخ دندان عامل بسیار مهمی در سلامتی دندان‌هاست.

بهداشت چشم

این عضو بسیار حساس نیاز به مراقبت خاص دارد. برای محافظت چشم، از نور آفتاب، باد، گرد و غبار و ... باید از عینک مناسب استفاده نمود. برای حفاظت از نور آفتاب باید از عینک آفتابی مناسب که حفاظت خوبی از اشعه ماوراء بنفش داشته باشد استفاده کرد. می‌توان به عینک‌های فتوکرومیک طبی اشاره کرد که رنگدانه‌های درون شیشه در اثر این اشعه تغییر رنگ داده و تیره می‌شوند و اشعه را به خود جذب می‌نمایند. به عنوان آخرین نکته باید یادآور شد که عینک باید شیشه بزرگی داشته باشد تا تمام چشم را پوشش دهد. هنگام آلودگی هوا، می‌توانید از قطره‌های استریل چشمی استفاده کنید.

بهداشت لباس

لباس، انسان را از تأثیرات مختلف محیط اعم از گرما، سرما، باد،‌ باران، رطوبت و اشعه شدید خورشید و عوامل آزاردهنده خارجی محفوظ می‌دارد. البته لباس باید با رعایت اصول بهداشتی تهیه شود تا مانع اعمال طبیعی بدن یعنی اعمال حرکتی، ماهیچه‌ها، تنفس، گردش خون و گوارش نشده و از سوی دیگر اختلالی در تنفس پوست و تعریق آن به وجود نیاورد.

رنگ لباس باید مناسب فصل باشد، به این معنی که در زمستان از لباس‌های تیره که اشعه و گرما را به خود جذب می‌کند و در تابستان از لباس‌های روشن استفاده کنید.

پاکیزگی لباس یکی از مهم‌ترین اصول بهداشتی است زیرا لباس ناقل میکروب‌هاست. به همین دلیل لباس‌های زیر را باید زود به زود عوض کرد و لباس‌های رو، هر چند روزی یک بار تعویض و شستشو شود.

داشتن ظاهری خوب و مناسب در محل کار اهمیت زیادی دارد و باعث می‌شود دیگران شما را جدی‌تر تلقی کنند.

ظاهر خوب پیام دیگری نیز دارد. خوب لباس پوشیدن در محل کار به دیگران این پیام را می‌دهد که همان‌طور که در لباس پوشیدنتان دقیق هستید، در کار نیز منظم و دقیق هستید.

لباس فرم در نظر گرفته شده برای رانندگان، پوشش بسیار مناسبی است. در مواقع اضطراری، یک لباس نیمه‌رسمی، اما شیک و مرتب، برای آنان کافیست.

تنها با رعایت نکاتی ساده می‌توانید به عنوان یک فرد مرتب و خوش‌پوش مطرح شوید. از لباس‌های راحتی استفاده نکنید و زنجیر و دسته کلید آویزان نکنید.

بهداشت خودرو

خودرو یک راننده، مهم‌ترین دارایی و وسیله کسب درآمد اوست. میزان رسیدگی و دقت شما نسبت به خودروی خود، نشان از آگاهی شما نسبت به اهمیت شغلتان و دید مردم نسبت به او و شغلتان خواهد داشت. هر اندازه خودروی شما تمیزتر باشد، مردم و مسافران، احترام بیشتری برای شما قائل شده و از سفر کردن با شما احساس رضایت بیشتری می‌کنند.

مسافران در انتخاب وسیله نقلیه مورد استفاده برای جابجایی خود حساسیت ویژه‌ای دارند. به همین سبب برای سفر با رانندگانی که اتومبیل تمیزی دارند راغب‌تر هستند؛ چرا که این ذهنیت برای آنها ایجاد می‌شود که راننده این اتومبیل، شخصی حرفه‌ای است و همانگونه که از خودروی خود مراقبت می‌کند، از من هم به نحو احسن مراقبت خواهد کرد، پس در یک جمله می‌توان گفت: "تمیز بودن خودرو نشان‌دهنده حرفه‌ای بودن راننده در نظر مسافران است."

بنابراین رعایت نکات زیر را همواره در نظر داشته باشید:

ـ از بی‌نظمی و شلوغ نمودن محیط کار و اطراف خود بپرهیزید. از گذاشتن لوازم اضافی و تزیینی در داخل کابین و قرار دادن مدارک اضافی و زیاد، روی داشبورد و یا در زیر آفتابگیر خودداری کنید.

ـ‌ به تمیز بودن محیط مسافران و نبودی بوی بد توجه کنید.

ـ از اسپری‌های خوشبوکننده استفاده کنید.

ـ به قسمتهای داخلی خودرو نظیر کف خودرو، دیواره‌های خودرو، سقف، صندلی‌ها، جیب‌ پشت صندلی و محفظه بالای سر مسافران توجه کنید تا سالم و تمیز باشند.

فصل چهارم: نحوه رفتار با انواع مسافران

مسافر کیست؟

مسافر کسی است که می‌خواهد از یک نقطه با نقطه‌ای دیگر؛ با وسیله نقلیه خاصی سفر کند و حاضر است بابت استفاده از آن هزینه معینی را بپردازد. ولی زمانی این هزینه را می‌پذیرد که در خدمات ارائه شده، ارزشی را ببیند که پرداخت آن هزینه را توجیه نماید.

رفتار با مسافران

با گسترش حمل و نقل و افزایش مسافرت‌ها، رقابت شرکت‌های مسافربری نیز برای بدست آوردن سهم بیشتری از این جابه‌جایی فزونی یافت. در این راستا شرکت‌ها به دنبال روشهای نوینی بودند که بوسیله آن بتوانند مسافران را ترغیب کنند تا با سرویس ارائه شده توسط شرکت آنها مسافرت نمایند. تلاش‌ها و مطالعات بسیاری انجام شد و راه‌های مختلفی آزموده گشت. اما تمامی آنها به این نتیجه رسیدند که مسافر، شرکتی را برای سفر برخواهد گزید که احترام مناسبی را از آن دریافت کرده باشد و تجربه خوبی از برخورد کارمندان آن داشته باشد.

به طور کلی برخورد با مسافران باید مثبت، منطقی، با صداقت، تأثیرگذار و بر پایه احترام فردی استوار باشد. امروز در همه دنیا بر این باورند که در برخورد با مسافران همیشه باید لبخند بر چهره داشت. با ادب و احترام با مسافر گفتگو و به حرف‌های او با دقت گوش کرد؛ به سفارش‌های مسافر با دقت توجه نموده و از انجام سفارشات، او را مطمئن نمود.

حقوق مسافر

آنچه در اینجا حقوق مسافر نامیده می‌شود، در واقع وظایفی است که راننده در برابر مسافر عهده‌دار است. این حقوق شامل موارد زیر است:

ـ برخورد خوب و همراه با لبخند

ـ حرکت به موقع و بدون تأخیر

ـ به موقع رسیدن مسافر به مقصد

ـ اعتراض و انتقاد نسبت به کمبودها و نقایص

ـ استفاده از وسایل رفاهی

انواع مسافر

مسافران را می‌توان از جنبه‌های مختلفی دسته‌بندی نمود. در این قسمت سه جنبه مورد بررسی قرار می‌گیرد:

1) درجه‌بندی مسافر به لحاظ میزان رضایت‌مندی

2) انواع مسافر بر اساس رفتار آنان

3) تقسیم‌بندی مسافر بر اساس قدمت (قدیمی و جدید)

انواع مسافر به لحاظ میزان رضایت

پیش از هر چیز تعریف کوتاهی از «رضایت» ارائه می‌شود:

رضایت مسافر، میزان احساس مثبتی است که با برآورده شدن انتظارات یا برطرف شدن نیازهای مسافر، در او ایجاد می‌شود. معیار این درجه‌بندی، اطلاع یافتن از نظرات مسافر پس از استفاده از خدمات ارائه شده و میزان رضایت حاصله است.

مسافران از نظر میزان رضایت به چندین گروه قابل تقسیم هستند:

الف) مسافر خشنود: میزان وفاداری‌اش به شما بیشتر شده و در طول یک دوره یک ساله یا دو ساله، بیشتر از مسافر راضی با شما سفر می‌کند.

ب) مسافر راضی: کسی است که در حال حاضر راضی است ولی هنوز جزء مسافران وفادار یا دائمی نیست، زیرا که او: نسبت به شما بی‌تفاوت است یعنی نه شما را ستایش می‌کند و نه سرزنش و همچنین حداقل سطح خوب بودن را برای ما دارد.

ج) مسافر ناراضی: او به جای رضایت از شما، متأسفانه در گروه مخالفان و ناراضیان قرار دارد؛ زیرا: نتوانسته‌اید نیازش را برطرف کنید، او از کیفیت خدمات و برخورد شما راضی نیست، نقطه ضعفی در برخورد شما وجود داشته که او را آزرده است.

انواع مسافر از نظر رفتاری

بدون شک مسافر مهم‌ترین رکن عرصه‌ی حمل و نقل محسوب می‌شود و تمامی تلاش‌ها صرفاً در نحوه ارائه خدمات به او، ارزش پیدا می‌کند؛ بنابراین ارائه خدمات مناسب به مسافر مهم‌ترین خط مشی ناوگان حمل و نقل مسافری خواهد بود و در نتیجه برای حفظ رضایت مسافر باید به خصوصیات روحی، رفتاری، عادات و رسومات او آشنا شویم تا با ارائه بازخورد مناسب و به موقع در مقابل گفتار و رفتار او رضایت او را فراهم کنیم.

به لحاظ رفتاری مسافران به شش گروه قابل تقسیم هستند:

الف) مسافران پر حرف و پر حوصله: داشتن متانت و بردباری در گوش دادن به حرفهای آنها بدون هیچ‌گونه شتابزدگی و بی‌حوصلگی، تنها راه نفوذ بر این گونه مسافران است. بهترین راه، استفاده از ارتباط غیر کلامی و تأیید حرف‌های آنان، با حرکت سر و حالات چهره است.

ب) مسافران عصبانی: به هیچ وجه در حالت عصبانیت مسافر، نمی‌توان با او ارتباط درستی برقرار نمود. بنابراین ابتدا باید او را آرام کرده و بعد با خونسردی کامل، با او صحبت و گفتگو نمایید.

ج) مسافران عجول: آنها سعی دارند خود را مهم و با وقت کم جلوه دهند. سعی کنید بدون عجله و حاشیه با آنها ارتباط برقرار کنید.

د) مسافران از خود راضی: آنها تظاهر می‌کنند که همه چیز را می‌دانند و به خوبی شما و خدماتتان را می‌شناسند. شما باید خود را همسطح آنان، بدون کم و زیاد نشان دهید و با استفاده از جملات "همانطور که خودتان می‌دانید" یا "کمتر کسی مثل جنابعالی در این مورد چنین اطلاعاتی دارد" او را مجذوب نمایید.

ه) مسافران کم‌ادب: باید بی‌ادبی آنها را نادیده گرفت و با رفتار مؤدبانه، آنان را شرمنده ساخت؛ نباید با آنان مثل خودشان برخورد کرده و شأن و شخصیت خود را تا حد آنان پایین آورید.

و)‌ مسافران معمولی: معمولاً مسافرانی هستند که در برخورد با آنان به مشکل خاصی برنخواهید خورد و با رفتار متین و مؤدب، از آنها برخورد خوبی خواهید دید.

انواع مسافر از نظر قدمت

1) مسافران قدیمی: مسافرینی هستند که بیشتر اوقات، سفرهای خود را با یک شرکت و یا حتی راننده خاص انجام می‌دهند و به دلیل اعتماد و شناخت از راننده، با خیال راحت با او همسفر می‌شوند و حتی ممکن است چند ساعت دیرتر حرکت کردن را برای سفر با یک راننده خاص، با رضایت تحمل کنند. برخورد محترمانه با این افراد بسیار حائز اهمیت است و پاسخ به اعتماد مسافر، وظیفه سنگینی بر دوش راننده می‌گذارد که باید به بهترین نحو آن را انجام دهد.

2) مسافران جدید: افراد بسیاری به دلیل موقعیت محل کار و یا تحصیلشان، چند باری در طول ماه از سرویس شما استفاده می‌کنند. چگونگی برخورد با آنان، در تبدیل آنها به مسافر دائمی بسیار مهم است. اگر به گونه‌ای عمل کنید که مسافر، تجربه سفر با شما را متفاوت با سایر همکارانتان ببیند و از رفتار و نحوه صحبت کردن شما پی به شخصیت خوب شما ببرد؛ مطمئن باشید به زودی به شما اطمینان کرده و سعی می‌کند زمان سفر خود را تا حد ممکن با شما تنظیم و حتی چند ساعت تأخیر را برای همسفر شدن با شما تحمل نماید.

مسافران دارای بیماری‌های خاص

در برخی موارد ممکن است افرادی که دارای سابقه بیماری خاص همچون تالاسمی، دیالیزی، سکته و یا حملات صرع می‌باشند با شما همسفر گردند. این اشخاص در حالت طبیعی هیچ‌گونه علائم خاصی از خود بروز نمی‌دهند، اما ممکن است تحت شرایطی دچار حمله بیماری شوند. آمادگی و تبحر شما برای انجام کمک‌های اولیه تا رسیدن گروه امداد بسیار مهم است.

ـ همیشه قبل از شروع سفر از مسافران بخواهید که در صورت وجود بیماری خاص، شما را آگاه سازند.

ـ‌ در هنگام بروز حادثه حتماً خونسردی خود را حفظ کنید، مسافران را دعوت به آرامش کنید. اطراف بیمار را خلوت کرده و با شماره تلفن 115 و یا 110 تماس بگیرید و درخواست کمک کنید.

ـ در صورتی که نمی‌دانید چگونه باید کمک کنید، بهترین کار انجام ندادن هیچ عکس‌العملی است.

ـ از مسافران در مورد وجود پزشک یا پرستار در میان آنان سؤال کنید و از آنان کمک بخواهید.

 

مسافران سالخورده

رعایت برخی نکات برای حفظ شأن و شخصیت مسافران سالخورده و سالمند و همچنین پیشگیری از بروز ناراحتی مؤثر است:

ـ احترام ویژه‌ای را در برابر این افراد نشان دهید.

ـ فرض را بر این نگذارید که شخص مشکل شنوایی دارد.

ـ بسیار مؤدبانه برخورد نمایید.

مسافران خانم

خانم‌ها امروزه همانند مردان در اداره جامعه فعال و سهیم هستند و برای کار و یا تحصیل در رفت و آمد بین شهرها می‌باشند. در هنگام رفتار با مسافران خانم، موارد زیر را مد نظر داشته باشید:

ـ بسیار محترمانه با آنها رفتار کنید.

ـ به آنها به چشم عضوی از خانواده و ناموس خود بنگرید.

ـ از صحبت‌های نابجا و سؤالات شخصی خودداری کنید.

ـ مراقبت باشید تا شخصی به حریم آنها وارد نشود و مزاحمت برایشان ایجاد نکند.

ـ در صحبت با آنان متین، سنگین و با وقار باشید.

مسافران کودک

ـ با کودکان باید بسیار مهربان برخورد کنید. با لبخند با آنها سخن گفته و سعی کنید با آنها با زبان کودکانه خودشان صحبت کنید.

ـ هیچگاه مستقیماً کودکان را سرزنش نکنید.

ـ در صورتیکه در راهروها راه می‌روند، به دلیل وجود خطر برای آنها، از مهماندار بخواهید که مسئله را با والدین کودک مطرح کرده و از آنها بخواهد از تردد فرزند خود جلوگیری کنند.

هنگام برخورد با درخواست غیر منطقی مسافر چه باید کرد؟

اگر از مسافر حرف غیر منطقی شنیدید؛ خونسردی خود را حفظ کرده و شکیبا باشید. مؤدبانه اما با قاطعیت «نه» بگویید. اگر بار نخست به جواب منفی شما توجه نشد، روی حرف خود تأکید کنید. گاه ممکن است شخص سوء نیتی نداشته و صرفاً‌به دلیلی، درخواست غیر منطقی کرده باشد. در این موارد لازم است با همدلی با شخص و موافقیت و تأیید وی، از عدم توانایی خود در تغییر قوانین سخن گفته و شخص را با آرامش، به انجام کار مناسب دعوت نمایید. برای نمونه بگویید: "می‌فهمم، اما ...." . می‌توانید به طور منطقی سعی در متقاعد کردن وی کنید.

بعضی افراد با تحریک عمدی احساسات دیگران، قصد دارند به مقاصد خود برسند. باید همیشه در این موارد هوشیار و قاطع بوده و بایدها و نبایدها را رعایت کنید. یک تکنیک بسیار مفید ارتباط کلامی در این‌گونه مواقع استفاده از کلمه "من" به جای "شما" می‌باشد.

اصول پاسخگویی به شکایات

در پاسخگویی به شکایات همواره اصول زیر را در نظر داشته باشید:

ـ‌ حق با مسافر است، زیرا مسافر اصلی‌ترین رکن بوده و باید رضایت او تأمین شود.

ـ به صحبت‌های مسافر با دقت گوش کنید.

ـ هنگام گوش دادن به شکایات لبخند بزنید.

ـ‌ دلسوزانه پذیرای انتقاد باشید.

ـ هرگز حالت تدافعی به خود نگیرید زیرا موجب ایجاد تنش بیشتر خواهد شد.

ـ در صورت اشتباه مسافر با حوصله وضعیت را برای وی توصیف نمایید.

ـ به مسافر حق انتخاب راه حل‌های موجود را بدهید.

ـ در صورت نیاز شماره تلفن و آدرس قسمت شکایات را به مسافر نشان بدهید.

ـ از مسافر به دلیل کمک به شما در بهسازی وضعیت تشکر نمایید و تأکید کنید که در صدد رفع مشکل برخواهید آمد.

ـ اگر پذیرفتید که اشتباه از طرف شما یا همکارانتان بوده بلافاصله در تصحیح آن تلاش نمایید.

ـ از اشتباهات درس بگیرید و جهت جلوگیری از تکرار مجدد آن اقدام نمایید.

برخورد با مسافران مشکل‌آفرین

از آنجا که شخصیت افراد متفاوت است، در برخورد با مسائل مختلف، عکس‌العملهای گوناگونی بروز پیدا می‌کند. اصولاً می‌توان شخصیت افراد مختلف را در برخورد با شرایط گوناگون به چهار دسته تقسیم‌بندی نمود:

ـ بسیار راحت و منطقی با موضوع کنار می‌آیند.

ـ دارای کمبودهای فیزیکی و روحی هستند.

ـ به دلیل شرایط خاصی که در آن قرار دارند عصبانی می‌شوند.

ـ رفتار بی‌ادبانه‌ عادت شخصیتی آنهاست.

رانندگان حرفه‌ای هر روزه باید در برخورد با اینگونه مسافران بهترین و مناسب‌ترین واکنش را از خود بروز دهند. کیفیت و چگونگی برخورد با این‌گونه مسافران، در موفقیت آنها و همچنین سلامتی خود رانندگان تأثیر مستقیم دارد. هیچ فرمول خاصی برای برخورد در مورد هر اتفاق وجود ندارد و مهارت و تجربه راننده در این خصوص حرف اول را می‌زند. تصمیم‌گیری سریع، درست و قاطع می‌تواند از بروز بسیاری حوادث جلوگیری کند. در صورت وقوع هرگونه مشکل، ابتدا راننده باید موضوع را حل و فصل نماید. اگر او قادر به حل موضوع نشد باید مسئله را به شرکت رجوع دهد و از مسافر بخواهد با مسئول مربوطه در شرکت تماس بگیرد.

اصول کلی در برخورد با مسافران مشکل‌آفرین شامل موارد زیر است:

ـ با مسافر با احترام و شخصیت برخورد کنید.

ـ نیت فرد را کشف کنید.

ـ نظر دیگران را جویا شوید.

ـ سوابق حرفه‌ای خود را بیان کنید.

ـ با تأیید حرف شخص، این افراد را نادیده بگیرید.

ـ ‌روی راه‌های قانونی خود تمرکز کنید و پیامدهای قانونی کار مسافر را به وی گوشزد کنید.

ـ با مقامات ذی‌صلاح تماس بگیرید.

موارد زیر را همواره به یاد داشته باشید:

ـ‌ قاطع باشید و رفتارهای قابل قبول و غیر قابل قبول را از پیش تعیین کنید.

ـ سعی کنید اصل موضوع را دریابید، ممکن است فرد واقعاً دلیل خاصی برای این کار خود داشته باشد.

ـ از مهارت گوش دادن استفاده کنید.

ـ خونسرد بمانید، جر و بحث نکنید و اتهام نزنید.

ـ استوار باشید تا بفهمانید که شوخی ندارید.

ـ به توانایی‌های خود اطمینان داشته باشید.

ـ مطمئن باشید برای حل اساسی‌ترین مشکلات راه‌حل‌های مختلف و معقولی وجود دارد.

موارد مفید هنگام پیش آمدن مشکلات ناخواسته

برای نمونه در هنگام تأخیر در حضور در پایانه برای سوار کردن مسافران، موارد زیر بسیار راهگشا هستند:

ـ آرام باشید و انتظار شکایت مسافران را داشته باشید.

ـ علت تأخیر را صادقانه توضیح دهید.

ـ حتماً بابت تأخیر پیش‌آمده عذرخواهی کنید.

ـ‌ مسافران را با ادب و لبخند به سوار شدن دعوت کنید.

برخورد با مسافران خشمگین

در برخی موارد مسافر به دلیل خاصی عصبانی شده و رفتاری خشم‌آلود از خود بروز می‌دهد. در این گونه مواقع مسولیت راننده خنثی کردن خشم مسافر و مدیریت شرایط است. در این موارد:‌

ابتدا همدلی با مسافر؛ خودتان را جای آنان بگذارید. به عنوان مثال بگویید: «من نگرانی‌تان را درک می‌کنم. اگر برای من هم اتفاق افتاده بود، همین احساس را داشتم».

سپس روبه‌رو شدن با مشکل؛ معلوم کنید که آنان از شما چه می‌خواهند. چیزی مانند این بگویید: «از من چه کمکی ساخته است؟» و یا «چطور می‌توانم برای حل مشکل،‌ کمکتان کنم؟» 

و بعد ارائه راه حل؛ دست کم دو راه چاره پیشنهاد دهید، اما نه بیش از سه راه (بیش از این گیج‌کننده است). با ارائه راه حل آرامش را به مسافر برگردانده‌اید. حال مسافر به وضعیت طبیعی خود بازگشته و از حل مشکلش خشنود شده است. نتیجه این کار، ایجاد وضعیت «برنده ـ برنده» است.

جمله جادویی "معذرت می‌خواهم" در بسیاری موارد تنها چیزی است که مسافر انتظار دارد از شما بشنود و با گفتن این جمله بسیاری از مسائل به سرعت خاتمه می‌یابد.

 

همدلی با مسافر

 

ارائه راه حل

روبه‌رو شدن با مشکل

 

 

روند برخورد با مشکلات

در برخی موارد شخص به هیچ صورتی حرف شما را نمی‌پذیرد، در این‌گونه موارد:

ـ سعی کنید بحث را ادامه ندهید و به گونه‌ای آن را تمام کنید.

ـ اگر طرف مقابل سعی بر ادامه بحث داشته از ادامه آن امتناع کنید.

ـ یادآوری کنید که نظر شما تغییری نکرده است.

ـ از درگیری فیزیکی اجتناب کنید.

ـ در اولین پاسگاه پلیس راه، شخص خاطی را معرفی کنید.

ـ به دام نیفتید؛ اجازه ندهید فرد با رفتار و گفتارش شما را مجبور به کاری یا گفتن حرفی کند که بعداً برای شما دردسرساز شود.

فصل پنجم: وظایف رانندگان

در مبدأ

ـ اطمینان از شرایط مناسب جسمی برای شروع کار

ـ‌ سوختگیری خودرو

ـ تمیز کردن محیط مسافری و محفظه حمل بار

ـ‌ داشتن شرایط ظاهری مرتب و آراسته

ـ‌ اطمینان از سلامت فنی وسیله نقلیه

ـ‌کنترل دستگاه ثبت سرعت

ـ کنترل کپسول آتش‌نشانی

ـ حضور به موقع در سکوی سوار شدن مسافرین

ـ‌ ممانعت از حمل کالاهای ممنوع

ـ همراه داشتن کلیه مدارک مربوط به صورت وضعیت مسافری، خودرو و راننده و کنترل آنها

ـ همراه داشتن بلیط خام

ـ اعلام جزئیات و مقصد سفر بصورت واضح پیش از شروع حرکت

در حین سفر

ـ رساندن سالم مسافران به مقصد با رانندگی مطمئن

ـ‌ استفاده از خانم‌های بدون همراه در کنار هم

ـ عدم استقرار کودکان زیر 10 سال در صندلی ردیف اول

ـ تأمین سرمایش و گرمایش مناسب

ـ سرکشی به مسافران توسط مهماندار

ـ‌ استفاده از نوارهای صوتی و تصویری مجاز

ـ توقف برای استراحت و ادای فرایض دینی

ـ تأمین نور مناسب داخلی در هنگام استراحت مسافران در شب

ـ کنترل اتوبس توسط مهماندار در شب

ـ ایجاد فضای آرام برای رانندگان دیگر با رانندگی مطمئن

ـ‌ حفظ فاصله تعقیب مناسب

ـ‌ کنترل سرعت مجاز و توجه به دستورات و هکاری با پلیس

ـ ‌به روز بودن اطلاعات محلی و شهری

ـ پیروی از مسیرهای از پیش تعیین شده و جداول زمان‌بندی

ـ به همراه داشتن لباس کار و جلیقه شبرنگ برای تعمیرات

ـ‌ پیاده کردن مسافران بین راهی در نقاط ایمن

ـ رعایت ساعت کار مجاز رانندگی و استراحت کافی

در مقصد

ـ احساس وفاداری و مسئولیت اجتماعی در برابر مسافران

ـ پیاده کردن مسافران در مکان و زمان مناسب

ـ برخورد دوستانه و مؤدبانه با مسافران

ـ احراز هویت گیرنده بار و چمدان

ـ نظارت بر تخلیه صحیح توشه مسافران

ـ‌ حفظ حقوق مسافران و سلامت توشه آنها

ـ آشنایی با مقررات بیمه در خصوص خدمات بیمه‌ای

ـ راهنمایی مسافران در مورد مقصد

ـ کمک به مسافر در شرایط اضطراری

 

تهیه کننده: آقای ترابیان – دانشجوی کلاس اخلاق حرفه ای

اخلاق حرفه اي در ورزش

اخلاق حرفه اي در ورزش

 

 

 

مقدمه

ورزش پدیده ای جمعی، جهانی و تاریخی است. ورزش از یك طرف به عنوان یك نهاد  اجتماعی دارای كاركردهای خاص خود برای نظام اجتماعی ایست و از طرف دیگر به عنوان جزیی از نظام اجتماعی تحت تأثیر نظام كل می باشد. ورزش پدیده ای اجتماعی با قدمتی برابر با پیدایش خود انسان است و دارای ارزش ها و هنجارها، قواعد و قوانین  و آداب رسوم خاص خود می باشد. ورزش به شكل رسمی و غیررسمی آن بدون قواعد

 و قوانین وجود عینی ندارد. ورزش در هر جامعه ای متأثر از ساختار اجتماعی حاكم بر همان جامعه و بیانگر ارزش ها و هنجارهای حاكم بر آن جامعه بوده و شكل می یابد.
ارائه تعریفی دقیق از ورزش به راحتی امكان پذیر نیست، زیرا نمی توان تعریفی ارائه داد كه همه رشته های مختلف ورزشی را دربرگیرد. كواكلی، ورزش را عبارت از یك فعالیت رقابتی نهادینه شده كه مستلزم كاربرد نیروی جسمانی شدید و یا استفاده از مهارتهای جسمانی پیچیده به وسیله شركت كنندگانی است كه توسط عوامل درونی و بیرونی تحریك می شوند تعریف می كند .

 

اخلاق و ورزش حرفه ای 
امروزه با گسترش روزافزون ورزش های حرفه ای و به حاشیه رفتن روح بازی گونه ورزش ها، مسئله ضعف  اخلاق در ورزش نیز مطرح می شود. هر چند در تعریف از ورزش باید به نسبیت ها توجه كرد در تعریف از اخلاق در ورزش نیز باید به ویژگی های مورد نظر هر جامعه در مورد رعایت امور اخلاقی در ورزش توجه داشت. در تعریف آن به طور عام می توان گفت: «اخلاق ورزشی تعهد به تقدم قائل شدن برای عدالت و همكاری در محیط ورزش رقابتی» است .

اما با حرفه ای شدن ورزش، ورزشكار به ماشینی تبدیل می شود كه فقط به انجام وظیفه مشغول است. هر چه ورزش ها به سوی حرفه ای تر شدن به پیش می رو ند از ابعاد اخلاقی آنها كاسته می گردد و روح ماشینی آن رشد می یابد و اینجاست كه سخن از ورزش فاقد اخلاق به میان می آید، ورزش ماشینی انسان ماشینی شده غربی به دنبال یك چیز هست آن هم منفعت! ورزش(ورزش حرفه ای) را از دو دیدگاه متفاوت جامعه شناختی مورد توجه می توان قرار داد .

 

اخلاق حرفه اي در ورزش

 در تعریف ورزش گفته شده است که:” فعالیت های جسمانی که با رقابت همراه است و  تابع یک سری قواعد و مقررات خاص می باشد”. داوران در هر رشته ورزشی ملزم به اجرای قواعد و مقررات مربوط به آن رشته هستند و وجود اینگونه مقررات، بحث اخلاق در ورزش را مطرح می سازد .

 در اینجا این سؤال مطرح می شود که آیا اخلاق در ورزش متمایز از اخلاقی است که در تجارت، حقوق یا پزشکی وجود دارد؟ اگر ما ناچاراز داشتن قواعد اخلاقی در ورزش هستیم باید تعیین این قواعد را به معلمین اخلاق واگذار نماییم یا افراد ذیریط با ورزش باید درک واقعی از اخلاق داشته باشند و به اهمیت مفاهیم اخلاقی رایج در ورزش آگاهی داشته باشند تا بتوانند وظایف خود را به درستی و صداقت انجام دهند .

 به طور کلی، هر فردی که ناچار از تصمیم گیری است باید تصمیم خود را بر مبنای اصول راهنمای مشخصی استوار نماید. حال چگونه باید یک تصمیم منطبق بر اخلاق گرفت و چه اصولی به عنوان راهنما باید به کار برده شوند؟ آیا هر فرد فقط آنچه را که درست می پندارد، باید انجام دهد؟ آیا در یک تصمیم گیری تنها جنبه های قانونی را باید در نظر داشت و سایر اصول را فراموش نمود؟ به عبارتی دیگر، آیا رفتاری می تواند قانونی اما غیر اخلافی باشد؟ معیارهای عمومی اخلاقی نظیر بازی جوانمردانه، صداقت و درستکاری مبنایی برای اخلاق در ورزش هستند و ورزش مانند هر رویداد دیگری تاکید زیادی بر رعایت قواعد و مقررات دارد. اخلاق شعبه ای از فلسفه است زیرا بر آنچه درست و غلط است تمرکز دارد اما موضوع مهم یافتن معیاری است که تعیین نماید که از لحاظ اخلاقی چه چیزی صحیح یا غلط می باشد. یک جنبه از اخلاق در ورزش به آن می پردازد که چگونه افراد و تیم ها در هنگام مسابقه یا حضور در رقابت های ورزشی باید رفتار کنند. در این مورد، موضوع عمده رقابت نمودن با حریف اما در مسیری درست می باشد. در مسابقات در سطح جوانان، هدف توسعۀ شخصیت از راه سخت کوشی، احترام، کار تیمی، شهامت و نظم است در حالی که در ورزش حرفه ای هدف بردن حریف از راه تلاش بیشتر و مهارت است نه بردن به هر طریقی و از راه نیرنگ و فریب. هر چند که این یک انتخاب شخصی بوده اما سایر افراد نظیر مربیان،

 هم تیمی ها، تماشاگران و مدیران نیز در این تصمیم گیری مؤثر هستند .اخلاق تجاری در مواردی با اخلاق در ورزش ارتباط پیدا می کند به طور مثال هنگامی که می خواهیم یک رویداد ورزشی را سازماندهی کنیم. شرکت های تجاری در دنیاد متغیر اقتصادی با رقابت شدیدی روبرو هستند و در موارد بسیاری ناچار از پیروی از اصل ” تجارت، تجارت است” هستند که در مواردی می توان نشانه هایی از آن را در ورزش یافت. باید توجه داشت که منافع رعایت اصول اخلاقی در ورزش در دراز مدت نمود می یابد و تمرکز بر موفقیت های کوتاه مدت می تواند موجب غفلت از تأثیر منفی این گونه موفقیت ها در دراز مدت شود. دیدگاه رفتار غیر اخلاقی باید جای خود را به فهم این موضوع دهد که رعایت اصول اخلاقی برای افراد حاضر در آن ورزش سودمند می باشد .

 ذات هر ورزشی بر رقابت استوار است اما رابطۀ بین ورزشکاران و تماشاگران باید بر مبنای تعامل و همکاری باشد ونه مغایرت و تضاد. در مدل همکاری ورزشکاران با تلاش و حفظ روحیۀ ورزشکاری همزمان به تماشاگران، مدیران، تیم مقابل و داوران نیز احترام می گذارند. در ورزش حرفه ای، از یک سو ورزشکاران در هر فرصتی از بیمارستان ها بازدید کرده و با کودکان بیمار صحبت می کنند و از سویی دیگر تماشاگران به حریم زندگی خصوص ورزشکاران احترام گذاشته و از توهین و به کار بردن الفاظ زشت خودداری کرده و زمان و انرژی که ورزشکار برای موفقیت صرف نموده است را مورد قدردانی قرار می دهند .

ورزش از آن جهت اهمیت یافته است که افراد گوناگون باید با یکدیگر همکاری نمایند تا انسجام و یکپارچگی را بوجود آورده تا بتوانند برای خود، تیم، شهر و کشور خود افتخار و غرور بیافرینند. ارزش ذاتی یک رقابت ورزشی در ظرفیت تولید کیفیتی از تجربۀ درونی برای ورزشکاران و تماشاگران است که بی بدیل و بیاد ماندنی می باشد .

 بسیاری از ارزش ها جهانی بوده و درکی مشترک از آن در تمامی جوامع وجود دارد نظیر انصاف یا فریبکاری. برخی از دلایل برای ارائه رفتار غیر اخلاقی توسط ورزشکاران، مدیران باشگاه ها و مربیان موارد زیر می باشند .

 تأکید بیش از اندازه بر پیروزی که موجب بروز مفهوم "پیروزی به هر قیمتی ” شده است؛ کسب شهرت و منافع اقتصادی در ورزش؛ فشار از سوی تماشاگران، مدیران و اقوام برای رسیدن به سطوح کیفی بالاتر؛ عدم تأکید بر روحیه ورزشکاری و اهمیت کار تیمی در سطح آماتوری؛ تجاری شدن ورزش؛ تأکید بیش از اندازه بر اهمیت نقش ورزش در سطح جامعه به طور کلی که دستیابی به موفقیت را به هر قیمت توجیه می سازد .

 براساس مادۀ ۷۳ قانون جدید انضباطی فیفا، کمیتۀ اخلاق به نهادهای قضایی فیفا که شامل کمیتۀ انضباطی وکمیتۀ تجدیدنظر بود اضافه گردید و در کمیتۀ اجرایی فیفا این مقررات را در تاریخ ۱۷ ژوئیه ۲۰۱۲ را در ۸۸ ماده به تصویب رساند. این مجموعه مقررات بر رفتاری که به تمامیت و اعتبار فوتبال لطمه وارد می کند و به طور خاص بر رفتار غیر قانونی، غیر اخلاقی و غیر اصولی اعمال خواهد شد. و بر تمام مقامات رسمی و بازیکنان و همچنین کارگزاران رسمی مسابقات و بازیکنان اعمال خواهد شد مقررات اخلاقی فیفا مواردی نظیرقواعد کلی رفتاری،وظیفۀ بی طرفی، وفاداری، رازداری، افشاگری، عدم تعارض منافع، پیشنهاد و قبول هدایا و سایر منافع، رشوه و فساد، حق دلالی و گرفتن کمیسیون، عدم تبعیض و درستی مسابقات و رقابت هارا در برمی گیرد .

کمیتۀ اخلاق مرکب از یک اتاق تحقیق و یک اتاق حکمیت است وکمیتۀ اخلاق حق رسیدگی به تمام دعاوی ناشی از اعمال مقررات اخلاقی فیفا و سایر قواعد و مقررات فیفا را دارد همچنین کمیتۀ اخلاق حق قضاوت در زمینۀ رفتار تمامی افرادی که ملزم به رعایت این مقررات هستند، هنگامی که وظایف خود را ایفا می کنند، دارد

 

از سویی فیفا، مقررات رفتاری خود را در۶ خرداد ۱۳۹۱ به تصویب رساند وتأکید نمود که رعایت اصول رفتاری وضع شده در مقررات رفتاری برای فیفا و اهدافش ضروری است، بخصوص برای حفظ و ارتقای فوتبال به طور مداوم و توسعۀی جهانی آن در پرتو ارزش هایی چون وحدت، آموزش و ارزش های فرهنگی و انسانی و به طور مشخص توسط برنامه های توسعه و جوانان و همچنین جلوگیری از هرگونه روش و یا اعمالی که ممکن است سلامت بازیها و رقابت ها را به خطر انداخته و یا موجب سوء استفاده از فوتبال شود .

 مقررات رفتاری در خصوص همه اعضای خانواده فیفا اعمال می شود، به طور مشخص برای مقامات رسمی: مقامات رسمی شامل همۀ اعضای فدراسیون ها، اعضای کمیته ها، داوران و کمک داوران، مربی ها، تمرین دهنده ها و هر فرد دیگری که مسئولیت فنی، پزشکی و یا اداری در فیفا، یک کنفدراسیون ، فدراسیون، لیگ و یا باشگاه را بر عهده دارد، می شود .

 فیفا یازده اصل اساسی برای عمل و رفتار تعیین نموده است که شامل :

  •  صداقت و رفتار اخلاقی
  •  احترام به دیگران
  •  عدم تحملِ تبعیض و آزار و اذیت
  •  بازی جوانمردانه
  •  تبعیت از قانون، قواعد و مقررات
  •  جلوگیری از تعارض منافع
  •  شفافیت و اطاعت
  •  مسئولیت های اجتماعی و زیست محیطی
  •  مبارزه علیه مواد مخدر و دوپینگ
  •  عدم تحملِ رشوه و فساد

 

اصول اخلاقي در ورزش

 برخی از وظایف و فضایل اخلاقی که یک ورزشکار باید آنها را در میادین ورزشی رعایت کند :

 1-جهاد با نفس امّاره: یعنی، مبارزه با هوا و هوس­های شیطانی که آدمی را به سوی گناه و معصیت فرا می خواند. یک ورزشکار باید – همانند هر انسان دیگری- با این هوس­های شیطانی مبارزه کرده و بر آنها غلبه کند .

 رسول اکرم (ص) فرمود: نیرومند و قهرمان کسى نیست که در کُشتى، رقیب خود را بر  زمین زند، بلکه نیرومند کسى است که در موقع خشم، مالک نفس خود باشد .

 امام علی (ع) می فرماید: هواى نفست دشمن‏ترین دشمنان تو است. کوشش کن که بر آن  غالب و پیروز شوى و گر نه هلاکت خواهد کرد .

 2- گذشت و بخشش: یک ورزش کار، باید دارای روحیه گذشت و بخشش باشد. وقتی در   اوج قدرت و توانایی بوده و بر رقیب خود برتری و پیروزی یافته، بر او سخت نگیرد و در صدد انتقام جویی و صدمه زدن به حریف برنیاید. او باید عفو و گذشت را شکرانه پیروزی خویش قرار دهد .

 3- رقابت شرافت­مندانه و جوان­مردانه: یکی از ویژگی ها در برخی از ورزش­ها «رقابت» است. در مباحث اخلاقی رقابت فرد به فرد است که اهمیت و محوریت دارد.

 در همین رقابت است که مهارت های جسمی و روحی، توانایی ها و هم آهنگی ها باهم  جمع می شوند و موجب رشد جسمی و روحی یک ورزشکار می شود .

 4 - پرهیز از تکبّر : ورزشكار هر چند نيرو مند باشد نبايد به قدرت ، توان و  مقاماتي كه دارد مغرور شده و بر ديگران تكبر ورزد .

 

نتيجه گيري

شکل ایده آل ورزش این مسئله را که چه رقابتی می تواند به دوستی و رفاقت بینجامد، به خوبی به نمایش می گذارد. اگر یک ورزشکار به رقیب خود تنها به عنوان یک دوست نگاه کند و بداند که قصد تخریب او را ندارد و دشمن خود تلقی ننماید، بلکه او را مانند خود، فردی دارای توانایی ها و فضایل مشابهی ببیند، این رقابت به دوستی می انجامد و دیگر «بردن به هر قیمت»، حتی با فریب کاری، میانشان در کار نیست .

 

تهیه کننده: آقای محسنی کیاسری – دانشجوی کلاس اخلاق حرفه ای

اخلاق در بانکداری

اخلاق در بانکداری

 

 

مفهوم بانكداري اخلاقي :

        عبارت بانكداري اخلاقي، ادبيات جديدي است كه اخيرا" در حوزه بانكداري  رايج گرديده است . عموما" و در بدو امر، افراد اين عبارت را مترادف با واژه هايي همچون : بانكداري اسلامي و بانكداري بدون ربا مي پندارند و يا حتي اين سوال برايشان مطرح ميشود كه اساسا" بانك و بانكداري و حوزه هاي اقتصادي  چه ربطي به مقولات اخلاقي دارند؟! ]منبع :نشريه توسعه صادرات شماره 112 - خرداد 1392[

        در پاسخ بايد گفت: بانكداري اخلاقي مفهومي است با گسترده اي وسيع كه در آن ، بانكها در حوزه هاي كاري بسيار وسيع تر از بانكهاي متعارف ، ضمن حفظ تقيد به معيارهاي متعالي اخلاقي و تعهد به كرامت انساني، سعي در بهبود و حفظ شرايط زيست محيطي، ارتقاي وضعيت رفاهي و معيشت آحاد جامعه ، افزايش فرصت هاي برابر و متناسب كسب و كار، به كارگيري منابع مالي در اختيار  در پروژه هاي دوستدار محيط زيست  و موثر به حال اجتماع و مسائلي از اين دست دارند. ]منبع :نشريه توسعه صادرات شماره 112 - خرداد 1392[

      بر اين اساس و با عنايت به مختصر تعريفي كه از بانكداري اخلاقي ارائه شد، هدف اصلي اين بانك‌ها  اتخاذ و استقرار روشهاي بهينة تامين، تخصيص و توزيع منابع و مصارف مالي درسطوح مختلف جامعه متناسب با نيازهاي پيش روست به نحوي كه، همزمان با انجام اين فرايندها، محيط زيست، نيروي انساني و اخلاقيات جامعه دچار خدشه نشوند. ]منبع :نشريه توسعه صادرات شماره 112 - خرداد 1392[

بانکداری با ثبات و اخلاق محور در دهه های اخير در حال رشد بوده  و به يک شاخص مهم در صنعت مالی مبدل شده است . اين بانکها فراتر از اقدامات بانكي متعارف، فعاليتهای شان را بر تامين مالی پروژه های محيط زيست و ترويج کارآفرينی اجتماعی و  کسب و کار در جامعه متمرکز نموده و توانمندي خوبي در برابر  بحرانهای مالی و  استفاده از روشهای جايگزين و متناسب درحوزه های اصلی صنعت بانکداری دارند.

اخلاق مالی نيز يک مفهوم گسترده و منعکس کننده گونه های مختلف جامعه است که درآن  متغيرهای اجتماعی و زيست محيطی در تصميمات سپرده و سرمايه گذاران به شدت اثر می گذارد. ]منبع :نشريه توسعه صادرات شماره 112 - خرداد 1392[

 

اصول مشترك در بانكداري اخلاقي :

1- بانكداري اخلاقي به منزله يك روش جايگزين براي تأمين مالي افراد و شركتهاي نيازمند . از جمله : افراد و شركتهاي بدون سابقه اعتباري و بدون داشتن حداقل تضمينات لازم جهت اخذ وا هاي مورد نياز.

2- تخصيص اعتبار بانكداري اخلاقي به فعاليت هاي پايدار و با ثبات از جمله فعاليتهاي سودآور اجتماعي كه به سود كل جامعه و سازگار با محيط زيست هستند ، حتي اگر بازده مالي اندكي به همراه داشته باشند .

3- شفافيت بانكداري اخلاقي در مقوله تخصيص اعتبارات .

4- رويكرد مبتني بر همكاري هاي متقابل  و مشترك در بانكداري اخلاقي و نه صرفا" مبتني بر محوريت بازار .

5- ترويج شيوه هاي وام دهي مبتني بر اعتماد به جاي شيوه هاي رايج اخذ وثائق

وجوه افتراق بانكداري اخلاقي با بانكداري متعارف :

       اين رويكرد بانكهاي اخلاقي ، مسلما" به عنوان  يك هدف اصلي و عمده ، مطمح نظر بانكهاي متعارف و سنتي مد نطر نيست و در موارد بسياري اين بانكها با اعمال سودهاي غير منصفانه و روش هاي تامين مالي غير اصولي و تخصيص اعتبارات غير كارشناسانه، لطمه هاي فراواني را نيز بر پيكره اجتماع و ابناي بشري وارد نموده اند .] منبع : سایت www.edbi.ir[

ذيلا" برخي از عمده تفاوت هاي بانكداري اخلاقي با بانكداري متعارف احصاء شده است :

1- بانكهاي متعارف عمدتا" سود محور بوده و از محل دريافت سود و انواع كارمزدهاست كه بسياري از هزينه هاي خود را پوشش مي دهند. اين در حالي است كه بانكهاي اخلاقي ، همگي بر پايه ترويج وجوه اخلاقي ،‌انساني و اجتماعي برپا شده اند. اگرچه در كنار اين هدف عمده ، سود متعارف و عادلانه اي را نيز مد نظر دارند.] منبع : سایت www.edbi.ir[

 2- بانكهاي متعارف بي توجه به عواقب و عوارض پرداخت بسياري از وام ها و بي هيچ امعان نظري بر  تاثيرات مخرب انجام خيلي از فعاليتهاي مالي خود ، صرفا" جنبه كاربردي تجهيز و تخصيص منابع را در دستور كار دارند . به عنوان مثال اين كه وام گيرنده اي با دريافت وام ،‌اقدامات به فعاليتهاي اقتصادي نمايد كه منجر به افزايش آلاينده ها و تخريب محيط زيست شود، در حوزه نظارتي يا تصميم گيري بانكهاي متعارف نيست .

حال آنكه بانكهاي اخلاقي ، به افراد حقيقي و حقوقي وام اعطاء مي كنند كه پروژه هاي آنان در جهت اهداف بشردوستانه ، احياي محيط زيست ، افزايش سطح كيفي رفاه و امنيت در جامعه و مواردي از اين دست باشد . به ديگر سخن در بانكداري اخلاقي بر خلاف بانكداري متعارف، جنبه هاي محيطي تامين مالي نيز ، كارشناسانه مورد بررسي قرار مي گيرد و اين واژه محيط طيف وسيعي از مفاهيم زيست محيطي،‌ انساني ، اجتماعي و اقتصادي را با خود همراه دارد.] منبع : سایت www.edbi.ir[

 3- بانك‌هاي متعارف بعضا"و با هدف حفظ جايگاه خود در شرايط مالي بسيار چالشي و رقابتي فعلي ، مبادرت به اتخاذ روش هاي تأمين مالي غير مسئولانه و بسيار مخاطره آميز مي نمايند. از جمله اينكه با تبليغات وسوسه انگيز و از ساير طرق ممكن، اقدام به جذب سپرده هايي مي كنند كه در نهايت قادر به  ايفاي تعهدات خود نخواهند بود ويا آنكه با استقراض هاي بي پشتوانه از ساير بانكها يا موسسات مالي داخلي و خارجي، بار مالي فراواني را بر خود تحميل مي كنند تا از محل آن درخواست هاي متقاضيان وامها را پوشش دهند اما باز هم به دليل عدم اتخاذ روش هاي مناسب ، در ايفاي تعهدات خود موفق نمي شوند و اينها همه موجبات بي ثباتي ساختار آنها را فراهم نموده و منتج به بروز بي اعتمادي و نارضايتي مردم مي گردد. در حالي كه بانكهاي اخلاقي در طول بحران مالي اخير ، به خوبي اثبات نمودند كه چگونه با تبيين روشهاي صحيح در فرايندهاي تامين مالي و اعطاي وام مي توان در عرصه مالي و اقتصادي و به شيوه اي باثبات و پايدار پيشرو بود. ] منبع : سایت www.edbi.ir[

شواهد و قرائن نيز حاكي از آن است كه پس از بروز بحران مالي اخير، اقبال عمومي به سمت سپرده گذاري در بانكهاي اخلاقي روي آورده است زيرا كه مردم اين بانكها را قابل اطمينان تر از ساير بانكها مي دانند. اعتماد مهمترين ابزار جذب مشتري است و براي كسب اين مهم بانكها بايد بر يك سري اصول اخلاقي پاي بند باشند و اين اجتناب ناپذير است. از آنجا كه  اين امر تا حيطه مشتري مداري قابل تعميم است،لذا مشتري مداري هم در واقع مي تواند رويكردي اخلاقي در بانكداري محسوب گردد.] منبع : سایت www.edbi.ir[

 

تجربيات برخي كشورها در مقوله بانكداري اخلاقي :

بانكا اتيكا:

       اين بانك ايتاليائي بانكي است سپرده محور با تمركز بر اعطاي وام هايي به بخش سوم اقتصاد كه مشتمل است بر انرژي هاي تجديد پذير ، محصولات كشاورزي ارگانيك و مواردي از اين دست .    

   بانكا اتيكا اخيرا" 8.38% از  منابع خود را در راستاي تطابق با شاخص هاي كميته بازل  به سرمايه نوع اول ( Tier1) اختصاص داده  و اين امر ممكن است در آينده مشكلاتي را در مقوله وام دهي هاي بيشتر  علي رغم دريافت مبالغ رياد نقدينگي از محل سپرده هاي شهروندان ايتاليائي -كه پس از جريان بحران ها ، اين بانك را اخلاق مدار تر از ساير بانكها مي دانند -  برايش ايجاد كند .]منبع : سایت  banker.ir[

         يكي از اهداف بانك مذكور افرايش  نقش آفريني و حضور  در منطقه بوسيله ايجاد بيشتر  شعب خرده فروشي و ارائه خدمات بانكی به سبك غير سنتيِ" درب به درب " مي باشد  اما ، اين روزها مشكل مي تواند حتی با صرف هزينه های سر به سر ، کارمندان بيشتری استخدام و شرايط فوق را محقق كند. اين شرايط بانكا اتيكا را در مقاطعی از زمان ، به سمت ارتقاي سهم سرمايه اش سوق داده است . بانك مذكور هم چنين محبوبيت زيادي در بين سهامداران فراوان خود در اقصي نقاط ايتاليا و  تعامل خوبي با كميته بال دارد .]منبع : سایت  banker.ir[

زمينه هاي اصلي كه بانك از آنها حمايت مي كند؛تعاوني هاي غير  انتقاعي هستند كه داراي ارزش افزوده اجتماعي بوده و هدفشان توسعه سرمايه گذاري هاي دوستدار محيط زيست توسط فعالان اقتصادي در ابعاد كوچك است .]منبع : سایت  banker.ir[

 

اين بانك ، به طور خاص،برخي پروژه هاي انرژي محور را به شرح ذيل تامين مالي مي كند:

-          برآورد بازده انرژي شامل  انرژي حرارتي و برق، كارائي انرژي هاي آّبي، توليدات مشترك، مولدهاي باثبات.

-          نوسازي مسكن با رويكرد بهبود شاخص هاي انرژي  شامل ارائه وام هاي مسكن براي خريد خانه هاي بهتر.

-          انرژي هاي تجديد پذير مانند پنل هاي خورشيدي و يا موارد مشابه در ابعاد كوچكتر و در مقياس گياهان ، باد، گرمايش زمين و گونه هاي زيستي .

 بانك مذكور، در عين حال در صندوق هاي خطر پذير و مواردي از اين شركتها مشاركتي ندارد. با اين وجود، در تامين مالي پروژه هاي انرژي ، به گونه اي با موضوع پوشش دهي كسب و كارهاي جديد براي حفظ ثبات و پايداري آنها درگير مي شود.]منبع : سایت  banker.ir[

به عنوان مثال ، اين بانك يك شركت جديد خدمات انرژي را به نام INNESCO تحت پوشش دارد كه هدف آن توسعه فن آوري هاو افزايش اثربخشي منابع انرژي از طريق كاهش هزينه هاي مالي مشتريان حقيقي ، شركت هاي حقوقي و سازمان هاي غيرانتفاعي مي باشد.]منبع : سایت  banker.ir[

 

TriodosBank :

        در سال 2009 ميلادي كه يكي از بدترين سالهاي اقتصادي براي صنعت بانكداري اروپا محسوب مي شود،  Triodos Bank كه يك بانك اورپائي پيشرو و باثبات در مقوله وام و اعتبار است،با جذب بيش از 200000 مشتري و 2.5 ميليارد يورو  وجوه سپرده ، ركوردي به نام خود ثبت نمود كه حاوي درس هاي زيادي براي بانكداران سنتي مي باشد.]منبع : سایت  banker.ir[

        از سال 2008 تا سال 2009 ، آمار وام هاي مشتري محور و خاص به ترتيب به ارقام 34.5% و 30.8% رسيد و وجوه سپرده  از 2.077 ميليارد يورو به  2.585 ميليارد يورو افزايش يافت و كفايت سرمايه سهامداران نيز با ارتقاء 54درصدي به ر قم 314ميليون صعود نمود. با اينكه اين نتايج از محل سود آوري كمتر بدست آمده بود (بازده حقوق صاحبان سهام از 5% به 4.2% تقليل يافته بود) بانك مذكور توانست سود آوري خود را به خوبي مديريت نموده و  رقم 9.5 ميليون يورو را به عنوان سود خالص سال 2009 به ثبت برساند . ] منبع : سایت  banker.ir [

       نكته مهم تر اينكه، اين رشد، محصول اتخاذ روش هاي ژرف نگر و محتاطانه اي بوده كه منجر به انتخاب نرخ عالي 16.3% شده و در نهايت موجبات ارتقاء 25 درصدي را در مقايسه با سال قبل فراهم نموده است.]منبع : سایت  banker.ir[

طرح صندوق سبز هلند :

         طرح صندوق سبز هلند شماعی ازسبک قانون گذاری اروپائی کاملا"  پيشرفته ، موثر و ابداعی را در  حوزه های زيست محيطی ارائه می کند. اين طرح نشان می دهد؛ از طريق اعمال چارچوبهای قانونی مناسب ، بانکها می توانند در برخی پيشرفت های زيست محيطی به خوبی مشارکت نمايند.  دولت هلند اين طرح را در سال 1995 به عنوان چارچوبی برای اعمال سياستهای مشوق در زمينه ابتکارات زيست محيطی ايجاد نمود .        در طرح صندوق سبز ، واژه " محيط زيست " مفهوم بسيار وسيعی دارد و شامل طبيعت و انرژی هم می شود .]منبع : سایت  banker.ir[

     موفقيت  اوليه اين طرح ، قوانين نظارتی هلند را وادار نمود تا افق دستيابی  به اهداف زيست محيطی را تا سطوح بالاتري در خصوص ارائه خدمات مدنی و فرهنگی ارتقاء دهند . بدبن لحاظ و به طور کلی ،  طرح مذکور را  می توان  ابزار سياستگزاری جامعی در جهت ارتقای توسعه پايدار جامعه هلندی قلمداد نمود .]منبع : سایت  banker.ir[

     فراتر از مشوق های مالياتی متعارف ، جنبه نوآورانه اين طرح  در قابليت های آن نهفته است که می تواند مجدانه در سرمايه گذاريهای بخش خصوصی  مشارکت و در راستاي دستيابی به اهداف زيست محيطی فعاليت نمايد . به مدد وجود طراحی مناسب چارچوب سياستگذاری، موسسات مالی تمايل زيادی به سرمايه گذاری در پروژه های زيست محيطی از پيش تعريف شده و خاص دارند و این موضوع به اصلاح وضعيت تخصيص سرمايه ها و سوق دادن آنها به سمت  سرمايه گذاری های پايدار کمک می کند .]منبع : سایت  banker.ir[

از تنايج اين طرح اين بوده که برخی بانکهای هلندی ، در طول زمان توانائی های خود در مقوله تامين مالی پروژه های سبز و  ابداعات نوآورانه با حفظ ثبات و امنيت پروژه ها صيقل داده اند و اين امر به نوبه خود کمک می کند تا شهروندان به منابع اين ابداعات دسترسی پيدا کنند .]منبع : سایت  banker.ir[

اين طرح از يک چارچوب نظارتی شفاف براساس موضوعات احصاء شده در ذيل برخوردار است : 

-          ارائه يک مشوق مالياتی متعارف برای تشويق شهروندان به سرمايه گذاری در پروژه های سبز.

-          ارائه طرح "نهادهای سبز" که به تشريح معيارهای لازم برای موسساتی که قصد مشارکت در طرح مذکور را دارند ، می پردازد. از جمله بانکهای سبز و صندوق های سبز.

-          ارائه طرح " پروژه های سبز" که در آن ، طبقه بندی پروژه های واجد شرايط احصاء شده است .

 LASER  هلند :

         تخصص اين سازمان در امر پياده سازی يارانه ها و طرح های کشاورزی ، شيلات، صنايع فرآوری ، جنگل داری ، امور تفريحی و مديريت منابع طبيعی است. اين سازمان هم چنين، نسبت به صدور مجوزهای مرتبط ، اعلام معافيت ها و ارائه مشاوره های لازم  و مديريت کالاها اقدام می کند. اين سازمان همه ساله ده ها هزار برنامه يارانه ای کاربردی را در خصوص  طرح های اروپائی دريافت می کند از جمله: يارانه های حيوانی،  زراعی – کشاورزی  و مديريت منابع طبيعی .]منبع : سایت  banker.ir[

        بيش از150 فقره از اين طرح ها اجرائی شده اندکه عمدتا" شامل طرح های مالی بوده اند (به عنوان مثال: طرح حمايت از عوائد در چارچوب سياست های زراعی مشترک کشورهای اروپائی و نيز تخصيص يارانه های داخلی و طرح های تشويقی ). ضمن آنکه در اين ببن، معافيت های داخلی و بين المللی و مجوز انجام   فعاليت های مختلفی هم صادر شده است .]منبع : سایت  banker.ir[

LASER سازمان دهی و اجرائی سازی طرح را در کل مسير به عهده دارد. از مراحل ابتدائی مشاوره  ، نظارت بر جزئيات فرايند طراحی ، ارتباطات ، پياده سازی ( شامل نظارت فيزيکی بر کليه پيشرفت های بيرونی) گرفته تا مراحل نهائی مسئوليت های محوله . ثبت و ارزيابی اطلاعات مديران نيز در اين "بسته فعاليتی" ديده شده است .]منبع : سایت  banker.ir[

 SenterNovem هلند :

        اين سازمان، مشوقی برای توسعه ملی و بين المللی در زمينه های انرژی و محيط زيست می باشد.  به عنوان يکی از نهادهای تابعه وزارت امور اقتصادی ، اين سازمان ، هم دولت و هم احزاب بازار را توأما"     در جهت تضمين اهداف و فعاليتهای توسعه ای پايدارشان، حمايت می کند.]منبع : سایت  banker.ir[

      در جايگاه يک واسطه ، اين سازمان ؛ با تامين اهداف توامان دولت وبازار ، در واقع نسبت عرضه وتقاضا را تنظيم نموده و باعث می شود اطلاعات لازم در اختيار هر دو طيف قرار گرفته و در نتيجه دانش فنی     توسعه يابد. اکثر برنامه های اجراء شده توسط وزارتخانه های هلندی در مقولات: برنامه زيری های وزارت امور اقتصادی، امور فضائی، مسکن و محيط زيست ، حمل و نقل ، امور عمومی ، مديريت منابع آبخيزداری ، منابع طبيعی و منابع غذايی بوده است.]منبع : سایت  banker.ir[

  1. اين سازمان در خارج از هلند نيز فعاليتهائي دارد که همکاری با آژانس بين المللی انرژی و اتحاديه اروپا برای تحقق  برنامه های بين المللی از آن جمله اند.]منبع : سایت  banker.ir[


تهیه کننده : آقای پاشایی – دانشجوی کلاس اخلاق حرفه ای

اخلاق در بازاریابی

 

اخلاق در بازاریابی

 

 

 

اصطلاحات اصول اخلاقی، قواعد اجتماعی و محدودیتهای حقوقی باید از نظر استراتژیکی و تاکتیکی در کلیه جوانب فعالیتهای بازاریابی مستقیم بررسی شود. این موضوع از طریق حکایات ثابت شده، منابع صنعت، مثالهای واقعی و استانداردهاو قوانین نمایش داده شده است .

ارزش نهفته در مقاله آن است که فراتر از نشان دادن اهمیت رفتار اخلاقی، مسئولیت پذیری اجتماعی و حقوقی در بخش بازاریابی مستقییم، خط و مشی هایی را نیز ذکر میکنند که شرکتها میتوانند با استفاده از آن به سطوح بالاتر مو فقیت در از مدت دست یابند.......

مقدمه:

اخلاق در لغت، جمع واژه خلق و به معنی خوی ها است، از این رو دانش بررسی و ارزش گذاری بر خوی ها و رفتارهای آدمی، علم اخلاق نامیده می شود. انواع رفتارهای انسانی بر مبنای دو اصل، توارث در افراد (Promotion, Education) و تربیت  (Behavioral Genetics) جامعه شکل میگیرند.

مشکلات بازار :

عبارت «اصول اخلاقی » و « بازاریابی مستقیم » را بسیار ی متضاد یکدیگر می دانند در بعضی موارد در فضای تجاری ایالات متحده مشکل نیست ببینیم که مردم با یک حالت تردید و حتی با بد گمانی به تجارت و فعالیتهای تجاری نگاه می کنند. یک نظر سنجی (هریس /نشریه بیسی نیوز) مشخص نمود 9. % مردم آمریکا معتقدند که جرایم اختلاس متخصصین (جرایم یقه سفیدی) در محدوده جامعه تجاری ایالات متحده بسیار رایج می باشد.

 

اخلاق بازاريابي

چالشی ترین حوزه مورد بحث در اخلاق حرفه ای، اخلاق بازاریابی است، بازاریابی متهم به این است که مسلتزم دروغ، تقلب، بی عدالتی، و بی توجهی به رفاه اجتماعی است. اما ازطرف دیگر بازاریابی برای کمک به اقتصاد تمام کشورهایی که به سطحی از توسعه یافتگی رسیده اند مفید است. لذا حذف بازاریابی پاسخ مناسبی به مشکلات اخلاق آن نیست. بلکه باید به دنبال تدوین و اجرای یک تئوری اخلاقی برای بازاریابی باشیم. نظام اخلاق بازاریابی زمینه هایی را فراهم می کند که براساس بازاریابان، کسانی که هدف بازاریابی هستند و به طور عام تر کل ایجاد میکند ازنظر اخلاقی و ارزیابی و درباره آن ها قضاوت کنند.

هنگامی که مردم درباره اخلاق بازاریابی صحبت می کنند عموما" به اصول، ارزش ها وایده آنهایی اشاره میکنند که انتظار دارند بازاریابان و موسسات بازاریابی به آن ها وفادار باشند. میتوان گفت این هنجارها هسته یک نظام بازاریابی را تشکیل میدهند. در واقع اخلاق بازاریابی یک اخلاق ناهنجاری است. اما از آنجا که این اخلاق هنجاری بحثهای تجربی و تحلیلی نیز به همراه دارند، بنابراین بهتراست عنوان اخلاق بازاریابی را به طور گسترده تر به کارببریم تا در برگیرنده هر سه بعد توصیفی، هنجاری وتحلیلی اخلاق باشد.

 

اخلاق بازاریابی توصیفی

اخلاق توصیفی، مطالعه وپژوهش در باب توصیف وتبیین اخلاق افراد، گروه ها یا جوامع مختلف است. روش بحث و تحقیق در این نوع مطالعات اخلاقی تجربی و نقلی و نه استدلالی و عقلی است. هدف از آن نیزصرفا آشنایی با نوع رفتار و اخلاق فرد، گروه و یا جامعه ای خاص ونه توصیه و ترغیب افراد به عمل برطبق اخلاقیات گزارش شده و یا اجتناب از آن هاست. اخلاق بازاریابی توصیفی به دنبال پاسخ دادن به پرسش هایی نظیر پرسش های زیر است.

جوامع مختلف چه عقاید اخلاقی درباره بازاریابی دارند ؟

بازاریابان هنگامی که میخواهند تصمیمات اخلاقی بگیرند چه فرآیندهایی را طی میکنند ؟

اثرات بازاریابی برتوسعه اقتصادی محیط فقرا چیست ؟

تبلیغات به چه طریقی برمردم اثر می گذارد ؟

چه شرایط ادراکی لازم است تا یک فرد بتواند هدف تبلیغات را تشخیص دهد ؟

مهمترین و مورد بحث ترین زمینه اخلاق بازاریابی توصیفی طی دو دهه گذشته مطالعه تجربی تصمیم گیری در بازاریابی بوده است. این زمینه در دو قالب عمده مورد مطالعه قرار میگیرد که همیشه قابل تمییز آن از هم نیستند. یک قالب، مطالعه عوامل موثر بر رفتار تصمیم گیری اخلاقی بازاریابان است و دیگری طراحی مدل هایی که روند تصمیم گیری اخلاقی آنان را توصیف میکنند.

در مورد شکل اول مطالعات، عوامل موثر در رفتار تصمیم گیری اخلاقی افراد به دوبخش کلی تقسیم میشوند : عوامل فردی و عوامل موقعیتی.

عوامل فردی شامل متغیرهایی است که در ارتباط با خود تصمیم گیرندگان است، از جمله جنسیت، ملیت، سطح سواد، مذهب، سن، وضعیت شغلی، شخصیت، نگرش ها و ارزش ها، نتایج حاصل از مطالعات عوامل فردی موثر بر رفتار حاصل از مطالعات عوامل فردی موثر بر رفتار تصمیم گیری بیش از سایر عوامل است.

بسیاری از اوقات موقعیت ها و شرایط مختلفی که فرد در آن قرار گرفته برتصمیم گیری اخلاقی او موثر است. آثار موقعیت برفرآیند تصمیم گیری اخلاقی عبارتند از : تاثیر گروه های غیررسمی، فرهنگ و جو سازمانی، ، مدیریت عالی سازمان، کد اخلاق سازمان، پاداش ها وتشویق ها، اندازه وسطح سازمان و فاکتورهای مختلف صنعت از جمله نوع و درجه رقابتی بودن صنعت، به عنوان مثال Akaah ارتباط رتبه و نقش سازمانی را با اخلاق بررسی کرد و دریافت که متخصصین بازاریابی دارای رتبه سازمان پایین تر، تفاوت معناداری با همکارانی که دارای رتبه سازمانی بالاتر هستند ندارند و نیز دریافت که بازاریابان دارای نقش اجرایی، قضاوت های اخلاقی بهرتی نسبت به بازاریابان دارای نقش تحقیقاتی دارند.

شکل دوم مطالعه تجربی تصمیم گیری در بازاریابی شامل ایجاد چارچوب ها ومدل های توصیفی تصمیم گیری اخلاقی است که به دنبال شناسایی گام های مختلفی است که در رسیدن به تصمیمات اخلاقی طی میشوند، یکی از مدل های مبسوط مدلی است که Hunt و Vitell طراحی کرده اند که دارای دیدگاهی ادراکی و چند مرحله ای است.

تقریبا تمام مدل های توصیفی تصمیم گیری اخلاقی از تشخیص مسئله اخلاقی شروع میشوند، به جستجوی راهکار ها، ارزیابی آن ها وانتخاب بهترین راهکار می پردازند و درنهایت یک انتخاب بهترین راهکار می پردازند و در نهایت یک رفتار شکل میگیرد، اختلاف این مدل ها معمولا" در جزییات است. پیامد مدل های توصیفی تصمیم گیری اخلاق ممکن است منجر به طراحی مجدد مکانیسم های سازمانی و مکانیسم های استراتژیک برای بهبود تصمیم گیری های اخلاقی شود. علاوه بر این، مدل های توصیفی ممکن است روندها و تعارضات اخلاقی را فاش کنند که درغیر اینصورت بازاریابان هرگز درباره آن ها مورد سوء ظن قرار نمی گرفتند. مطالعات توصیفی اخلاق بازاریابی نقش مهمی در جهت دهی مطالعات هنجاری اخلاقی بازاریابی بازی میکند.

 

اخلاق بازاریابی هنجاری

اخلاق هنجاری به مطالعات و بررسی های هنجاری درباره تعیین اصول، معیارها و روش هایی برای تبیین حسن وقبح درست و نادرست، باید و نباید و امثال آن گفته میشود. این بخش از پژوهش های اخلاقی به بررسی افعال اختیاری انسان از حیث خوبی یا بدی، بایستگی و نبایستگی و امثال آن می پردازد. صرفنظر از اینکه فرد، قوم یا دین خاصی چه نوع دیدگاهی درباره آن ها دارد.

اخلاق بازاریابی هنجاری دارای دو جنبه نظری و کاربردی است. مباحث نظری از طرفی به دنبال تعیین ارزش ها و استانداردهایی هستند که بازاریابان باید به آن ها وفادار باشند. تدوین منشورهای اخلاق و رفتار درسازمان ها در همین راستا است و از طرف دیگر دستورالعمل های هنجاری برای مدیران فراهم می کنند تا در حل مشاجرات اخلاقی و نیز در بررسی های اخلاقی زمینه های کاربردی بازاریابی نظیر تحقیقات بازاریابی، تبلیغات و خرده فروشی از آن ها پیروی کنند.

بعنوان مثال طبق مدل fritzsche، تصمیمات ابتدا مورد تجزیه و تحلیل سودمندی قرار می گیرند و منافع آن ها برای جامعه ارزیابی میشود. اگر تصمیم از این مرحله گذر کرد، در مرحله بعد تاثیر آن بر افراد از جنبه رعایت حقوق آن ها و رعایت عدالت در مورد آنها سنجش میشود.

جنبه کاربردی با تمسک به ارزش ها و اصول مختلف اخلاقی، بازاریابی را ارزیابی و برای تغییر فعالیت های غیر اخلاقی بازاریابی تلاش می کند.

به عنوان مثال Murphy و Lacszniak مجموعه سئوالات زیر را برای ارزیابی اخلاقی بودن فعالیت های بازاریابی به کار می برند :

- آیا این اقدام قانون را نقض می کند ؟ (قسمت قانونی)

- آیا این اقدام مخالف تعهدات اخلاقی پذیرفته شده توسط اکثریت جامعه است ؟ (تست ویژه تعهدات)

- آیا نیت ضرر رساندن از انجام این کار وجود دارد ؟(تست انگیزه)

- آیا احتمال دارد که در نتیجه این اقدام خسارت قابل توجهی به مردم یا سازمان ها وارد شود؟(تست نتایج)

- آیا جایگزین رضایت بخشی برای این اقدام وجود دارد که منافعی هم اندازه یا بیشتر از آن برای گروه های متاثر از اقدام داشته باشد ؟ (تست بهره مندی)

- آیا این اقدام موجب تجاوز به حق دارایی، حق تحریم خصوصی یا حقوق سلب ناشدنی مصرف کننده میشود ؟ (تست حقوق)

- آیا این اقدام باعث کاهش ثروت فرد یا گروهی خواهد شد ؟ آیا این فرد یا گروه جزء قشر محروم جامعه است ؟ (تست انصاف)

پاسخ مثبت به هریک از پرسش های فوق میتواند موجب غیر اخلاقی ارزیابی شدن تصمیم و لزوم تجدید نظر در آن میشود.

چهار ارزش اساسی که به طور چشمگیری در مباحث کاربردی اخلاق بازاریابی هنجاری به چشم می خورند عبارتند از صداقت، آزادی، رفاه و عدالت،

دررابطه با ارزش صداقت، شکل های مختلف پیشبرد و مخصوصا" تبلیغات به خاطر اغراق و دروغ مورد انتقاد قرار می گیرند. محققان بازاریابی به خاطر استفاده از کدهای مخفی برای شناسایی پاسخ دهندگان در پاسخنامه هایی که تعهد کرده اند بی نام و نشان باشد، به خاطر فرستادن افراد نفوذی به فروشگاه ها برای مشاهده رفتار مشتریان و کارکنان و به خاطر پنهان کردن ماهیت تحقیقاتشان از افرادی که برای آن ها اطلاعات جمع آوری می کنند نکوهش میشوند. در برخی کشورها بازاریابان با تعیین قیمت چشمگیرمردم را به خرید ترغیب میکنند.

وقتی ارزش آزادی مطرح میشود انتقادات به برخی شکل های پیشبرد که مصرف کنندگان معمولی و قشر آسیب پذیر را تحت فشار قرار میدهد سر برمی آورد. گفته میشود که بازاریابان با ترغیب و در واقع اغوای سالمندان و کودکان به خرید چیزهایی که لازم ندارند یا نمی شناسند ارزشی برای حق انتخاب آنان قائل نیستند، در کانال های توزیع، خرده فروشان بزرگ، گاهی متهم به این می شوند که تامین کنندگان کوچک را مجبور به قبول قراردادهایی می کنند که در صورت نبود اجبار هرگز آن را نمی پذیرفتند.

 

اصول تبلیغات و بازاریابی نوین

در مباحث تبلیغات نوین، اصول و بنیان هر فعالیت و برنامه ریزی تبلیغاتی بر پایه صداقت و اعتماد سازی میباشد و یک طراح تبلیغات همواره باید به قوانین بنیادی تبلیغات، در تمامی فعالیتهای تبلیغاتی و برنامه ریزی تبلیغات و تولید محتوا توجه داشته باشد. در مباحث تخصصی بعنوان یکی از اصول تبلیغات، ذکر میشود که : همواره تغییر نگرش در مخاطب بسیار مشکلتر از ایجاد نگرش است. موضوعی که قطعا اگر همچون سایر قوانین تبلیغات مورد توجه طراح و مجری تبلیغات قرار نگیرد، علیرغم صرف هزینه های هنگفت، بدلیل عدم آشنایی با قواعد تبلیغات و اصول علمی آن، نتایج مثبت حاصل نمیشود و یا نتیجه معکوس بدست می آید.

تبلیغاتی که اطلاعات نادرست و یا غیر واقعی به مخاطبین خود منتقل میکند یا ارزیابی مخاطبین را در مورد کالا منحرف میسازد، در بلند مدت نتایج غیر قابل جبرانی به کالا، تولید کننده و نام تجاری شرکت میزند. بطور مثال اگر در تبلیغ مربوط به یک نوع برنج بسته بندی از کیفیت پخت و یا عطر آن صحبت میکنیم در حالیکه کالا فاقد آن کیفیت است، ممکن است یکبار بتوانیم خریدار را برای خرید کالا مجاب کنیم (که این مسئله فقط بصورت مقطعی و کاذب موفقیت تبلیغات و افزایش فروش را نشان میدهد) ولی از قدرتمندترین روش تبلیغات که تبلیغ و توصیه دهان به دهان است، غافل بوده ایم. یک مشتری ناراضی، دهها مشتری بالقوه را از پیرامون کالا دور میکند و اثرات این تبلیغ منفی با گذشت زمان و بطور ماندگار و بلند مدت مشهود میشود و حتی اگر شرکت تصمیم به اصلاح و بهبود کیفیت کالا بگیرد، ترمیم ذهنیت مخاطبان، دشوار و بسیار هزینه بر میباشد.

آنچه در تبلیغات بیان میشود باید واقعیت داشته باشد و مخاطب بتواند به راحتی آن را لمس و تجربه کند. در اینجا این مسئله را نه بعنوان اخلاقیات و فضایل انسانی، بلکه بعنوان راهکار کاربردی بازاریابی علمی و تبلیغات بیان میکنم. استفاده از هرگونه حیله و نیرنگ در تبلیغات، ارتباط بلند مدت را با مخاطبین خدشه دار میسازد. ، بزرگنمایی کردن و یا اظهارات غیر واقعی در مورد کالا را ترفند تبلیغات نا کارآمد و غیر موثراست. با آگاهی صحیح از قوانین و فنون تبلیغات و بکارگیری اصول روانشناسی تبلیغات در برنامه ریزی و تولید محتوا، میتوان ارتباطی موثر و پایدار با مخاطبین ایجاد کرد و همچنین هزینه سالیانه بخش تبلیغات شرکت را نیز کاهش داد.

خلاقیت در طراحی، تولید محتوا، استراتژی تبلیغات، شعار تبلیغاتی، برنامه ریزی و. . . در بخش تبلیغات، از مهارتهای مشاور تبلیغات و طراح تبلیغات میباشد، تا به شکلی مناسب از واقعیتهای موجود برای رقابت تبلیغاتی استفاده نماید و اهداف بلند مدت و پایدار را فدای موفقیتهای کوتاه مدت و مقطعی نکند. امروزه شرکتها و نهادهای اقتصادی، ناگزیر باید از تجارب و مباحث تخصصی و مدون تبلیغات و بازاریابی برای پیشبرد اهداف خود بهره بگیرند و از اجرای هرگونه پروژه تبلیغات و سیاستهای بازاریابی، بدون برنامه ریزی اصولی و بررسی نتایج کوتاه مدت و بلند مدت آن اجتناب کنند. در فرصتهای بعدی بیشتر به این موضوع خواهم پرداخت.

 

مسائل اخلاقی پیرامون تصویر زنان در تلاش های بازاریابی

به موازات تغییراتی که در جامعه روی می دهد، صرف نظر از نژاد، جنسیت یا شغل، تصویر و نقش افراد تغییر می کند. در طول سالیان از زنان تصاویر متفاوتی ترسیم شده است. این تصاویر را به عنوان تصاویر بسیار سنتی، تکراری یا ساده ارائه می کنند، ممکن است این تصاویر به نظر مردم کلیشه ای یا توهین آمیز تلقی شود.

برای مثال دون پایه نشان دادن زنان، شامل ترسیم تصاویری است که در آن زنان را کم عقل، فرمان بردار، مورد آزار مردان، ناتوان در پذیرش نقش رهبری یا تصمیم گیری به نمایش در می آید. گاه نیز زنان به گونه ای نشان داده می شوند که برای مردان جاذبه داشته باشند. کلیشه های مضر نیز شامل ترسیم تصویری از زنان است که در آن، زنان نگران ظاهر خود یا انطباق با اندازه، وزن یا زیبایی خاص خود هستند. این تصاویر وقتی مضر تلقی می شوند، که به ضرر سازمان تمام شوند.  در این جا، تبلیغات باید برای اطمینان از این که توهین آمیز نیستند، مورد ارزیابی ویژه قرار گیرند.

 

انتقادهای بازاریابی و تعلیمات اسلامی

موارد عمده ای را که تصمیم گیران بازاریابی ممکن است با تصمیم نا درست خود سبب ضرر و زیان مصرف کنندگان منفرد، جامعه و سایر موسسات اقتصادی شوند مورد بحث و بررسی قرار خواهیم داد. (7) این عوامل عبارتند از:

1. کالا

2. بسته بندی

3. قیمت

4. کانال توزیع

5. تبلیغات

6. فروشندگی

7. رقبا

حال، احادیث و روایات مختلف فلسفی، دینی، عرفانی را که برطرف کننده انتقادهای موجود است را

ذکر خواهیم کرد. در واقع نشان می دهیم که در تعالیم اسلامی نیز، این انتقادهای مورد توجه بوده است و راه حلهای لازم به پیروان آن ارائه شده است.

_ کالا

در حدیث آمده است:«خداوند سازنده ماهر را دوست دارد».

همچنین در حدیثی دیگر آمده است: «خداوند انسان حرفه ای و امین را دوست دارد».  در این حدیث دو عامل حرفه‌ای بودن و امین بودن موردنظر بوده است. عامل اول: یعنی کسی که نیاز و دردی از جامعه دوا کند واثر مهارت و فناوری او دیده شود. عامل دوم: امین بودن است، یعنی بها دادن به کیفیت کارها و درست و کامل بودن کار است.

_ بسته بندی

درحدیث آمده است:«کالای خود را به منظور جلب توجه و رغبت بیش از اندازه مشتری، زینت نکنید».

 

 

_ قیمت

درحدیث آمده است:«به سود کم قناعت کنید و در تحصیل سود به اندازه خود اکتفا کنید و این مقدار را نیز میان همه مشتریان تقسیم کنید، یعنی از همه مشتریان روزانه خود به اندازه مخارج روز خویش، به نسبت سود بگیرید».

_ کانال توزیع

انحصار ناشی از تبانی، به این معنی که تولید کنندگان با هم تبانی کنند که کالای مورد نظری را تولید
نکنند، یا فروشندگان تبانی کنند که به قیمت بیشتری بفروشند، از نظر اسلام مذموم است.
در یکی از روایات نقل می شود که امام صادق (ع) خدمتکاری را که مصادف نام داشت طلبید و هزار دینار به او پرداخت تا برای تجارت عازم مصر شود. خدمتکار پول گرفته شده را به کالا تبدیل کرد و به همراه تجار دیگر به مصر رفت. هنگامی که نزدیک مصر شدند تجاری را دیدند که از مصر خارج شدند و در گفت‌وگو با آنان وضعیت کالای خود را از آنها پرسیدند. آنها گفتندکه از این کالا در مصر چیزی نیست. تجار می دانستند که این وسیله مورد نیاز عموم است و با هم پیمان بستند که کمتر از سود هر دینار به یک دینار نفروشند. پس از پایان یافتن کالاها به مدینه باز گشتند و مصادف با دو کیسه هزار دیناری نزد امام رفت و عرض کرد: «یکی سرمایه و دیگری سود». حضرت درباره زیادی سود پرسیدند و او موضوع را به آگاهی حضرت رساند. حضرت فرمود: «آیا بر ضد مردمی مسلمان پیمان می بندید که جز به سود دینار، دینار نفروشید؟» سپس کیسه مربوط به سرمایه را برداشت و فرمود با کیسه دیگر کاری نداریم و بعد فرمود: «ای مصادف، ضربات شمشیرها از به دست آوردن روزی حلال آسانتر است».

از آنجا که هدف اصلی کسب و کار در اسلام تعالی انسان و نه کسب سود است، رعایت ملاحظات رفتاری در بازار یابی اسلامی امری ضروری است.

 

_ تبلیغات

بهره گیری از هرگونه تبلیغات مضر و زیان بخش، چه زیان جسمی داشته باشد و یا اخلاقی، و هرگونه وسایلی که ویژه این کار است ممنوع است.

_ فروشندگی

درحدیث آمده است: «در موقع معامله، سوگند، هر چند هم راست باشد نخورید».
از امام جعفر(ع) نقل شده است: علی(ع)هنگامی که در کوفه بود همه روزه صبح اول وقت، بیرون می رفت و در بازارهای کوفه گردش می‌کرد و تازیانه ای بر دوش داشت که دارای دو طرف و نام آن(سبیته)بود. او به هر بازاری که می‌رسید می ایستاد و ندا در می داد که ای تجار و بازرگانان. . . _ از خدا بترسید. مردم که صدای حضرت را می شنیدند، هر کار که به دست داشتند کنار می گذاشتندوبا دل و جان به اوامرش گوش می دادند. می فرمود: «پیش ازهرکاراز خداوند طلب خوبی کنید و به ارفاق، برکت ازخدابگیرید و با مشتریان مهربانی کنید و خود را به زیور بردباری بیارایید و قسم نخورید و از دروغ بپرهیزید و ستمکار نباشید و با مظلومان با انصاف رفتار کنید و نزدیک ربا نروید و کم فروشی نکنید و مردم را گول نزنید و به این وسیله دنیا را تباه نسازید»، آنگاه در همه بازار می‌گشت و سپس برای انجام سایر وظایف خود درباره مردم آماده می شد.

_ رقبا

درحدیث آمده است: «در بین معامله برادر دینی خود داخل نشوید. یعنی هنگامی که می بینید متاعی را یکی از برادران دینی میل دارد بخرد شما در این معامله دخالت نکنید تاآن معامله دیگری را برادر دینی انجام دهد».

 

نتیجه گیری:

تصمیم گیری های بازاریابی به دانش تخصصی نیاز دارد .بنا براین مسائل اخلاقی اغلب پیچیده تر از مسائلی است که اغلب پیش روی زندگی شخصی افراد قرار دارد و تصمیم گیری موثر به ثبات و سازگاری نیازمند است.از آنجا که کسب و کار در وضعیتهای مختلف متفاوت است و گرفتن هیچ تصمیم ساده نیست،سازمانهای زیادی به تدوین نظام نامه های اخلاقی برای اجرا و تدوین مقررات اصول اخلاقی حرفه ای برای راهنمایی و هدایت مدیران و کارکنان مبادرت کرده اند.هرچند ، گاه ثابت شده وضع مقررات برای حمایت از مشتریان،سازمان ها یا جامعه کفایت نمی کند; در این جاست که به احتمال زیاد ، فشار برای وضع مقررات و فشار برای قانون گذاری برای حمایت از همه افراد ذینفع در فرآیند مبادله ، اجتناب نا پذیر می نماید.

 

تهیه کننده: آقای بیدی، دانشجوی کلاس اخلاق حرفه ای

اخلاق حرفه ای در روابط عمومی

اخلاق حرفه ای در روابط عمومی

 

 

مقدمه :

 اخلاق ،یک مفهوم عمیق اما آشنابرای همگان است که معنای واحدی برای آن یافت نمی شود که مورد پذیرش عموم  واقع شود . اگر چه در تعریف اخلاق، میان دانشمندان اختلاف نظر وجود دارد،لیکن دانشمندان اسلامی در این مطلب اشتراک نظر دارند که "مجموعه صفات روحی و خصوصیات درونی و ملکات باطنی که منشأ و مبدأ افکار وعقاید و گفتار و کردار و رفتار خوب یا بد می باشد، اخلاق نامیده می شود".

 اهمیت مقوله «اخلاق» تا حدی است که انجمن جهانی روابط عمومی، سال ۲۰۰۷میلادی را به عنوان «سال اخلاق در روابط عمومی » نامگذاری کرد .این امر نشاندهنده ی اهمیت فوق العاده اخلاق  حرفه ای درروابط عمومی است .دراین مقاله درصدد آنیم که به کمک صاحبنظران امور روابط عمومی وارتباطات برخی از اصول اخلاق حرفه ای در روابط عمومی را بیان نماییم .

 

اخلاق حرفه ای در روابط عمومی :

 اخلاق در روابط عمومی می تواند به جلب اعتماد مخاطبان به سازمان ویا عدم اعتماد آنان وبی اعتباری مجموعه منجر شود ،زیرا درمناسبات انسانی ،اخلاق بسیار مهم  وتعیین کننده است .اما اخلاق یک کارگزار روابط عمومی چگونه باید باشد تا بتواند درتحقق اهداف  شغلی خود موفق گردد.

 برای روشن تر شدن بحث ،نظر آقای سید شهاب سید محسنی را از میان یادداشت های ایشان می آوریم :

 «نكته ظريفي كه در اين ميان قابل تامل و تعمق است آنكه براستي جايگاه اخلاق در فعاليتها و ماموريتهاي روابط‌عمومي كجاست؟ و آيا روابط عمومي‌ها تا چه ميزان خود را پايبند به معيارها و موازين اخلاقي بويژه درارتباط بامخاطبان مي‌دانند؟و...

 آنچه مسلم است آن كه بين اخلاق به عنوان يك شاخص و معيار انساني با نوع ماهيت و فعاليتهاي روابط عمومي رابطه‌اي بسيار نزديك و تنگاتنگ وجود دارد. در واقع روابط عمومي بدون اخلاق معنا و مفهوم واقعي خود را نخواهد داشت چرا كه اساس ارتباط و رابطه انساني و پايداري آن بين يك سازمان و مخاطبانش را صداقت و ايجاد اعتماد متقابل تشكيل مي‌دهد و روابط عمومي چيزي جز اين نيست، به عبارتي ديگر روابط عمومي زماني در مسير صحيح خود حركت مي‌كند كه در جريان دوسويه ارتباط بين سازمان و مخاطبان مهمترين اصل كه همانا معيارهاي اخلاقي است رابدرستي رعايت نمايدو بارويكرد ديگري مي توان گفت روابط عمومي بدون اخلاق ديگر روابط عمومي نيست، روابطي است كه براساس معيارهاي ديگري چون سودجويي، منفعت طلبي و سازمان محوري بنا نهاده شده است و در اين چرخه ارتباط آنچه به حساب نمي‌آيد، همانا مخاطبان، خواسته‌ها و نيازهاي آنان است. بنابراين يكي از شاخصه‌هاي مهم روابط عمومي مطلوب و كارآمد پايبندي آن به ارزشهاي اخلاقي در تبادلات و ارتباطات با مخاطبان است.»

 

در حرفه روابط عمومی پنج نوع رابطه اخلاقی وجود دارد که عبارتند از :

 1-وظیفه نسبت به خود

 ۲-وظیفه نسبت به مخاطب

 ۳-وظیفه نسبت به کارفرما

 4-وظیفه نسبت به حرفه

 5-وظیفه نسبت به جامعه

 بنابراین ، اخلاق روابط عمومی مربوط به یک سطح نیست وبایستی یک مسئول روابط عمومی درهریک از سطوح ۵گانه ی  فوق ،ملتزم به رعایت اصول اخلاق حرفه ای باشد تا بتواند به عنوان یک روابط عمومی اخلاقی درجلب نظر مخاطبان موفق گردد .

 

باید ها ونبایدهای اخلاقی در روابط عمومی :

 اخلاق و انتظارات اجتماعي در كلي ترين حالت خــــود شامل چهـــــار ارزش زير مي شود:

 1-صداقت و راستگويي

 2-انصاف و برابري

 3-امانت داري

 4-وفاداري و احساس مسئوليت اجتماعي.

 گذشته از مفاهیم اخلاقی  یادشده ،می توان به بعضی از باید ها ونبایدهای اخلاقی روابط عمومی به شرح زیر اشاره کرد:

 

برخی از باید ها ی اخلاقی روابط عمومی :

 ۱-به رسمیت شناختن حق مردم برای دریافت اخبار واطلاعات درست

 ۲-احترام به منافع عمومی

 ۳-صداقت در ارائه اطلاعات

 4-احترام به ارزش ها

 ۵-احساس تعهد دربرابر اعتماد عمومی

 6-شفافیت (Clarity)

 ۷-حفظ اسرار مخاطبان

 ۸-امانتداری

 ۹-وقت شناسي (Timeliness)

 ۱۰-اقدام‌اصلاحي‌(Remedial)

 

برخی از نباید های اخلاقی روابط عمومی :

 ۱-دروغ پردازی

 ۲-برخورد تلافی جویانه

 ۳-شایعه پراکنی وتکیه بر آن دراطلاع رسانی

 4-بی احترامی به اشخاص

 ۵-بی احترامی به ارزش ها

 ۶-قالب کردن نظر خود به دیگران به عنوان نظرات عموم ویا دخیل کردن نظرات شخصی در اطلاع رسانی ها

 ۷-نداشتن دقت نظر در اطلاع رسانی ودرج وارائه هرگونه اخبار واطلاعات بدون درنظر گرفتن صحت وسقم آن

 8-دخل وتصرف در ارائه مطالب دیگران

 ۹-سرقت ادبی ( playiarism)

 ۱۰-بی توجهی به نظم وامنیت عمومی

 ۱۱-شکستن حریم خصوصی افراد

 ۱۲-جعل اطلاعات (Disinformation)

 

معیارهای اخلاقی روابط عمومی  -نگاهي به آئين نامه انجمن بين المللي روابط عمومي :

 انجمن بين‌المللي روابط عمومي در سال 1965 در آتن (پايتخت يونان) آيين‌نامه‌اي را تصويب كرد كه به خاطر تأكيد بر حقوق بشر ، رفتار كاركنان روابط عمومي و همچنين نگرش مثبت به اين حرفه و موفقيت در تصويب معيارهاي اخلاقي مورد قبول جهاني واقع شد.

 

عضو روابط عمومي بايد در رعايت موازين زير تلاش كند:

 كمك به فراهم ساختن شرايط اخلاقي و فرهنگي تا انسانها را قادر سازد به كمال برسند و از حقوق سلب ناپذيري كه در اعلاميه جهاني حقوق بشر عنوان شده است، بهره‌مند شوند.

 فراهم آوردن الگو و كانالهاي ارتباطي از طريق ترويج آزادانه اطلاعات مهم كه سبب شود هر عضو هر جامعه اي احساس كند كه او آگاه است.

 به دليل ارتباط ميان حرفه ها و مردم، كار يك عضو روابط عمومي حتي به صورت خصوصي، در چگونگي ارزيابي حرفه به عنوان يك كل ، تاثير دارد.

 

 اصول‌ و قوانين‌ اخلاقي اعلاميه جهاني حـقوق بـشـر

 (The universal declaration of human rights) را در محدوده وظايف حرفه اي محترم شمارد.

 توجه به ارزش انسان و حمايت از آن و به رسميت شناختن حقوق انساني.

 6)فراهم آوردن زمينه‌هاي اخلاقي، روانشناختي و ذهني به منظور گفتگو به شيوه‌اي مناسب و به رسميت شناختن حقوق همه گروه ها براي بيان ديدگاه و نظرات آنان.

نظارت دائمي بر خود در تمام شرايط و به نحو احسن تا اعتماد كساني را كه با آنها در ارتباط است، جلب كند.

 انجام كارها در همه شرايط و به نحوي كه علايق خاص همه گروهها (هم علايق سازماني كه در آن خدمت مي كند و هم علايق جامعه مورد نظر) مشمول توجه شود.

 به انجام رساندن همه وظايف با صداقت و پرهيز از سخناني كه باعث ابهام يا درك نادرست مي‌شود.

 

عضو روابط عمومي بايد از موارد زير اجتناب كند:

 1-كم اهميت شمردن حقيقت نسبت به ديگر نيازها .

 2-انتشار اطلاعاتي كه برمبناي وقايع درست وقابل اثبات بنا نشده اند.

 3-شركت در هر اقدام مخاطره‌آميز يا اقدامي كه غيراخلاقي و نادرست باشد وبتواند برشأن و منزلت انسان خدشه وارد سازد.

4-به كارگيري هرنوع روش يا تكنيك ”تلافي جويانه“ براي تحريك ناآگاهانه فردي كه قادربه كنترل آزادي خود نيست.

 روابط عمومی غالباٌ قلب اخلاقی سازمان است .

 ابتدايي ترين روش اخلاقي كه وجه مشترك بين اخلاق و روابط عمومي مي توانيم از آن ياد كنيم ،  اين تعريف مي تواند در بسياري از سازمانها نقش قابل قبولي را ايفا نمايد چرا كه اخلاق و رفتار درست سر منشا ارتباط ذكر مي شود در اولين كلمه از ارتباط كلامي بين دو نفر سلام و احوالپرسي مي باشد كه سلام ( درود برشما) از ضمايراخلاقي و پرسيدن حال ايشان جز مفاد اخلاقي ياد مي شود و ايجاد روابطه مي نمايد .

 حرفه ی روابط عمومی اغلب وجدان یک سازمان است .

داشتن وجدان از عناصر حياتي و زاتي اخلاق مي باشد و توجه به اين امر مي تواند در بسياري از موارد ، ما را از عوامل ضد اخلاقي محصون نگه دارد و ما مرتكب عوامل ضد اخلاقي مانند دروغ ، دزدي ، و ... نشويم ، اين تركيب بين اخلاق و روابط عمومي مي باشد كه ما را از بيان رازهاي سازماني و محرم بودن موارد سازماني در برابر ديواره بلند وجدان قرار مي دهد ، كه ارزشها و عطوفت آدمي دراو تشكيل مي گيرد

 روابط عمومي را می توان به عنوان مدیریت ادراک تعریف كنيم  .

 هرگونه جهت دهي و هدايت باورهاي درست در گونه هاي مختلف اخلاقي مي تواند ادارك آدمي را به عنصر تعالي بخش در زندگي ياد كرد و عموماٌ روابط عمومي داراي هدف و باور درست مي باشد چرا كه هدفهاي سازماني را وابسته به هدفهاي جامعه تنظيم مي نمايد و چشم انداز درستي از وضعيت آينده بيان مي نمايد .ادراك به مانند وجدان داراي خصايص دروني و از عوامل اخلاقي مي باشد .

 با توجه به تعاريف فوق مي توانيم اخلاق در روابط عمومي را دو مقوله وابسته به هم دانست و در بعضي از موارد مي توانيم بگوييم كه اخلاق داراي معيارهاي زياد و معيارهاي كم در روابط عمومي مي باشد تشخيص معيارها توسط افراد جامعه مي تواند در شناخت سازمان به آنها كمك نمايد .

نماد هاي اخلاقي درست  سازمان را روز به روز پويا تر و با جامعه نزديكتر مي كند .

 

توصيه اي براي دست اندركاران روابط عمومي

 از جمله موضوعاتي كه بايد براي بدست آوردن يك اخلاق سازماني مد نظر داشت و بدان عمل نمود 1- اجراي صحيح نقش اخلاق 2- ترويج اخلاق در سازمان 3-رويكردهاي جديد همراه با تجربه 4-تحليل و بررسي موضوعات اخلاقي يك سازمان در روابط عمومي مي باشد .

 

اخلاق حرفه ای در روابط عمومی

روابط عمومی در سازمان توجه موکد دارد بر : 1. منافع عمومی سازمان  و 2. اصل آزادی و دسترسی به اطلاعات.

 منافع عمومی سازمان:  در ذیل منافع عمومی سازمان کلیه اقشار مرتبط اعم از کارکنان، مدیران، سهامداران، مشتریان و مصرف کنندگان ذینفع هستند. این منافع در تعارض با منفعت طلبی های فردی و گروهی است که در مناسبات سازمانی تقبیح شده است و باید منافع سازمان با نگاه عمومی (در برگیرنده منافع تمامی ذینفعان) ترسیم شود.

 روابط عمومی می کوشد در تعامل با هر یک از ذینفعان و در تمامی مناسبات خود این اصل را مورد توجه قرار دهد و راه های حفظ و ارتقای منافع سازمان را شناسایی کند و در تحقق این مهم مدیران و مسئولان سازمان را یاری دهد.

میل به دستیابی به منافع سازمان نباید منجر به این شود که حقوق مشتریان و سایر ذینفعان در معرض تهدید قرار گیرد. پیامد بی اخلاقی در سازمان چیزی جز سقوط و ورشکستگی نیست.

 

اصل آزادی و دسترسی به اطلاعات:  روابط عمومی کارکردش صرفا انتشار پیام و خبر نیست اما احترام به مخاطبان و ذینفعان اقتضا می کند که به نیاز های آنان توجه شود  و موانع ارتباطی در سازمان از میان برداشته شود و آنان با اطلاعات و برنامه های سازمان بیگانه نباشند. دسترسی نداشتن ذینفعان به اطلاعاتی که جزء حقوق آنان محسوب می شود تبعات بسیاری را به دنبال دارد. ایجاد کانال ارتباطی دو طرفه میان کارکنان و مدیران و مشارکت دادن آنان در برنامه های تصمیم سازی از طریق ابزارهایی چون پرسشنامه و برگزاری گفت و گوهای رو در رو از جمله شیوه های ارتباطی است که یک سازمان کارآمد از آن ها بهره می گیرد.

 احترام به ارزش ها و کرامت انسانی همچون آزادی بیان و اندیشه و مشارکت اجتماعی در تحقق اصل آزادی و دسترسی به اطلاعات تاثیر گذارند. نباید تعبیر مدیریت روابط عمومی صرفا منحصر به حفظ اطلاعات و در لفافه بردن آن باشد. باید به نحوی با این موضوع کنار آمد که ضمن صیانت از ارزش های سازمان به حقوق دیگران نیز احترام گذاشت و بنابر نیاز مخاطبان به بازتاب این نیازها به مدیران سازمان و سپس اطلاع رسانی شفاف به جامعه هدف مبادرت ورزید.

 باید برای مخاطبان سازمان امکان نقد و تبادل نظر و اندیشه و همچنین فرصت نظارت و ارزیابی را فراهم کرد. البته سازمان می تواند اسناد عمومی و باز را در اختیار مخاطبانش قرار دهد تا ضمن در جریان قرار دادن آنان از چند و چون فعالیت سازمان از آنان برای بهتر شدن شرایط بهره گیرد.

بدین شکل می توان مدعی شد که اصل آزادی اطلاعات در سازمان تحقق پذیرفته است. اصلی که  به مثابه دسترسی شهروندان و مخاطبان به اطلاعاتی است که دانستن آن جزء حقوق حقه آنان  است. این ها اطلاعات عمومی هستند که پنهان کردنشان، ذینفعان و مراجعه کنندگان را با تعارض روبرو می سازد.

 

اخلاق حرفه ای برای کار حرفه ای

اخلاق حرفه ای  مربوط به کار حرفه ای است و کار حرفه ای نیازمند مدیریت حرفه ای.

 اخلاق در روابط عمومی به دنبال " تامین منافع سازمان و کسب رضایت مخاطبان " است که با "توسعه شبکه ارتباطات انسانی"  برای برقرار کردن فضای تعاملی مهیا می شود. شبکه ای که به صورت ارتباطات فیزیکی و چهره به چهره  است و  یا به صورت ارتباطات مجازی و دیجیتالی.

 تعامل در سازمان منجر به پاسخگویی درست و صادقانه همراه با صمیمیت است و این تعامل سلسله ذینفعان سازمان را در بر می گیرد.

 هر یک از ذینفعان به نوعی با سازمان ارتباط پیدا می کنند و سازمان ملزم است در تدوین منشور اخلاقی برای هر یک از آنان تعریف روشنی را ارایه کند و مسئولیت اخلاقی خود را در قبال آنان به وضوح روشن کند.

 اساس کار روابط عمومی ایجاد ارتباط است، ارتباطی که جنبه عمومی دارد و این عمومیت داشتن است که موجب تعامل می شود. تعامل با گروه ها و اقشار گوناگون با ویژگی ها و سلایق متفاوت.

 روابط عمومی که نتواند با مراجعه کنندگان و جامعه هدف خود ارتباط صحیح برقرار کند اصولا در اساسی ترین وظیفه خود ناکام مانده است. روابط عمومی پویا جامعه هدف خود را به خوبی        می شناسد و به مطالبات و معیارهای آنان آگاهی دارد و این شناخت با بررسی، مطالعات و سنجش افکار حاصل می شود.

 هر یک از طیف های مشتریان، کارکنان، مصرف کنندگان، سهامداران و ... برای سازمان سرمایه انسانی و یا سرمایه اجتماعی محسوب می شوند بنابراین باید از آنان مراقبت و نگهداری کرد و رضایت عمومیشان را جلب کرد و این روابط عمومی است که باید با شناخت شرایط و مدیریت زمان آنان را برای تحقق اهداف سازمان و خدمات سازمان را برای رضایت آنان همراه سازد.

 حال با شناخت جایگاه روابط عمومی در تحقق اخلاق حرفه ای در سازمان می توان به شاخص های اخلاقی مطلوب در مدیریت روابط عمومی اشاره کرد:

     صداقت و درست کاری

    امانت داری

    شناخت وظایف و تکلیف گرایی

    ارتقای توانمندی حرفه ای

    واجد صلاحیت بودن کارکنان

    حفظ حقوق ذینفعان

    بی طرفی

    پایبندی به اصول و منشور اخلاقی سازمان

 منافع یک سازمان اقتضا می کند که بنابر اولویت در وهله اول به منافع ملی بنگرد و بعد از آن به منافع سازمانی نگریسته شود. این اصول متضمن افزایش پایداری سازمان در عرصه رقابت است در غیر این صورت این شکست است که در انتظار سازمان است.

از آن جا که روابط عمومی به  عنوان یک رکن مهم و راهبردی در سازمان به حساب می آید در تدوین و تصویب منشور اخلاقی سازمان که توسط بالاترین مقام و مدیران ارشد در قالب شورای استراتژیک  انجام می گیرد حضور و جایگاه اش غیر قابل انکار است . روابط عمومی به عنوان نماینده و سخنگوی سازمان است و همیشه باید:

 

    درک صحیحی از پتانسیل های موجود، محدوده کاری، مشتریان و سفارش دهندگان، سرمایه گذاران و آرمان های سازمان به عنوان برنامه آینده داشته باشد.

    بداند که سازمانی پویاست که برای مشکلات خود راه حل های کاربردی و علمی می یابد و پیوسته حل مسائل بر اساس تفکر و منطق صورت می گیرد.

    در صورت بروز اشتباه به جای توجیه و دلیل تراشی مسئولیت را بپذیرد و به دنیال اصلاح برآید.

    در روابط کاری و اداری خود قاعده مهم برد- برد ( Win – Win ) را لحاظ کند به گونه ای که ضمن تامین منافع عمومی سازمان حق مشتری و مصرف کننده و سایر ذینفعان را ایفا نماید.

    در تلاش باشد تا اطلاعات حرفه ای خود را به منظور حفظ و ارتقای قابلیت ها و توانمندی های سازمان گسترش دهد.

 

کارکردهای متعدد روابط عمومی در سازمان:

     ایجاد پیوستگی و تعامل بین عوامل درون سازمانی و برون سازمانی

     کمک به هم افزایی و هدفمندی برنامه ها و فعالیت ها

     بهره گیری از توانمندی ها و امکانات سازمان برای تحقق اهداف

     تبیین برنامه ها، عملکردها و مسئولیت های سازمان به منظور پاسخگویی به جامعه هدف

     مطالعات افکار و پژوهش های مرتبط در راستای نیاز سنجی و شناخت بازخوردها و عملکردها

  

نتیجه :

 بنابراین ، پایبندی به اخلاق نیک باعث سعادتمندی انسان درزندگی می شود واین امر درهمه ی امور نتیجه ی بسیار خوبی عاید فرد وجامعه می کند . درروابط عمومی نیز به دلیل اینکه بیشتر جنبه برخورد بادیگران وجلب اعتماد وبرطرف کردن سوءتفاهمات مطرح است ومسئول روابط عمومی  به ناچار باید با انواع سلائق وشخصیت ها برخورد کند ،نقش اخلاق در روابط عمومی درپیشرفت ویاعدم موفقیت سازمان ومجموعه کاری  بسیار بااهمیت است و باید به اخلاق حرفه ای روابط عمومی متعهد وملتزم بود تا اعتماد عمومی که بسترساز فعالیت روابط عمومی هاست حاصل گردد.

 

تهیه کننده: آقای گلدار، دانشجوی کلاس اخلاق حرفه ای

 

 

اخلاق مهندسي و حرفه اي در كار

اخلاق مهندسي و حرفه اي در كار

 

 

 

چكيده :

به دليل گسترش و توسعه صنعت و فناوري تصميمات يك مهندس ميتواند بطور مستقيم بر زندگي روزمره انسانها اثر بگذارد از آنجا كه مشاغل بسمت حرفه اي شدن پيش مي روند،مقابله با تعارفاي اخلاقي و گرفتن  تصميمات منطبق با اخلاق مهندسي در حرفه اي بودن يك مهندس بسيار مهم است .مهندسان  بيشتر بصورت گروهي با مهندسان ديگر يا وابسته به سازمانها يا شركتها كار مي كنند و كمتر  بصورت فردي فعالت دارند به همين دليل بايد  از يك سري قوانين سازماني پيروي كنند كه پايبند به اخلاق سازماني را براي مهندسان لازم مي كند،پايبندي و تعهد به اخلاق حرفه اي و سازماني افراد نسبت به يكديگر تفاوت دارد و به همين دليل است كه باوجود برخي قوانين و مقررات حرفه اي يكسان در يك رشته آثار و روند عملكرد حرفه اي با سازمان در جوامع مختلف متفاوت گردد گاهي اخلاق حرفه اي منجر به تشابه يا تناقض بين آنان گردد كه يك مهندس با اصول آن وفق پيدا مي كند كه اين علاوه بر اخلاق حرفه اي و سازماني ،مباني اخلاق كه در مذهب ،فلسفه،فرهنگ بومي،سنت،خانواده و مليت ريشه دارد در اخلاق مهندس تاثير مستقيم دارد و از اركان آن محسوب مي شود.

 

مقدمه :

در حالي كه مهندسان مي توانند همچنان از قدرت و خلاقيت و ايتكار خود استفاده نموده،مسائل مختلف را حل و فصل كنند و رفاه و آسايش بيشتري را براي خود و مردم فراهم كنند ولي برخورداري از اخلاق مهندسي است كه باعث ميشود مهندسان ،خود كنترل كننده ي فعاليت هاي خود شده ودر نهايت حافظ منافع جامعه انساني و سلامت محيط زيست باشند. فعاليتهاي مهندسي از يك سو باعث تامين رفاه و آسايش مردم و از سوي ديگر باعث كشتار انسان هاي بيشتر و آلوده سازي بيش از حد محيط زيست و هدر رفتن منابع و ذخاير روي زمين شده است .برخورداري از ارزش هاي انساني و اخلاق مهندسي مي تواند براي مهندسان آرامش خاطر ،رضايت باطن و درنهايت شادي وافر بيافريند كه هدف نهايي زندگي انسان در روي زمين است. آموزش و دانايي را موتور اصلي رشد وتوسعه در دنياي امروز مي توان نام برد .ايجاد اقتدار وقدرت رقابت براي ورود به بازارهاي جديد به وسيله آموزش و دانايي به دست خواهد آمد.آموزش مبتني بر اخلاق ،خلاقيت و مهارت ،شرط لازم براي نيل به رشد اقتصادي ،توسعه،سازندگي و بالندگي است .

 

تعریف جامع و كامل اخلاق :

اخلاق چيست ؟

1-شناخت صحيح از نا صحيح

2-انجام صحيح و پرهيز از ناصحيح

اخلاق در هر رشته بر گرفته از يكسري از معلومات شخصي كه فرد با رعايت آن به انجام امور حرفه اي خود ميپردازد اخلاق حرفه اي بر گرفته از دانش فردي و تجارب كسب شده در سنوات كاري ميباشد كه در ابتداي بدست آوردن تمامي نكات مثبت شغلي و حرفه اي رعايت جامع موازين اخلاقيست كه مبين ادامه حركت و نيل به رسيدن به اهداف كوتاه مدت و بلند مدت فرد و اجتماع پيرامون ميباشد.

 

اخلاق مهندسي و حرفه اي :

گسترش جوامع و تغيير شيوه هاي توليد، مسائل اجتماعي ورواني مربوط به آنها نيز وسعت پيدا كرده و شاخه هاي خاص از اخلاق به نام (اخلاق حرفه اي) مطرح شده است. در دنياي امروز مشاغل حرفه اي حتي اگر به صورت انفرادي انجام شود در چارچوب سازمان هاي حرفه اي و با ويژگي هاي خاص از جمله مقررات اخلاقي كه اخلاق حرفه اي ناميده مي شود قرار ميگرد. در مهندسي  به طور عام به دليل ماهيت و شرايط حرفه اي توجه به اخلاق حرفه اي نيازي اساسي است كه در كشورهاي پيشرفته به آن توجه شده و اخلاق حرفه اي  جايگاهي ويژه يافته است به نحوي كه حتي در بعضي از دانشگاهها به عنوان يكي از دورس اين رشته تمرين  مي شود. آيين نامه ها و سوگندهاي مختلفي در موضوع اخلاق تدوين شده و ضمانت اجرايي لازم براي آنها پيش بيني شده است. هميشه بياد داشته باشيد كه توسعه علمي و صنعتي كشورها فقط در سايه اخلاق مهندسي ،راست گويي و پاي بندي به قانون محقق مي شود. اخلاقي كه بر يك جامعه حرفه اي حاكم است شخصيت آن حرفه را در برابر جامعه انساني كه آن حرفه متعلق به آن است به تصوير مي كشد و قضاوتي كه جامعه انساني دربرابر جامعه  حرفه اي خواهد كرد براي آينده و پيشرفت آن حرفه بسيار تعيين كننده و حياتي مي باشد. جدا از اين حس وجدان انساني ،عامل مهم ديگري كه امروزه در بين مهندسين به چشم ميخورد

بطور مثال مهندسين امر سازندگي با بكار بردان تجهيزات و عدوات مناسب باعث زير ساختي اساسي براي بكار گيري همگان خواهند گرديد. اخلاق حرفه اي اين توان را در فرد ايجاب ميكند كه با توجه به بالابودن كيفيت توان پذيرايي از قدردانيها رادارا باشد

همچنين به هنگام بروز مشكلات توانايي تحمل ناملايمات و حتي خردگيريها را داشته باشد . رشد اخلاق ميتواند از طريق آكادميك و  گنجاندن در دروس دانشگاهي يا در ميان حرفه مرتبط بكار گرفته و از طرف فرد به اجرا درآيد.

 

اخلاق مهندسي و حرفه اي در مديريت كارگاهي و نيروي انساني :

موارد زير را مي توان در حيطه اخلاق مهندسي برشمرد :

1- تامين نيازهاي مادي زندگي و همچنين نيازهاي عاطفي و رفاهي در بين همكاران .

2-تنظيم رابطه بين كارگران و مهندسان و جلوگيري از ايجاد بحث و مجادله بين گروه هاي مختلف كاري.

3-امر آموزش به هنگام كار تا حد امكان تشويق را علني و تنبيه را در خفا انجام دهد.

4-به پيشنهادات همكاران توجه كافي داشته باشد و درصورت مناسب بودن آنها را بكار گيرد.

5نمونه خوبي از نظم و ترتيب و وظيفه شناسي براي ساير همكاران باشد.

6-از غرور كاذب و حس امر دهي به افراد زير دست خودداري كند.

7-دستيابي به خلاقيت در جريان هر فعاليتي با استفاده از مخروط سلسه مراتب .

 

اركان و آيين نامه هاي اخلاق حرفه اي :

1- تعهد    2-صداقت   3- تضاد منافع   4-افشاگري   5-توسعه پايدار   6-فناوري جديد

1- تعهد :

يكي از اركان اصلي اخلاق در هر جامعه است به همين دليل اين مفهوم نقش محوري در تمام نظريه هاي اخلاق دارد تعهد عاملي  است كه سبب مي شود فرد حتي بدون وجود كنترل كننده خارجي و به دليل انگيزه اي دروني كارش را به نخو احسن انجام دهد.

تعهد داراي دو جنبه كاري و سازماني است تعهد كاري بين مبين ميزان تلاشي است كه يك مهندس براي كار خود به هر دوجنبه از  اهميت بالايي برخوردار است كه اگر يك مهندس با توجه به  تخصص و شايستگي فني بكار گمارده شود مي توان انتظار داشت كه با توانايي بالا وظايف خود را ايفا مكنند.

2- صداقت :

از مهندسان انتظار مي رود كه بالاترين معيارهاي صداقت و امانت را رعايت كنند مهندسان تاثير مستقيم و حياتي بر كيفيت زندگي همه مردم دارند بر اين اساس خدمات ارائه شده توسط مهندسان بايد همراه با صداقت انصاف و عدالت و بيطرفي باشد مهخندسان موظفند كه به حقيقت پايبند باشند و از هر گونه فريب كاري دوري كنند دروغ گفتن ،تحريف شرايط و تخصيص اعتبار براي كارهاي غير ضروري برخي از اشكال فريبكاري است كه با صداقت و درايت ميتواند اينگونه شرايط را طي نمود.

3-تضاد منافع :

وضعيتي است كه با تاثير برروي كار مهندس مانع از برآورده شدن نيازهاي مشتري و كارفرما مي شود پذيرفتن يك هديه از يك فروشنده باعث تضاد منافع مي شودزيرا باعث ناديده گرفتن توليدكنندگان ديگر كه حتي ممكن است كالاي بهتري نسبت به آن فروشنده ارائه دهند شوند باوجود اينكه پذيرفتن و اهدا كردن هداياي كوچك در فعاليتهاي شغلي معمول است ولي بسياري از شركتها پذيرش هداياي قابل توجه كه ممكن است بعنوان رشوه قلمداد شود را ممنوع كرده اند قوانين اخلاق مهندسي مهندسان را صريحا  به  خودداري از  قرارگيري در وضعيتهايي كه  قضاوت  حرفه اي  مهندسان را به  مخاطره مي اندازد  ملزم كرده  است مهندسان ملزم هستند هرگونه تضاد منافعي را كه ممكن است بر كيفيت يا قضاوت خدمات آنها تاثير بگذارد افشا كند مهندسان نمي توانند براي انجام يك پروژه از چند گروه يا از عوامل خارجي مرتبط با پروژه مورد نظر پاداش كمك مالي و وام دريافت كنند.

4-افشاگري :

همانطور كه مهندسان وظيفه دارند تادر قبال كارفرمايان صادق ووفادار باشند آنها موظفند رفاه سلامت و امنيت جامعه را به بهترين شكل برآورده سازند گاهي اين دو مسئوليت در قبال افراد جامعه ومافوق باعث تضاد مي شوند هنگامي كه يك مهندس با اين موضوعات اخلاقي روبه رو  مي شود يك پاسخ اين است كه افشاگري كند.در بعضي موارد افشاگري قابل توجيه است :

1-جدي و قابل توجه بودن امكان ضرر رساني به منافع ملي

2-پس از گفتگوي بي نتيجه با مافوق مستقيم و رده بالاتر

3-پس از ارائه راه حلهاي ممكن و مختلف ديگر مسئله

4-طي شدن همه راههاي سازماني

دربعضي از موارد افشاگري اجباري ووظيفه است: الف :وجود شواهد متقاعد كننده درباره خط مشي اشتباه شركت ب:رفع خسارت چشمگير از جامعه.

5-توسعه پايدار :

امروزه موضوع توسعه پايدار در بخشهاي مختلف از جمله آموزش مهندس اهميت و جايگاه خاص پيدا كرده است و عدم شناخت مهندسان از توسعه پايدار نمي تواند موفقيت را براي مهندسان وجود دارد توجه به توسعه پايدار در اصول اخلاقي جامعه هاي مهندسي گنجانده شده است :

-مهندس بايد جامعه رادر بالاترين سطح ايمني سلامت و رفاه قراردهند و تلاش كنند كه در حين اداي وظايف حرفه اي اصول اساسي توسعه پايدار را رعايت كنند.

-تحت شرايطي كه قضاوتهاي حرفه اي مهندسان به دليل به خطر افتادن ايمني سلامت و رفاه جامعه نقص ميشود يا هنگامي كه اصول توسعه ناپايدار ناديده گرفته ميشود مهندسان بايد مشتريان يا كارفرمايان را از عواقب احتمالي كارشان آگاه سازند.

-در كارهاي عمراني مهندسان بايد به دنبال فرصتي براي ارائه خدمات مفيد باشند و براي توسعه ايمني و سلامت و رفاه جامعه تلاش كنند و همچنين براي تحقق توسعه پايدار از محيط زيست نيز حافظت كنند.

-مهندسان با تكيه بر اصول توسعه پايدار متعهد به حفظ محيط زيست هستند تا بدين وسيله كيفيت زندگي عمومي بشر را ارتفا دهند.

6-فناوري هاي جديد :

فناوري كاربرد عملي دانش و ابزاري براي كمك به تلاش انسان است و تاثير بسزايي برتوسعه جوامع بشري دارد .وظيفه مهندسان اين است كه با توجه به تخصصهاي خود پتانسيلهاي مفيد و مضر فناوريهاي جديد حوزه خود را بطور كامل بشناسند و آنها را براي عموم مشخص كننده مهندس بايد در نظر داشته باشد كه فناوريهاي جديد در راستاي توسعه هاي پايدار باشد.

 

اخلاق سازماني :

علاوه بر مهندسان كه لازم است از اخلاق سازماني در حرفه خود برخوردار باشند موسسات دانشگاهي شركتها ملزم به برخورداري از يك اخلاق حرفه اي هستند كه به آن اخلاق سازماني مي گويند. اخلاق سازماني مجموعه اي از بايدها و نبايدهايي است مهندسان در يك موسسه به منظور جهت تحقق كامل شرايط كمي و كيفي كار رعايت ميكنند اين اخلاق يك اجتماع حرفه اي ايجاد مي كند كه اخلاق و تعهد حرفه اي تابعي از آن خواهد بود .

مزاياي اخلاق سازماني :

اخلاق سازماني خود داراي مزايايي ميباشد كه اهم آن عبارتند از :

1-نمايش بقاء و زندگي هماهنگ سازماني

2-انسجام بخشي بين كاركنان

3-درپي داشتن وحدت رويه  آحاد سازمان

4-ايجاد اعتماد و رشد افراد در سازمان

5-تشخيص بايدها و نبايدهاي سازماني

 

روش هاي كاربردي كردن اخلاق سازماني :

همانگونه كه مشهود است سازمانها مبين برد اخلاقي مطابق حرفه ،نوع سازمان و عملكرد پرسنل ونوع خدمات به مردم مي باشند در اين خصوص بايد روشهايي را در پيش گرفت تا اخلاق بطور كاربردي منشاء تمام امور سازماني و شخصي مهندسان قرار گيرد كه شامل :

1-سرچشمه گرفتن موفقيت از اخلاق حرفه اي

2-ايجاد اخلاق حرفه اي از اعتماد آفريني

3-ايجاد اعتماد آفريني از پيش بيني رفتار

4-پيش بيني رفتار از مستمر بودن و قانونمند بودن رفتار

5-مستمر بودن و قانونمند بودن رفتار ناشي از مسئوليت

6-شكل گيري مسئوليت از قانون و باورهاي فرد

 

مراحل تصميم سازي در مسائل اخلاقي :

بطور كلي سه شاخص اصلي كه بايد در تصميم سازي هاي اخلاقي مورد توجه قرار گيرد عبارتند از :

1-حداقل شدن ضرر و زيان يا خسارت

2-رعايت و پايبندي به تعهدات و منطق

3-عادلانه رفتار كردن

 

هنگام مواجهه با مسائل اخلاقي يك مهندس بايد سئوالات زير را از خود بپرسد :

1-آيا ضرروزيان يا خسارتي وجود داردكه بتوان از آن جلوگيري كرد؟(پس از آن جلوگيري كنيد)

2-آيا ضررو زيان يا خسارت غير قابل اجتنابي وجود دارد؟(بنابراين آن را به حداقل برسانيد)

3-چه تعهد و مسئوليتي در اين زمينه وجود دارد؟(تعهدات صريح و فني را مشخص كنيد و به آنها پايبند باشيد)

4-براي ابقاي مسئوليت اولين قدم عملي چيست؟(اقدامات عملي را انجام دهيد)

5-اطلاعات لازم از چه كسي و چگونه بدست مي آيد؟(پس كمبود اطلاعات جبران شود)

مهندسان معمولا بدليل مسئوليتهاي سنگيني كه دارند در موقعيتهاي دشوار قرار ميگيرند كه اتخاذ تصميم در آنها به هيچ وجه آسان نيست سه گزينش براي چنين مواقعي وجود دارد الف-گزينش آسان ب-گزينش خلاقانه بينابيني ج- گزينش دشوار

الف- گزينش آسان : گاهي يكي از تعهدها آن قدر مهم تر از تعهدهاي ديگر است كه به آساني مي توان تصميم گرفت كه تعهد مهم تر را بايد انجام دهد مثلا ممكن است در طراحي محصولي از يك مهندس خواسته شود تا محصول را چنان طراحي كند كه توليد آن ارزانتر شود اما ايمني آن كمتر باشد در چنين موقعي يك مهندس آسانترين راه را بر ميگزيند كه آن در نظر گرفتن ايمني و سلامت جامعه مي باشد البته گزينش آسان بدين معنا نيست كه لزوما اجراي تصميم آسان است بلكه دانستن آن چه بايد كرد آسان است.

ب- گزينش خلاقانه بينابيني : گاهي در انجام دادن كارها موقعيتهايي وجود دارد كه تشخيص آن چه بايد انجام داد دشوارتر ميشود در اين حالت تعهدهايي وجود دارد كه اهميت كمابيش يكساني دارند و تصميم گيري دشوار است مثلا اگر در طراحي يك محصول اشكالات ايمني حتي بشكل  جزئي وجود دادر كه بهتر است براي رفع نقص دوباره طراحي شود يا در طراحي آن بازنگري شود در اين حالت بين تعهد خير خواهانه در قبال مشتري تعهد ايجاد سود براي شركت و كارفرما و تعهد در قبال تحويل به موقع محصول به مشتري تعارض ايجاد ميشود .زيرا از يك سو بايد مشتري را از كم و كيف محصول آگاه سازد و از طرفي امكان اينكه كارفرما قراردادش را فسق نمايد زياد ميباشد .

ج-گزينش دشوار : در مواقعي كه فرد با چند تعهد اخلاقي باارزش كما بيش يكساني مواجه شود و راه حل خلاقانه اي نيز به ذهن او نرسد مجبور به انتخاب يك گزينش دشوار است اين گزينش از اين نظر دشوار تلقي مي شود كه ممكن است با اتخاذ هر تصميمي تعهدهايي ناديده گرفته شود و ضررهايي پذيرفته شود شايد در بعضي از مواقع با  ايجاد يك تصميم از سوي مهندس منجر به از دست دادن شغل خود براي رسيدن به هدف رخ دهد.

 

آيين نامه اخلاقي چارچوبي است كه در آن مي توان كار مسئولانه مهندس را فهميد اما به هيچ وجه يك دستور العمل تفضيلي و كامل محسوب نمي شود امكان دارد مهندسان مختلف تلقي متفاوتي از مسئوليتهاي خود داشته باشند.

سه اصل مهم الگوهاي مسئوليت عبارتند از : الگوي آسان گيري –الگوي دقت معمول – الگوي خير خواهانه

1-الگوي آسان گيري: اصل مهم در اين الگو جلو گيري از صدمه زدن و هدف آن درگير نشدن با مشكلات و مسائل و اجتناب از سهل انگاريست در اين روش ابتدا استاندارد سازي شده بعد اصول اخلاقي حرفه اي پياده سازي مي شود.

2-الگوي دقت معقول : اصل مهم در اين الگو دقت معمول و هدف آن نه تنها اجتناب از خسارت بلكه پيشگيري از خسارت و صدمات به مشتري است اين الگو از الگوي آسان گيري فراتر است بطوريكه علاوه بر تامين روشهاي عملياتي استاندارد بر جزئيات مربوط به ايمني دقت بيشتري دارد.

3-الگوي خير خواهي : از الگوي دقت معقول نيز فراتر مي رود و كاري بيش از آن چه از فرد انتظار مي رود انجام مي دهد مثلا در طراحي پروژه اي يك مهندس شبانه روز بدون اينكه كسي مطلع باشد وقت گذاشته تا پروژه را بنحو احسن تحويل دهد كه در آن هم منافع مردم و كارفرما و هم منافع ملي نهفته باشد اينكار نوعي كار خيرخواهانه و اخلاقي محسابه ميشود.

 

نتيجه گيري :

در موقعيت هاي دشوار حرفه اي يا سازماني فقط با استفاده از آيين نامه ها نمي توان تصميمات مناسب اخلاقي اتخاذ كرد بلكه با كمك ارزشهاي اخلاقي مي توان از ميان گزينه هاي دشوار گزينه اي را كه با اخلاقيات همخواني بيشتري دارد برگزيد در بسياري از مواقع كه منافع حرفه اي در مقابل منافع و ارزشهاي بنيادي فردي و اجتماعي قرار مي گيرند پايبندي به اصول و عقايد اخلاقي كمك بزرگي به انتخاب صحيح مي كند از آنجا كه اصول اخلاقي و ارزشهاي انساني در مذهب،فلسفه،فرهنگ بومي،سنت ، خانواده و مليت ريشه دارد بايد در خانواده،مدرسه،دانشگاه انجمنهاي حرفه اي و شركتها و كليه سطوح براي آموزش و كاربردي كردن آن اهتمام ورزيد

 

تهیه کننده: محمدعلی حیدری - دانشجوی کلاس اخلاق حرفه ای

 

اخلاق حرفه ای در صنعت بیمه

 اخلاق حرفه ای در صنعت بیمه

 

 

چکیده

قانون حداقل استانداردها و نرم‌های رفتاری یک کسب و کار را مشخص می‌کند و قوانینی به خوبی اجرا می‌شوندکه از سوی اصول اخلاق حرفه‌ای نیز حمایت شوند. به‌علاوه، تعداد زیادی نرم اخلاقی در جامعه وجود دارد که قانونی در مورد آنها وجود ندارد، زیرا در آن صورت هزینه‌های کنترل و نظارت جامعه به مراتب افزایش می‌یابد.

اصول اخلاق حرفه‌ای که در این مقاله پیشنهاد می‌شود، نتیجه جستجو و بررسی اصول اخلاق حرفه‌ای شرکت‌ها و کشورهای مختلف است و در نهایت متنی ارائه گردیده است که جامع و مطابق با نیازهای کشور ما باشد. مخاطبان این اصول، نمایندگان و عاملین مجاز شرکت‌های بیمه هستند که در تماس با مشتریان و بیرون سازمان می‌باشند؛ هر چند که می‌توان این اصول را به کل کسب و کار شرکت‌های بیمه نیز تعمیم داد.

 این اصول مشتمل بر 9 اصل بوده و در مقام مقایسه با فرض همسانی 5 اصل نخست مصوب فعلی صنعت بیمه، می‌توان گفت که 6 اصل در خصوص فعالیت‌های متداول بیمه‌گران، سایر عاملین مجاز، آحاد مردم، ارزیابان خسارت به آن اضافه شده  و مصوبه قبلی راکاربردی‌تر ساخته است.

 

اصول اخلاق حرفه‌ای مصوب

اصول اخلاق حرفه‌ای پیشنهادی

×      پایبندی به مقررات و تعهدات

×      قابلیت اعتماد (پایبندی به استانداردهای فردی و حرفه‌ای)

×      عدالت و انصاف

×      شفافیت و صداقت

×      حسن نیت (درستی و امانتداری در هدف)

×      شایستگی (توانایی انجام کار به طور حرفه‌ای)

×      حفظ كرامت انسانی

×      اعتبار مالی

×      رعایت حقوق اجتماعی

×      رعایت اصول ارتباط با مشتریان

 

 

×      رعایت اصول ارتباط با بیمه‌گران

×      رعایت اصول ارتباط با سایر عاملین مجاز

×      رعایت اصول ارتباط با آحاد مردم

×      رعایت اصول ارتباط با ارزیابان خسارت بیمه

 
 

 

          مقدمه

در تفسیر رایج از نظریه دست نامرئی آدام اسمیت، اخلاق امری زائد است. در این تفسیر، سودجویی شخصی عامل هماهنگی است و تعقیب منافع شخصی به تحقق منافع عمومی منجر می‌شود. بازار رقابت تنها شرط حل تضاد منافع موجود است و در صورت تحقق بازاری از این دست، هیچ نیازی به مهارهای درونی اخلاقی نیست. آمارتیاسن در مقاله خود با عنوان تاثیر اخلاق بر اقتصاد و ضرورت ارزش‌های اخلاقی برای دستیابی به جامعه‌ای توسعه‌یافته و آزاد به بحثی می‌پردازد كه می‌تواند در اینجا قابل استناد باشد. از نظر سن، نظریه فوق تنها برای مبادلات ساده اسمیتی (نان، گوشت، و نوشیدنی) می‌تواند صادق باشد، اما منفعت ‌طلبی در مبادلات و روابط پیچیده اقتصادی نمی‌تواند به منزله عامل هماهنگی و انسجام جامعه باشد. در مبادلات پیچیده‌ای که شکل رایج مبادلات دنیای حاضر است، منفعت طلبی بدون مهارتهای اخلاقی به فرصت طلبی می‌انجامد.

هرگاه یکی از طرفین مبادله اطلاعات بیشتری در مورد کیفیت کالا یا خدمات مورد مبادله داشته باشد یا تعهدات طرفین مبادله به طور روشن و دقیق قابل تعریف نباشد، سودجویی می‌تواند در قالب فرصت‌طلبی تجلی یابد. رابطه مدیران یک شرکت و سهامداران به ویژه سهامداران کوچک از این نوع است. سهامداران سرمایه خود را در اختیار مدیران قرار می‌دهند و مدیر بر پایه اساسنامه، موظف به رعایت اصول امانتداری و حفظ منافع سهامداران است.

توانمندی صنعت بیمه بر توانمندی اعضای صنعت استوار است؛ اعضایی که خود فراهم‌آورنده مشاوره و خدمات برای عموم مردم از طریق روشی شایسته و حرفه‌ای می‌باشد. حسن نیت، اصل اساسی همه معاملات بیمه‌ای است. برای به دست آوردن اعتماد و احترام عموم مردم و همچنین حفظ اعتبار مجموعه بیمه، مجموعه صنعت باید با درستی، شایستگی و حسن نیت عمل کنند.

بیانیه مأموریت سندیکا در این خصوص به شرح زیر پیشنهاد می‌گردد:

سندیکا تحت نظارت قانون بیمه و از طریق تنظیم رفتار اعضای صنعت بیمه و ارتقاء اخلاق رفتاری، درستی و شایستگی، خدمت می‌کند.

در راستای مأموریت سندیکا، هدف این دستور العمل تدوین استانداردهای اعضا و فعالان صنعت بیمه است. سندیکا الگوی رفتاری فعالان مجاز صنعت بیمه را تعیین کرده و بر حسن انجام آن نظارت دارد.

دستورالعمل رفتاری، خطوط راهنمای اعضا در انجام فعالیت‌های خود است. البته ناگفته پیداست که این دستورالعمل‌ها، حداقل‌های سطح رعایت اخلاقی است و چنانچه برخی اعضا بخواهند از اعتماد بالاتری نزد مردم برخوردار شوند، می توانند استانداردهای سخت‌گیرانه‌تری برای خود وضع نمایند.

اعضاء مسئولیت دارند تا به روند تنظیم مقررات کمک نموده، از رفتارهای غیر اخلاقی جلوگیری نمایند و در جایی که این رفتارها را مشاهده کردند به سندیکا گزارش دهند.

         شرح و تفسیر

هر دستورالعمل به تعدادی بخش‌های جزئی‌تر تقسیم می‌شود که هر کدام به یک اصل خاص بر می‌گردد. هر اصل ابتدا تعریف می‌شود، و سپس با الزاماتی شفاف می‌شود. همچنین برای فراهم آوردن راهنمایی بیشتر، هر بخش شامل خطوط راهنما و مصادیق سوء رفتار است. دستورالعمل، چارچوبی را برای سنجش اشخاص در موقعیت‌های خاص فراهم می‌کند تا رفتار اشخاص در شرایط ویژه سنجیده شود؛ البته بدیهی است که پیش‌بینی تمامی موقعیت‌ها و توصیف کامل رفتارها ممکن نیست. در هنگام خواندن دستورالعمل باید به یاد داشت که اگرچه همه اصول و الزامات به طور جداگانه ارائه شده است، آنها در حقیقت به هم پیوسته می‌باشد. به‌عنوان مثال، همان‌طور که برای همه فعالیت‌های اعضا، تبعیت از اصل قابلیت اعتماد، امری بنیادی است، به هنگام اجرای هر یک از اصول مطرح شده نیز این شرط باید رعایت شود.

دستورالعمل اخلاق حرفه‌ای برای همه اعضا لازم‌الاجراست و باید در بطن فعالیت بیمه‌ای اعضا و اصول اولیه سندیکا که در راستای حمایت از منافع ملی است، گنجانده شود و به کار رود.

این دستور‌العمل به جهت آنکه باید واضح و مختصر باشد، به زبان ساده نوشته شده است و باید دقت شود که محتوی آن در ذیل قوانین و مقررات کشور وضع‌کننده تفسیر گردد.

به دلیل ماهیت پویای دستورالعمل‌ها، این امکان وجود دارد که اصول و الزامات این سند بسط یافته و یا بسته به شرایط جدید تفسیر گردد.

 

1   قابلیت اعتماد

1.1  اصل

قابلیت اعتماد یعنی پایبندی به استانداردهای فردی و حرفه‌ای. در صنعت بیمه که اطمینان پایه‌‌ی همه‌ی  معاملات است، وجود استانداردهای سخت‌گیرانه‌ای در خصوص درستی فردی و شایستگی حرفه‌ای الزامی است. این استانداردها، لازمه اقداماتی است که یک عامل مجاز انجام می‌دهد. عدم پایبندی به این استانداردها، علاوه بر بیمه‌گر ، کل صنعت بیمه را تحت تاثیر قرار خواهد داد. قابلیت اعتماد در هر الزامی که در دستورالعمل آمده است، موضوعی بنیادی است.

1.2  الزام

اعضا باید قابل اعتماد باشند و همه فعالیت‌های حرفه‌ای را با درستی و اطمینان و صداقت به انجام برسانند. دامنه اصل قابلیت اعتماد فراتر از فعالیت‌های داد و ستد بیمه‌ای عاملین مجاز است. زیرا رفتار سایرین در اغلب حوزه‌ها می‌تواند قابل اعتماد بودن اعضا را تحت تاثیر قرار داده و یا شایستگی آنها را زیر سؤال برد.

1.3  خطوط راهنما

1.3.1       رفتارهایی که منجر به از بین رفتن قابلیت اعتماد می‌شوند، عبارتند از:

  • نداشتن صداقت در ارتباط با اموال و منابع مالی دیگران
  • سوء استفاده از موقعیت کاری به منظور کسب سود شخصی یا نداشتن دانش کافی به عنوان یک عامل مجاز
  • گمراه کردن عمدی مشتریان، بیمه‌گزاران و یا سندیکا، از طریق توضیحات غلط و یا مضایقه در ارائه‌ی اطلاعات اساسی.
  • تأثیر منفی بر علایق مشتریان به منظور کسب سود شخصی. به عنوان مثال، افزایش پوشش‌های فوت یا امراض خاص بیمه‌گزار در بیمه‌های عمر و سرمایه‎گذاری به منظور افزایش میزان کارمزد

 1.3.2       کردار ناشایست در خارج از زندگی کاری شما ممکن است قابلیت اعتماد شما را در مقام یک عامل مجاز تحت تاثیر قرار دهد.

1.4          مثال‌هایی از سوء رفتار

1.4.1       چنان‌چه یک نماینده مبالغ اضافه‌ای را از مشتریان دریافت نماید و یا شروط مربوط به سوگندنامه خود را نقض کرده و با سوگند دروغ، سرمایه‌ی سپرده‌شده را به درستی مدیریت ننماید.

1.4.2       مادامی که عامل مجاز که به عنوان معتمد یک سازمان فعالیت می‌نماید، در سرمایه‌های سازمان اختلاس کند و یا این سرمایه ها را صرف مقاصد شخصی نماید.

1.4.3       استفاده کردن از اطلاعات محرمانه مشتریان که توسط بیمه‌گر فراهم شده، به منظوری غیر از آنچه که خواسته شده.

1.4.4       مشارکت یا مساعدت در تشکیل پرونده برای ادعای دروغین خسارت بیمه.

1.4.5       خطای عمدی در نادیده گرفتن آسیب‌های قبلی وسیله نقلیه.

1.4.6       صدور بیمه‌نامه برای نماینده دیگر در حالی که مطابق آیین نامه‌های داخلی شرکت، نماینده مورد نظر از صدور آن بیمه‌نامه منع شده است. به عنوان مثال، صدور بیمه‌نامه غیرزندگی، برای عاملین فروش بیمه زندگی که از فروش در رشته‌های غیرزندگی منع شده‌اند.

1.4.7       صدور بیمه‌نامه برای وسایل نقلیه فاقد برگ معاینه فنی.

1.4.8       ایجاد اظهارنامه‌های غلط برای یک بیمه‌گر.

1.4.9       امضای بیمه‌نامه جعلی.

1.4.10  اظهار عبارات غلط و گمراه کننده به سندیکا.

1.4.11  سرمایه‌گذاری شخصی از محل حق بیمه‌ی مشتریان، بدون اطلاع‌رسانی به مشتریان.

2   حسن نیت

2.1   اصل

حسن نیت، درستی و امانتداری در هدف است و صنعت بیمه بر پایه امانتداری استوار است. بر این اساس برای اعتمادسازی عمومی، تمرین برای نیل به حسن نیت به وسیله عاملین مجاز در صحنه عمل کسب و کار بیمه، امری ضروری است. حسن نیت یک اصل بنیادی از رفتار شما و یک عنصر کلیدی در هر یک از الزامات دستورالعمل می‌باشد.

2.2  الزامات

شما باید کسب و کار بیمه را با حسن نیت انجام دهید. حسن نیت، درستی و امانتداری در هدف است و تمایل صادقانه‌ای است که همواره در عاملین مجاز وجود دارد و در حقیقت تمایل به برآورده ساختن علایق مشتریان و بیمه‌گر است. شما باید به عنوان یک عامل مجاز نسبت به وظایف و الزامات صنعت، بیمه‌گران، بیمه‌شدگان، عاملین همکار، بدنۀ نظارت و عموم مردم حسن نیت داشته باشید.

 2.3 خطوط راهنما

2.3.1       رفتارهایی که تأثیر نامطلوبی در ایجاد حسن نیت دارند، عبارتند از:

  • نادیده گرفتن وظایف و الزاماتی که از سوی اصول، قوانین و مقررات و دستورالعمل ها تعیین شده است.
  • ارائه ندادن اطلاعات درست در هنگام نیاز.
  • دسترسی غیر مجاز به اطلاعات محرمانه مشتریان و استفاده از این اطلاعات یا افشای آنها.
  • استفاده نادرست از موقعیت خود به عنوان یک نیروی فروش، ارزیاب و یا نماینده.
  • استخدام و یا به‌کارگیری افراد غیر مجاز برای اداره کسب و کار بیمه.
  • سوء استفاده از بی‌تجربگی مشتریان و بیمه‌شدگان، و به تعویق انداختن تسویه حساب، در حالی که توان پرداخت خسارت وجود دارد.

2.4         مثال‌هایی از سوء رفتار

2.4.1       امضای قرارداد به عنوان شاهد در شرایطی که عامل مجاز در هنگام امضای قرارداد در آن‌جا حضور نداشته باشد.

2.4.2       اجبار کارمندان و کارکنان به امضای مدارک به عنوان نماینده بیمه در شرایطی که فرم‌ها همچنان ناقص بوده و یا بیمه‌گزار حضور ندارد.

2.4.3       اجبار کارمند بدون جواز به اخذ تقاضانامه صدور بیمه‌نامه.

2.4.4       ارسال کردن تقاضانامه‌ای که توسط فرد بدون مجوز کامل شده است.

2.4.5       استفاده از حق بیمه برای مصارف شخصی.

2.4.6       اعلام زودتر از موعد تاریخ واقعی بیمه اتومبیل مشتریان و در نهایت، دروغ‌گویی به ارزیاب خسارت بیمه‌گر درباره آن که چه وقت و چگونه قرارداد بیمه منعقد شده است.

2.4.7       توصیه به مشتریان برای دادن اطلاعات غلط به شرکت بیمه.

2.4.8       دسترسی غیر مجاز به اطلاعات محرمانه مشتریان از پایگاه اطلاعات شرکت بیمه‌گر و در نهایت، ارائه آن اطلاعات به سایر افراد.

2.4.9       طراحی و صدور بیمه‌نامه نادرست برای اعضای خانواده بدون وجود شواهدی دال بر تعلق‌پذیری پوشش بیمه.

3   شایستگی

3.1  اصل

شایستگی، توانایی انجام کار به‌طور حرفه‌ای می‌باشد. مشتریان بر دانش و پیشنهاد عاملین تکیه می‌کنند، و بنابراین، شایستگی یک الزام حیاتی در حوزه عملکرد عاملین مجاز در کسب و کار بیمه می‌باشد. رفتارهای ناشایست می‌تواند به نارضایتی عمیقی در میان مشتریان و بیمه‌گران منجر شود. بنابراین این مهم ایجاب می‌کند که شرکت بیمه خدماتی فراتر از توان شایستگیش ادعا ننماید.

3.2   الزامات

تمام فعالیت‌های بیمه‌گری باید با حفظ شایستگی انجام شود. رفتار شایسته باید با بهره‌گیری از دانش و مهارت در انجام فعالیت‌های معمول بیمه و در شرایط مختلف کسب وکار بیمه تمرین شود.

عاملین مجاز باید به منظور حفظ سطح مهارت و دانش خود، به یادگیری در امر بیمه ادامه دهند. در واقع، افزایش مستمر دانش مشتریان نیاز به ارتقاء مهارت و دانش عاملین مجاز دارد.

3.3   خطوط راهنما

3.3.1       نحوه انجام فعالیت و سطح خدمات ارائه شده به مشتریان باید منطبق با شرایط همسانی باشد که افراد معقول و منطقی طی آن آموزش دیده‌اند. اشتباهات غیرعمدی لزوماً خللی در جامعیت یک دستورالعمل وارد نمی‌کند.

3.3.2       رفتارهایی که ممکن است بر شایستگی شما تأثیر بگذارد، عبارتند از:

  • ارائه ندادن مناسب پوشش بیمه، همان،طور که در آیین‌نامه‌ها ارائه شده است.
  • ارائه ندادن شواهدی دال بر وجود پوشش بیمه در زمان مناسب.
  • تذکر ندادن به مشتریان در خصوص انقضا و یا تغییر پوشش بیمه‌ای.
  • نبود نظارت مناسب و حسابداری اموال و دارایی‌ها.
  • نداشتن دفاتر کافی و مناسب و ثبت نکردن قراردادهای بیمه و امور مالی وابسته به آن.
  • فراهم نکردن شرایط برای حفظ محرمانه سوابق.
  • اعلام نکردن وقوع حادثه و یا ادعای خسارت به بیمه‌گر و یا مدیر مربوطه.
  • انجام ندادن سند‌سازی صحیح اطلاعات مشتریان برای توسعه ارتباطات و راهکارها و کسب درک متقابل و همچنین عدم ثبت به موقع قراردادها.
  • انجام فعالیت در حوزه‌ای که مهارت و آموزش و تجربه‌ی کافی وجود ندارد.

3.3.3       عاملین مجاز نسبت به همه فعالیت‌های نمایندگی بیمه و یا ارزیابی شرکت در قبال نهاد ناظر، مسئول هستند و باید به نمایندگی و یا شرکت‌ها پاسخگو باشند. کارمندان شرکت نیز باید به طور صحیح تحت نظارت قرار بگیرند و مطابق با نهاد و محدودیت‌هایی که در مجوز می‌باشد، عمل نمایند.

3.3.4       اعضایی که وظیفه‌ی نظارت را بر عهده دارند باید به درستی وظایفشان را انجام دهند. انجام اعمال نادرست توسط کارمندان تحت سرپرستی نیز ممکن است شایستگی فرد ناظر را زیر سؤال ببرد؛ به ویژه اگر این رفتار، به دلیل نظارت ناکافی و سیاست گذاری و تعیین رویه‌ها و تعلیمات نادرست رخ دهد.

 

3.3.5       عاملین مجاز باید در جهت رفع نیازهای آموزشی منطبق با قوانین جدید حرکت کنند. با این وجود این آموزش‌ها، حداقل سطح لازم بوده و ممکن است برای حفظ استانداردهای خاص، کافی نباشد، به ویژه اگر عامل مجاز شما در حوزه‌ تخصصی فعالیت می‌کند.

3.3.6       شما به عنوان یک عضو صنعت بیمه نباید در حوزه‌ای که خارج از تخصص شماست، پیشنهادی بدهید. به عنوان مثال، موضوعاتی که به حوزه‌ی وکالت یا حسابداری مربوط است باید به حسابدار و یا وکیل ارجاع داده شود.

3.4        مثال‌هایی از سوء رفتار

3.4.1       فروش بیمه‌نامه به مشتری با مفاد یا شرایط نامناسب؛ در حالی‌که یک نماینده شایسته و محتاط اقدام به انجام چنین کاری نمی‌کند.

3.4.2       پیشنهاد بیمه عمر به یک مشتری که از شرایط خرید بیمه عمر برخوردار نیست.

3.4.3       عدم موفقیت در مدیریت کسب و کار و جنبه‌های مالی یک نمایندگی، که شامل کنترل و ارسال به موقع حق بیمه به بیمه‌گر می‌باشد.

3.4.4       جابه‌جایی تاریخ امضای قرارداد بیمه‌نامه مشتری و شروع پوشش بیمه.

3.4.5        اجازه دادن به یک مسئول فروش سطح یک (سطح پایین‌تر) برای هدایت کلی کسب و کار بیمه بدون نظارت مستقیم سطح2 یا سطح 3 نمایندگی.

3.4.6        به‌کارگیری فردی بدون مجوز، به بهانه نبود کارمندان با مجوز، در جایی که نیاز باشد افراد حداقل به مدت چندین ماه آزمایش شوند.

3.4.7        فرستادن یک اعلان کتبی برای مشتریان که پوشش بیمه آنان تجدید شده است، پیش از آنکه عامل مجاز، تأییدیه شرکت بیمه مبتنی بر شروط جدیدی که به بیمه‌نامه اضافه شده است را دریافت کند.

4   اعتبار مالی

4.1   اصل

اعتبار مالی به معنای آن است که عامل اقتصادی بتواند جریان نقدی خود را به نحو احسن مدیریت نماید. مشتریان و بیمه‌گران، پول و دارایی و اسناد مالی خود را به وکیل یا نماینده بیمه واگذار می‌کنند تا امور مربوط به قراردادها و یا ادعاهای خسارت را به وکالت از آنها انجام دهند. بر این اساس، اعتبار شما به عنوان وکیل یا نماینده بیمه در مدیریت این سرمایه‌ها، امری ضروری است.

4.2  الزامات

عاملین مجاز باید اعتبار مالی داشته باشند. این بدان معناست که آنها باید برای حفاظت و حسابداری منابع مالی و دارایی‌هایی که به آنها واگذار شده است، به خوبی مورد اعتماد باشند و بتوانند به سرعت در زمان لازم آنها را تسویه نموده و تحویل دهند.

4.3       خطوط راهنما

4.3.1       رفتار شما خارج از زندگی حرفه‌ای نیز ممکن است اعتبار مالی شما را تحت تأثیر قرار دهد.

4.3.2       حساب‌های تسویه نشده، در معرض اتهام بودن و یا ورشکستگی می‌تواند اعتبار مالی شما را تحت تأثیر قرار دهد.

4.3.3        در جایی که شما از طرف بیمه‌گر سرمایه‌ای را جمع‌آوری و یا دریافت می‌کنید:

·          نباید بدون رضایت قبلی بیمه‌گر سرمایه‌ها را در جایی هزینه کنید.

·          نباید از سرمایه برای اهدافی غیر از آنچه که در قرارداد با بیمه‌گر ذکر شده است، استفاده کنید.

·          همه‌ی سرمایه‌ی جمع شده و دریافت شده، به غیر از کسوراتی که توسط بیمه‌گر مجاز شمرده می‌شود، باید به بیمه‌گر پرداخت شود.

4.4        مثال‌هایی از سوء رفتار

4.4.1       حتی اگر عامل مجاز از سوی مشتری وکالت داشته باشند نیز نباید بدون اجازه‌ی مشتری از حساب بانکی او برداشت نمایند و یا مبلغی را به آن حساب واریز کند. انجام چنین کاری، سوء رفتار محسوب می‌شود.

4.4.2       بر خلاف علایق مشتری و برای اهداف شخصی از مشتریان تقاضا شود که معادل ذخائر ریاضی بیمه‌نامه عمر خود را در شرکتی سرمایه‌گذاری کنند که آن عامل مجاز در آن سرمایه‌گذاری دارای منافع پنهان می‌باشد، بدون آنکه ریسک‌هایی که وی ممکن است بعداً با آن مواجه شود برای مشتری روشن گردد.

 

4.4.3       مشارکت در مبادلات مالی سوال‌برانگیز با تعدادی از شرکت‌ها که از سرمایه‌گذاران درخواست سرمایه‌گذاری در خارج از کشور را دارند.

4.4.4         روشی که توسط گروهی از مشتریان قبلی بنا نهاده شده است برای مشتریان جدید به کار گرفته شود.

5   فعالیت‌های متداول ارتباط با مشتریان

5.1   اصل

بنا بر دستورالعمل، "مشتری" به شخصی گفته می‌شود که در شرایط مختلف، به توصیه‌های حرفه‌ای شما و یا فعالیت‌های مربوط به بیمه تکیه ‌نماید. شما ملزم هستید، علایق مشتری را در درجه اول اهمیت قرار داده و آنگونه که در خور نقش اطمینان‌بخش شما باشد با وی رفتار کنید.

5.2  الزامات

در هنگام ارتباط با مشتریان:

  • شما باید علایق و حریم خصوصی مشتریان را حفظ کنید.
  • نیازهای مشتریان را بسنجید.
  • همه اطلاعات اساسی را در اختیار آنها قرار دهید.
  • فعالیت خود را با امانت‌داری و شایستگی و حداکثر حسن نیت انجام دهید.

5.3       خطوط راهنما

5.3.1       شما نباید خود را در موقعیت تضاد منافع با مشتری قرار دهید، مگر آنکه بتوانید نظر مشتری را با ذکر دلایل کافی جلب نمایید و بهتر است آخرین خواسته‌های مشتری به صورت مکتوب ثبت شود.

5.3.2       در جایی که یک تضاد منافع رفع‌نشدنی بین وظایف شما که در ارتباط با مشتریان است و وظایف دیگرتان به عنوان عضو، وجود دارد، باید بر اساس قرارداد عمل کنید. به عنوان مثال، اگر مشتری از شما درخواست کند تا اطلاعاتی را که برای مدیریت ریسک لازم است از بیمه‌گر پنهان نمایید، در این حالت باید مطابق قانون عمل کنید.

5.3.3       اینکه شفاف سازی چه اطلاعاتی لازم است و باید آنها را به مشتری ارائه نمود، بستگی به مفاد قرارداد دارد. شما باید همه اطلاعات مربوط به نیاز بیمه‌ای مشتریان را که هر عامل مجاز در شرایط مشابه افشاء می‌سازد، در اختیار مشتری قرار دهید.

5.3.4       پیش از ترتیب دادن یک قرارداد بیمه با مشتری که توسط فرد سوم بدون مجوز به شما ارجاع داده شده است، باید میزان کارمزد و خسارات تعهد شده را به طور کتبی برای مشتری ارسال نمایید.

5.3.5       پیش از انعقاد یک قرارداد، شما باید علاوه بر حق بیمه، هر مبلغی را که دریافت آن بر عهده شماست (از جمله کارمزد) برای مشتریان روشن سازید. هزینه‌ها، باید به صورت کتبی به مشتری اعلام شود. این هزینه‌ها شامل ارزش ریالی کل حق بیمه که بیمه‌گر برای هر پوشش دریافت می‌کند، کارمزد کلی که به نماینده تعلق می‌گیرد و سهم هر کارمزد از حق بیمه که به فروشنده (نماینده، بازاریاب) تعلق می‌گیرد، می‌باشد.

5.3.6       شما باید مشتری را از هر گونه قراردادی که به واسطه  آن به نماینده دیگری واگذار می‌شود، مطلع سازید .

5.3.7       شما باید برای مشتریان در مورد تمام ابعاد قرارداد و پوشش‌های بیمه‌ای که آنها خریداری کرده‌اند به‌طور کامل اطلاع‌رسانی کنید. این اطلاعات شامل هر تغییری که در طی مفاد بیمه‌نامه اتفاق می‌افتد نیز می‌گردد.

5.3.8       شما باید به‌طور کامل و عادلانه همه اصول اساسی را که مشتریان را قادر می‌سازد تا یک تصمیم آگاهانه در رابطه با بیمه‌شان بگیرند در اختیار آنها قرار دهید.

5.3.9       شما نباید از اطلاعات مهم فروش شرکت بیمه‌گر و یا مثال‌هایی که گمراه کننده یا غیر ضروری است استفاده کنید.

5.3.10  شما نباید از عباراتی مثل "ضمانت شده" در شرایطی که صلاحیت آن را ندارید و یا شواهدی دال بر اثبات گفته خود ندارید، استفاده کنید.

وظیفه مراقبت

5.3.11  علایق مشتریان بر علایق شما ارجحیت دارد و همچنین نباید قربانی علایق دیگران گردد. شما نباید در فعالیت‌هایی که علایق افراد دیگر را با علایق مشتریان جایگزین می‌کند، مشارکت نمایید.

محرمانه بودن

5.3.12  شما باید در نگه­داری همه اطلاعات شخصی مربوط به کسب و کار مشتری، مورد اطمینان باشید.به علاوه، نباید این اطلاعات به غیر از اهداف مورد نظر در قرارداد و یا قراردادهای مشابه بعدی که بین شما و همان مشتری منعقد می‌شود، آشکار و یا استفاده شود، مگر آنکه توسط مشتری مجاز بوده و یا از نظر قانونی مورد نیاز باشد.

انصراف از خدمات

5.3.13  اگر شما قصد پایان داد و ستد با یک مشتری را دارید، باید به گونه‌ای عمل نمایید که از هرگونه ضرری اجتناب شود و فرآیند انفصال به طور منظم برای کسب وکار بیمه‌ی مشتری صورت گیرد. شما باید برای مشتری هشدارنامه‌ای مبنی بر قصد شما از انصراف از ارائه خدمات فراهم آورید، به صورتی که مطابق با قانون و الزامات حرفه‌ای باشد.

5.3.14  مشتریان باید حداقل سی روز قبل از مهلت انقضای بیمه‌نامه فعلی خود، آگاه شوند؛ به ویژه اگر امکان تمدید بیمه‌نامه با همان مفاد قرارداد وجود نداشته باشد.


 

 

حمایت از منافع مشتریان

5.3.15  شما باید همه‌ی ادعاهای خسارت را فوراً گزارش کنید.

5.3.16   شما باید بیمه‌نامه‌ها و یا شواهدی دال بر پوشش بیمه‌ای را در مواقع خاص و مقا­­­­­­­­­­طع مشخصی مطابق با مفاد توافقنامه با شرکت بیمه ارائه دهید.

5.3.17  شما باید به همه‌ی شکایات و مشاجرات رسمی و غیر رسمی با حسن نیت و صادقانه و در حداقل زمان رسیدگی نمایید و در هنگام نیاز، شاکیان را به افراد و سازمان‌های متناسب با نیاز آنها ارجاع دهید و راهکارهای دقیق‌تری به آن ها ارائه نمایید.

5.4        مثال‌هایی از سوء رفتار

5.4.1        ناکامی در برآورده کردن نیازها و اهداف مشتری و قصور در توصیه به مشتریان در مورد تغییراتی که در نتیجه‌ی رتبه‌بندی پزشکی در برنامه بیمه رخ داده است.

5.4.2        کپی کردن بیمه‌نامه‌ی یک مشتری برای نشان دادن به مشتری دیگر؛ به عنوان مثال، به منظور توضیح محصولاتی که توسط بیمه‌گر عرضه می‌شود.

5.4.3       امتناع در باز پس دادن همه‌ی مبلغ به مشتریان، طبق شروط لغو کردن که در قرارداد مشتریان و همچنین در قرارداد عاملین بیمه با بیمه‌گر ذکر شده است.

5.4.4       درخواست لغو قرارداد بیمه‌نامه مشتری از بیمه‌گر به علت عدم پرداخت به موقع حق بیمه، در حالی که حق بیمه پرداخت شده باشد اما به دلیل منظور کردن حق بیمه‌های پرداخت شده به عنوان بدهی مشتری به نماینده، این حق بیمه به حساب بیمه‌گر واریز نشده باشد.

6  فعالیت‌های متداول: ارتباط با بیمه‌گران

6.1  اصل

عاملین مجاز، نقش واسطه را در میان مشتریان و بیمه‌شدگان و بیمه‌گران در یک رابطه‌ی قراردادی بر عهده دارند. توانایی بیمه‌گران در مطالعه‌ی وظایف قراردادیشان نیز بستگی به درستی و شایستگی شما در فراهم آوردن توصیه‌ها و اطلاعات دارند.

6.2  الزامات

شما وظیفه دارید که موارد زیر را در مورد هر بیمه‌گری که با وی قراردادی منعقد کرده‌اید، رعایت نمایید:

  • فراهم آوردن اطلاعات به طور کامل ودقیق،
  • انتقال سریع همه‌ی اسناد بیمه و منابع مالی،
  • ارائه عادلانه و دقیق اطلاعات محصولات سایر بیمه‌گران به مشتریان،
  • پایبندی به اصول مورد قبول بیمه‌گر،
  • گزارش سریع همه‌ی ادعاهای خسارت.

عاملین مجاز نباید بیمه‌گران دیگر را بدنام و یا بی‌اعتبار کنند.

6.3 خطوط راهنما

6.3.1       عاملین مجاز موظف هستند که همه‌ی اطلاعات اساسی را به‌طور کامل و صریح مطابق با مفادی که در قرارداد بیمه آمده است، در اختیار بیمه‌گر قرار دهند.

6.3.2       در جایی که شما، بیمه‌گزار را به نماینده‌ی دیگری معرفی می‌کنید تا فعالیتی را انجام دهد، باید بیمه‌گر خود را از این موضوع مطلع سازید.

6.3.3       چنان‌چه تعارضات غیر قابل حلی میان وظایف شما در قبال بیمه‌گر و سایر فعالیت‌های شما به عنوان یک عامل مجاز به وجود آید، باید بر اساس قرارداد عمل نمایید.

6.3.4       بیمه‌گران در تصمیم برای پرداخت خسارت متکی به اطلاعات عاملین مجاز هستند بنابراین شما باید نسبت به شناسایی عوامل تشکیل‌دهنده‌ی ریسک اقدام نمایید، بدین معنا که عواملی را  که در شرایط مشابه نیز چنین خسارتی را ایجاد می‌کنند، به صورت منطقی و محتاطانه مشخص کنید.

6.3.5       بر طبق قوانین، اگر در شروط مجوز ذکر شود که در کجا یک عامل مجاز می‌تواند به جای بیمه‌گر حق بیمه را جمع‌آوری و یا دریافت کند، باید موارد زیر رعایت شود:

  • برداشت کارمزدها از محل منابع مالی بیمه‌گر نباید بدون رضایت قبلی و مکتوب بیمه‌گر انجام شود.
  • نباید بدون در نظر گرفتن مفاد توافق‌نامه با بیمه‌گر، اقدام به استفاده از منابع مالی نماید.
  • باید بدون در نظر گرفتن مفاد توافق‌نامه با بیمه‌گر، تمام منابع مالی جمع‌شده و فرانشیزها را به بیمه‌گر پرداخت نماید.

6.3.6        بیمه‌نامه باید بر اساس شرایطی که منطبق با نیاز مشتریان است، فروخته شود و مورد حمایت قرار گیرد. تلاش برای بی‌اعتبار نشان دادن سایر شرکت‌های بیمه، به کل کسب و کار بیمه آسیب وارد می‌کند. این الزام بدین معنا نیست که از فراهم آوردن اطلاعاتی که مشتری را قادر به تصمیم‌گیری آگاهانه می‌سازد، جلوگیری به عمل آید. با این وجود، ارائه کردن اطلاعاتی که فقط به منظور بی‌اعتبار ساختن یک بیمه‌گر باشد، امری ناشایست است.

6.4         مثال‌هایی از سوء رفتار

6.4.1       عدم ارسال همه‌ی حق بیمه‌های جمع‌آوری شده و یا دریافت شده مطابق با بندهای توافق‌نامه‌ی نمایندگی با بیمه‌گر.

6.4.2       پیشنهاد دادن و یا الحاق بندهایی به بیمه‌نامه مشتری که از نظر بیمه‌گر مجاز نیست.

6.4.3       صدور بیمه نامه‌ی اتومبیل برای بیمه‌گزاری که توسط نمایندگی معرفی نشده است.

7   فعالیت‌های متداول: ارتباط با سایر عاملین مجاز

7.1   اصل

شما همگام با سایر عاملین مجاز، صنعت بیمه را به عموم مردم معرفی می‌نمایید. عموم مردم صنعت بیمه را یک وجود واحد می‌بینند، بنابراین با صحبت‌های ناخوشایند در مورد فرد قبلی، خودتان و آن صنعت را نزد مردم بی‌اعتبار می‌کنید. با همکاران خود مؤدبانه رفتار کنید، زیرا احترام باعث افزایش آبرو و اعتبار شما و اطمینان مردم به صنعت بیمه می‌شود.

7.2   الزامات

شما نباید دیگر اعضا را بدنام و یا بی‌اعتبار کنید.

7.3        راهنمایی‌ها

7.3.1       بیمه‌نامه باید بر اساس شرایطی که منطبق با نیاز مشتریان است، به فروش رسیده و حمایت شود. تلاش برای بی اعتبار کردن شرکت بیمه، وجه کسب و کار بیمه را خدشه دار می سازد. این الزام بدین معنا نیست که از فراهم آوردن اطلاعاتی که مشتری قادر به تصمیم گیری آگاهانه می سازد توسط عامل مجاز جلوگیری به عمل آید. با این وجود ارائه کردن اطلاعاتی که فقط به منظور بی آبرو ساختن سایر عاملین مجاز باشد امری ناشایست است.

 

8   فعالیت‌های متداول: ارتباط با آحاد مردم

8.1   اصل

صنعت بیمه خدماتی را ارائه می‌دهد که مایه آسودگی خاطر اشخاص و سایر کسب و کارها می‌باشد، بنابراین عاملین مجاز باید با جدیت به مراقبت از حقوق عموم مردم بپردازند. رفتار و صداقت شما در ارائه خدماتتان به سایر عاملین مجاز نیز به طور کلی بر وجهه صنعت بیمه تأثیر می‌گذارد. بر این اساس، تمام اعضاباید رفتار خود را کنترل نمایند تا بدین وسیله افزایش اعتماد عموم مردم محقق شده و نقش اطمینان بخش صنعت بیمه ایفاد گردد.

8.2   الزامات

شما باید خدمات و محصولات را به درستی ارائه نمایید و از ایجاد یا ابقای ابهام برای عموم مردم جلوگیری کنید.

8.3       خطوط راهنما

8.3.1       شما به عنوان یک عامل مجاز باید از منافع فردی چشم‌پوشی نمایید.

8.3.2       شما باید پیش از آغاز به انجام فعالیت‌های بیمه‌ای، خود را به عنوان یک وکیل بیمه‌ای به مردم معرفی کنید.

8.3.3       شما نباید هنگامی که تعداد عاملین مجاز دو نفر یا بیشتر نباشد، در نام تجاری خود از عبارت" شرکا" یا عبارات مشا‌به استفاده نمایید.

8.3.4       شما نباید خودتان را به عنوان فردی با تخصص خاص معرفی کنید که در حوزه‌ای شخصی یا در صنعتی خاص فعالیت دارد؛ مگر اینکه به میزان کافی صلاحیت داشته باشید و این صلاحیت،خود حاصل تجربه یا تحصیل در آن حوزه بوده باشد.

8.3.5       شما نباید ادعا کنید که مشاور مالی هستید و یا توصیه‌هایی برای برنامه‌ریزی مالی به مشتری ارائه بنمایید؛ مگر آنکه شما صلاحیت ها و الزاماتی که توسط بیمه مرکزی مطرح گردیده است را داشته باشید.

8.3.6       شما نباید در مناقشات بیمه‌ای، سخنی اشتباه و یا ابهام‌برانگیز بیان کنید.

تبلیغات

8.3.7       شما نباید در مورد محصولات و خدماتی که به طور منطقی نمی‌توانید آنها را ارائه دهید، تبلیغات اغواکننده انجام دهید. همچنین باید از بیان پیشنهادات، قیمت‌ها و نرخ‌ها یا بازدهی‌های غیرواقعی اجتناب کنید.

 

9  فعالیت‌های متداول: ارزیابان خسارت بیمه

9.1   اصل

همه‌ی الزامات مورد نظر در دستورالعمل اخلاق حرفه‌ای باید به طور همسان برای همه‌ی اعضا به کار گرفته شود. با این وجود، ارزیابان خسارت نقش منحصر به فردی را در کسب و کار بیمه ایفا می‌کنند، به خصوص در روابطشان با بیمه‌شده و بیمه‌گران. بر این اساس، دستورالعمل‌های بعدی، وظایف خاص و مهم دیگری را که توسط عاملین مجاز در نقش یک ارزیاب بیمه، باید انجام شود، بیان می‌کند. این امر موجب رفع تکلیف از انجام وظایف ذکر شده در الزامات دیگر دستورالعمل نمی‌باشد. ارزیابان همچنین باید خود به هر الزامی که در دستورالعمل آمده است عمل نمایند.

9.2   الزامات

وظایف شما در قبال مدیران

شما باید:

  • از منافع شرکت خود دفاع کنید.
  • اطلاعات محرمانه‌ی شرکت خود را حفظ کنید.
  • همه‌ی اطلاعات اساسی، ضرر و زیان و ادعاهای خسارت را ارائه دهید.
  • چنان‌چه تضاد منافع غیر قابل حلی در مورد خسارت یا زیان کلی به وجود آید، به قانون مراجعه نمایید.
  • در محدوده‌ی مجاز و موازین شرکت خود عمل نمایید.

وظایف شما در قبال بیمه‌شوندگان

شما باید:

  • به طور صحیح،خود، شرکت و نقش تان را به عنوان ارزیاب خسارت تعریف نمایید.
  • ادعاهای خسارت را به سرعت و با دقت ارزیابی نمایید.
  • اطلاعات محرمانه‌ی بیمه‌شونده را حفظ نمایید.
  • حقوق و اجبارات و اطلاعات اساسی در پوشش بیمهای بیمهشونده را بهطور کامل شفاف سازید.

9.3        خطوط راهنما

9.3.1       در جایی که تعارض غیر قابل حلی بین وظایف عامل مجاز نسبت به شرکت و یا بیمه شده و وظایف دیگر آن به عنوان ارزیاب وجود دارد، باید بر طبق قانون عمل شود.

9.3.2       شما باید در هر مرحله از رسیدگی به ادعای خسارت، بیمه‌شوندگان را از وضعیت رسیدگی به ادعای خسارت آنان مطلع نمایید و فوراً به مکاتبات بیمه‌شونده پاسخ دهید.

9.3.3       شما نباید تلاش کنید تا از طریق تهدید کردن، گفته‌های گمراه‌کننده و نادرست و یا راه‌های نادرست دیگر بر روند بررسی ادعای خسارت تأثیر بگذارید.

9.3.4       شما نباید ادعاهای خسارت قانونی را کوچک جلوه دهید و یا بی‌مورد و بدون دلیل ارزیا­بی خسارت را عقب بیندازید.

9.3.5       شما نباید از بی‌اطلاعی و سادگی بیمه‌شوندگان سوء استفاده کنید.

9.3.6       شما نباید هیچ مشوق مالی را در ازای استفاده کردن از خدمات واسطه‌کار درخواست کنید؛ مگر اینکه شرکت شما و بیمه‌شونده در جریان باشند.

9.3.7       شما باید اطلاعات اساسی را که راجع به پوشش بیمه است به طور کامل و سریع در اختیار بیمه‌شدگان قرار دهید. این اطلاعات، علاوه بر مواردی که باید به اطلاع آنها برسد، شامل محدودیت‌های دوره‌ای، استثنائات (موارد عدم پذیرش ادعای خسارت) و حقوق آنها و اجباراتی که در روند بررسی ادعای خسارت آنها وجود دارد می‌شود.

9.3.8       شما نباید دیگران را در مورد نقشتان در زمینه ارزیابی خسارت گمراه کنید. به عنوان مثال، وقتی از جانب یک شرکت بیمه فعالیت می‌کنید، بیمه‌شونده باید بداند که شما برای چه بیمه‌گری در بررسی ادعای خسارت فعالیت می کنید. به علاوه، بیمه‌گزار باید بداند که در قبال کار و استخدام پیمانکاران زیر مجموعه خود مسئول است، حتی اگر آنها توسط شما معرفی شده باشند.

9.3.9       شما باید از اظهار نظر قضایی و دلسرد کردن بیمه‌شده از پیگیری مشاوره‌ی قضایی خودداری کنید.

9.3.10  شما از سوی شرکت مجاز شناخته شده‌اید تا فقط به عنوان یک ارزیاب فعالیت کنید و بر اساس راهنمایی‌های شرکت عمل نمایید.

9.3.11  شما نباید در اطلاعات پزشکی اشخاص تفحص کنید؛ مگر آن که آنها خود موافق باشند.

9.4         نمونه‌هایی از سوء رفتار

9.4.1       عدم اطلاع رسانی موادی از بیمه نامه که بیمه شده برای  دریافت خسارت اموال آسیب دیده باید از آنها اطلاع داشته باشد. به عنوان مثال، اینکه باید طی مدت 15 روز از زمان وقوع خسارت، فهرست و اقلام خسارت دیده را به بیمه‌گر اعلام کنند.

9.4.2       ورود غیر مجاز به صحنۀ آتش‌سوزی به منظور ارزیابی خسارت اموال از بین رفته بدون کسب اجازه از دایره‌ی آتش نشانی منطقه.

9.4.3       فاش نمودن اطلاعات محرمانه بررسی خسارت از قبیل مدارک موجود در پرونده‌های خسارت

 

اصول اخلاق حرفه‌ای مصوب صنعت بیمه

(مصوب شورای عمومی سندیكای بیمه‌گران ایران)

 كلیه فعالان صنعت بیمه به اصول اخلاقی زیر متعهد هستند:

پایبندی به مقررات و تعهدات

 - احترام و توصیه به رعایت قانون و مقررات و عدم تلاش برای بی‌اثر كردن آنها.

- برخورد با همكاران و واسطه‌هایی كه از راه‌های غیراخلاقی از جمله پرداخت رشوه به بازاریابی می‌پردازند.

- چشم پوشی نکردن از تخلف دیگران و همكاری برای كاستن هرگونه فساد.

- پرداخت به موقع خسارت مطابق آنچه که در قرارداد آمده است.

- رعایت و حمایت از رقابت آزادانه و عادلانه و پیروی از اصول بیمه‌گری به ویژه در تعیین نرخ و شرایط.

عدالت و انصاف

- تعیین دستمزد همكاران به صورت منصفانه و پرداخت كارمزد نمایندگان و كارگزاران طبق ضوابط.

- رفتار منصفانه با مشتریان و طرف‌های تجاری در همه جوانب.

- پرهیز از به چنگ آوردن اطلاعات تجاری با ابزار غیراخلاقی و غیرصادقانه.

- تعیین نرخ حق بیمه بر پایه اصول فنی معقول منصفانه و درخور شرایط بیمه بدون تاثیرپذیری از رقبا.

شفافیت و صداقت

-  صداقت و راستی در مبادله اطلاعات، و نیز خودداری از عرضه گزارش‌های فریب‌دهنده، پنهان كاری و حذف هدفمند برخی از اطلاعات.

-  خودداری از ارائه‌ی اطلاعات نادرست در تبلیغات و اطلاع‌‌رسانی.

-  انتشار مستمر اطلاعات دقیق مالی و ویژگی‌های حرفه‌ای خود به صورت واقعی.

-  اطلاع‌رسانی به موقع به بیمه‌گزاران در مورد بروز هرگونه تغییر مؤثر در ادای تعهدات.

-  توجیه كامل مشتریان نسبت به شرایط پوشش بیمه و محدودیت‌های دریافت خسارت.

حفظ كرامت انسانی

- خودداری از تقدیم و دریافت مسرفانه هدیه و برگزاری بیش از حد برنامه‌های سرگرمی و تفریحی برای طرف‌های تجاری.

-  انتخاب همكارانی كه به اصول اخلاق حرفه‌ای متعهدند و از هرگونه آلودگی به ارتشاء و پرداخت‌های غیر موجه مبرا می‌باشند.

- محترم دانستن و حفظ حریم خصوصی مشتریان، همكاران و رقبا.

 رعایت حقوق اجتماعی

- احترام به منزلت و حقوق انسانی و شهروندی افراد.

- احترام به فرهنگ، ادب، رسوم و اعتقادات مشتریان.

 

تهیه کننده: هادی پیرایش – دانشجوی کلاس اخلاق حرفه ای

اخلاق حرفه ای درسرمایه گذاری

اخلاق حرفه ای درسرمایه گذاری

 

 

 

مقدمه

در چند دهه اخیر سرمایه گذاری مبتنی براصول اخلاقی به عنوان یکی از مهمترین موضوعها در عرصه کسب و کار مطرح شده است. ریشه های این گرایش در جامعه و همچنین در میان سرمایه گذاران بسیار متفاوت است. مذهب، مسایل سیاسی و محیط زیست به عنوان مهمترین ریشه های این گرایش به شمار می آیند. هم اکنون، بیش از پنجاه موسسه فعال در زمینه سرمایه گذاری مبتنی بر اخلاق وجود دارد که اصول آن را تشریح می کنند، به راهنمایی و مشاوره با افراد در زمینه سرمایه گذاری در موسسات و شرکتها می پردازند و از طرف دیگر، اقداماتی نظارتی را انجام می دهند سرمایه گذاری اخلاقی بیش از آنکه یک علم باشد، یک هنر است و متکی بر خودآگاهی و تلقی فرد از اخلاق و به ویژه اصول ثابت و قابل فهم آن برای همگان است. باتوجه به ویژگیهای جالب توجه رویکرد سرمایه گذاری اخلاقی، متاسفانه تاکنون در کشورمان ادبیات مشخصی در این زمینه شکل نگرفته است.
باتوجه به افزایش مشارکت مردم در امور مختلف کسب و کار، ارایه الگویی برای تبیین اصول اخلاقی و ارزیابی براساس آن بسیار ضروری است. در این زمینه می توان به منابعی همچون: متون مذهبی، عرف و اصول علمی و فنی و استانداردهای مربوطه استناد کرد. به نظر می رسد که دین اسلام باانبوه توصیه های عملی در زمینه رعایت اصول اخلاقی در بین دیگر ادیان از جایگاه ممتازی برخوردار است و از این نظر، مسلمانان دارای پشتوانه ای قوی هستند و این موضوع حتی در برگیرنده بسیاری از توصیه ها و الزاماتی است که تحت عنوان سرمایه گذاری اجتماعی مطرح شده است.
دلزدگی بشریت از دیدگاههای مطلق فناورانه به موضوعهای مختلف زندگی و ضرورت تلطیف زندگی در جوامع پیشرفته کنونی از عوامل گرایش با سرمایه گذاری اخلاقی به شمار می رود. می توان لجام گسیختگی و مخاطرات بالقوه و بالفعل موجود در جوامع صنعتی و آن دسته از جوامع سنتی که دچار تغییر هویت شده اند را عامل ایجاد این گرایش به شمار آورد سمت و سوی فعالان مذهبی در تحریم نوشابه های الکلی، مخالفت با سقط جنین و آزمایش دارو بر روی حیوانات آزمایشگاهی از دهه 70 به حساسیت بیشتر پیروان در سرمایه گذاری و پشتیبانی مالی از شرکتهای مربوط منجر شد. همچنین، مخالفت مردم آمریکا با جنگ ویتنام را می توان به عنوان یکی از خاستگاههای اساسی در گرایش مردم به عدم سرمایه گذاری در صنایع مخرب و غیرانسانی برشمرد. از طرف دیگر، در دو دهه گذشته به این سو، فعالیتهای طرفداران محیط زیست و به ویژه سبزها در مبارزه با محصولات مخرب محیط زیست و از جمله د.د.ت افق جدیدی را در عرصه سرمایه گذاری گشوده است.
در کشور ما به لحاظ بهره مندی از فرهنگ اسلامی و همچنین، آموزه های فرهنگ سنتی و اسلامی اخلاق و رعایت اصول اخلاقی همواره از جایگاه ارزنده ای در زندگی و کسب و کار مردم برخوردار بوده است. از یک طرف، خداوند در قرآن کریم، هدف از رسالت پیامبر را تبیین و تشریح مکارم اخلاقی بر می شمرد و از طرف دیگر، آیین ایرانیان همواره بر محور اخلاق و رعایت اصول آن استوار بوده است.
رعایت اصول اخلاقی در کسب و کار نیز در فرهنگ سنتی و اسلامیمان مورد توجه زیادی قرار گرفته است. بسیاری از بزرگان و پیشوایان دین اسلام در کسب و کار فعالیت داشتند و سیره و انبوه احادیث و روایات و تاکیدات مربوط به رعایت اصول اخلاقی در معامله و کسب و کار از این بزرگان خود موید این مطلب است. ایران به عنوان کشوری واقع در چهارراه تمدن جهانی، نقش موثری در تاریخ کسب و کار داشته است و به ویژه پس از اسلام، ایرانیان از طریق فعالیتهای تجاری خود و رعایت انصاف و دیگر موازین اخلاقی مورد تاکید اسلام نقش مهمی در ترویج آن در شرق دور داشته اند.
بااین حال، در دوره معاصر، رویکردها و الزامات اجرایی، نظام مند و طبقه بندی شده رعایت اصول اخلاقی در کسب و کار از مغرب زمین نشات گرفته است و می توان اشتراکات زیادی را بین آنها و اصول و دستورات اسلامی پیدا کرد. استفاده از تجارب سازمانهای فعال در این زمینه و جستجو برای ارایه الگویی مناسب و منطبق با ویژگیهای فرهنگی کشورمان در این زمینه بسیار مطلوب به نظر می رسد.
از اقدامات جالب توجهی که کشورمان در سالهای اخیر انجام داده است، پیشنهاد برای اعطای جایزه بین المللی اخلاق در علم ابن سینا است که مورد استقبال جهانی قرار گرفت و از دو سال گذشته هرساله به کسانی اعــطا می شود که در زمینه علمی شرایط لازم را احراز کنند. رویکرد اخلاقی در کسب وکار نیز مــــی تواند دارای چنین ویژگیهایی باشد. در اینجا، ضمن اشاره به تاریخچه، اهم اهداف و الزامات این رویکرد، گشودن بابی جدید در این زمینه و ویژگیهای آن توصیه شده است.

 

تاریخچه سرمایه گذاری اخلاقی

سرمایه گذاران مذهبی طی سالهای متمادی به ارایه چــــــارچوبهایی اخلاقی برای سرمایه گذاری و فعالیت در عرصه کسب و کار پرداخته اند. به طور ویژه و به شیوه کلاسیک و رسمی، از سال 1926 در ایالات متحده امریکا و از سال 1948 در بریتانیا به این موضوع توجه شده است. در دهه 1920، رهبران مذهبی در شمال امریکا تصمیم به سرمایه گذاری در بازار سهام گرفتند. پیش از این، چنین سرمایه گذاری نوعی قمار تلقی می شد.
در اواخر دهـــــه 1960 در بریتانیا، سرمایه گذاری اخلاقی وارد مرحله ای جدی شد و گروههایی به کنکاش در زمینه گسترش این امر به تکاپو افتادند.
چنین پدیده ای نیز در حدود سال 1970 در ایالات متحـده امریکا اتفاق افتاد و اولین سرمایه گذاری، سرمایه گذاری پاکس. (PAX) بود که در سال 1971 تاسیس شد
در ســــــال 1988 در بریتانیا برای سرمایه گذاری در زمینه ابزارهای الکترونیک قابل استفاده در جنگها مباحثی مطرح شد، به طوری که در نتیجه آن در سالهای بعد و به ویژه در سال 1997 کمیته مرکزی سرمایه گذاری متعلق به کلیسااصولی را برای سرمایه گذاری وضع کرد(10). براساس این اصول، تنها سرمایه گذاری در آن دسته از شرکتهای سازنده وسایل دفاعی، اخلاقی محسوب می شود که نیازهای وزارت دفاع را تامین کنند و از فروش آن به گروهها و کشورهای متخاصم دوری جویند.

 

وضعیت حقوقی و اجرایی سرمایه گذاری اخلاقی

هم اکنون، بیش از پنجاه موسسه فعال در زمینه سرمایه گذاری مبتنی بر اخلاق وجود دارد که اصول آن را تشریح می کنند، به راهنمایی افراد در زمینه سرمایه گذاری در موسسات و شرکتها می پردازند و اقدامات نظارتی را انجام می دهند.سرمایه گذاری اخلاقی بیش از آنکه یک علم باشد، یک هنر است و متکی بر خودآگاهی و تلقی فرد از اخلاق و به ویژه اصول ثابت و قابل فهم آن برای همــگان است. بااین حال، می توان در قالب گروهی از سرمایه گذاران یا شرکتهای سرمایه گذاری متعهد به اصول اخلاقی، مرامنامه ای را تنظیم کرد یا در صورت امکان برای کسب اطمینان بیشتر، از خدمات مشاوره ای موسسات فعال در این زمینه سود جست.  
با شکل گیری گرایشهای رو به رشد سرمایه گذاری اخلاقی در بین مردم جوامع صنعتی، به تدریج دولتها نیز در ادبیات سیاستگذاری و برنامه ریزی خویش به این موضوع واکنش نشان دادند. اما تعبیر دولتها از آن، بیشتر نشات گرفته از گفتمان مردمسالاری بود، به طوری که امروزه در تدوین مقررات و طرح استانداردها از آن به عنوان سرمایه گذاری پاسخگو در برابر مردم یاد می شود. این رویکرد در دولت بریتانیا از سال 1995 شروع شد و به تدریج در سایر کشورها گسترش یافت. کشورهایی مانند استرالیا، نیوزیلند، کانادا و افریقای جنوبی از دیگر کشورهای پیشرو در این زمینه به شمار می آیند. در بند 35 مربوط به مقررات فعالیتهای حقوقی سال 1995 الزامی حقوقی برای سرمایه گذاران مبنی بر ارایه بیانیه ای در مورد رعایت اصول اخلاقی ایجاد می کند. بیانیه در برگیرنده انواع سرمایه گذاری و توازن بین سرمایه گذاریها، مخاطرات، عواقب و نحوه تحقق آن است. این مقررات جدید سرمایه گذاران را ملزم می کند تا دو اصل زیر را در بیانیه مدنظر داشته باشند.
گستره ای که در آن ملاحظات اجتماعی، زیست محیطی یا اخلاقی شرکت در زمینه استخدام، استمرار و تحقق سرمایه گذاری مورد توجه قرار می گیرد؛ خط مشی سیاسی مبنی بر استفاده از رویکردها و سیاستهای صحیح در سرمــــــایه گذاری.
موارد مزبور را نباید از جنبه نمایشی نگریست، بلکه در اینجا باید به این نکته اشاره کرد که سرمایه گذاریها فقط براساس اصول سرمایه گذاری پاسخگو در برابر اجتماع نیست. قوانین نوین، سرمایه گذاران را وادار به مدنظر قراردادن ملاحظات اجتماعی و زیست محیطی در فعالیتها و سیاستهای مربوط می کند. ذکر این موضوع ضروری است که مقررات مزبور برای مورد ملاحظه قراردادن و صراحت در انجام امور است نه اجبار واضطرار. در هر صورت، باید به این موضوع توجه کرد که ممکن است مفاد مزبور موجب ازدیاد تعداد سرمایه گذارانی شود که پاسخگویی در برابر اجتماع را از مهمترین راهبردهای خود تلقی کنند.
باوجود چنین گرایشهایی در سطح دولت و اجتماع، تاکنون تعریف قابل توجهی برای سرمایه گذاری پاسخگو در برابر اجتماع یا سرمایه گذاری مبتنی بر اخلاق ارایه نشده است. در مقررات و الزامات دولتی نیز هیچ اشاره ای به مصداقها نشده است. راسل اسپارکس (2001) عبارت سرمایه گذاری مبتنی بر اخلاق را قدیمی تر از سرمایه گذاری پاسخگو در برابر اجتماع» می داند. به طور ماهوی در سرمایه گذاری اخلاقی بر اجتناب از برخی فعالیتهای مشخص تاکید می شود.

 

سرمایه گذاری اخلاقی در عمل

براساس یافته های موسسه ایریس، در سالهای اخیر وضعیت سرمایه گذاری مبتنی بر اصول اخلاقی در دو حوزه زیر بهبود یافته است:
مــــــدیران موسسات تولیدی و سرمایه گذاری به بار اخلاقی محصولات توجه می كنند و از طرف دیگر، سرمایه گذاران به موشكافی و باتوجه به معیارهای اخلاقی به سرمایه گذاری می پردازند. این رغبت دوطرفه به ایجاد اصول و فرهنگی جدید در عرصه كسب وكار و سرمایه گذاری منجر شده است. به عنوان مثال، در اوایل دهه ۱۹۶۰ فقط به میزان ۳۰ درصد از سهام بورس لندن در اختیار سرمایه گذاران رسمی بود، اما امروزه این بخش ۸۰ درصد سهام را در اختیار دارد. بدین ترتیب، بسیاری از مردم در قالب مـــوسسات شناسنامه دار به سرمایه گذاری در بازار دست می زنند. در اصول اخلاقی حاكم بـــــر سرمایه گذاریهای مذكور به سه رویكرد اساسی توجه شده است(۸). اولین رویكرد، رویكرد اجتناب است كه در آن از سرمایه گذاری و فعالیت در زمینه های مخربی همچون: تسلیحات، نوشابه های الكلی، فعالیتهای مخرب زیست محیطی، قمار، فعالیتهای منافی عفت احتراز می شود.
در رویكرد دوم كه رویكرد مثبت نامیده می شود، افراد به سرمـــایه گذاری در اموری می پردازند كه به توسعه رفتارهای اخلاقی، بهبود وضعیت معیشتی فقرا، بهبود وضعیت محیط زیست و حل مشكلات مربوط به جوامع منجر خواهد شد. سومین رویكرد، تعاملی است كه در آن، سرمایه گذاران با تبادل نظر با مدیران شركتها به توافق در زمینــه موضوعهای سرمایه گذاری می پردازند. این رویكرد دارای ویژگی عدم جانبداری كامل یا تحریم قطعی است و در عمل از شفافیت بیشتری برخوردار است. به طور كلی، موسسه ایریس، پنج نوع سرمایه گذاری اخلاقی زیر را تاكنون در عرصه عمل تشخیص داده است:
● اعطای اعانه : سازمانهایی كه مایل به اعطای اعانه مستقیم به نیازمندان هستند؛
● خسارات زیست محیطی: سازمانهایی كه كمترین تخریب را از طریق فعالیتهای خود به محیط زیست تحمیل می كنند؛
● پاسخگویی : سازمانهایی كه در راستای پاسخگویی بیشتر نسبت به عملكرد زیست محیطی واجتماعی خود رفتار می كنند؛
● توازن اخلاقی : سازمانهایی كه براساس برقراری توازن بین معیارهایی مشخص رفتار می كنند؛
● مدیریت زیست محیطی : سازمانهایی كه در زمینه فعالیتهای زیست محیطی فعالیتهای قابل توجهی را ارایه می دهند.
برای ارزیابی فعالیتهـــای مربوط به سرمایه گذاری اخلاقی و زیست محیطی مــــی توان از معیارهای زیر استفاده كرد:
معیارهای اخلاقی كدامند و میزان اهمیت و اولویت آنها چگونه است؟ این معیارها در موارد مختلف سرمایه گذاری متفاوت است.
وضعیت زیست محیطی - الزامات زیست محیطی و میزان ضمانت اجرایی آن چگونه است؟
سابقه سرمایه گذاران - آیا آنان تاكنون دارای مدیریت مالی مقبولی بوده اند؟
گستره جغرافیایی سرمایه گذاری چگونه است؟
آیا اقدامات و تمهیدات كافی برای نظارت سرمایه گذاری در نظر گرفته شده است؟
آیـــا نظارتها از طرف افراد داخلی صورت می گیرد یا از طرف افراد مستقل خارجی انجام می شود؟
آیا سرمایه گذاری و اقدامات نظارتی مشتمل بر هر دو مورد پس اندازهای مجموع و روزمره است؟
فارغ از نوع تعابیر و رویكردهای فلسفی برخورد با سرمایه گذاری مبتنی بر اخلاق در كسب و كار، برخی از زمینه ها همچون بهداشت و ایمنی از قابلیت بالایی برای جلب نظر مردم به ویژه در كشورهای در حال توسعه برخوردار بوده است.براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی در آوریل سال ۲۰۰۲، گرایش مردم به این حوزه فراتر از هر زمینه دیگری بوده است و امید است بتوان از این طریق تا سال ۲۰۱۰ سالانه حدود هشت میلیون نفر را در كشورهای مزبور از خطر مرگ حتمی نجات داد. براساس این گزارش، اغلب سرمــــــــایه گذاریها در ارتبـــــاط با برنامه های مربوط به مهار بیماریهای واگیردار و بهبود وضعیت تغذیه بوده است. در حالی كه بیش از نود درصد پژوهشهای پزشكی در زمینه مشكلات مربوط به كمتر از ده درصد جمعیت دنیا انجام می شود، سرمایه گذاری در این زمینه در كشورهای با درآمد پایین تر از مقبولیت اخلاقی بالایی برخوردار است.
اطلاع رسانی در زمینه میزان اخلاقی بودن فعالیتهـای شركتها تاثیـر قابل توجهـــی در شكل گیری گرایش مردم داشته است. هم اكنون موسسات دولتی وغیردولتی بسیاری در كشورهای صنعتی با تاكید بر ارزش محوری و سعادت آفرینی فعالیتهای اقتصادی، استانداردهایی را برای رفتار سازمانها و عمومی كردن بهترین اعمال اخلاقی در این زمینه ارایه می كنند.
براساس گزارش موسسه آتیف (AUTIF) میزان سرمایه گذاری در بنگاههای متكی بر اصول اخلاقی در خلال سالهای ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۱ بیش از ده برابر شده است. یكی از مهمترین دلایل این امر را می توان افزایش شركتهایی دانست كه تامین منافع اجتماعی را سرلوحه برنامه های خود قرار داده اند.
سیاستگـــــذاری شفاف موسسات سرمایه گذاری متكی بر اصول اخلاقی و توجه آنان به مقولات اشاره شده در بیانیه ماموریت و رسالت خویش از اهمیت ویژه ای برخوردار است. براساس برآوردی كه در بریتانیا صورت گرفته است، حداقل ۵۷ درصد از موسسات مزبور تنها به ذكر سیاستهای خـــویش اكتفا می كنند و در عمل از آن بهره نمی گیرند (ویلیام باو، ۲۰۰۳). براین اساس، تنها ۳۵ درصد از موسسات سرمایه گذاری مزبور به نظرات و تحلیلهای سهامداران توجه می كنند. یافته های پژوهشی نشان می دهد كه بسیاری از موسسات خیریه و بااهداف نیكوكارانه به دلیل تــــرس بی اساس از سود كم، از سیاستهای اصولی و شفافی پیروی نمی كنند.
یكی از عوامل تاثیرگذار در عدول از اصول اخلاقی در كسب و كارهای متكی بر اخلاق ملاحظات و سیاستهای مقطعی مدیران است كه در تصمیمات خود رفته رفته دچار تزلزل و انحطاط می شوند.

 

.3 اخلاق سرمایه گذاری در بازار سهام

مطالعات اخیر دربارة اخلاق در بازار سهام روی حقوق سرمایه گذاران متمرکز شده است. اندیشة اخلاق یا عدالت در بازار سهام به طور معمول در چارچوب ایفای حقوق سهامداران مورد بحث قرار می گیرد. یکی از محققان مالی، اخلاق و عدالت را حقِ داشتن فرصت برابر تعریف می کند (Lev Barch, 1988)؛ یعنی همه شرکت کنندگان بازار، حق دستیابی برابر به اطلاعات را دارند.

شفرین و استت من، چارچوب گسترده تری را برای اخلاق و عدالت بیان کرده و برای عدالت در بازار مالی هفت ویژگی را برشمرده اند: آزادی در انجام معامله (عدم اجبار)، عدم وجود اطلاعات کاذب، امکان استفاده از اطلاعات برابر، حقِ داشتن قدرت پردازش برابر، امکان آزادی از اشتباه، حق انجام معامله در قیمت های کارا و امکان قدرت چانه زنی برابر.

1-3 آزادی در انجام معامله (عدم اجبار)

این آزادی بدین معنا است که سهامداران در انجام معاملات اجبار نداشته باشند. یک معامله هنگامی منصفانه است که طرفین در انجام آن اختیار و آزادی کامل داشته باشند و هیچ یک به انجام آن مجبور نشده باشند. از طرف دیگر، این آزادی بدین معنا است که هیچ کس نباید از انجام یک معامله منع شود؛ بنابراین، آزادی در معاملات دارای دو بُعد است: عدم اجبار جهت انجام معامله و عدم منع از انجام معامله.

 

2-3 عدم وجود اطلاعات کاذب

این ویژگی بدین معنا است که سرمایه گذاران بتوانند به اطلاعات منتشرشده اطمینان کامل داشته باشند و بر مبنای آن ها تصمیم بگیرند. اطلاعات کاذب نباید در بازار منتشر، و باعث گمراهی سرمایه گذاران شود.

3-3 امکان استفاده از اطلاعات برابر

سرمایه گذاران حق دستیابی برابر به اطلاعات دارند. شخصی که به یک مجموعه از اطلاعات خاص دست می یابد، باید آن را در اختیار دیگران هم قرار دهد؛ به طور مثال، هنگامی که عرضه عمومی اولیه (IPO) جهانخانی و پارسائیان، 1380صورت می گیرد، شرکت عرضه کننده سهام باید اطلاعات مربوطه را به بازار ارائه کند. به سبب قانون اوراق بهادار مصوب سال 1933، شرکت انتشاردهندة اوراق بهادار باید اطلاعات لازم و کافی را دربارة خود و اوراق بهادار مربوطه منتشر کند (جهانخانی و پارساییان، 1375: ص229).

4-3حق قدرت برابر در پردازش اطلاعات

سرمایه گذاران نه تنها حق استفاده از اطلاعات برابر دارند؛ بلکه در پردازش اطلاعات نیز باید قدرت یکسانی داشته باشند. بدین ترتیب، سرمایه گذاران در مقابل اشتباه در انجام محاسبات مصون می شوند. برای تحقق این هدف در وضعی که همه سهامداران تسهیلات مناسبی جهت پردازش اطلاعات در اختیار ندارند، افشای اطلاعات باید در شکل پردازش یافته انجام شود.

5-3 امکان آزادی از اشتباه

امکان آزادی از اشتباه بدین معنا است که سرمایه گذاران در برابر اشتباهات خود نیز بیمه شوند؛ یعنی اگر یک سرمایه گذار به دلیل اشتباه شخصی خود با انجام یک معامله دچار زیان قابل توجهی شود می تواند آن معامله را فسخ کند.

6-3 حق انجام معامله در قیمت های کارا

معاملات باید در قیمت های کارا و واقعی صورت گیرد. قیمت کارا و واقعی را نیز عرضه و تقاضا تعیین می کند؛ البته این عرضه و تقاضا نباید مصنوعی باشد؛ بلکه باید درخواست واقعی سهامداران را نشان دهد.

7-3 امکان قدرت چانه زنی برابر

سرمایه گذاران باید در مذاکراتی که به انجام معامله منتهی می شود، قدرت چانه زنی برابر داشته باشند؛ برای مثال، در عرضه عمومی اولیه (IPO) یک سهامدار جزء در مقایسه با سهامداری که سرمایه کلانی را در اختیار دارد، قدرت چانه زنی کمتری را دارا است (Shefrin and staman, 1992).

 4 .هنجارهای اخلاق سرمایه گذاری در بازار مالی اسلامی

محققان و اندیشه وران مالی اسلامی، به اصول برگرفته از قرآن و سنت، تعهد کامل دارند و براساس آن، حقوق و تعهدات هر یک از شرکت کنندگان بازار سهام را تعیین می کنند. این جا برخی از اصول اخلاقی اسلامی را که در زمینه بازار سهام قابل اعمال هستند بیان می کنیم.

1-4 آزادی در انجام معامله

اسلام در انجام معاملات به طرفین آزادی داده است؛ بنابراین، اگر یک قرارداد با اجبار یکی از طرفین همراه باشد، غیرمجاز تلقی می شود. قرآن کریم با صراحت بیان می کند که انجام تجارت باید با رضایت طرفین همراه باشد (نساء (4)، 29). طبق این بیان، تمام مبادلات مالی و انواع تجارت ها که میان مردم رایج است، چنانچه از روی رضایت طرفین صورت گیرد و جنبه معقول و منطقی داشته باشد، از نظر اسلام مجاز است، مگر در مواردی که به سبب مصالح معیّنی، از آن نهی صریح شده است.

مادة 190 قانون مدنی نیز برای صحت هر معامله شرایط ذیل را اساسی می داند: 1. قصد طرفین و رضای آن ها؛ 2. اهلیت طرفین؛ 3. موضوع معیّن که مورد معامله باشد؛ 4. مشروعیت جهت معامله.

2-4 آزادی از ربا

ربا یا «ربوا» در لغت به معنای زیاده است. در اصطلاح فقیهان به طور معمول ربا چنین تعریف شده است: معاوضه مالی به مالی دیگر که این دو اوّلا هم جنس باشند ثانیا با کیل یا وزن، اندازه گیری شوند یا قرض دادن به شرط زیاده. قید معاوضه ذکر شده تا شامل همه مبادلات و معاوضات شود و اعم از بیع باشد حتی صلح و هبه معوضه را نیز در برمی گیرد (نجفی، بی تا: ج 23، ص 336). همه معاملات باید از ربا به دور باشد. موضوع ربا بین اندیشه وران و محققان اسلامی بسیار مورد بحث قرار گرفته است. قرآن کریم نیز با صراحت حرمت ربا را اعلام کرده است:

وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا (بقره (2)، 275)

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَتَأْکُلُوا أَمْوَالَکُم بَیْنَکُم بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَن تَکُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِنْکُمْ ... (نساء (4)، 29.)

ای کسانی که ایمان آورده اید! اموال یک دیگر را به باطل [و از طریق نامشروع] نخورید، مگر این که تجارتی باشد که با رضای شما انجام گیرد.

این آیه در واقع زیربنای قوانین اسلامی را در مسائل مربوط به معاملات و مبادلات مالی تشکیل می دهد، و به همین دلیل، فقیهان اسلام در تمام ابواب به آن استدلال می کنند. آیه خطاب به افراد با ایمان می گوید اموال یک دیگر را از راه های نابجا و غلط و باطل نخورید؛ یعنی هرگونه تصرف در مال دیگری که بدون حق و بدون مجوز منطقی و عقلانی بوده باشد، ممنوع شناخته شده و همه را تحت عنوان باطل که مفهوم گسترده ای دارد، قرار داده است؛ بنابراین، هرگونه تجاوز، تقلب، غش، معاملات ربوی، معاملاتی که حد و حدود آن کاملاً نامشخص باشد، خرید و فروش اجناسی که فایده منطقی و عقلایی در آن نباشد، خرید و فروش وسایل فساد و گناه، همه تحت این قانون کلّی قرار دارند و اگر در روایات متعددی کلمه باطل به قمار و ربا و مانند آن تفسیر شده، در حقیقت معرفی مصداق های روشن این کلمه است نه آن که به آن ها منحصر باشد.

3-4 آزادی از غرر

همه معاملات و قراردادهای اسلامی باید از غرر خالی باشد. به عبارت دیگر، معاملاتی که در وضعیت عدم اطمینان انجام می شود، غیرمجاز است. غرر نقطه مقابل شفافیت و معلوم بودن است. در همه معاملات طرفین علاقه دارند که روابط بین آن ها دوستانه و معقول باشد و هر یک در انجام تعهد با حسن نیت اقدام کند؛ یعنی طرفین معامله تمام حقایقی را که در محدوده اطلاعات آنان قرار دارد در اختیار یک دیگر بگذارند؛ در حالی که در معامله غرری برعکس است.

امیرمؤمنان علی می فرماید:

ان الغرر عمل لایؤمن معه الضرر (نجفی، بی تا: بیع، باب غرر)

غرر کاری است که از زیان ایمن نباشد،

و طبق بیان حضرت رسول نهی النبی عن الغرر (همان) پیامبر مردم را از معاملات غرری نهی کرده، معامله غرری در اسلام باطل است.

 4-4 آزادی از قمار

در تعریف قمار، بین عالمان اختلاف نظر وجود دارد. قمار در وضعیت عدم اطمینان و متکی بر بخت صورت می گیرد. قمار به خطر انداختن پول به امید کسب منفعت در جایی است که این امید بر پایة بخت و تصادف و رخدادهای غیرمطمئن استوار باشد و ریسک کردن به خودی خود ضرورتی نداشته باشد.

قمار، بازی ستیزه جویانه ای است که دو طرف به سبب استفاده انحصاری با یک دیگر انجام می دهند و اصلاً حسن نیت در آن مطرح نیست (Salamon. 2000: P 120). هر طرف به تصور این که بخت با او یاری خواهد کرد و برنده خواهد شد، به قمار اقدام می کند و اگر بداند برنده نخواهد شد، هرگز آن عمل را انجام نخواهد داد.

در قماربازی همواره یک طرف بازنده وجود دارد و طرفین خود را در معرض خطر از دست رفتن مال قرار می دهند (صالح آبادی،1382). این عمل در عرف جامعه کاری ناپسند است. در قمار، طرفین بازی، رهن و گرو می گذارند و نوعی شرط بندی صورت می گیرد.

قرآن کریم ما را با صراحت از شرط بندی و قماربازی منع کرده، و این مطلب در آیات متعددی با عنوان «المیسر» ذکر شده است. خداوند تبارک و تعالی می فرماید:

یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُمَا أَکْبَرُ مِن نَفْعِهِمَا ... (بقره (2)، 219)

همچنین در آیة دیگری می فرماید:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصَابُ وَ الْأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (مائده (5)، 90).

5-4 عدم کنترل قیمت

تعیین نرخ کالا، تابع اوضاع گوناگونی است. کمبود کالا، هزینه تولید، افزایش و عدم افزایش تقاضا در مقایسه با عرضه و ... ، در تعیین قیمت مؤثرند. در صورتی که نرخ گذاری کالاها به صورت طبیعی و عادلانه انجام گیرد و اجحافی به عرضه کننده یا خریدار تحمیل نشود، به دخالت دولت برای تعیین نرخ، نیازی نیست؛ زیرا فرض بر این است که بدون دخالت آن، قیمت ها آن طور که باید باشد، مشخص می شود و اگر دولت قیمت دیگری غیر از نرخ متعارف معیّن کند، دقیقاً باعث اجحاف به فروشنده یا خریدار می شود که این امر نارسایی های گوناگونی را به دنبال دارد.

پیامبر اکرم می فرمایند:

انما السعر الی الله یرفعه اذا شاء و یخفضه اذا شاء (حرّ عاملی، 1414ق: ج 12، ابواب آداب التجاره).

قیمت در اختیار خداوند است، هرگاه بخواهد آن را بالا می برد و هرگاه بخواهد آن را تنزل می دهد.

به نظر می رسد که این روایت و دیگر روایات مشابه آن بهترین طریق تعیین قیمت را در وضعیت متعارف و غیربحرانی، عناصر و وضعیت اقتصادی حاکم بر بازار می داند. به عبارت دیگر، یکی از سنت های الاهی این است که در حالت متعارف و طبیعی بازار، در سایه عملکرد قانون عرضه و تقاضا، قیمت ها عادلانه تعیین می شوند. با حاکمیت این سنّت است که پیامبر می فرماید:

تعیین قیمت در اختیار خداوند است، هرگاه بخواهد آن را بالا می برد و هرگاه بخواهد آن را تنزل می دهد؛

زیرا شرایط تکوینی و واقعی بالارفتن و پایین آمدن قیمت در دست او است و هرگاه مقدمات فراوانی یا کاهش کالاها را فراهم آورد، به طور طبیعی قیمت ها هم ترقی و تنزل می کند؛ بنابراین، اصل اوّلی این است که اگر قیمت ها به روال عادی و سازوکار قیمت ها در حد عادلانه تعیین شوند، دولت، در نرخ گذاری نباید دخالت کند؛ بلکه باید بر قیمت ها اشراف و نظارت داشته باشد تا این که از این حد مطلوب خارج نشود، و در صورتی که اوضاع اقتصادی حاکم بر جامعه به گونه ای است که احتکار، اجحاف و دیگر پدیده های نامطلوب بروز می کند، دولت اسلامی می تواند تعیین قیمت کند.

اسلام بازار آزاد را تصور می کند که در آن، قیمت ها را نیروهای عرضه و تقاضا تعیین می کنند. در فرایند تعیین قیمت، هیچ دخالتی حتی از سوی سیستم نظارت نیز نباید صورت گیرد. شایان ذکر است که اگرچه کنترل قیمت، عمل غیراسلامی است، برخی محققان اسلامی کنترل قیمت را برای مبارزه با شرایطی که از رقابت آزاد جلوگیری می کند، جایز شمرده اند. نیروهای عرضه و تقاضا باید واقعی و به دور از هرگونه عنصر مصنوعی باشند؛ بنابراین، اسلام هرگونه تلاش برای تأثیر گذاشتن روی قیمت از طریق کاهش مصنوعی عرضه (احتکار) را ممنوع می کند. به طور مشابه تلاش برای بالا بردن قیمت از طریق افزایش مصنوعی تقاضا نیز غیراسلامی است.

6-4 حق انجام معامله با قیمت عادلانه

قیمت هایی که در نتیجه نیروهای عرضه و تقاضای واقعی و به دور از هرگونه مداخله تعیین می شوند، قیمت های عادلانه هستند؛ امّا در برخی موارد قیمت ها به دلیل تبلیغات مثبت یا منفی از قیمت عادلانه فاصله گرفته، باعث غبن و غیراخلاقی شدن معامله می شود.

7-4 امکان دستیابی به اطلاعات دقیق و کافی

محققان اسلامی برای نقش اطلاعات در بازار، اهمیت بسیاری قائل می شوند. انتشار اطلاعات کاذب و نادرست ممنوع است. همچنین عدم افشای اطلاعات اساسی نیز با هنجارهای اسلامی منافات دارد و طبق سنّت پیامبر اکرم چنانچه شخصی به علت عدم اطلاع کافی در معامله دچار زیان شود، حق دارد معامله را فسخ کند؛ بنابراین طبق سنّت نبوی، طرفین هنگام معامله باید از قیمت بازار و نیز شرایط دیگر کالای مورد معامله اطلاع داشته باشند.

محققان اسلامی اعتقاد دارند که معاملات باید از جهالت یا اطلاعات کاذب به دور باشد؛ بنابراین، بازار مالی اسلامی بازار شفاف است و معاملات با در نظر گرفتن تمام اطلاعات مربوطه انجام می شود. سنّت پیامبر اکرم در این رابطه بیشتر به معاملات کالا مربوط می شود. در مورد کالا، طرفین با بازرسی کالا از منافع آتی آن به طور کامل آگاه می شوند؛ امّا برخلاف کالا، منافع حاصل از نگهداری سهام به شکل جریان های نقدی مورد انتظار است. این جریان های نقدی مورد انتظار با بروز هر حادثه جدید پیوسته تجدید نظر می شود؛ بنابراین اخلاق اسلامی ایجاب می کند تا اطلاعاتی که به جریان های نقدی مورد انتظار و ارزیابی سهام مربوط می شود، به طور مساوی در اختیار همه سهامداران قرار گیرد. این مطلب با حقوق سرمایه گذاران دربارة دستیابی به اطلاعات و رهایی از اطلاعات کاذب به طور کامل سازگار است.

اگر در بازار مالی، معامله گران اوراق بهاداری را بازار گرمی کنند و اوراق بهادار خود را بستایند یا اوراق بهادار دیگران را نکوهش، و تبلیغات مثبت و منفی در بازار ایجاد کنند و چنین معامله ای در وضعیت جهل طرف مقابل صورت گیرد، از نظر اسلامی قابل قبول نیست و درآمد حاصل از آن مشروع نخواهد بود. اگر تبلیغات سوء در بازار سبب غبن طرف معامله شود، مغبون می تواند به غابن مراجعه کند. در بورس اسلامی تبلیغات کاذب وجود ندارد.

در بازار مالی اسلامی سیستم نظارت باید تمام اطلاعات را به نحو مناسبی جهت تصمیم گیری معامله گران در بازار افشا کند. به عبارتی، بازار مالی اسلامی باید کارا باشد.

8-4 عدم وجود زیان برای دیگران

این زیان در مواردی محقق می شود که انجام معامله بین طرفین باعث به خطر افتادن منافع سایر سهامداران شود. معامله هرچند با رضای طرفین انجام شود، نباید زیانی را برای شخص ثالث به همراه داشته باشد. در این گونه موارد، چنانچه شخص ثالث با انجام یک معامله که بین دو طرف دیگر انجام شده، متضرر شود می تواند از حقوق مربوط خود در این زمینه استفاده، و از زیان خود جلوگیری کند؛ برای مثال اگر دو شریک، مالک یک دارایی باشند، چنانچه یکی از آن ها قصد فروش حصّة خود را داشته باشد، شریک دوم می تواند از حق شفعه خود استفاده کند.

در بازار سهام نیز مشابه این حقوق وجود دارد؛ به طور مثال، سهامداران پیشین شرکت در خرید سهام تازه منتشرشدة شرکت حق تقدم دارند.

ملاحظه می شود که هنجارهای اخلاق اسلامی، اخلاق مالی کلاسیک را نیز پوشش می دهد. حال این پرسش مطرح می شود که معیار رتبه بندی هنجارهای اخلاقی اسلامی چیست و کدام یک از آن ها اهمیت بیشتری دارد. به عبارت دیگر، اگر در مواردی مجبور شویم از بین آن ها به انتخاب دست بزنیم و یکی را برگزینیم، اولویت با کدام است؟ در پاسخ باید گفت: معیار اولویت بندی، براساس اهمیت منابعی است که هنجارهای اخلاقی از آن ها استنباط می شوند. بدین ترتیب، اصولی که مبنای تشخیص آن ها قرآن کریم است، بر اصول برگرفته از سنت اولویت دارند. اصول برگرفته از سنت نیز بر اصول حاصل از اجماع و اصول حاصل از اجماع نیز بر اصول عقلی اولویت دارند؛ برای مثال، حرمت ربا (اصل قرآنی) در مقایسه با «حق شفعه» (اصل برگرفته از سنّت) اهمیت بیشتری دارد؛ بنابراین، اگر بنا به اجبار از این دو فقط یکی بتواند انتخاب شود، اصل حرمت ربا در اولویت قرار دارد.

گذشته از این، معیار دیگری که باید این جا در نظر گرفته شود، تقدم منافع عمومی بر منافع فردی است. در اسلام، حقوق اکثریت و حقوق عمومی بر حقوق فردی و خصوصی مقدم است. در حقیقت حق عموم جامعه در کنترل و محدودکردن فعالیت های بخش خصوصی یکی از مبانی حقوقی اقتصاد اسلامی است به این معنا که فعالیت های افراد، اگر ضرری به حق عموم جامعه وارد کند یا باعث احتکار و انحصار ثروت ها در دست طبقه ای خاص شود، دولت اسلامی موظف است از آن جلوگیری، و آن را محدود کند.

بر همین اساس، خداوند، در توزیع ثروت های طبیعی بین قشرهای کم درآمد می فرماید:

کَیْ لاَیَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیَاءِ مِنکُمْ (حشر (59)، 6).

فیء و منابع طبیعی برگشت داده شده به پیامبر باید بین طبقات مختلف کم بضاعت تقسیم شود تا این نوع ثروت ها، فقط در دست طبقه اغنیای جامعه در جریان نباشد.

همچنین امام علی به مالک اشتر می فرماید:

از احتکار جلوگیری کن؛ زیرا احتکار باعث ضرر عموم افراد است (رضی، بی تا: ص438)

بر پایه همین بینش است که از اسراف و تبذیر در ثروت ها یا واگذاری آن ها به افراد سفیه و ناتوان، جلوگیری به عمل می آید؛ زیرا اسراف یا ثروتی را در اختیار افراد سفیه قراردادن باعث اتلاف آن می شود.

ممکن است فلسفه این حق و زیربنای ارزشی آن، این باشد که مسأله مالکیت خصوصی در بینش اسلامی، در حقیقت، نوعی نظم بخشیدن و نمایندگی فرد از جامعه در بهره گیری از ثروت های خدادادی است، نه به صورت حق اصیل در عرض حق عموم جامعه تا بتوان از آن برخلاف مصالح اجتماعی سوءاستفاده کرد. این بدان معنا است که مالکیت خصوصی و حقوق فردی همواره حقی در مرتبه بعد از حق عموم منظور شده است؛ بنابراین در بازار سهام نیز مصلحت در این است که منافع عموم سهامداران بر منفعت فردی تقدم داشته باشد؛ به طور مثال، منع اقدام های انحصارطلبانه یا افشای اطلاعات در بازار، گامی در جهت تحقق این مصلحت به شمار می آید.

5  .اخلاق سرمایه گذاری، کارایی و قوانین بازار سهام

قانونگذاران در بازار سهام به طور همزمان با دو مقولة اخلاق و کارایی مواجه هستند. برخی از قوانین، هم کارایی و هم اخلاق را بهبود می بخشد؛ به طور مثال، افشای اجباری اطلاعات، عدم برابری اطلاعات را کاهش می دهد (بهبود کارایی) و در عین حال، باعث دستیابی یکسان به اطلاعات نیز می شود (بهبود اخلاق)؛ امّا در اغلب موارد، قوانین موجود حاصل انتخاب بین کارایی و اخلاق است. در بازار سهام اسلامی، اولویت ها برای قانونگذاران به طور کامل مشخص است. کارایی باید در خدمت تحقق مقوله های اخلاقی قرار گیرد؛ برای مثال بورس بازی با کاهش هزینه معاملات، باعث بهبود نقدینگی و کارایی عملیاتی بازار می شود؛ امّا در بازار سهام اسلامی چنانچه بورس بازی شامل موارد ذیل شود، مشروع نیست:

1 دستکاری قیمت سهام و سوق دادن قیمت به سوی قیمت ناعادلانه؛

2 جهل در معاملات سهام؛

3 غرر در معاملات سهام؛

4 تبانی در معاملات سهام؛

5 اشاعه کذب و ارائه اطلاعات غلط و گمراه کننده؛

6 انجام معاملات صوری و دستکاری ناعادلانه بازار؛

7معاملات مبتنی بر اطلاعات داخلی در صورتی که سبب غبن طرف مقابل شود.

اگرچه سیستم نظارت بازار نمی تواند قصد تک تک سهامداران از تملک سهام را تشخیص دهد، تشخیص این موضوع برای کل بازار سهام چندان مشکل نیست. سیستم نظارت می تواند شاخص های کلی بازار از قبیل متوسط دورة نگهداری سهام به وسیلة سهامداران، حجم معاملات معکوس روی یک سهم و ... را بررسی کند و تشخیص دهد که چه موقع و به چه دلیل بورس بازان به اعمال ناپسند روی می آورند و برای منع این گونه اقدام ها راه حلّی ارائه کند.

معاملات افرادی که اطلاعات پنهانی دارند، هرچند کارایی را بهبود می بخشد، با اصول اخلاقی اسلامی سازگار نیست؛ بنابراین، قانونگذاران بازار سهام اسلامی، معاملات براساس اطلاعات محرمانه را منع می کنند.

بازار سهام اسلامی از ربا به دور است و اوراق قرضه ربوی و سایر معاملاتی که بر ربا مبتنی هستند، جایز نیستند. در بازار اسلامی غرر وجود ندارد؛ بنابراین، اطلاعات لازم و کافی دربارة سهام، در دسترس همه سهامداران قرار می گیرد. شفافیت اطلاعاتی عاملی است که معاملات صحیح و اسلامی را از معاملات غرری متمایز می سازد. دلاّلی و واسطه گری و مشاوره مالی در بازارهای مالی در صورتی مجاز خواهد بود که به شفافیت اطلاعاتی در بازار کمک کند. اگر عملیات این افراد در بازار یک طرف را متضرر کند و طرف دیگری را سود برساند و این عمل از روی جهل طرف مقابل و با سوءنیت صورت گیرد، مشروع نیست.

نکتة قابل توجه در خصوص سیستم نظارت بر بازار این است که سیستم در تصمیم گیری های خود باید ابتدا «تحلیل هزینه منفعت» (Cost – Benefit Analysis) انجام دهد و در این تحلیل، منافع عموم سهامداران را در نظر بگیرد. در بازار مالی هنگامی که عرضه عمومی اولیه (IPO) صورت می گیرد، سیستم نظارت به دو شکل می تواند عمل کند: حالت اول این است که شرکت عرضه کننده را در عرضه آزاد گذاشته؛ امّا او را مجبور کند که همه اطلاعات مربوط به سهام مورد عرضه را در اختیار بازار قرار دهد. حالت دوم این است که سیستم نظارت، خود عمل پردازش اطلاعات مربوط به شرکت را انجام و آن را در اختیار خریداران قرار دهد و در صورتی که سوابق پیشین شرکت ضعیف باشد، مجوز عرضه سهام شرکت را لغو کند.

در حالت دوم، هرچند آزادی در انجام معامله رعایت نمی شود و در واقع نوعی اجبار پدید می آید، سیستم نظارت در واقع با دخالت خود از منافع سهامدارانی که قدرت تحلیل ندارند و به رفتار غیرمنطقی دست می زنند، حمایت کرده است. این حالت در واقع به نفع عموم سهامداران است و با اخلاق اسلامی نیز سازگاری دارد.

 

تهیه کننده: مهدی شهرابی – دانشجوی کلاس اخلاق حرفه ای

مباني نظري اخلاق حرفه‌اي در اسلام

مباني نظري اخلاق حرفه‌اي در اسلام

 

الگوهاي رفتاري در سطح نهادها و سازمان‌هاي اجتماعي، وحدت‌بخش جامعة ديني است. تعريف كلي الگوهاي اخلاقي و رفتار ارتباطي، مسئوليت‌پذيري در برابر حقوق افراد است. جامعة ديني از حيث تعامل سازمان‌ها و نهادهاي اجتماعي در آن و نيز از نظر رفتار ارتباطي افراد، متضمن مسائل فراواني است. اين مسائل از تعيّن ديني چنين جوامعي سر برمي‌آورند و با تعيين ديني نيز بايد پاسخ يابند. اخلاق، سامان‌دهندة رفتار ارتباطي در مقياس فرد، سازمان، جامعه و روابط جهاني است. رفتار ارتباطي درون‌شخصي و برون‌شخصي فرد در زندگي شخصي و زندگي شغلي، از طريق اخلاق سامان و انسجام مي‌يابد. همچنين رفتار ارتباطي سازمان با محيط و نيز تعامل نهادهاي اجتماعي با يكديگر، در دو سطح ملي و جهاني، بر مبناي اخلاق قوام مي‌يابد. براي تعيين مؤلفه‌هاي کاربردي اخلاق حرفه‌اي(اسلامي)، مي‌توان از اصول راهبردي اخلاق حرفه‌اي در اسلام استفاده کرد؛ اصول راهبردي اصلي (در اسلام) عبارت‌اند از: احترام اصيل و نامشروط به انسان‌ها، رعايت آزادي انسان‌ها، برقراري عدالت در مورد انسان‌ها، امانت‌ورزي در رفتار و بينش شخصی.

اخلاق حرفه‌اي در نظام اداري جمهوري اسلامي بايد هويت اسلامي داشته باشد و مبتني بر اخلاق اسلامي شكل بگيرد. براي داشتن هويت اسلامي اخلاق حرفه‌اي در كشورمان، به چهار دليل مي‌توان اشاره كرد: الف) از لحاظ فرهنگي به دليل وابستگي تودة مردم كشورمان به نظام عقيدتي اسلام؛ از لحاظ ديني به دليل جداناپذيري اخلاق از دين در متن دين اسلام؛ ج) نياز به پويايي درون فرهنگ اسلامي با توجه به مواجهة آن با چالش جهاني‌شدن؛ د) از لحاظ نظام حكومتي، الزام به حكومت دين‌مدار در نظام حكومت ديني و از لحاظ قانوني، به تأكيد قانون اساسي ـ در اصل هشتم ـ بر تصويب قوانين اسلامي در كشور.نظام اخلاق اسلامي به گونه‌اي است كه با اخلاق حرفه‌اي در هم آميخته و تفكيك‌ناپذير است؛ زيرا در اين نظام ملاك نهايي و نهايت سعادت بشري، الله است و انسان در مقام خليفه و جانشين الهي در زمين، محور توجهات اخلاقي است؛ بدين معنا كه خشنودي انسان و خدمت به او موجب رضايت و تقرب به خداوند مي‌شود؛ از اين‌رو، نظام اخلاق اسلامي با توجه به ملاك نهايي، در صدد است با ارائه دستورالعمل‌ها و آيين‌نامه‌هاي اخلاقي در سطح حرفه و زندگي اجتماعي و همچنين با در نظر گرفتن پيشرفت‌هاي مادي در جهت بهبود زندگي انسان‌ها، زمينة سعادت و كمال حقيقي بشر را فراهم آورد.

دربارة مورد اخير بايد گفت در اخلاق حرفه‌اي اسلامي، ملاك نهايي اخلاق همانا خواست خداوند ـ خير مطلق ـ است. مهم‌ترين اصول راهبردي كه مي‌توانند منشأ شكل‌گيري مؤلفه‌هاي كاربردي اخلاق حرفه‌اي (اسلامي) شوند، عبارت‌اند از: الف) كرامت انساني؛ ب) آزادي فردي؛ ج) عدالت اجتماعي در مفهوم عام قرار دادن هر امري در جايگاه شايسته آن؛ د) امانت‌ورزي در دو سطح امانت‌داري و بينش در اين بين، اصل چهارم مهم‌ترين اصل (اصل‌الاصول) است.

مفهوم امانت‌داري در کسب‌وکار، قابل تجزيه به سه پرسش است: 1. چه چيزي در کسب‌وکار مورد امانت قرار مي‌گيرد؟ 2. مراد از امانت‌داري در قبال آن امور چيست؟ 3. صاحبان امانت کيستند؟ البته امانت‌داري در حرفه نمي‌تواند به معناي عدم تصرف باشد؛ زيرا تصرف و به‌کارگيري مقوم کسب‌وکار است؛ بلکه تصرف در حرفه دو گونه است: امانت‌دارانه و غيرامانتدارانه. در اين زمينه تصرف امانت‌دارانه استفاده بهينه و شايسته است. ضامن امانت‌داري در نگرش اسلامي اين بينش است که عالم همه محضر خداست. با اين نگاه، فرد با بصيرت ايماني به امانت‌نگري در جهان هستي مي‌رسد و همه چيز از جمله خود را امانت خداوند مي‌داند. پس در مواجهه با همه چيز و در استفاده از همة امور، راه امانت‌داري را مي‌پيمايد و چنين حزم و احتياطي تقوا است. اصول منشور اخلاقي در اسلام، در همة حرفه‌ها مشترك است؛ ولي تفاوت حرفه‌ها در فروع است. بدين ترتيب، اصولي را كه از منابع اسلامي به دست مي‌آيد، مي‌توان در تمامي حرفه‌ها جاري ساخت. پس بايد اخلاق اداري و سازماني جزو برنامه‌هاي آموزش در سازمان قرار گيرد.

تهیه کننده: اقای اکبرفام - دانشجوی کلاس اخلاق حرفه ای

مشکلات و موانع اخلاق حرفه‌اي

 

مشکلات و موانع اخلاق حرفه‌اي

 

 

-        ارزش‌مداري به جاي مسئله‌محوري

بسياري از مشکلات، ناشي از نگرش سنتي ما به اخلاق است‌. ما در نگرش سنتي خود به معضلات اخلاقي صرفاً ‌فضيلت‌محور‌ يا ‌ارزش‌مدار‌ هستيم نه ‌مسئله‌محور؛ جهت‌گيري ما فضيلت‌گرايانه است‌، نه كارآمدي. ورود ما به معضل اخلاقي، صرفاً موعظه‌اي‌‌، تبشيري و انذاري است‌. در حالي كه ‌برخورد صحيح و مؤثر با معضلات اخلاقي به تخصص و مهارت نياز دارد

رويكرد فضيلت‌گرايانه ما را وامي‌دارد تا در مواقع رويارويي با معضلات اخلاقي، صرفاً احكام و فضيلت‌هاي اخلاقي را يادآوري كرده، بر آن اصرار كنيم‌. در چنين مواقعي، تا مي‌توانيم از احساسات و عواطف خود خرج مي‌كنيم، اما براي حل معضل‌، ذره‌اي مهارت به خرج نمي‌دهيم. فضيلت‌گرايي‌‌، يك رويكرد نيست‌، بلكه يك نوع موضع‌گيري و نهايتاً يك نوع نگرش است‌. رويكرد، غيرشخصي و روشمند بوده‌‌، ناظر به درك درست مسئله و در نهايت حل معضل است‌. همچنين‌‌، رويكرد، مبتني بر «‌توصيف تعليلي» موضوع است و در مسير خود از معيارها و ابزارهاي علمي و سنجش‌گر سود مي‌برد‌‌؛ اما‌ نگرش، موضع‌گيري شخصي است و اساساً ناظر به حل مسئله نيست‌. با جهت‌گيري مسئله‌محور‌‌، ذهن، بي‌آنكه به بيراهه برود، فقط همان را مي‌يابد و همان‌قدر و همان‌گونه مي‌يابد كه به كار حل مسئله مي‌آيد‌.

-        غفلت از عوامل تأثيرگذار بر اخلاق حرفه‌اي

در دانش مديريت اين مسئله كاملاً روشن است كه عوامل محيط بيرون سازمان‌، به ويژه عوامل محيط جهاني كمتر در دسترس سازمان بوده و امكان تأثير‌گذاري يا كنترل اين دسته عوامل تقريباً ناممكن است‌؛ اما با وجود اين، در مقام تحليل مسائل داخلي سازمان، از آن غافل نيستند. كمترين فايده‌اي كه درك اين عوامل دارد اين است كه ما را در اخذ استراتژي و خط مشي سازماني‌، واقع‌بين‌تر و در نتيجه موفق‌تر خواهد كرد‌. در حوزة اخلاق حرفه‌اي نيز، لااقل در مقام تبيين و تحليل معضلات اخلاقي سازمان، از عوامل فردي، سازماني و محيطي نبايد غفلت كرد‌. غفلت از اين عوامل در تحليل و تببين علل معضل اخلاقي‌، ما را دچار تحويلي‌نگري و غير واقع‌گرايي مي‌كند كه نتيجه‌اي جز ناكامي در پي نخواهد داشت‌.

 

عوامل تأثيرگذار بر اخلاق حرفه‌اي را به سه جنبه تقسيم مي‌کند:

1- جنبة فردي:يعني ويژگي‌ها و خصوصيات فردي، ارزش‌هاي مذهبي، ملاک‌هاي شخصي، عوامل خانوادگي، باورها و اعتقادات و شخصيت از جمله عوامل تأثيرگذار بر اخلاق حرفه‌اي از جنبة فردي هستند. مسلماً فردي که فاقد صلاحيت‌هاي اخلاقي شايسته از لحاظ فردي باشد، از معيار‌هاي اخلاق حرفه‌اي متناسبي نيز برخوردار نخواهد بود.

2- جنبه سازمانی : عواملي مثل رهبري، مديريت، ارتباط با همکاران، ارتباط با زيردستان و فرادستان، نظام تشويق و تنبيه، انتظارات همکاران، قوانين و مقررات و رويه‌ها، جو و فرهنگ سازماني در اين حيطه قرار مي‌گيرند. بديهي است كه نا مطلوب بودن عوامل مزبور، عامل تهديدکنندة اخلاق حرفه‌اي خواهد بود و بالعکس.

 3- جنبه محیطی :عوامل اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي و همچنين ديگر سازمان‌ها و عوامل رقابتي بين آنها، از جمله عوامل تأثيرگذار بر اخلاق حرفه‌ايست.

افزون بر اين، كمبود امكانات و ابزار كار‌، نامناسب بودن ابزار‌، فضاي نامناسب كاري‌، حجم كاري مازاد بر توان كارمند‌، محيط شلوغ اداره و رخنه‌هاي قانوني بر معضلات اخلاقي دامن مي‌زنند‌؛ بي‌ثباتي اقتصادي‌‌، بي‌ثباتي سياسي‌، دردهاي مزمن فرهنگي ـ تاريخي‌ مانند استبدادزدگي كه به شدت با فرهنگ مشاركتي و كار تيمي ناسازگار است، آموزش‌هاي نادرست اجتماعي‌ مانند مسئوليت‌گريزي و تنبلي در كار را نوعي زرنگي تلقي كردن‌، وضعيت نابرابر رقابت جهاني كه تهديدكنندة اخلاق كسب‌وكار است. و ديگر عوامل اين چنيني، بي‌گمان در وضعيت اخلاقي سازمان تأثير‌گذار است.

تحويلي‌نگري

تحويلي‌نگري يعني ارجاع هر پديدار به امري فروتر از آن و اخذ وجهي از آن شيء به جاي کنه و حقيقت آن، که منطق‌دانان مسلمان شکل سادة آن را مغالطه کنه و وجه مي‌نامندتمثيل فيل در يکي از داستان‌هاي مثنوي معنوي (فيل در خانه تاريک) براي آشکار کردن خطاي تحويلي‌نگري مطرح شده است. رهيافتي که سيستم را خارج از توصيف زيرسيستم‌هايي که آن را تشکيل داده‌اند، توصيف و تبيين مي‌کند و ارتباط بين آنها را ملاحظه نمي‌كند. تحويلي‌نگري تصور ناقص و ناروا از اخلاق حرفه‌اي است که آثار زيانبار فراواني دارد؛ به گونه‌اي که آن را از موانع عمدة رشد اخلاقي در سازمان‌ها دانسته‌اند. هر کسي متناسب با تصور خود از يک فعاليت به آن مي‌پردازد. تصوري که از مقصد داريم، راه و ابزار ما را تعيين مي‌کند. مديران، متناسب با تصورشان از اخلاق حرفه‌اي به ترويج آن مي‌پردازند. تصور ناقص يا ابزارانگارانه مانع ترويج اخلاق در فرهنگ سازماني مي‌شود. به اعتقاد دکتر قراملکي، تحويلي‌نگري در اخلاق حرفه‌اي ابعاد فراواني دارد كه به برخي از ابعاد زيانبار آن اشاره مي‌کنيم:

الف : تحویل اخلاق حرفه ای به قانون مقررات و آیین نامه ها : قانون نسبت پيچيده‌اي با اخلاق حرفه‌اي دارد. بيشتر قانون‌ها ابتدا اخلاقيات بوده‌اند و به تدريج براي برخورداري از حمايت کيفري از اخلاق، صورت قانون به خود گرفته‌اند. اخلاق، روح قانون است و ضمانت اجرايي آن، بدون قوانين و مقررات است؛ اما اخلاق دامنه‌اي بسيار فراگيرتر از قانون دارد و تعهدات اخلاقي در سطح ژرف‌تري از مناسباتِ حرفه‌اي مؤثر است. به همين دليل، تحويل اخلاق حرفه‌اي به مقررات و قانون آسيب‌زاست

 ب : تحویل مسِئولیت ها اخلاقی در حرفه به مسئولیت های حرفه ای :حرفه‌اي بودن در انجام وظايف شغلي، خود امري اخلاقي است؛ اما اخلاق حرفه‌اي بسي فربه‌تر از مسئوليت‌هاي حرفه‌اي فرد است. در مواضع فراواني، بسنده کردن به شرح وظايف مواجهه حداقلي است و مسئوليت اخلاقي، فرد را به اقدام بيشتر و در مواردي همراه با فداکاري برمي‌انگيزد. مسئوليت حرفه‌اي شما را مجاز مي‌داند که سود سال مالي را تا نيمة دوم سال بعد به تعويق بيندازيد؛ اما مسئوليت اخلاقي به تسريع در تقسيم سود سهامداران الزام مي‌کند

 ج : تحویل اخلاق حرفه ای به هنجارهای رایج در مشاغل :بر هر شغلي گفتماني حاکم است و يکي از عناصر اين گفتمان، هنجارها و آداب رايج در آن شغل است. به دليل اين گفتمان است که مي‌توان از زبان مديران، مشي استادان و آداب صاحبان مشاغل سخن گفت. اخلاق حرفه‌اي را نبايد همان هنجارهاي رايج در حرفه دانست. هنجارها گروه ‌وابسته‌اند و جهان‌شمول نيستند. هنجارها مي‌توانند اخلاقي و ضداخلاقي باشند. براي مثال، کم‌کاري مي‌تواند در محيطي به صورت يک هنجار شغلي درآيد؛ در حالي که کم‌کاري در هيچ نظام اخلاقي پسنديده نيست و در فرهنگ اسلامي به منزلة مصداقي از کم‌فروشي نکوهيده شده است

د: تحویل اخلاق حرفه ای به مسئولیت های اخلاقی منابع انسانی :اخلاق در سازمان‌ها را با دو رهيافت مي‌توان بررسي كرد: 1. رهيافت مديريت منابع انساني که بر اخلاقي بودن افراد در مشاغل تأکيد مي‌کند. چنين رهيافتي پيشينة طولاني در سنت شرقي و غربي دارد. در منابع اخلاق و آداب حرفه‌اي، غالباً با اخلاق مديران، اخلاق پزشکان و اخلاق مهندسان روبه‌رو مي‌شويم؛ 2. رهيافتي كه بر آن است منابع انساني در کنار ساير مؤلفه‌ها و عناصر، بخشي از هويت سازماني است و رفتار اخلاقي منابع انساني در گرو عملکرد اخلاقي سازمان است. سازمان از افراد تشکيل مي‌شود، اما سازمان به منزلة شخصيت حقوقي هرگز جمع جبري اشخاص حقيقي نيست. اين تلقي که سازمان چيزي جز افراد نيست، تلقي تحويلي‌نگر است. رهيافت استراتژيست‌ها به اخلاق حرفه‌اي در پي سازمان اخلاقي است و اخلاقي بودن سازمان را مزيت استراتژيک مي‌انگارد. سازماني اخلاقي است که اهداف، وظايف و ساختار خود را به مميزي اخلاقي بسپارد و مناسبات سازماني خود را با همة عناصر محيط داخلي و خارجي گروه‌هاي ذي‌نفع، اخلاقي کند. مديريت مسائل اخلاقي در شرکت بر اساس رهيافت اول به حوزة مديريت منابع انساني محول مي‌شود؛ اما بر اساس رهيافت دوم، نهاد بالادستي (اعم از شورا، کميته، دفتر و...) زير نظر مستقيم مدير عامل عهده‌دار اخلاق سازمان مي‌شود. نامهربانانه‌ترين واکنش به اخلاق سازمان، سپردن آن به روابط عمومي است. اين سخن هرگز به معناي کم‌ارج تلقي کردن نقش روابط عمومي سازمان نيست؛ بلکه نقد تصوري از اخلاق حرفه‌اي است که پرداختن به آن را از وظايف روابط عمومي مي‌داند.

ذ: تحویل منشور اخلاقي سازمان به اصول اخلاقي : منشور اخلاقي سازمان متضمن مسئوليت‌هاي اخلاقي شرکت در قبال حقوق عناصر محيط داخلي و خارجي شرکت است. منشور همان‌گونه که از معناي لغوي آن پيداست، چندوجهي است و هر وجه آن بيانگر خط مشي اخلاقي شرکت در قبال يکي از گزاره‌هاي ذي‌نفع در محيط آن است: خط مشي اخلاقي شرکت در قبال مشتريان، خط مشي اخلاقي شرکت در قبال رقيبان، سهامداران، تأمين‌کنندگان، شهروندان، محيط زيست و برخي از سازمان‌هاي اخلاقي، به جاي تدوين منشور چندوجهي اخلاقي، به بيانيه‌هايي متضمن چند شعار کلي و اصل عام اخلاقي بسنده مي‌کنند. چنين بيانيه‌هايي به صورت کالاي تزييني درمي‌آيند و در مواردي مانع ترويج اخلاق حرفه‌اي در سازمان مي‌شوند.

 و: تحویل منشور اخلاقي سازمان به عهدنامة اخلاقي حرفه‌:هر حرفه‌اي را عهدنامه‌اي است که صاحبان حرفه در مناسبات شغلي بدان پايبند مي‌شوند. عهدنامة پزشکان، عهدنامة وكيلان، عهدنامة حسابرسان و... عهدنامة اخلاقي در اخلاقي‌سازي حرفه نقش عمده‌اي دارد؛ اما جهت‌گيري فردگرايانه دارد و افراد را در حرفه مورد خطاب قرار مي‌دهد؛ در حالي که منشور اخلاقي سازمان جهت‌گيري سازماني دارد و به اخلاقي‌سازي شرکت مي‌پردازد. اين گمان که منشور اخلاقي سازمان چيزي جز عهدنامة اخلاقي نيست، نوعي نگرش تحويلي‌نگري است. امروزه شرکت‌ها درگير مشاغل مختلفي هستند و مناسبات حرفه‌اي سازمان چندگانه است. بنابراين، منشور اخلاقي سازمان بسي پيچيده‌تر از عهدنامة اخلاقي است.

پيشگيري و درمان تحويلي‌نگري

فيلسوفان پديدارشناسي که در تشخيص عارضة تحويلي‌نگري پيشگام بودند، رهيافت پديدارشناختي را روش درمان تحويلي‌نگري مي‌دانستند؛ اما پس از پنجاه سال کارآيي، شيوه‌هاي آنها مورد ترديد و نقد قرار گرفت؛ به ويژه در حوزة اخلاق حرفه‌اي پديدارشناسي نتوانست الگوهاي پژوهشي قابل اجرا به ميان آورد. از دهة شصتِ سدة بيستم، الگوهاي حل مسئله ميان‌رشته‌اي به منزلة رهيافت مؤثر در پيشگيري و درمان تحويلي‌نگري معرفي شد. متأسفانه عده‌اي تلقي تحويلي‌نگر از رهيافت ميان‌رشته‌اي اخذ کرده‌اند و آن را به مطالعة چندرشته‌اي کاهش داده‌اند. مطالعه چندرشته‌اي بدون الگوهاي حل مسئله، عقيم است.

امروزه تلفيق منسجم رهاو‌رد رشته‌ها و چالش روشمند رهيافت‌ها، دو الگوي اثربخش در حل مسائل چندتباري شناخته مي‌شوند. مسائل اخلاقي در حرفه، ماهيت چندتباري دارند و بدون اخذ الگوهاي ميان‌رشته‌اي قابل تحليل نيستند. تلقي تحويلي‌نگر بر چندتباري بودن مسائل اخلاقي پرده مي‌افکند و حصرگرايي روش‌شناختي را در فهم و تحليل مسائل اخلاقي در حرفه رواج مي‌دهد و اين امر، خود تحويلي‌نگري را تشديد مي‌كند و بر آن دامن مي‌زند و اين‌چنين حلقة معيوب رشد مي‌کند. ]1[

براي پيشگيري تحويلي‌نگري در ترسيم مسئوليت‌هاي اخلاقي بنگاه‌هاي کسب‌وکار، تدوين سند جامع اخلاقي شرکت را توصيه مي‌کنيم. اين سند متضمن اصول اخلاقي، منشور اخلاقي سازمان و عهدنامه اخلاقي کارکنان و مديران است و در اخلاق‌پژوهي الگوهاي ميان‌رشته‌اي، تحويلي‌نگري را پيشگيري و درمان مي‌کنند.

براي درمان اين معضل، بايد اخلاق حرفه‌اي را بسيار گسترده‌تر از قوانين و مقررات و مسئوليت‌هاي حرفه‌اي و هنجارهاي جاري مشاغل، مسئوليت‌هاي اخلاقي منابع انساني، اصول اخلاقي و عهدنامه‌هاي اخلاقي حرفه‌ها در نظر بگيريم. تدوين سند جامع اخلاقي شرکت‌ها که به روش پويا به صورت دو الگوي تلفيق منسجم رشته‌ها و چالش روشمند رهيافت‌هاست، راه‌حل مناسبي براي اين معضل به نظر مي‌رسد.

 

تهیه کننده: اقای اکبرفام - دانشجوی کلاس اخلاق حرفه ای

 

اصول اخلاق حرفه ای در روانشناسی

 

اصول اخلاق حرفه ای در روانشناسی

 

 

اصول اخلاقی روانشناسان (انجمن روانشناسی آمریکا 2010)

هدف هدایت و الهام بخشیدن به روانشناسان نسبت به بالاترین آرمان اخلاقی این حرفه است.

اصل اول: نیکوکاری و بخشش 

اصل دوم: وفاداری و مسئولیت

اصل سوم: امانتداری و یکپارچگی

اصل چهارم: عدالت و انصاف

اصل پنجم: احترام به حقوق و کرامت افراد

 

اصل اول: نیکوکاری و بخشش

روانشناسان سعی دارند که به نفع شخصی که با او کار می کنند از او مراقبت کنند تا هیچ گونه آسیبی به او نرسد. در اقدامات حرفه ای، روانشناسان خود را در برابر رفاه و حقوق افرادی که با آنها در تعامل حرفه ای اند و افرادی که تاثیر پذیر این تعامل اند، موظف می دانند و حتی موضوع رفاه حیوانات پژوهشی نیز مطرح است. وقتی بین تعهدات یا نگرانی های روانشناسان تعارضی پیش می آید، آنها می کوشند تا این تعارضات به شیوه ای مسئولانه حل شود و از آسیب جلوگیری و یا به حداقل ممکن برسد. از آنجائیکه قضاوت ها و اقدامات حرفه ای و علمی روانشناسان ممکن است بر زندگی افراد تاثیر بگذارد، آنها برای محافظت افراد در برابر عوامل شخصی، مالی، اجتماعی، سازمانی و یا سیاسی هشدار می دهند که ممکن است به سوءاستفاده منجر شود. روانشناسان سعی می کنند تا از اثر سلامت جسمی و روحی خودشان بر توانائیشان آگاه باشند که این به افرادی که با آنها کار می کنند کمک می کند.

اصل دوم: وفاداری و مسئولیت

روانشناسان با کسانی که کار می کنند رابطه اطمینان بخش برقرار می کنند. آنها از مسئولیت حرفه ای و علمی خود در برابر جامعه و جوامع خاص که در آن کار می کنند آگاه اند. روانشناسان استانداردهای حرفه ای طرزعمل، روشن سازی نقش ها و وظائف حرفه ای شان، پذیرش مناسب مسئولیت برای رفتارشان، و بررسی مدیرانه تعارضات که می تواند منجر به بهره کشی یا آسیب شود را مورد تایید قرار می دهند. روانشناسان مشاوره می دهند، ارجاع می دهند و یا با دیگر متخصصان و موسسات در حد نیاز همکاری می کنند تا مطلوبترین خدمات را به افرادی که با آنها کار می کنند بدهند. آنها در مورد اجابت اخلاقی طرزعمل حرفه ای و علمی همکارانشان دلواپس اند. روانشناسان سعی می کنند تا بخشی از زمان حرفه ای شان را برای اندک یا هیچ دستمزد یا سود شخصی تخصیص دهند.

اصل سوم: امانتداری و یکپارچگی

روانشناسان در پی تلاش برای درستی، وفاداری و صداقت در علم، آموزش و عمل روانشناسی هستند. در این فعالیت ها روانشناسان، دزد، کلاهبردار، متقلب، حیله گر و یا کسانی که اطلاعات را خلاف واقع ارائه کنند، نیستند. روانشناسان سعی دارند تا بر سر پیمان شان باشند و از تعهدات غیرعقلانی و نامشخص دوری می کنند. در شرایطی که فریب ممکن است از نظر اخلاقی برای حداکثر سود و حداقل آسیب توجیه پذیر باشد، روانشناسان تعهد جدی در برابر آن نیاز دارند زیرا بایستی عواقب احتمالی و مسئولیت شان نسبت به اصلاح هرگونه بی اعتمادی و یا اثرات آسیب زننده ناشی از چنین تکنیک هایی را در نظر بگیرند.

اصل چهارم: عدالت و انصاف

روانشناسان می دانند که بی طرفی و عدالت حق همه افراد است تا از کمک های روانشناسی و کیفیت فرایندها، رویه ها و خدمات روانشناسان بطور برابر دسترسی پیدا کرده و بهره برداری کنند. روانشناسان بطور منطقی قضاوت می کنند و اقدامات اطمینان بخشی انجام می دهند تا از سوگیری های بالقوه، مرزهای شایستگی، و محدودیت های تخصصی شان مطمئن شوند که منجر به چشم پوشی از اعمال ناعادلانه نشود.

اصل پنجم: احترام به حقوق و کرامت افراد

روانشناسان به منزلت و ارزش همه افراد احترام می گذارند و حریم خصوصی، محرمانه بودن، و حق تعیین سرنوشت افراد را رعایت می کنند. روانشناسان آگاه اند که تدابیر حفاظتی خاصی ممکن است برای حفاظت از حقوق و رفاه افراد یا جوامعی که آسیب ها تصمیمات مستقل را مختل کرده لازم باشد. روانشناسان آگاه اند و به تفاوت های فرهنگی، فردی، و نقشی احترام می گذارند، از جمله کسانی که براساس سن، جنسیت، هویت جنسی، نژاد، قومیت، فرهنگ، ملیت، مذهب، گرایش جنسی، ناتوانی، زبان، و وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی متفاوتند و اینگونه عوامل را در کار با این گروه ها در نظر می گیرند. روانشناسان سعی دارند تا کارشان را از سوگیری بر این عوامل مبرا سازند و آگاهانه در آن شرکت نجویند یا از فعالیت های سوگیرانه دیگر براساس تعصبات چشم پوشی نکنند. ]4[ ، ]5[

 

ویژگی های شخصیتی و رعایت اخلاق حرفه ای در روانشناسان

ﺷﺨﺼﻴﺖ، اﻏﻠﺐ اوﻗﺎت ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻧﻴﺮوي ﺳﺎزﻣﺎن دﻫﻨﺪه رﻓﺘﺎر آدﻣﻲ در ﻧﻈﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد و از اﻳـﻦ رو ﻫﻤﻮاره ﺟﺎﻳﮕﺎه ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ اي درروان ﺷﻨﺎﺳﻲ داﺷﺘﻪ اﺳﺖ. واﻗﻌﻴﺖ آن اﺳﺖ ﻛﻪ، ﺗﻤﺎم ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﻲ را ﻛﻪتاﻛﻨﻮن ﺑﺪﺳﺖ آورده اﻳﻢ ﻳﺎ اﻧﺘﻈﺎر دارﻳﻢ در آﻳﻨﺪه ﺑﺪﺳﺖ آورﻳﻢ و ﺣﺘﻲ ﺣﺎﻟﺖ ﺳﻼﻣﺖ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻣﺎ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﺷﺨﺼﻴﺖ ﻣﺎ و ﺷﺨﺼﻴﺖ اﻓﺮادي ﻗﺮار ﮔﻴﺮد ﻛﻪ ﺑﺎ آﻧﻬﺎ ﺗﻌﺎﻣﻞ داریم. ]6[

ﺗﺮدﻳﺪي ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ روان ﺷﻨﺎﺳﺎن و ﻣﺸﺎوران در ارﺗﺒﺎط ﺧﻮد ﺑـﺎ ﻣﺮاﺟﻌﺎن ، از ﺗﺎﺛﻴﺮ ﺑﺎورﻫﺎ، ارزﺷﻬﺎ و آرﻣﺎﻧﻬﺎ وﮔﺎه راز و رﻣﺰﻫﺎي دروﻧﻲ ﺧﻮد رﻫﺎ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ دﻟﻴﻞ، ﮔﺎه ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮد ﻛﻪ ﻳﻚ ﻣﺸﺎور و روان درﻣﺎﻧﮕﺮ ﻋﻼوه ﺑﺮ ﻃﻲ آﻣﻮزﺷﻬﺎي دﻗﻴﻖ و ﻃﻮﻻﻧﻲ، ﺧﻮد ﺑﺎﻳﺪ داراي وﻳﮋﮔﻴﻬﺎي ﺷﺨﺼﻴﺘﻲ ﺧﺎص ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﺪ روان درﻣﺎﻧﮕﺮ ﻣﻮﻓﻘﻲ ﺷﻮد. ﻣﺸﺎوره و روان درﻣﺎﻧﻲ، ﺷﺎﻣﻞ رواﺑﻂ ﻋﺎﻃﻔﻲ و ﻓﻜﺮي ﻧﺰدﻳﻚ ﻣﻴﺎن دو اﻧﺴﺎن اﺳﺖ و دراﻳﻦ راﺑﻄﻪ، ﺧﺼﻮﺻـﻴﺎت ﺷﺨﺼـﻴﺘ ﻲ ﻣﺸـﺎور ﺗـﺎﺛﻴﺮ ﺑﺴـﺰاﻳﻲ در ﻣﺮاﺟـﻊ دارد. ﻳﻚ روان درﻣﺎﻧﮕﺮ ﺧﻮب ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﺧﻠﻮص ﻧﻴﺖ، ﺑﻪ ﻣﺴﺎﻳﻞ درﻣـﺎﻧﺠﻮ ﻋﻼﻗﻤﻨـﺪ ﺑﺎﺷـﺪ وﻟـﻲ در ﻋـﻴﻦ ﺣﺎل از ﻣﺪاﺧﻠﻪ ﻋﻮاﻃﻒ ﺧﻮد در ﻛﺎر روان درﻣﺎﻧﻲ، ﺟﻠﻮﮔﻴﺮي ﻧﻤﺎﻳﺪ. ﻳـﻚ روان درﻣـﺎﻧﮕﺮ ، در ﻣﺮﺣﻠـﻪ ﻧﺨﺴﺖ، ﺑﺎﻳﺪ ﻛﻮﺷﺶ ﻛﻨﺪ ﺗﺎ اﺣﺴﺎﺳﺎت، اﻓﻜﺎر، ﺗﻤﺎﻳﻼت و اﻧﮕﻴﺰه ﻫﺎي ﺧﻮد را ﺑﺸﻨﺎﺳﺪ واز اﻳـﻦ ﻃﺮﻳـﻖ ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﻗﺎدر ﺑﻪ ﺷﻨﺎﺧﺖ و ﻓﻬﻢ روﺣﻴﺎت ﻣﺮاﺟﻌﺎن ﺷﻮد. اﻓﺮادي ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ارﺿﺎي ﻧﻴﺎزﻫﺎي ﻧﺎﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺧﻮد داوﻃﻠﺐ ﻛﻤﻚ ﺑﻪ دﻳﮕﺮان ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ و اﻓﺮادي ﻛﻪ ﻣﻴﻞ ﺑﻪ رﻫﺒﺮي و ارﺷﺎد و ﻫﺪاﻳﺖ و ﻧﺼﻴﺤﺖ ﺑﻪ دﻳﮕﺮان در آﻧﻬﺎ ﺷﺪﻳﺪ اﺳﺖ، ﻧﻤﻲ ﺗﻮاﻧﻨﺪ روان درﻣﺎﻧﮕﺮان ﺧﻮﺑﻲ ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﺑﺎﻳﺪ از اﻗﺪام آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻣﺸﺎوره ﻳﺎ روان درﻣﺎﻧﮕﺮي ﺟﻠﻮﮔﻴﺮي ﻧﻤﻮد. ]6[

از ﺳﻮي دﻳﮕﺮ، ﻫﻴﭻ ﻧﻬﺎد ﻳﺎ ﺣﺮﻓﻪاي ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻗﺎدر ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺎرغ از اﺧﻼق ﻛﻪ ﻣﺮزﻫﺎي ﺳﻠﻮك و رﻓﺘﺎر ﺑﻬﻨﺠﺎر را ﻣﻌﻴﻦ ﻣﻲﻛﻨﺪ، ﺑﻪ ﺣﻴﺎت ﻣﺸﺮوع ﺧﻮد اداﻣﻪ دﻫﺪ. اﺧﻼق ﻫﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﻣﻌﻴﺎر ﺑﺎﻳﺪﻫﺎ و ﻧﺒﺎﻳﺪﻫﺎي آن را ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲﻛﻨﺪ و اﻧﺴﺎن اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ را در ﻣﺴﻴﺮ زﻧﺪﮔﻲ آﻳﻨﺪه ﺧﻮد ﺑـﻪ ﺳﻤﺖ ﻛﻤﺎل، ﻓﻀﻴﻠﺖ و ﺳﻌﺎدت ﻫﺪاﻳﺖ ﻣﻲﻛﻨﺪ. اﺧﻼق، ﻫﻢ ﺧﺎﺳﺘﮕﺎه دﻳﻨﻲ دارد و ﻫﻢ ﻣﺘﺎﺛﺮ از ﻋﺮف، ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﺗﺎرﻳﺦ و ﺳـﺎﻳﺮ ﭘﺪﻳﺪهﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ اﺳﺖ. در واﻗﻊ، ﺑﻴﻦ اﻳﻦ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ و ﭘﺪﻳﺪه ﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و اﺧﻼق ، ﺗﻌﺎﻣـﻞ دایمی وﺟﻮد دارد ﻛﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲ ﺷﻮد در ﻃﻮل زﻣﺎن، اﺻﻮل، ارزﺷﻬﺎ و ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎي ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺻﻴﻘﻞ ﺑﺨﻮرد و اﻟﮕﻮﻫﺎي ﻣﻮﺟﻪ و ﻣﻘﺒﻮل رﻓﺘﺎر ﻓﺮدي و ﺟﻤﻌﻲ را ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺑﺪهد. ]6[

در اواﻳﻞ دﻫﻪ 1980، ﻟﻮزﻳﺘﻮ (1980) و ون هوس (1980) اﺻﻮل اﺧﻼﻗﻲ را ﭘﺎﻳﻪ اﺻﻠﻲ اﻋﻤﺎل ﻳﻚ ﻣﺸﺎور و روان ﺷﻨﺎس ﻣﻲداﻧﺴﺘﻨﺪ. در ﺧـﻼل 15 ﺳﺎل ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت ﻣﺮﺑﻮط ﺑـﻪ اﺧﻼق ﺣﺮﻓﻪاي ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼﺣﻈﻪاي داﺷﺘﻪ و ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻣﻨﻈﻢ در اﻳﻦ زﻣﻴﻨﻪ، رو ﺑـﻪ ﮔﺴﺘﺮش ﻧﻬﺎده اﺳـﺖ. (وایس، 2007). ﺳﺎﻟﻬﺎ ﭘﻴﺶ، اﺧﻼق ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ اﺳﺘﺎﻧﺪارد و ﻣﻌﻴﺎري ﺑﺮاي ﺣﺮﻓﻪ، ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺷﺪ (لوی، 1972). اﻳﻦ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﭘﺎﻳﻪ، ﺑﺎ وﺟﻮد ﮔﺴﺘﺮدﮔﻲ و ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻲ ﻛـﻪ ﻋﻠـﻢ ﻣﺸﺎوره ﭘﻴﺪا ﻛﺮد، ﺳﺎﻟﻬﺎ دﺳﺖ ﻧﺨﻮرده ﺑﺎﻗﻲ ﻣﺎﻧﺪ. اﻛﻨﻮن ﭘﺲ از ﮔﺬﺷﺖ ﭼﻨﺪ دﻫﻪ، اﺻﻮل اﺧﻼﻗﻲ ، ﻛﻤﺎﻛﺎن از دﻏﺪﻏﻪﻫﺎی ﺑﺴﻴﺎر ﻣﻬﻢ ﻣﺸﺎوره و روان درﻣﺎﻧﻲ اﺳﺖ. ﻋﺪه ای ﻋﻘﻴﺪه دارﻧﺪ ﻛﻪ در ﻋﻠﻢ ﻣﺸﺎوره، ﻣﺸﺎوران و روان درﻣﺎﻧﮕﺮان، روزاﻧﻪ و ﮔﺎﻫﻲ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﺑﺎر در روز ﺑﺎ ﻣﺴﺎﻳﻠﻲ ﻣﻮاﺟﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ ﻛـﻪ ﻣـﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ اﻳﻦ اﺻﻮل اﺧﻼﻗﻲ و ﺣﺮﻓﻪ اي اﺳﺖ. ]6[

ﺑﺮاﺳﺎس ﺗﻌﺮﻳﻒ رﻣﻠﻲ و ﻫﺮﻟﻴﻬﺎي(2005) اﺧﻼق، ﺑﻴﺎن ﻛﻨﻨﺪه ﺑﺎورﻫﺎي ﻳﻚ ﮔﺮوه ﺣﺮﻓﻪ اي درﻣـﻮرد اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﭼﻪ ﭼﻴﺰي درﺳﺖ و ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎي ﻫﻤﺎن ﺣﺮﻓﻪ اﺳﺖ. ﻫﺮﻳﻚ از ﺣﺮﻓﻪ ﻫﺎي ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ اﻧﺴﺎن، ﺣﻮزه ﻫﺎ و اﺑﻌﺎد ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ دارد ﻛﻪ ﺑﺮﺧﻲ ﻣﺸﺘﺮك و ﺑﺮﺧﻲ دﻳﮕﺮ ﻣﺨﺘﺺ آن ﺣﺮﻓﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻋﻠﻲ رﻏﻢ اﻳﻦ ﺗﻔﺎوت ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲ رﺳﺪ، اﺻﻮل اﺳﺎﺳﻲ در ﺗﻤﺎﻣﻲ ﺣﺮﻓﻪ ﻫﺎي ﻳﺎري رﺳﺎن از ﻗﺒﻴﻞ روان درﻣﺎﻧﻲ، ﻣﺸﺎوره، رواﻧﭙﺰﺷﻜﻲ، ﻣﺪدﻛﺎري و ﻣﺸﺎوره ي ﻣﺬﻫﺒﻲ، ﻳﻜﺴﺎن اﺳﺖ. ]6[

ﺿﻮاﺑﻂ اﺧﻼﻗﻲ ﻣﺸﺎوره و روان درﻣﺎﻧﻲ ، داﻣﻨﻪ وﺳﻴﻌﻲ دارد. ﻣﻌﻤﻮﻻ اﻳﻦ ﺿﻮاﺑﻂ ﺣﺪاﻗﻞ اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎي رﻓﺘﺎر درﻣﺎﻧﮕﺮ را ﻣﺸﺨﺺ ﻣﻲﻛﻨﺪ و از رﻓﺘﺎرﻫﺎي ﻣﻤﻨﻮع ﺟﻠﻮﮔﻴﺮي ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﺑﻴﻦ ﭘﻴﺮوي ﺻﺮف از ﺿﻮاﺑﻂ اﺧﻼﻗﻲ و داﺷﺘﻦ ﺗﻌﻬﺪ ﻋﻤﻠﻲ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺿﻮاﺑﻂ اﺧﻼﻗﻲ ﺳﻄﺢ ﺑﺎﻻ ﻧﻴﺰ، ﺗﻔﺎوت زﻳﺎدي وﺟﻮد دارد. ﺗﻌﻬﺪات اﺧﻼﻗﻲ، ﻣﺴﺘﻠﺰم ﻋﻤﻠﻜﺮد اﺧﻼﻗﻲ اﺳﺖ و ارﺗﻘﺎ ﻣﻌﻴﺎرﻫﺎي اﺧﻼﻗﻲ، ﻣﺴﺘﻠﺰم دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎي ﻣﻄﻠﻮب رﻓﺘﺎري اﺳﺖ. درﻣﺎﻧﮕﺮاﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺿﻮاﺑﻂ اﺧﻼﻗﻲ ﺳﻄﺢ ﺑﺎﻻ ﻣﺘﻌﻬﺪﻧﺪ در ﺻﺪد اﻧﺠﺎم ﻫﺮ ﻧﻮع ﺧﺪﻣﺖ ﺣﺮﻓﻪاي ﺑـﺮ ﻣﻲ آﻳﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺮاي ﻣﺮاﺟﻌﺎﻧﺸﺎن ﻣﻔﻴﺪ ﺑﺎﺷﺪ. ]6[

ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ وﻇﻴﻔﻪ ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن ﺑﻬﺪاﺷﺖ رواﻧﻲ، ﺑﺎﻻ ﺑﺮدن ﺳﻄﺢ ﺳﻼﻣﺖ ﻣﺮاﺟﻌﺎن اﺳﺖ. ﻧﻈﺎم ﻧﺎﻣﻪﻫﺎي اﺧﻼﻗﻲ، ﺟﻬﺖ اﻧﺴﺠﺎم اﻳﻦ روﻧﺪ و ﺣﻤﺎﻳﺖ از ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن ﺑﻪ وﺟﻮد آﻣﺪه اﺳﺖ. اﻳﻦ ﻗﻮاﻧﻴﻦ ﺑـﻪ ﻋﻨﻮان راﻫﻨﻤﺎ و راﻫﮕﺸﺎي ﭼﺎﻟﺶ ﻫﺎي اﺧﻼﻗﻲ و ﺣﺮﻓﻪ اي ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻣﺸﺎوران و درﻣﺎﻧﮕﺮان در ﺻﻮرت ﺑﺮﺧﻮرد ﺑﺎ دو راﻫﻲﻫﺎي اﺧﻼﻗﻲ ، ﺑﺮاي درﻳﺎﻓﺖ راﻫﻨﻤﺎﻳﻲ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﻈﺎم ﻧﺎﻣﻪﻫﺎ ﻣﺮاﺟﻌﻪ کنند. ]6[

اﮔﺮ ﻧﻈﺎم ﻧﺎﻣﻪ اﺧﻼﻗﻲ، ﺑﺮاي ﺣﻞ ﻣﺴﺎﻟﻪاي ﺑﻪ اﻧﺪازه ﻛﺎﻓﻲ ﺟﺎﻣﻊ و ﻣﺎﻧﻊ ﻧﺒﺎﺷﺪ، ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮاي ﺣﻞ آن ﺑﻪ ﺳﺮاغ اﺻﻮل اﺧﻼﻗﻲ رﻓﺖ. اﻳﻦ اﺻﻮل ﺑﺮاي ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮي درﺑﺎره ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت اﺧﻼﻗﻲ ﻛـﻪ ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﻳﻚ دو راﻫﻲ اﺧﻼﻗﻲ ﺧﺎص ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﻛﺎر ﻣﻲ رود. دو راﻫﻲ اﺧﻼﻗﻲ ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از، ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻲ ﻛﻪ در آن ﺑﺎﻳﺪ از ﺑﻴﻦ اﺣﻜﺎم اﺧﻼﻗﻲ ﻣﺘﻀﺎد و ﻣﺘﻨﺎﻗﺾ ﻳﻜﻲ را اﻧﺘﺨﺎب ﻛﺮد. ﻧﻈﺎم ﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎي اﺧﻼﻗﻲ ﻫﻤﻴﺸﻪ راه ﺣﻞ ﭼﻨﻴﻦ دو راﻫﻲ ﻫﺎﻳﻲ را اراﻳﻪ ﻧﻤﻲدﻫﺪ و ﻳﺎ ﻧﻤﻲ ﺗﻮاﻧﺪ اراﻳﻪ دﻫﺪ ﺑﻠﻜﻪ، اﺻﻮل اﺧﻼﻗﻲ ﭼﺎرﭼﻮﺑﻲ را ﺑﺮاي ﺣﻞ دو راﻫﻲﻫﺎ و ﺟﻬﺖ دﻫﻲ ﺑـﻪ ﺗﻔﻜﺮ اﺧﻼﻗﻲ آﻳﻨﺪه اراﻳﻪ ﻣﻲدهد. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﻣﺸﺎوران ﺑﺮاي ﻣﻮاﺟﻬﻪ ﺑﺎ دوراﻫﻲ ﻫﺎي اﺧﻼﻗﻲ و اﺗﺨﺎذ ﺗﺼﻤﻴﻤﺎت ﺳﺎزﻧﺪه، ﺑﺎﻳﺪ اﺻﻮل و اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎي اﺧﻼﻗﻲ را ﺑﺪاﻧﻨﺪ. رﻋﺎﻳﺖ اﺻﻮل و ﻣﻼﻛﻬﺎي اﺧﻼﻗﻲ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﻀﻤﻴﻦ ﻣﻲدﻫﺪ ﻛﻪ ﺧﺪﻣﺎت ﻣﺸﺎوره اي در ﭼﺎرﭼﻮب ارزﺷﻬﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و اﻧﺘﻈﺎرات اﺧﻼﻗﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﺻﻮرت ﻣﻲ ﭘﺬﻳﺮد. ]6[

ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ، ﻣﺸﺎوران و روان ﺷﻨﺎﺳﺎن را ﻣﻠﺰم ﻣﻲﻛﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻣﻴﺖ ﺷﺨﺼﻴﺖ ﻣﺮاﺟﻌﺎن اﺣﺘﺮام ﺑﮕﺬارد. ﻫﺮﭼﻨﺪ ﻣﻌﻴﺎرﻫﺎ و ﺿﻮاﺑﻂ اﺧﻼﻗﻲ در ﻃﻮل زﻣﺎن ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻣﻲﻛﻨﺪ وﻟﻲ اﺻﻮل اﺧﻼﻗﻲ ﺧﺎﺻﻲ ﺑﺮﺗﻤﺎﻣﻲ ﺿﻮاﺑﻂ اﺧﻼق ﺣﺮﻓﻪاي ﻣﺸﺎوره و روان درﻣﺎﻧﻲ ﺳﺎﻳﻪ اﻓﻜﻨﺪه اﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﺿﺮوري اﺳﺖ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﻳﻦ اﺻﻮل زﻳﺮﺑﻨﺎﻳﻲ ﺗﻮﺟﻪ ﺧﺎﺻﻲ ﺻﻮرت ﭘﺬﻳﺮد. ]6[

روان ﺷﻨﺎﺳﺎن و ﻣﺸﺎوران، ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺣﻖ اﻧﺘﺨﺎب ﻣﺮاﺟﻊ اﺣﺘﺮام ﺑﮕﺬارﻧﺪ و ﻧﺒﺎﻳﺪ از ﻃﺮﻳﻖ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮي ﺑﺮاي ﻣﺮاﺟﻊ وارد زﻧﺪﮔﻲ او ﺷﻮﻧﺪ. اﺻﻞ ﻋﺪم آﺳﻴﺐ رﺳﺎﻧﻲ ، ﺑﻨﻴﺎدي ﺗﺮﻳﻦ اﺻﻞ اﺧﻼﻗﻲ ﺑﺮاي ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن ﺧﺪﻣﺎت ﻳﺎري رﺳﺎن اﺳﺖ. ﻃﺒﻖ اﻳﻦ اﺻﻞ، اﻧﺠﺎم ﻧﺪادن ﻛﺎر، ﺑﺮ اﻧﺠﺎم ﻛﺎري ﻛﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ آﺳﻴﺐ ﻣﻲﺷﻮد، ارﺟﺢ اﺳﺖ. ﭼﻮن ﻣﺸﺎوران ﺧﻮد را در ﻗﺒﺎل ﻣﺮاﺟﻌﺎن ﻣﺘﺨﺼﺺ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ، وﻇﻴﻔﻪ دارﻧﺪ ﺑﻪ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ در ﻃﻠﺐ ﺧﺪﻣﺖ آﻧﻬﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻤﻚ واﻗﻌﻲ ﺑﺮﺳﺎﻧﻨﺪ و ﺑﺎ ﺑﻪ ﻛﺎرﮔﻴﺮي ﻓﻨﻮن و ﺗﻜﻨﻴﻜﻬﺎي ﻣﻨﺎﺳﺐ، ﺷﺎﻧﺲ ﺑﻬﺒﻮد ﻣﺮاﺟﻊ را اﻓﺰاﻳﺶ دﻫﻨﺪ ﺑﺎ ﻋﺪاﻟﺖ رﻓﺘﺎر ﻛﻨﻨﺪ، ﺻﺎدق ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﻋﻼﻳﻖ ﻣﺮاﺟﻊ را ﺑـﺮ ﻋﻼﻳﻖ ﺧﻮد ارﺟﺢ داﻧﺴﺘﻪ و ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺮاﺟﻊ وﻇﻴﻔﻪ ﺷﻨﺎس ﺑﺎﺷﻨﺪ. ]6[

 

تهیه کننده: اقای اکبرفام - دانشجوی کلاس اخلاق حرفه ای

اخلاق حرفه ای در حسابداری

 

اخلاق حرفه ای در حسابداری

 

مقدمه‌

توسعه و تنوع فعالیتهای اقتصادی در کشور و کوشش در جهت خصوصی‌سازی شرکتهای دولتی و عملیات تصدی دولت به افزایش شمار و گسترش دامنه فعالیتهای شرکتهای سهامی عام و بسط فزاینده بازار سرمایه در طول دهه گذشته انجامید؛ و نیاز به اعمال نظارت مالی بر واحدهای تولیدی، بازرگانی و خدماتی را در جهت حفظ منافع عمومی، حفظ حقوق و منافع صاحبان سرمایه و دیگر اشخاص ذیحق و ذینفع تشدید کرد. رفع این نیاز مستلزم فراهم‌سازی اطلا‌عات مالی قابل اعتماد، مربوط و قابل مقایسه توسط شرکتها و موسسات مختلف و تهیه و ارائه آن مستلزم استفاده از خدمات حسابداران حرفه‌ای در واحدها و همچنین استفاده از حسابداران حرفه‌ای مستقل در بررسی اطلا‌عات و حسابرسی صورتهای مالی است.

با تصویب قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران در سال 1372 و تصویب آئین‌نامه‌های مربوط و اساسنامه جامعه حسابداران رسمی در سالهای 1374 تا 1379، جامعه حسابداران رسمی ایران در سال 1380 با عضویت شماری از حسابداران با سابقه تشکیل شد. به‌دنبال آن، موسسات حسابرسی جدیدی تشکیل شد و تعدادی حسابدار رسمی جدید در سالهای 1381 و 1382 انتخاب شدند. در سال 1382 حسابرسان و موسسات حسابرسی معتمد بورس اوراق بهادار نیز انتخاب شدند و به این ترتیب، حسابداری حرفه‌ای در ایران دوران تازه‌ای از  فعالیت، رشد و توسعه را آغاز کرد.

نقش، وظیفه و مسئولیت حسابداران حرفه‌ای در قبال جامعه، صاحبان سرمایه و دیگر اشخاص ذیحق و ذینفع ایجاب می‌کند که آنان اصول عمومی اخلا‌ق حسنه را در همه جنبه‌ها رعایت و به آئین‌رفتار حرفه‌ای مدّون و منسجمی پای‌بند باشند تا پذیرش، اعتبار و احترام اجتماعی  را که لا‌زمه فعالیت در هر حرفه تخصصی است، بدست آورند.

در این مقاله، ابتدا چند نکته درباره اخلا‌ق و آئین رفتار بطور اعم گفته می‌شود؛ بعد، توضیح مختصری راجع به اخلا‌ق و آئین رفتار حرفه‌ای داده خواهد شد؛ پس از آن، اصول بنیادی آئین رفتار حرفه‌ای حسابداران بیان می‌شود؛ و در ادامه، چند مطلب که به نظر می‌رسد طرح آن در شرایط کنونی مناسبت بیشتری دارد عنوان خواهد شد.

 

چکیده

  حرفه حسابداری و حسابرسی با یکی از حساس‌ترین موضوعات مرتبط با اشخاص جامعه یعنی مال و دارایی افراد در ارتباط است. حسابداران مانند پزشکان هستند که اعتماد شخص مقابل نقش اصلی را در شغل و حرفه آنان دارد. بی‌اعتمادی صاحبکار آفت سیستم‌های حسابداری و حرفه است. می‌دانیم که وجود حرفه‌ای بنام حسابداری و حسابرسی پیامد وجود فعالیت‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری است و بدون آن شکل نخواهد گرفت. صاحبان کار محرکان چرخه اقتصادی محسوب می‌شوند؛ بنابراین کسب اعتماد آنان در استفاده از حرفه حسابرسی و حسابداری، وظیفه همه حسابداران و شاغلان در این حرفه است تا آینده حرفه حسابداری تضمین شود. بنابر این آینده حرفه منوط به داشتن ارزش‌های درستکاری، صداقت و تخصص است. در شرایطی که حرفه حسابداری هنوز نتوانسته است جایگاهی در جامعه ایران و به ویژه در نزد دولتمردان به دست آورد افزایش بی‌اعتمادی به حسابداران به هر دلیل و علت نقش مخربی در توسعه پایدار حرفه خواهد داشت.

 

تعریف اخلا‌ق‌

علا‌مه علی‌اکبر دهخدا در لغتنامه، اخلا‌ق را جمع «خلق و خویها» و علم اخلا‌ق را «دانش بد و نیک‌خویی‌ها» ‌تعریف کرده است و آن را یکی از «سه بخش فلسفه یا حکمت عملیه»  می‌داند که عبارت است از  «تدبیر انسان نفس خود را یا یک تن خاص را». دکتر حسن انوری در فرهنگ بزرگ سخن، اخلا‌ق را «مجموعه عادت‌ها و رفتارهای فرهنگی پذیرفته میان مردم یک جامعه» تعریف کرده و در ادامه به «رفتار شایسته  و پسندیده» عطف می‌دهد. دائره‌المعارف مصاحب علم اخلا‌ق را «بررسی و تعیین ارزش اعمال انسانی برحسب اصول اخلا‌قی »تعریف کرده است و اضافه می‌کند که درباره وجدان انسان و مسئولیت او از لحاظ اعمالش، نظریه‌های مختلفی در طی تاریخ ابراز شده و اصحاب فلسفه‌های مختلف، عوامل گوناگونی چون دین، فطرت و تجربه را اساس اخلا‌ق دانسته‌اند.

در دائره‌المعارف بریتانیکا گفته شده است اصطلا‌ح اخلا‌ق(Ethics)  در مورد تئوریها و سیستمهای ارزشهای اخلا‌قی نیز کاربرد دارد. در این دائره‌المعارف، اخلا‌ق به سه شاخه یا رشته تقسیم شده: اخلا‌ق نظری، اخلا‌ق هنجاری و اخلا‌ق کاربردی. اخلا‌ق نظری یا فرااخلا‌ق  به موضوعات مرتبط با ماهیت مفاهیم و قضاوتهای اخلا‌قی می‌پردازد. اخلا‌ق هنجاری یا دستوری  ضوابط و معیارهایی  برای چگونه زندگی کردن فراهم می‌آورد و در آن، خوب و بد، درست و نادرست و نظایر آن تعریف و چگونگی انتخاب بین آنها و راه درست عمل کردن را براساس قواعد معین بیان می‌کند. اخلا‌ق ‌کاربردی  در واقع ادامه اخلا‌ق هنجاری است که در آن کاربرد تئوریهای اخلا‌ق هنجاری در اخلا‌قیاتی نظیر حقوق بشر، برابری نژادی و جنسیتی، عدالت و مسائل مشابه مورد بحث واقع می‌شود.

 

اخلاق حسابداری یا اخلاق حرفه ای در حسابداری در درجه اول یک زمینه ای از اخلاق کاربردی، مطالعه ارزش های اخلاقی و قضاوت می باشد که در حسابداری و حسابرسی اعمال می شود. این یک نمونه از اخلاق حرفه ای است. اخلاق حسابداری برای اولین بار توسط لوکا پاچیولی(Luca Pacioli ) معرفی شد، و بعد از آن توسط گروه های دولتی، سازمان های حرفه ای و شرکت های مستقل گسترش یافته است. اخلاق در دوره های حسابداری در موسسات آموزش عالی و همچنین توسط شرکت های حسابداری آموزش و حسابرسان تدریس می شود.
با توجه به طیف وسیعی از خدمات حسابداری و فروپاشی و ورشکستگی اخیر شرکت های بزرگ، توجه به استانداردهای اخلاقی در حرفه حسابداری پذیرفته شده است. این فروپاشی و ورشکستگی در نتیجه بی توجهی گسترده به شهرت حرفه حسابداری بوده است. برای مبارزه با انتقاد و جلوگیری از کلاهبرداری در حسابرسی ها، سازمان های حسابداری مختلف و دولت ها مقررات و راه حل هایی را برای بهبود اخلاق در حرفه حسابداری وضع کرده اند.

اهمیت اخلاق در حسابداری


ماهیت کار انجام شده توسط حسابداران و حسابرسان نیاز به سطح بالایی از اخلاق دارد. سهامداران، سهامداران بالقوه، و دیگر کاربران از اطلاعات صورتهای مالی  برای تصمیم گیری آگاهانه در مورد سرمایه گذاری استفاده کنند. شناخت اخلاق می تواند حسابداران و حسابرسان را برای غلبه بر معضلات اخلاقی کمک کند، همچنین به آنها برای انتخاب صحیح کمک می کند، اگر چه ممکن است به نفع  شرکت نباشد، اما برای سرمایه گذاران و ذینفعانی که از این اطلاعات استفاده می کنند، مفید است.
اکثر کشورها قانون متفاوتی در اجرای قوانین حسابداری دارند. در آلمان، قانون حسابداری که توسط "قانون مالیات" اداره کشور خود، در سوئد، توسط "قانون حسابداری" و در انگلستان، توسط "قانون شرکت" می باشد. علاوه بر این، بعضی کشورها سازمانی برای تنظیم قوانین حسابداری دارند. به عنوان مثال، در سوئد (Bokföringsnämden (BFN ، اسپانیا موسسه  ICAC، و ایالات متحده هیئت استانداردهای حسابداری مالی (FASB)

تاریخچه اخلاق حسابداری
لوکا پاچیولی، "پدر حسابداری"،در اولین کتاب خود به نام Summa de arithmetica, geometria, proportioni proportionalita که در سال 1494 منتشر شد از اخلاق حسابداری نوشته است. استانداردهای اخلاقی از آن زمان تا کنون از طریق گروه های دولتی، سازمان های حرفه ای و شرکت های مستقل توسعه یافته است. نتیجه کار این گروه های مختلف حسابداری منجر به ایجاد کدهایی در زمینه اخلاق شده است. حسابداران باید این منشور اخلاقی که توسط تشکل حرفه ای که در آن عضو هستند رعایت کنند.

آموزش اخلاق درحسابداری

دانشگاه ها در دهه 1980 شروع به تدریس اخلاق کسب و کار نمودند. دروس مربوط به این موضوع به طور چشم گیری در چند دهه اخیر رشد نموده اند. تدریس اخلاق به حسابداران می تواند شامل نقش بازی کردن، سخنرانی ها، مطالعات موردی، سخنرانی های مهمان، و همچنین دیگر رسانه ها باشد. مطالعات اخیر نشان می دهند که تمامی کتاب های درسی حسابداری به طریقی به اخلاق دسترسی دارند. در سال 1993، اولین مرکز ایالات متحده که بر مطالعه اخلاق در حرفه حسابداری تمرکز داشت در دانشگاه ایالتی نیویورک در بینگهامتون افتتاح شد.با آغاز در سال 1999، چندین ایالت در آمریکا قبل از برگزاری آزمون CPA نیاز به کلاس های اخلاق داشتند.

 

هفت هدف آموزش اخلاق حسابداری
ربط دادن آموزش حسابداری به مسائل اخلاقی.
به رسمیت شناختن مسائل در حسابداری که دارای مفاهیم اخلاقی هستند..
توسعه دادن حس تعهد اخلاقی یا مسئولیت پذیری.
توسعه توانایی های موردنیاز برای مقابله با درگیری های اخلاقی یا مشکلات.
یاد بگیرید با عدم قطعیت حرفه حسابداری مقابله کنید.

صحنه را برای تغییر در رفتار اخلاقی تنظیم کنید.

تقدیر کنید و درک کنید تاریخ و ترکیب تمامی جوانب اخلاق حسابداری و ارتباط آن ها را با حوزه عمومی اخلاق- استفان ای. لوئب .

 

در سال 1988، استفان ای.لوئب پیشنهاد نمود که آموزش اخلاق حسابداری باید دارای هفت هدف باشد (اقتباس از لیستی توسط دانیل کالاهان ).برای اجرای این اهداف، او اشاره نمود که اخلاق حسابداری در سرتاسر برنامه درسی حسابداری یا در یک کلاس مربوط به موضوع قابل تدریس می باشد.تدریس آن در سرتاسر برنامه درسی تمامی معلمان حسابداری را مجبور می سازد که در خصوص موضوع آگاهی داشته باشند (موضوعی که ممکن است نیاز به آموزش داشته باشد).یک درس دارای مسائلی می باشد از قبیل اینکه درس کجا در آموزش دانش آموز جای دارد (به عنوان مثال، قبل از کلاس های حسابداری مقدماتی یا نزدیک به زمان اخذ دیپلم دانش آموز)،آیا منابع کافی جهت پوشش دادن به کلاس ترم وجود دارد ، و آیا اکثر دانشگاه ها برای برنامه درسی چهار ساله برای یک کلاس مربوط به موضوع دارای اتاق هستند.
در خصوص اینکه آیا اخلاق باید در محیط دانشگاه تدریس بشود یا خیر بحث وجود دارد. حامیان اخلاق حرفه ای اشاره دارند که مسائل اخلاقی برای حرفه مهم هستند، و باید به حسابداران جهت ورود به حوزه کاری تدریس بشوند. علاوه بر این، آموزش منجر به تقویت ارزش های اخلاقی دانشجویان می شود و باعث می شود که دیگران تصمیمات غیر اخلاقی نگیرند.منتقدان استدلال می کنند که فرد یک فرد اخلاقی است یا خیر، و اینکه تدریس درس اخلاق هیچ گونه هدفی در بر ندارد.با وجود مخالفت، آموزش اخلاق حسابداری توسط دانشگاه ها و کنفرانس ها، توسط موسسات حرفه ای و شرکت های حسابداری ترغیب شده است.کمیسیون تغییر آموزش حسابداری (AECC) از دانش آموزان می خواهد تا "مسائل اخلاقی حرفه را دانسته و درک بکنند و بتوانند قضاوت های ارزشمندی داشته باشند."
فیلیپ جی.کوتل( Phillip G.Cottel) استدلال نمود که به منظور حفظ اصول اخلاقی قوی، یک حسابدار "باید دارای حس قوی از ارزش ها باشد، توانایی جهت منعکس نمودن موقعیتی داشته باشد جهت تعیین نمودن مفاهیم اخلاقی، و در قبال رفاه دیگران تعهد داشته باشد." ایریس استوارت(Iris Stuart )یک مدل اخلاقی را پیشنهاد می نماید که متشکل از چهار مرحله است: حسابدار باید متوجه بشود که معضل اخلاقی در حال رخ دادن است؛ احزابی را شناسایی نماید که به نتیجه معضل علاقه مند هستند؛ راهکارها را تعیین نماید و تاثیر آن را بر هر راهکار در حزب مورد علاقه ارزیابی نماید؛ و سپس بهترین راهکار را انتخاب نماید.

اخلا‌ق و آیین‌ رفتار حرفه‌ای‌ در حسابداری

اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای قاعدتاً در شاخه اخلا‌ق کاربردی قرار می‌گیرد و حاوی یک نظام ارزشی است که براساس آن، بد و خوب، و درست و نادرستِ رفتارِ صاحبان یک حرفه تعریف و بیان می‌شود. برای روشن شدن این تعریف باید به دو سوال پاسخ داده شود.

 سوال اول این که مراد از حرفه چیست و سوال دوم این که به چه کسانی حسابدار حرفه‌ای گفته می‌شود؟ در مورد سوال اول باید گفت که تعریف یگانه‌ای از حرفه که مورد توافق همگان باشد وجود ندارد. اما کمیته اخلا‌ق حرفه‌ای فدراسیون بین‌المللی حسابداران در آئین رفتار حسابداران حرفه‌ای، این خصایص را برای حرفه برمی‌شمارد:

  - خبرگی در مهارتی خاص و مبتنی بر اندیشه که از طریق آموزش، کارآموزی و تجربه بدست آمده باشد؛

  - پای‌بندیِ اعضا به آئین رفتار و باور آنان به نظام ارزشی مشترکی که توسط مرجع اداره کننده حرفه وضع می‌شود؛ و   پذیرش وظیفه و مسئولیت در قبال جامعه در کلیّت آن.

 در پاسخ سوال دوم، باید گفت که حسابدار حرفه‌ای، فردی است که به کار حسابداری می‌پردازد و با احراز شرایط ورود، به عضویت یک انجمن حرفه‌ای حسابداری پذیرفته شده است. حسابداران حرفه‌ای را معمولا‌ً در دو دسته طبقه‌بندی کرده‌اند:

  حسابدارانی که خدمات حرفه‌ای خود اعم از حسابرسی، مالیات و مشاوره را به عموم عرضه می‌کنند. شامل شرکای موسسات حرفه‌ای حسابداری و حسابداران شاغل در موسسات‌مزبور به این دسته از حسابداران، «حسابداران حرفه‌ای مستقل» و در ایران، «حسابدار رسمی شاغل» نیز گفته می‌شود.

  حسابداران حرفه‌ای که به عنوان شخص حقیقی در استخدام موسسات بخشهای مختلف اقتصادی و موسسات آموزشی هستند و خدمات حرفه‌ای خود را به این موسسات عرضه می‌کنند. به این دسته از حسابداران «حسابداران حرفه‌ای تحت استخدام»(Professional   Accountants in Business) و در ایران، «حسابدار رسمی غیر شاغل»   نیز گفته می‌شود.

 منافع عمومی‌ اخلاق حرفه ای در حسابداری

علا‌وه بر پای‌بندی به آئین رفتار حرفه‌ای، ویژگی شاخص یک حرفه، پذیرش وظیفه و مسئولیت در قبال جامعه است و لا‌زمه آن رعایت منافع عمومی در انجام کار است که موجب جلب اعتماد عمومی به حرفه می‌شود. از دیدگاه حرفه حسابداری، منافع عمومی عبارت است از سعادت و رفاه جمعی اشخاص و موسساتی که حسابداران حرفه‌ای به آنها خدمت می‌کنند و بطور مشخص، صاحبکاران، سرمایه‌گذاران، اعتباردهندگان، دولت، کارکنان، کارفرمایان، جوامع و نهادهای تجاری و مالی و سایر اشخاصی را دربر می‌گیرد که به درستکاری و بی‌طرفی حسابداران حرفه‌ای در انجام خدمت و فراهم کردن زمینه کارکرد منظم عملیات تجاری اتکا می‌کنند . به این ترتیب، مسئولیت حسابداران حرفه‌ای به تأمین نیازهای یک صاحبکار یا کارفرما منحصر نمی‌شود. در نتیجه، در تدوین استانداردهای حسابداری، منافع عمومی به شدت لحاظ می‌شود. رعایت منافع عمومی نیازمند رفع چهار نیاز اجتماعی زیر است:

اعتبار اطلا‌عات: جامعه نیازمند اطلا‌عات مالی و سیستمهای اطلا‌عاتی معتبر است.

معرفی افراد حرفه‌ای: صاحبکاران، کارفرمایان و سایر اشخاص ذیحق و ذینفع باید به سادگی بتوانند حسابداران حرفه‌ای را شناسایی کنند.

کیفیت خدمات: اطمینان از این که خدمات حسابداران حرفه‌ای با بالا‌ترین کیفیت ممکن انجام می‌شود.

اعتماد: استفاده‌کنندگان از خدمات حرفه‌ای باید مطمئن باشند که خدمات حسابداران حرفه‌ای در قالب آئین رفتار مدونی که ناظر بر ارائه خدمات آنان است انجام می‌شود.

نقش حسابداران حرفه‌ای در اقتصاد جوامع و لزوم رعایت منافع عمومی ایجاب می‌کند ضوابط مدونی در زمینه اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای حسابداران تدوین و به اجرا گذارده شود تا اعتماد عمومی نسبت به این حرفه جلب و حفظ شود .

 

 

 

نگاهی به سوابق تدوین آیین رفتار حسابداران حرفه‌ای در جهان‌

در کشورهایی که جوامع حرفه‌ای حسابداری سابقه‌ای طولا‌نی دارند از سالها پیش آئین رفتار مدونی توسط انجمنهای حرفه‌ای مختلف تدوین، درگذر زمان تجدیدنظر، تکمیل و به اجرا گذارده شده و اقدامات موثری در زمینه برقراری نظام رفتار حرفه‌ای واحد برای کلیه حسابداران حرفه‌ای در سطح ملی در جریان است. در سطح بین‌المللی، فدراسیون بین‌المللی حسابداران کمیته‌ای را به نام «کمیته اخلا‌ق حرفه‌ای» تشکیل داد و این کمیته در سال 1996، آئین رفتار حسابداران حرفه‌ای را تدوین کرد که به عنوان  الگو و رهنمود مورد استفاده انجمنها و جوامع حرفه‌ای عضو فدراسیون قرار بگیرد .  فدراسیون بین‌المللی الزامات منظور شده در این رهنمود را حداقل الزامات مورد نظری می‌داند که برای رسیدن به هدف مشترک یعنی اعتبار و مقبولیت جوامع حرفه‌ای حسابداری لا‌زم است و انجمنها و جوامع حرفه‌ای عضو را ملزم به رعایت این حداقل کرده است اما تدوین شرایط و الزامات گسترده‌تری را از لحاظ رعایت اصول اخلا‌ق حرفه‌ای در آئین رفتار حرفه‌ای انجمنهای ملی مجاز شمرده است. در مواردی که قوانین و مقررات یک کشور ممنوعیتهایی در اجرای برخی از احکام آئین رفتار حرفه‌ای فدراسیون بین‌المللی برقرار کرده باشد انجمنهای ملی مکلف به رعایت قانون هستند اما باید هدف نهایی از برقراری آئین رفتار را ملحوظ و سایر احکام را رعایت کنند  . علا‌وه بر متن اصلی، مطالب و احکامی تحت عنوان «کاربرد اصول اخلا‌ق حرفه‌ای در موارد مشخص» تدوین شده که چگونگی اجرای آئین رفتار گفته شده را با ذکر نمونه و در موارد خاص بیان می‌کند.

در سالهای 1998 و 2001 میلا‌دی، آئین رفتار حرفه‌ای تدوین شده مورد تجدید نظر و اصلا‌ح قرار گرفت و الزاماتی به آن افزوده شد. همچنین در ژانویه 1998 شورای فدراسیون بین‌المللی حسابداران بیانیه‌ای تحت عنوان «سیاست شورا در مورد بکارگیری و اجرای الزامات اخلا‌قی» توسط انجمنهای عضو فدراسیون صادر کرد که در آن ضمن تصریح بر الزام انجمنهای عضو به تدوین آئین رفتار حرفه‌ای تفصیلی و به اجرا گذاردن آن، رهنمودهایی در مورد چگونگی اجرای الزامات اخلا‌قی و تشکیل هیأتهای انتظامی و تنبیه انضباطی اعضای متخلف ارائه کرده است.

علا‌وه بر این، کمیته اخلا‌ق حرفه‌ای فدراسیون در ژوئیه 2003 متن پیشنهادی جدیدی را برای آئین رفتار حرفه‌ای حسابداران تهیه کرده و به نظرخواهی گذارده است. این متن، ضمن بهبود و اصلا‌ح برخی از مواد و الزامات مندرج در متن کنونی، مواد و الزامات جدیدی را در مورد آئین رفتار مقرر داشته است. متن جدید پس از بررسی و ارزیابی نظرات و پیشنهادهای صاحبنظران و انجمنهای حرفه‌ای عضو از سال 2005 میلا‌دی اجرایی خواهد شد.

 تاثیر اخلاق حرفه ای در حسابداری

مسئوليت در مقابل اشخاص ثالث مجموعه صورتهاي مالي ، موضوع حسابرسي حسابرسان است كه در هر سال براي ارائه مستقيم به سهامداران تهيه مي شود . اما اين صورت ها ، به مثابه يك كالاي عمومي در دسترس طيف هاي مختلفي از ديگر استفاده كنندگان قراردارد . در اين زمينه مسئله ي اساسي حسابرسان اين است كه آيا آنان در مقابل اشخاص ثالث ديگر كه ممكن است در اثر اتكاء به صورتهاي مالي حسابرسي شده – در صورتي كه عمليات حسابرسي با مسامحه انجام شده باشد زيان ببينند يا به عبارت ديگر در رابطه با اعمال مراقبت حرفه اي ، مسئوليت دارند يا خير ؟ طي ساليان متمادي ، دادگاه هاي كشورهاي ديگر تلاش كرده اند كه با تلقي مراقبت حرفه اي به عنوان وظيفه نانوشته غير قابل انكار ، پاسخ اين سؤال را بدهند . البته هيچگاه توافق همگاني در مورد اين مسئله وجود نداشته است . اين موضوع به ويژه براي حسابرسان و به طور كلي براي حرفه حسابداري و حسابرسي مشكلاتي را ايجاد كرده است . در حقيقت ، پاي مسئله منافع عمومي به ميان آمده است . حسابرس قانونا" ملزم به حراست از شركتها و سهامداران آن در مقابل كيفيت ضعيف گزارشگري مالي است . زمان و تلاش هاي صرف شده در رابطه با چنين نظارتي ، قبل از هر چيز ، از منظر رفاه اجتماعي قابل ملاحظه است، و منافع شخصي حسابرسان و حرفه آن ها نيز در گرو اين است كه براي توجيه منافع مالي و اجتماعي حاصل از حسابرسي ، مسئوليت خود را وسيع تر تلقي كنند . اما مسئله اين است كه آيا گشودن بابي براي مسئوليت بالقوه حسابرسان در مقابل هر شخص ثالثي كه ممكن است به صورتهاي مالي حسابرسي شده اتكاء كند ، منصفانه است يا نه . هرچند كه اين موضوع در ايران مسبوق به سابقه نيست ، اما، در اين رابطه ، دادگاه هاي كشورهاي مختلف در دهه هاي گذشته به عوامل كليدي گوناگون براي گشودن اين معما ، استناد كرده اند .
نخستين عامل ، تركيبي از عوامل است كه تحت عنوان قابل پيش بيني بودن و نزديك بودن به طور منصفانه و معقول ، مورد اشاره قرار مي گيرد و عبارت است از اين كه حسابرس بتواند در شرايطي كه بين شركت و اشخاص ثالث ، قرابتي قابل ملاحظه براي اتكاء به صورت هاي مالي وجود دارد ، مسئوليت خود را در مقابل اين اشخاص به گونه اي منصفانه و معقول تعريف كند .اين اصل عمومي و پيچيده ، طي مجموعه اي از احكام و تصميم هاي حقوقي در آمريكا مطرح شده و تكامل يافته است .
حكمي است كه براي حسابرسان بسيار پيچيده و دردسر آفرين است .به ويژه اين كه حكم مزبور ، نقش پر دردسري را براي حسابرسان درفرايند پاسخ گويي قائل است و اين واقعيت را كه صورتهاي مالي در بازارهاي متفاوت ، توسط استفاده كنندگان مختلف قابل دسترسي و تصميم گيري است ناديده مي گيرد .همچنين ، اين مورد مغايرت با توصيه هاي چارچوب مفهومي استانداردهاي حسابداري اكثر كشورها است كه تأكيد مي كنند صورته هاي مالي بايد عموما"در تصميم گيري مفيد باشندو از ميان كيفيت هاي مفيد بودن خصوصا"مربوط و اتكا پذير باشند .بنابراين ، - اگر عادلانه قضاوت كنيم منطقي است كه بگوييم حسابرسان براي مسامحه و سهل انگاري هاي بالقوه در اموري كه – انجام آنها به عهده شان نيست ، مورد سوال قرار نمي گيرند .اما ، از سوي ديگر مطلوبيت اجتماعي صورتهاي مالي و نقش هاي مختلف اقتصادي و اجتماعي اظهار نظر حسابرس د رمورد اين صورت ها را در نظر گرفت كه خود حديث مفصلي است و پرداختن به آن فرصتي ديگري را مي طلبد . به هر طريق ، تعريف وظيفه اعمال مراقبت حرفه اي حسابرسان در اين محيط گسترده اولويت خاصي دارد . زيرا هم منافع حسابرسان حفظ مي گردد و هم انتظارات جامعه بر آورده مي شود اگر حسابرسي به گونه اي مناسب و كامل انجام شود، هيچكدام از اين منافع و انتظارات از بين نخواهد رفت در اين زمينه كدسل .نياز به نوآوري و قانونگذاري و استانداردگذاري را گوشزد مي كند ، به گونه اي كه با شناخت تهيه كنندگان اطلاعات مالي ، به جاي پيشنهاد راه حلي ايده آل براي حل اين مشكل ، راه حلي عملي ارائه كنند.

 

سوابق تدوین آیین رفتار حسابداران حرفه‌ای در ایران‌

در ایران، در سوابق مربوط به کانون حسابداران رسمی، آئین رفتار حرفه‌ای مدونی در دسترس من قرار نگرفت. با این حال، در اساسنامه کانون الزاماتی درمورد رعایت اخلا‌ق و شئون حرفه‌ای، تخلف اعضا و پیامدهای انتظامی یا انضباطی وجود دارد. در اساسنامه انجمن حسابداران خبره ایران نیز لزوم رعایت اخلا‌ق حرفه‌ای آمده است. این انجمن در سال 1364 آئین‌نامه انضباطی برای اعضا خود تهیه کرد که فصل دوم آن به ضوابط و آئین رفتار حرفه‌ای اختصاص دارد. در اسفندماه سال 1377 کمیته فنی سازمان حسابرسی آئین رفتار حرفه‌ای را تدوین کرد که با تایید هیات عامل و تصویب مجمع عمومی سازمان از سال 1378 لا‌زم‌الا‌جرا گردید. این متن، کمابیش ترجمه آئین رفتار حرفه‌ای فدراسیون بین‌المللی حسابداران مصوب سال 1996 میلا‌دی است؛ با این تفاوت که در مواردی الزامات، اصطلا‌حات و نکات مقرر، بنابر شرایط و اوضاع و احوال کشور، تعدیل و بازنویسی شده است. در سال 1382 جامعه حسابداران رسمی ایران آئین رفتار حرفه‌ای خود را تدوین کرد که پس از تصویب شورای‌عالی جامعه در 28/11/1382 به تأیید وزیر امور اقتصادی و دارایی رسید و لا‌زم‌الا‌جرا گردید. این متن مبتنی بر آئین رفتار حرفه‌ای تهیه یا به عبارت درست‌تر اقتباس شده‡ سازمان حسابرسی است که بنابر شرایط و مسائل جامعه حسابداران رسمی ایران تعدیل و اصلا‌ح شده است. علا‌وه براین، آئین‌نامه انضباطی جامعه حسابداران رسمی نیز تهیه و در تیرماه 1383 به تأیید شورای‌عالی و به تصویب وزیران امور اقتصادی و دارایی ودادگستری رسیده است. هیچ‌یک از این دو متن آئین رفتار حرفه‌ای فوق‌الذکر، اصلا‌حات و تغییرات انجام شده در سالهای 1998 و 2001 میلا‌دی در متن آئین‌ رفتار حرفه‌ای فدراسیون بین‌المللی حسابداران را دربر ندارد. همچنین، هیچ‌یک از این دو متن به منبع مورد استفاده برای تهیه آن عطف ندارد که اگر خلا‌ف اخلا‌ق نباشد، نشانه بی‌توجهی است.

در مورد متن تدوین شده توسط جامعه لا‌زم به ذکر است که با توجه به این که جامعه  به عضویت در فدراسیون بین‌المللی حسابداران پذیرفته شده است می‌باید در متن خود، الزامات مربوط به آئین رفتار حرفه‌ای فدراسیون را براساس آخرین مصوبات لحاظ می‌کرد زیرا بنابر پاراگراف دوم بند 4 آئین رفتار حرفه‌ای فدراسیون، هیچ‌یک از انجمنهای عضو مجاز نیستند که مقررات سهل‌تری از ضوابط فدراسیون را در مورد رفتار حرفه‌ای وضع کنند.

علیرغم انتقاداتی که بر این دو مجموعه وارد است وجود آئین رفتار مدوّن (حتی ناقص) و بخصوص استقرار ضمانتهای اجرایی برای آن می‌تواند رعایت اخلا‌ق حرفه‌ای را در جامعه حسابداران ایران ارتقا بخشد و این دو مجموعه از این خصیصه با اهمیت برخوردار است.

 

ضوابط عمومی اخلا‌ق و آیین رفتار حسابداران حرفه‌ای‌

با توضیحات نسبتاً مفصل بالا، در اینجا مبانی نظری و ضوابط عمومی آئین رفتار حسابداران حرفه‌ای شامل موارد زیر براساس آئین رفتار فدراسیون بین‌المللی حسابداران و در مواردی با مراجعه به آئین رفتار حرفه‌ای انجمن حسابداران خبره انگلستان و ویلز و انجمن حسابداران رسمی امریکا به اجمال بیان می‌شود.

رویکرد نظری‌

  در آیین‌ رفتار حرفه‌ای، اصول بنیادی اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای حسابداران بیان و چارچوبی نظری برای رعایت این اصول در عمل فراهم می‌شود. کلیه حسابداران حرفه‌ای باید اصول مزبور را رعایت کنند مگر آنکه دسته‌ای به صراحت مستثنی شده باشند  .

  شرایط مختلف کار ممکن است احتمال نقض اصول بنیادی را پدید آورد. بیان کلیه شرایطی که می‌تواند به نقض اصول مزبور منجر شود امکان‌پذیر نیست. چارچوب نظری، حسابداران حرفه‌ای را قادر می‌سازد که به جای تبعیت از مجموعه‌ای قواعد خاص، مواردی را که ممکن است به نقض اصول بنیادی منجر شود، شناسایی و ارزیابی و از آن پرهیز کنند .

  در بررسی تأثیر بالقوه هر مورد بر نقض اصول، حسابداران حرفه‌ای باید عوامل کمّی و کیفی را تواماً در نظر بگیرند و چنانچه نتوانند شرایط ایمنی را فراهم سازند باید یا از انجام یا ادامه آن خدمت خودداری و یا بطور کلی استعفا کنند   .   

اصول بنیادی‌ اخلاق حرفه ای در حسابداری

اصول بنیادی (Fundamental Principles)  اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای در روایت‌های مختلف فدراسیون بین‌المللی و انجمنهای معتبر حسابداری با جمله‌بندیهای متفاوتی بیان شده اما مفهوم کلّی آنها مشترک است. این اصول که در مورد کلیه حسابداران حرفه‌ای مصداق دارد به قرار زیر است:

  درستکاری‌

  واقع‌بینی‌

  صلا‌حیت و مراقبت حرفه‌ای‌

  رازداری‌

  آداب حرفه‌ای‌

درستکاری:(Integrity)  حسابدار حرفه‌ای باید در روابط حرفه‌ای و معاملا‌ت خود درستکار باشد. صداقت، صراحت و انصاف، لا‌زمه درستکاری است.

واقع‌بینی:(Objectivity)  حسابدار حرفه‌ای باید در قضاوت حرفه‌ای و کسب و کار خود واقعیات را در نظر بگیرد، و اجازه ندهد که پیش‌داوری، جانبداری، تضاد منافع و یا نفوذ دیگران بر قضاوت حرفه‌ای و کار او تاثیر بگذارد .

صلا‌حیت و مراقبت حرفه‌ای( Professional Competence  and Due Care) حسابدار حرفه‌ای باید خدماتی را تقبل کند که توان ایفای آن را داشته باشد و در موارد لا‌زم بتواند از همکاری یا مشورت دیگران استفاده کند  . حسابدار حرفه‌ای باید دانش و مهارت حرفه‌ای خود را در زمینه تحولا‌ت، روشها و تکنیکهای جدید و قوانین و مقررات به سطحی ارتقا دهد که صاحبکار یا کارفرمای وی اطمینان یابد که از خدمات حرفه‌ای کارآمدی برخوردار می‌شود.

رازداری:(Confidentiality)  حسابدار حرفه‌ای باید اطلا‌عاتی را که در جریان ارائه خدمات حرفه‌ای بدست می‌آورد محرمانه تلقی کند و بدون مجوز صریح صاحبکار یا کارفرما چنین اطلا‌عاتی را افشا نکند، مگر آنکه حق یا وظیفه قانونی یا حرفه‌ای، افشای اطلا‌عات مزبور را مجاز کرده باشد.

آداب حرفه‌ای: (Professional Behavior-Courtesy)  حسابدار حرفه‌ای باید در برخورد با دیگران در حین انجام وظایفش، با ادب و احترام رفتار کند. همچنین باید قوانین و مقررات را رعایت و از انجام اعمالی بپرهیزد که می‌تواند  حرفه را بی‌اعتبارکند  .

 

عوامل موثر در نقض اصول‌ اخلاق حرفه ای

وضعیتهای گوناگون و عوامل متعدد و مختلفی به صورت بالقوه می‌تواند موجبات نقض و عدم رعایت اصول بنیادی را در عمل فراهم آورد. این عوامل را می‌توان در چند دسته زیر طبقه‌بندی کرد:

  منافع شخصی‌

  تجدیدنظر

  حمایت یا مخالفت‌

  رابطه نزدیک‌

  تهدید

منافع شخصی:(Self-Interest)  منافع مالی یا دیگر منافع حسابدار حرفه‌ای یا خویشاوندان نزدیک وی می‌تواند به ایجاد خطر نقض اصول درستکاری و واقع‌بینی منتج شود. این خطر ممکن است از منافع مستقیم یا غیرمستقیم نشأت بگیرد

 

تجدید نظر:(Self-Review)  در مواردی که نتایج کار یا قضاوت حسابدار حرفه‌ای در معرض چالش قرار می‌گیرد و وی ناگزیر به ارزیابی مجدد و تجدید نظر در آن می‌شود خطر نقض اصل واقع‌بینی پدید می‌آید

 

حمایت یا مخالفت:(Advocacy)  در مواردی که حسابدار حرفه‌ای در مسأله یا دعوایی به طرفداری یا مخالفت با صاحبکار یا کارفرمایش موضع‌گیری می‌کند ممکن است اصل واقع‌بینی را نقض نماید

 

قرابت:(Familiarity)  در مواقعی که حسابدار حرفه‌ای به دلیل رابطه نزدیک، آگاهی از مسائل و یا دانستن ویژگی‌های صاحبکار یا کارفرمایش به وی اعتماد کامل پیدا می‌کند خطر نقض اصول بنیادی توسط وی پدید می‌آید .

 

تهدید:(Intimidation)  حسابدار حرفه‌ای ممکن است به دلیل تهدید یا ترس از صاحبکار، کارفرما، شخص یا مرجعی مقتدر و یا فشارهای دیگر اصول بنیادی را نقض کند

 

تدابیر بازدارنده (ایمن‌ساز)

اهم تدابیری که طبق قوانین و مقررات کشور و ضوابط مقرر توسط مراجع حرفه‌ای می‌تواند از نقض اصول بنیادی توسط حسابداران حرفه‌ای جلوگیری کند به قرار زیر است:

  وجود شرایط لا‌زم برای ورود به حرفه، شامل تحصیلا‌ت، کارآموزی و تجربه؛

  آموزش و بازآموزی مستمر؛

  قوانین و مقررات پیشرفته برای مدیریت واحدهای تجاری؛

  استانداردهای حرفه‌ای؛

  مقررات انتظامی (انضباطی) مصوب مراجع قانونی یا جوامع حرفه‌ای؛ و

  بررسی گزارشها، اظهارنامه‌ها و دیگر اطلا‌عاتی که توسط حسابداران حرفه‌ای تهیه می‌شود توسط مرجع یا حسابدار حرفه‌ای دیگری به صورت مستقل.

  استقرار کنترل‌های داخلی مناسب در موسسات حسابرسی برای نظارت بر کاری که در یکایک سرپرستی‌ها انجام می‌شود.

 

احکام‌

اصول بنیادی اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای جنبه کلی و هدایت کننده دارد و در حل مسائل خاص مربوط به رعایت اخلا‌ق و رفتار حسابداران حرفه‌ای در جریان عمل، کارآمد نیست. در آئین‌های  رفتار حرفه‌ای، ضمن تشریح اصول مزبور، چگونگی رعایت، با وضع احکام الزام‌آوری بیان می‌شود. این احکام قاعدتاً در سه دسته زیر طبقه‌بندی می‌شوند:

1- احکام لا‌زم‌الا‌جرا در مورد کلیه حسابداران حرفه‌ای.

2- احکام لا‌زم‌الا‌جرا توسط حسابداران حرفه‌ای مستقل یا حسابداران رسمی.

3- احکام لا‌زم‌الا‌جرا توسط حسابداران حرفه‌ای شاغل در موسسات.

پرداختن به هر دسته از احکام مزبور از فرصت و حوصله این مقاله خارج است. امید است که آئین‌های رفتار حرفه‌ای موجود با بهره‌گیری از تجارب جهانی تکمیل و تصویب شود و همکاران حسابدار به بحث و نقد آن به ویژه در شرایط و اوضاع و احوال کنونی کشورمان بپردازند. با این حال، به نظر رسید که بدون بیان نکاتی در مورد استقلا‌ل، مطالب مربوط به اصول بسیار ناقص خواهد بود. از این رو، در ادامه چند نکته اساسی در مورد استقلا‌ل حسابداران مستقل حرفه‌ای عرضه می‌شود.

 

استقلا‌ل‌ در اخلاق حرفه ای

اصول بنیادی اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای ایجاب می‌کند که حسابدار حرف‌ای هنگامی که کاری را عهده‌دار می‌شود که به ارائه گزارش حسابرسی یا سایر گزارشهای اطمینان بخش می‌انجامد که مورد استفاده اشخاص ثالث است، به صاحبِ کار وابسته نباشد .

عدم وابستگی یا استقلا‌ل(Independence)  ایجاب می‌کند که حسابدار حرفه‌ای مستقل یا حسابدار رسمی در انجام کار و ارائه گزارش از دو ویژگی زیر برخوردار باشد:

الف) استقلا‌ل باطنی:(Independence in Mind)  استقلا‌ل باطنی که به آن استقلا‌ل رای نیز می‌توان گفت به معنای اظهار عقیده براساس قضاوت حرفه‌ای نسبت به یک موضوع مورد قضاوت است بدون آنکه عامل یا عواملی دیگر بر رای شخص اثر گذاشته باشد. لا‌زمه درستکاری و واقع‌بینی، استقلا‌ل باطنی یا استقلا‌ل رای است .

ب) استقلا‌ل ظاهری:(Independence in Appearance)  استقلا‌ل ظاهری که به آن استقلا‌ل از منظر دیگران نیز می‌توان گفت به معنای پرهیز از هرگونه وابستگی بااهمیتی است که بتواند موجبات شک اشخاص ثالث را نسبت به واقع‌بینی و درستکاری حسابدار حرفه‌ای فراهم آورد(Code.. 6991, par.8.8 b)  .

با وجود تعریفهای بالا‌، کاربرد واژه استقلا‌ل به تنهایی می‌تواند موجب سوء تفاهم شود و این تصور را پدید آورد که حسابدار مستقل یا حسابدار رسمی برای قضاوت و اظهارنظر حرفه‌ای باید از کلیه روابط اقتصادی، مالی و دیگر روابط بری باشد. چنین مفهومی از استقلا‌ل نادرست است، زیرا هر عضوی از جامعه ضرورتاً با اعضای دیگر رابطه دارد. بنابراین، آن دسته از وابستگی‌هایی که از دیدگاه ناظری آگاه، معقول و مطلع می‌تواند بر قضاوت و رای یک حسابدار مستقل تأثیر بگذارد غیرقابل قبول است .

 

عوامل موثر بر نقض استقلا‌ل‌ اخلاق حرفه ای

عوامل زیر می‌تواند بر استقلا‌ل حسابدار حرفه‌ای مستقل یا حسابدار رسمی خدشه وارد سازد:

منافع شخصی:(Self-Interest)  مواردی را شامل می‌شود که موسسه حسابرسی یا هر یک از اعضای گروه حسابرسی در موسسه صاحبکار منافعی داشته یا با آن تضاد منافع داشته باشد. نمونه‌هایی از منافع شخصی که می‌تواند به نقض استقلا‌ل حسابداران مستقل یا رسمی منجر شود به قرار زیر است:

 داشتن منافع مالی مستقیم یا غیرمستقیم در موسسه صاحبکار؛

 اخذ وام یا ضمانت‌نامه از موسسه صاحبکار، مدیران یا کارکنان ارشد آن یا اعطای وام به هر یک از آنان؛

 وابستگی کامل موسسه حسابرسی به درآمد حاصل از حق‌الزحمه‌هایی که از موسسه صاحبکار دریافت می‌کند؛

 داشتن روابط تجاری نزدیک یا مشارکت با موسسه صاحبکار؛

 اشتغال اعضای گروه حسابرسی در موسسه صاحبکار بعد از خاتمه حسابرسی؛

 حق‌الزحمه نامعین انجام حسابرسی و یا حق‌الزحمه بسیار بیشتر یا کمتر از حد متعارف  .

تجدید نظر :(Self-Review) تجدیدنظر در مواردی اتفاق می‌افتد که:

1- نتایج کار یا قضاوت حسابدار حرفه‌ای در حسابرسی یا سایر خدمات اطمینان بخشی نیاز به ارزیابی مجدد داشته باشد؛ و

2- یکی از حسابداران حرفه‌ای گروه حسابرسی قبلا‌ً عضو هیأت مدیره یا از مدیران اجرایی موسسه تحت حسابرسی و یا از کارکنان ارشدی باشد که بتواند تأثیری مستقیم و بااهمیت بر نتایج حسابرسی بگذارد.

نمونه‌هایی از مواردی که این خطر را پدید می‌آورد عبارت است از:

  عضوی از اعضای گروه حسابرسی به عضویت در هیأت مدیره یا به مدیریت اجرایی مو‡سسه تحت حسابرسی منصوب شده باشد؛

  عضوی از اعضای گروه حسابرسی در موسسه تحت حسابرسی در سمتی شاغل شده باشد که توانایی اثرگذاری مستقیم بر نتایج رسیدگی را داشته باشد؛

  خدماتی برای موسسه تحت حسابرسی انجام شده باشد که بر حسابرسی صورتهای مالی آن تأثیر مستقیمی داشته باشد؛

  اطلا‌عات لا‌زم و سایر مستندات تهیه صورتهای مالی توسط موسسه حسابرسی تهیه شده باشد

حمایت یا مخالفت:(Advocacy)  در مواردی که یک موسسه حسابرسی یا عضوی از گروه حسابرسی آن به طرفداری یا مخالفت با وضعیت و یا نظر صاحبکار موضعی را اتخاذ کند که با واقع‌بینی ناسازگار باشد خطر حمایت یا مخالفت ایجاد می‌شود. نمونه‌هایی از حمایت یا مخالفتی که می‌تواند به نقض استقلا‌ل حسابداران مستقل یا رسمی منجر شود به قرار زیر است:

  کارگزاری یا بازارگردانی فروش سهام یا سایر اوراق بهادار مو‡سسه تحت حسابرسی؛

  نیابت از صاحبکار در حل و فصل اختلا‌فات و دعاوی صاحبکار با اشخاص ثالث؛

  وجود دعوای حقوقی بین صاحبکار و موسسه حسابرسی یا عضوی از گروه حسابرسی .

قرابت:(Familiarity)  در مواقعی که موسسه حسابرسی یا هر یک از اعضای گروه حسابرسی رابطه نزدیکی با صاحبکار، اعضای هیأت مدیره، مدیران اجرایی یا کارکنان ارشد آن داشته باشند که به حمایت از منافع صاحبکار بینجامد خطر قرابت پدید می‌آید. نمونه‌هایی از قرابت که می‌تواند به نقض استقلا‌ل حسابداران مستقل یا رسمی منجر شود به قرار زیر است:

  یک یا چند عضو از گروه حسابرسی با یک یا چند نفر از اعضای هیأت مدیره یا مدیران اجرایی صاحبکار، خویشاوندی نزدیک داشته باشد؛

  یک یا چند عضو از گروه حسابرسی با یک یا چند نفر از کارکنان ارشد صاحبکار که از نتایح حسابرسی مستقیماً تأثیرپذیر یا بر آن تأثیرگذار هستند خویشاوندی نزدیک داشته باشد؛

  یکی از شرکا یا مدیران ارشد پیشین موسسه حسابرسی عضو هیأت مدیره یا از مدیران اجرایی موسسه صاحبکار باشد و یا در موسسه صاحبکار در سمتی شاغل باشد که مستقیماً از نتایج حسابرسی تاثیر می‌پذیرد؛

  عضو ارشد گروه حسابرسی با صاحبکار روابط بلندمدتی داشته باشد؛

  یک یا چند عضو از گروه حسابرسی از موسسه صاحبکار، اعضای هیأت مدیره، مدیران اجرایی یا کارکنان آن هدایای  با ارزشی را بپذیرند یا از پذیرایی آنان برخوردار شوند، مگر آنکه متعارف و ناچیز باشد.

تهدید:(Intimidation)  در مواقعی که تهدید یا ترس از صاحبکار یا یکی از اعضای هیأت مدیره، مدیران اجرایی یا کارکنان موسسه صاحبکار و یا اشخاص مقتدر دیگری موجب شود که عضوی از اعضای گروه حسابرسی از بررسی واقع‌بینانه و تردید حرفه‌ای نسبت به موارد مورد رسیدگی خودداری کند خطر تهدید پدید می‌آید. نمونه‌هایی از تهدید که می‌تواند استقلا‌ل حسابدار مستقل یا رسمی را نقض نماید به قرار زیر است:

  تهدید به برکناری موسسه حسابرسی به دلیل عدم توافق با صاحبکار در مورد کاربرد اصول حسابداری؛ و

  اصرار صاحبکار به محدود کردن دامنه رسیدگی به منظور کاهش حق‌الزحمه حسابرسی  .

 

عوامل بازدارنده نقض استقلا‌ل یا عوامل ایمنی

موسسه حسابرسی و حسابداران مستقل یا رسمیِ عضو آن که در گروه‌های حسابرسی شاغل هستند، بنابر مقتضیات کاری که به‌عهده گرفته‌اند، باید استقلا‌ل خود را حفظ کنند و عواملی را که می‌تواند استقلا‌ل آنها را تهدید کند به سطح قابل قبولی کاهش دهند  .

 

اهم عوامل موثر در ایجاد ایمنی به قرار زیر است:

1- عوامل ایمنی مقرر توسط حرفه، قوانین و مقررات.

2- عوامل ایمنی در موسسات تحت حسابرسی.

3- عوامل ایمنی در موسسه حسابرسی 

اهم عوامل ایمنی مقرر توسط حرفه، قوانین و مقررات‌

  تحصیلا‌ت، کارآموزی و تجربه لا‌زم برای ورود به حرفه؛

  الزامات مربوط به بازآموزی مستمر؛

  استانداردهای حرفه‌ای وضع شده و اجرای تدابیر انتظامی و انضباطی؛

  کنترل کیفیت کارهای انجام شده توسط موسسه‌ای دیگر؛ و

  قوانین و مقررات مصوب در مورد استقلا‌ل موسسات حسابرسی و حسابداران مستقل یا رسمی

اهم عوامل ایمنی لا‌زم در واحد تحت حسابرسی‌

  انتخاب حسابرس توسط مدیریت واحد یا شرکت تحت حسابرسی به تصویب مرجع دیگری در شرکت برسد؛

  کارکنان شرکت یا واحد تحت حسابرسی که تصمیمات مدیریتی را اتخاذ می‌کنند صالح و لا‌یق باشند؛

  خط ‌مشی‌ها(Policies)  و روشهای واحد یا شرکت تحت حسابرسی برگزارشگری مالی منصفانه تأکید داشته باشد؛

  در شرکت یا واحد تحت حسابرسی روش مدوّنی برای ارجاع خدمات حرفه‌ای، به غیر از حسابرسی، وجود داشته باشد؛

  ساختار راهبری شرکت(Corporate Governance)  از جمله کمیته حسابرسی، امکان نظارت کافی را برکارکرد و ارتباطات شرکت یا موسسه تحت حسابرسی فراهم کرده باشد.

اهم عوامل ایمنی در موسسه حسابرسی‌

  مدیریت موسسه حسابرسی براهمیت استقلا‌ل حسابرسان تأکید داشته باشد و از اعضای گروه حسابرسی بخواهد که منافع عمومی را در نظر بگیرند؛

  تدابیری در مورد آموزش و آگاه کردن حسابرسان در زمینه مسائل مرتبط با واقع‌بینی اتخاذ شده باشد؛

  خط‌مشی و روشهایی در مورد کنترل کیفیت حسابرسی‌های انجام شده مستقر باشد؛

  کارهای غیرحسابرسی یک صاحبکار، توسط شریک و گروه کار جداگانه‌ای انجام شود؛

  خط‌مشی و روشهایی برای جلوگیری از اثرگذاری مسئولا‌ن کارهای غیرحسابرسی یک صاحبکار بر گروهی که کار حسابرسی را انجام می‌دهند مستقر شده باشد؛

  حسابدار مستقل (یا رسمی) دیگری از شرکا یا مدیران ارشد موسسه حسابرسی، کارهای انجام شده توسط گروه انجام دهنده حسابرسی را بررسی، تایید و گزارش را امضا کند؛

  شرکا و مدیران ارشد موسسه حسابرسی در حسابرسی‌های مختلف جابه‌جا شوند؛

  از موسسه حسابرسی دیگری خواسته شود بخشی از رسیدگیهای انجام شده را به صورت نمونه‌ای مجدداً رسیدگی کند؛

  هر یک از اعضای گروه حسابرسی که منافع مالی یا روابطی با صاحبکار دارد که ممکن است به نقض استقلا‌ل وی تعبیر شود از گروه حسابرسی مرتبط برکنار شود .

 

 

نتیجه گیری

بیان اصول بنیادی اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای در نشریات، تدوین و تصویب ضوابط و آئین‌نامه‌ها اگر چه اقداماتی لا‌زم و مفید است اما بدون تدوین و اجرای برنامه‌ای بلندمدت برای افزایش میزان آگاهی‌های حسابداران در این زمینه و گسترش فرهنگ رعایت اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای نمی‌تواند تاثیر چندانی داشته باشد. تدوین و اجرای برنامه‌های آموزشی نیز اگرچه از واجبات است اما به خودی خود نمی‌تواند موجبات سامان یافتن امور را فراهم کند. برای اعتلا‌ی رعایت اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای در کشور، کوشش و اقدامی همه جانبه توسط جوامع حسابداری حرفه‌ای، مو‡سسات حرفه‌ای و حسابداران حرفه‌ای در سه سطح وضع قواعد، آموزش و اجرا و ضمانت اجرا لا‌زم به نظر می‌رسد. نکات زیر پیشنهادهایی در این زمینه است.

تکمیل مقررات تدوین شده: بطوری که گفته شد آئین‌های اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای تهیه شده توسط سازمان حسابرسی و جامعه حسابداران رسمی ایران ترجمه، اقتباس و تلخیص از متن تهیه شده در سال 1996 میلا‌دی توسط کمیته اخلا‌ق و رفتار حسابداران حرفه‌ای فدراسیون بین‌المللی حسابداران است و به اصلا‌حاتی که در سالهای 1998 و 2001 میلا‌دی در آئین‌نامه مزبور انجام شده عطف ندارد. با توجه به در جریان بودن متن پیشنهادی جدید که به احتمال زیاد از سال 2005 میلا‌دی اجرایی خواهد شد، بررسی و تدوین متن اصلا‌حی آئین رفتار حرفه‌ای براساس متن جدید بین‌المللی و با ذکر صریح پیروی از الزامات پیش‌بینی شده توسط فدراسیون بین‌المللی حسابداران لا‌زم به نظر می‌رسد. علا‌وه بر این، در تدوین متن جدید لا‌زم است که به مسائل خاص و مناسبات حقوقی کشور نیز پرداخته شود، بخصوص که بازرسی قانونی شرکتهای سهامی و حسابرسی مالیاتی هم به حسابداران رسمی محول شده است.

توضیح آثار تخلفات و جرایم عمومی در نقض آئین رفتار حرفه‌ای: رابطه بین اخلا‌ق عمومی و اخلا‌ق حرفه‌ای و مواردی که نقض اخلا‌ق عمومی می‌تواند موجب نقض صلا‌حیت حرفه‌ای شود از جمله دیگر مواردی است که باید در آئین رفتار و مقررات انضباطی گنجانیده شود. حسابداران حرفه‌ای هم ممکن است مانند دیگر افراد جامعه تخلفات و جرائمی را مرتکب شوند که برابر قوانین و مقررات موضوعه موجب پیگرد قضایی شود. در صورت اثبات جرم یا تخلف قاعدتاً توسط مراجع صالح قضایی برای مرتکب، حکم محکومیت صادر می‌شود. برخی از تخلفات و جرایم طبق قانون و برابر حکم دادگاه صالح جزای تبعی دارد که می‌تواند به محرومیت از اشتغال به برخی از مشاغل  منتج شود. اما برخی از تخلفات و جرایم جزای تبعی به این صورت ندارد. با این حال، ارتکاب برخی از جرایم و تخلفات می‌تواند شرایط احراز حسابداری رسمی را نقض کند یا بر آن خدشه جدی وارد آورد و در نتیجه تنبیه انضباطی متناسبی را لا‌زم سازد. از جمله مواردی که نقض یا خدشه بر آن می‌تواند برابر ماده 3 آئین‌نامه تعیین صلا‌حیت حسابداران رسمی و چگونگی انتخاب آنان مصوب 22/5/1374 شرایط احراز حسابداران رسمی را از بین ببرد عبارت است از:

  سوء شهرت؛

  اعتیاد به مواد مخدر؛

  سابقه محکومیت موثر کیفری؛ و

  سوابق سوء حرفه‌ای مالی و اداری.

توضیح و تبیین این موارد و چگونگی برخورد با آن در آئین‌نامه انضباطی جامعه حسابداران رسمی ایران لا‌زم است.

تعقیب برخی از تخلفات واقع شده در گذشته: مظهر منافع عمومی از دیدگاه مسئولیت حسابرسان، حفظ منافع سهامداران شرکتهای سهامی عام و به ویژه سهامداران شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار است. تجربه چند سال گذشته بورس اوراق بهادار تهران نشان می‌دهد که تعدادی از شرکتهای پذیرفته شده در بورس از فهرست حذف شده و معدودی عملا‌ً تداوم فعالیت نیافته‌اند. با توجه به این که این شرکتها در سالهای قبل از بروز این وضعیت حسابرسی شده‌اند اگر حسابرسان مربوط در گزارشهای خود هشدار لا‌زم را از طریق اعلا‌‌م نظر مخالف یا مردود و یا بیان عدم امکان اظهارنظر نسبت به صورتهای مالی این شرکتها ابراز نکرده باشند، برای جلب اعتماد عمومی لا‌زم به نظر می‌رسد:

الف) جامعه حسابداران رسمی ایران گزارشهای حسابرسی سالهای مربوط این شرکتها را بررسی و در صورت احراز تخلف نسبت به تعقیب انضباطی حسابرسان متخلف اقدام کند.

ب ) سازمان بورس اوراق بهادار به عنوان مقام ناظر بر بازار اوراق بهادار براساس نتایج رسیدگی جامعه حسابداران رسمی نام حسابرسان متخلف را از فهرست حسابرسان معتمد بورس حذف کند.

الزام به آموزش: جامعه حسابداران رسمی و دیگر انجمنهای حرفه‌ای حسابداری از موسسات حسابرسی، حسابداران رسمی و دیگر حسابداران حرفه‌ای عضو به نحوی الزام‌آور بخواهند که ضوابط و آئین‌نامه‌های اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای را در سطح موسسات حسابرسی آموزش دهند و به اجرا درآورند.

استقرار عوامل ایمنی در موسسات حسابرسی: از مهمترین تدابیری که از نقض اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای جلوگیری می‌کند استقرار عوامل ایمنی و بازدارنده در موسسات حسابرسی است. آموزش عملی حسابرسان در زمینه اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای، تدوین خط‌مشی‌ها و روشهای متناسب در مورد آداب کار، نحوه ارجاع کارهای حسابرسی و خدمات مشورتی و چگونگی تهیه و امضای گزارش حسابرسی و بخصوص برقراری نظام نظارت و کنترل از جمله اقداماتی است که هر موسسه حسابرسی بنابه وضعیت، اندازه و شرایط خود باید به اجرا درآورد.

بالا‌خره، با امید به این که مطالب بالا‌ توانسته باشد گوشه‌ای از مباحث مربوط به اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای را روشن و زمینه بحث و گفتگوی بیشتر را فراهم کرده باشد، آرزو دارم حسابداران حرفه‌ای ایران در رعایت اخلا‌ق نیکو و رفتار پسندیده نمونه باشند. با این حال، به نظرم می‌رسد که نیل به این هدف، تنها از طریق افزایش باور به اصول، تدوین آئین رفتار حرفه‌ای مناسب و اجرای کامل و بدون قید و شرط آن در عمل ممکن است.    

 تهیه کننده: آقای گلستانی. دانشجوی کلاس اخلاق حرفه ای

دو راهی‌های اخلاقی

دو راهی‌های اخلاقی

 

 

تصمیم‌گیری و مدیریت در کسب و کار همیشه هم در سطح بالایی از هدایت اخلاقی صورت نمي‌گیرد. تحقیقات نشان مي‌دهد که این موضوع نتیجه ترجیحات افراد برای خشنود کردن خودشان و اولویت دادن خود به سازمان است. میان خودخواهی افراد و از خود گذشتگی تفاوت فراوانی وجود دارد.  زمانی که ارزش‌های افراد با ارزش‌های سازمانی که در آن مشغول به کار هستند همراستا نباشند، آن فرد برای مدت طولانی در سازمان نمي‌ماند. همینطور زمانی که ارزش‌های یک مشتری با ارزش‌های سازمان همسو نباشند، در این صورت سازمان نمي‌تواند محصولات و ایده‌های جدید را به سادگی پیاده‌سازی کند. همراستا بودن با ارزش‌های سازمانی مي‌تواند به حل کردن تضاد‌های اخلاقی زمانی که ارزش‌ها با یکدیگر همخوانی ندارند کمک کند. علاوه بر اینها برای اینکه مطمئن شویم که دوراهی‌های اخلاقی اتفاق نمي‌افتند، باید به سه سوال جواب دهیم. آیا نتیجه تصمیمي ‌که مي‌گیریم با ارزش‌های سازمانی همراستا است؟ آیا ارزش‌های مشتری با ارزش‌های این تصمیم همراستا است؟ و اینکه آیا این تصمیم به ارتباط بهتر میان ارزش‌های مشتری و سازمان مي‌انجامد؟ جواب دادن به این سه سوال مي‌تواند جلوی رخ دادن هر گونه تناقض اخلاقی را بگیرد.

منبع: www.guilan.ac.ir

اخلاق در محل کار

اخلاق در محل کار

 

ما همیشه این قانون‌ها را شنیده‌ایم و به آنها عمل کرده‌ایم. به کسی صدمه نزن، دزدی نکن، دروغ نگو و معروف‌تر از همه اینکه «برای دیگران همان کاری را بکن که انتظار داری آنها برای تو بکنند». اکثر افراد سعی مي‌کنند در زندگی شخصی‌شان این قوانین را رعایت کنند. بسیاری فکر مي‌کنند که اخلاقیات چیزی است که به باور‌های شخصی افراد بستگی دارد و ربطی به کسب و کار ندارد. حتی اخلاق در برخی از کسب و کارها پذیرفته شده نیست؛ چرا که اکثرا مردم فکر مي‌کنند که کسب و کار به معنای انجام دادن بهترین کار است، نه درست ترین کار. در نهایت اینکه اخلاق به معنای گرفتن تصمیماتی است که ممکن است همیشه هم خوب به نظر نرسند و به نفع شما تمام نشوند. تصمیمات اخلاقی تصمیمات درست هستند و نمونه‌هایی از تصمیماتی که باید با به خاطر داشتن آنها زندگی کرد.

تاثیر عملی

مدیران معمولا مي‌خواهند به این دو سوال در مورد اخلاقیات در کسب و کارشان جواب بدهند. اول اینکه اخلاقیات در محل کار چگونه به اهداف عملی سازمان من منجر مي‌شود و اینکه روی کار کارکنان من چه تاثیری مي‌گذارد و دوم اینکه آیا داده‌های مطمئنی برای تایید این جواب‌ها وجود دارد؟ 

نتایج یک نظر سنجی در مورد اخلاقیات در محل کار نشان می دهد  کارکنان انتظارات بالایی از اخلاق در سازمانشان دارند. از هر ده نفری که در این تحقیق شرکت کرده‌‌اند، نه نفرشان اذعان کرده‌اند که انتظار دارند سازمانشان کار درست را انجام دهد، نه کاری که تنها سودآور است. این نتایج نشان مي‌دهد که کارکنان نسبت به اخلاقیات در سازمانشان بدبین نیستند و مي‌توان روی همکاری بلند مدت کارکنان برای پایه گذاشتن برخی موارد اخلاقی در سازمان‌ها حساب کرد. برنامه‌های رسمي‌اخلاقی و اعمال غیررسمي ‌اخلاقی نتایج خاصی را به دنبال داشت. کارکنانی که در سازمان‌هایی کار مي‌کنند که در آنها از برنامه‌های فعال اخلاقی استفاده مي‌شود و مدیرانی را مي‌بینند که کارهایشان را به صورت کاملا اخلاقی انجام مي‌دهند و اجرا شدن ارزش‌های اخلاقی مانند صداقت، احترام و اعتماد را به عینه مي‌بینند، تجارب مثبت بیشتری را (مانند موارد زیر) گزارش مي‌کنند تا کارکنانی که این چیز‌ها را نمي‌بینند.

  • فشار کمتر بر کارکنان برای مصالحه کردن با استاندارد‌های اخلاقی
  • مشاهده کمتر کارهای غیر اخلاقی در محل کار
  • تمایل بالاتر به گزارش دادن کارهای
  • غیر اخلاقی
  • رضایت بالاتر از کارهایي که سازمان در زمانی که آنها مورد غیراخلاقی را گزارش مي‌کنند انجام مي‌دهد
  • رضایت کلی بالاتر از سازمانی که در آن مشغول به کار هستند
  • احتمال بیشتر احساس ارزشمند بودن از طرف سازمان.

بر اساس نتایج به دست آمده فاصله بسیار بزرگی  میان مدیران سطوح بالا و میانی با کارکنان رده پایین‌تر دیده می شود. مدیران اکثرا فکر مي‌کند که سازمان آنها فضای اخلاقی مناسبی دارد، ولی این طرز فکر با چیزی که کارکنان رده پایین تر مي‌پندارند، تفاوت دارد. این موضوع به این معنا است که مدیران ممکن است اهمیت برخی موارد اخلاقی خاص و نگرانی‌هایی را که برای کارکنان پیش مي‌آید نادیده بگیرند.این فاصله در عین حال مي‌تواند منجر به ناتوانی مدیران در به کار بردن برنامه‌های اخلاقی درست در سازمان شود. به همین دلیل هم نظر سنجی از کارکنان سطوح پایین‌تر برای توسعه برنامه‌های اخلاقی در سازمان‌ها و در تداوم گرفتن بازخورد از این کارکنان در زمان پیاده سازی این برنامه‌ها برای مدیران مهم است. علاوه بر فاصله ارتباطی میان مدیران و کارکنان، یک نفر از هر سه کارمند معتقد است که در صورتی که آنها کاری غیراخلاقی را گزارش کنند، کارکنانشان به آنها به چشم جاسوس مي‌نگرند. اینها معمولا همان‌هایی هستند که عقیده دارند در صورتی که روی اخلاقیات تاکید کنند مدیران آنها را به عنوان «دردسر درست کن» مي‌بینند. یکی از نقاط کلیدی این کشف این است که مدیران باید سعی کنند فرهنگ تلافی کردن را در میان کارکنانشان از میان بردارند.

منبع: www.guilan.ac.ir

ملاک‏هاي اخلاق

ملاک‏هاي اخلاق

 

ملاک‏ها و ترازوهاي مختلفي در نظام‏هاي اخلاقي براي ارزش داوري وجود دارد. اين ملاک‏ها، ملاک نهايي اخلاق است يعني چيزي که خوب بودن آن محتاج به امر فراتر از خود نيست. در اخلاقي بودن هر اقدام مي‏توان "چرا" مطرح کرد و به صورت زنجيره استدلال خواهي به ملاک نهايي رسيد. ملاک نهايي معنابخش همه اقدام‏هاي اخلاقي است و خود محتاج معنا نيست.آرمان اخلاقي، نظام اخلاقي را بنيان مي‏نهد. قديمي‏تريم نظام اخلاقي، نظام اخلاقي ارسطويي است که بر اساس چهار مقوله ناشي از چهار قوه (شهوي، غضبي، عامله و عاقله) به چهار فضيلت عمده (عفت، حکمت، عدالت و شجاعت) و هشت رذيلت (طرف‏هاي افراط و تفريط چهار فضيلت) مي‏رسد. رفتار اخلاقي در سازمان منوط به شناخت ارزش‏ها و ضد ارزشهاست. دانش اخلاق، جدول فضايل و رذايل را براساس ملاک نهايي ارزش‏ها به صورت فراگير، کامل و نظام‏مند سازگار ارائه مي‏کند. امروزه پنج نظام عمده اخلاقي در بيان اخلاق حرفه‏اي وجود دارد. ملاک مقبوليت آنها توانايي در بيان سيستمي فضائل و رذائل اخلاقي و ارائه نظام سازگار، فراگير و کارآمد است:

  • نظام فايده‏گرا (سودانگاري)
  • نظام وظيفه‏گرا
  • نظام عدالت‏گرا
  • نظام آزادي‏گرا
  • نظام خيرگرا (ديني)

در نظام اخلاقي ديني ملاک نهايي اخلاق، خدا و تقرب به او و رضايت اوست. تمام اديان آسماني خداوند را ملاک نهايي اخلاق دانسته‏اند. خدا زيباي محض است و معنابخش زيبايي و خيرمطلق است و آفريننده هر امر خير. با خدا مي‏توان تکاليف انسان را معنادار کرد. چون خدا مطلق ونامشروط است محتاج ملاک ديگري براي ارزش يافتن نيستيم. پس شاخص خوب، رفتار نزديک کننده به خدا و شاخص بد، رفتار دورکننده از خداست. در نظام اخلاقي ديني، رضايت خدا همه ملاک‏هاي عدالت و آزادي و رساندن بيشترين سود را در برمي‏گيرد. رضايت و عدم رضايت خدا هر دو بعد نيات و مقاصد (حسن فاعلي) و آثار و نتايج (حسن فعلي) را فرا مي‏گيرد و علاوه برتعريف بايدها، به آنها قداست هم مي‏بخشد. قدسي بودن ارزش‏ها ضامن اجرائي اخلاق است.

منبع:  موانع رشد اخلاق حرفه ای در سازمان

www.mgtsolution.com

 

مسائل اخلاقي سازمان

مسائل اخلاقي سازمان

 

سازمان به عنوان شخصيت حقوقي در حيات سازماني خود با مسائل اخلاقي فراواني مواجه است. دغدغه‏هاي اخلاقي در زندگي شغلي غالبا در مقام تصميم‏گيري بروز مي‏کند و فرد خود را اخلاقا بلاتکليف مي‏يابد و از خود مي‏پرسد تکليف اخلاقي من چيست، به عبارت ديگر، مسئله در اخلاق حرفه‏اي بلاتکليفي اخلاقي است: نمي‏دانيم چه بايد بکنيم يا نمي‏دانيم به آنچه بايد انجام دهيم چگونه برسيم. به عنوان نمونه: سازمان در مورد تعادل کار و خانواده چه تکليفي دارد؟ سازمان تا چه مجاز است مديران و کارکنان را به فداکردن اهداف مطلوب زندگي خود براي کاميابي شغلي سوق دهد. سازمان در نظارت بر کارکنان تا کجا مجاز است؟ حريم شخصي افراد کجاست؟ مرز تبليغ اخلاقي و غيراخلاقي چيست؟ هديه دادن به مديران در مناسبت‏ها توسط افراد حقيقي و سازمان‏ها چه حکمي دارد؟ آيا استخدام بدون فراخوان ملي اخلاقي است؟ افشاگري افراد خلافکار يا کارهاي خلاف در سازمان مثل داشتن دو دفتر مالياتي و گريز از ماليات چه حکمي دارد؟ آيا مامور معذور است يا مسئول؟ آيا تعديل نيروي انساني اخلاقي است؟ تکليف اخلاقي بنگاه در برخورد با خطاي مديران چيست؟ آيا خريد شرکت‏هاي کوچکتر از طريق معاملات بورس و براساس اطلاعات محرمانه اخلاقي است؟آيا  تقسيم‏بندي مشتري به vip, ip, p  اخلاقي است و دهها مسئله و مورد مشابه.اين مسائل متعلق به توصيف واقعيت‏ها و حوادث يا تبيين پديده‏ها و رفتارها نيستند. موضوع مسائل اخلاقي، اشياء و افراد نيستند بلکه اقدام‏ها و رفتارهاي ارتباطي، يعني رفتار ارتباطي افراد است: فرد در شغل و خود سازمان: هر دو با خود يا با محيط.

مسائل اخلاقي بنگاه ويژگي‏هائي دارد. آنها بسيار فراگير هستند و همه ابعاد سازمان را شامل مي‏شوند. در پس هر اقدام و در بن هر تصميم مديريتي و هر فعاليت سازماني، انبوهي از مسائل اخلاقي را مي‏توان رصد کرد زيرا با حقوق افراد گوناگون چون مشتريان، مالکان، کارکنان و کليه ذي نفعان ارتباط دارد. بستر مسائل اخلاقي ريشه در خارج از سازمان دارد و زمينه‏هاي تربيتي، خانوادگي، فرهنگ اجتماعي، ميراث تاريخي، نهادهاي ديني و ... در آن نقش دارند. بدين جهت است که سنخ اين مسائل در جوامع و کشورها متفاوت است. اگر در شرکت‏هاي آمريکائي مسائل اخلاقي در اطراف مواد مخدر و الکل، دزدي کارکنان از شرکت، تعارض در علائق، مباحث کنترل کيفيت، تبعيض در استخدام و ترفيع، سوء استفاده از حساب‏هاي شرکت، اخراج کارکنان و مانند آن مي‏چرخد، در سازمان‏هاي ما کم کاري، قانون گريزي، ماليات گريزي، افت وفاداري سازماني، شايسته گريزي، زيرآب زني و حسدورزي از مسائل عملا اخلاقي است.

اثرات مسائل و تصميم‏هاي اخلاقي ماندگار و پايدار است و مثل موجود زنده سالها سازمان را تحت تاثير قرار مي‏دهد. آثار زيست محيطي دفع مواد زايد و زباله‏هاي صنعتي، عدم رعايت اصول بهداشتي در توليد، عدم شايسته سالاري در استخدام هيات علمي، اعطاي تسهيلات مالي به حوزه‏هاي مواد مخدر و مانند آن به يکي دو سال ختم نمي‏شود. اين تاثيرات در بيشتر موارد اثرات فراسازماني دارند و به زيان اجتماع منجر مي‏شوند. معضلات اخلاقي پروژه‏هاي تحقيقاتي مثل شبيه‏سازي انسان، به يک سازمان تحقيقاتي محدود نمي‏شود. نتايج و آثار و تبعات مسائل و تصميم‏هاي اخلاقي معمولا ناپيداست و بنابراين انسان‏ها و سازمان‏ها سود کوتاه مدت را مي‏بينند و چشم بر ضرر بلند مدت مي‏بندند: رشوه بده و کالاي وارد شده را به سرعت دريافت کن! دو دفتر مالي تدوين کن و از پرداخت ماليات بگريز! با چاپلوسي و زيرآب زني و نفاق خود را جا بزن و رشد کن! در حالي که هر رفتار غيراخلاقي مانند سوراخي که موش در انبار گندمي ايجاد مي‏کند، اثر اعمال انسان و سازمان را مي‏سوزاند:
تو مگو آن مدح را من کي خورم از طمع مي‏گويد او پي مي‏برم مادحت گر هجو گويد برملا  روزها سوزد دلت زآن سوزهامسائل اخلاقي به دليل پيچيدگي، از جايگزين‏هاي مختلف برخوردارند و تلقي پاسخ صريح و دوگانه خير يا آري از آنها بن بست موهوم است که غالبا نيز عامل سوق افراد به انتخاب قاعده دفع افسد به فاسد و اقدام غيراخلاقي مي‏گردد. در حالي که يک انتخاب اخلاقي صرفا گزينش يک طرف و فرونهادن طرف ديگر نيست بلکه فرو نهادن مولفه‏هاي فراوان ديگر است که آثار و تبعات به هم تنيده‏اي دارد. ضمن آنکه ماهيت آن مسائل ـ نظير پديده اعتياد در کارخانجات با کم کاري و مانند آن ـ چند تباري است و با ساده‏انگاري قابل حل نيست و اصولا تشخيص و حل آن بسيار مشکل است و نياز به مراجعه به متخصصان فن  اخلاق حرفه‏اي در سازمان دارد.

منبع:  موانع رشد اخلاق حرفه ای در سازمان

www.mgtsolution.com

اخلاق حرفه ای در سازمان

اخلاق حرفه ای در سازمان

 

 

 

مديريت اخلاق شناسايي و اولويت بندي ارزشها براي هدايت رفتارها در سازمان است.سازمانها با ايجاد يك برنامه مديريت اخلاق مي توانند اخلاقيات را در محيط كار مديريت كنند.برنامه هاي اخلاق به سازمــانهــا ياري       مي رسانند تا در شرايط آشفته، عملكرد اخلاقي خود را حفظ كنند.اخلاق يك ابزار ارگانيك است كه با دگرگون شدن نيــازهـاي جامعه و سازمان تغيير مي يابد.كد اخلاق مجموعه ارزشهايي است كه در اولويت سازمان قرار دارد و كاركنان و مديران بايد از آن تبعيت كنند.برنامه اخلاق در سازمان زماني موفق است كه كاركنان طبق خط مشي ها و رويه هاي آن رفتار كنند.يكي از بهترين شكلهاي آموزش اخلاق به كاركنان، دادن تمرين معضلات پيچيده اخلاقي به آنهاست.

 

فوايد مديريت اخلاق در محيط كار 

1 - توجه به اخلاق كار به بهبود اساسي اوضاع برخي جوامع انجاميده است.2 - برنامه هاي اخلاق باعث مي شود كه در شرايط آشفته، سازمان عملكرد اخلاقي خود را حفظ كند.3 - برنامه هاي اخلاق باعث شكل گيري كــارهـاي گروهي قوي و افزايش بهره وري مي شود. 4 - برنامه هاي اخلاق باعث رشد و بالندگي كاركنان       مي شود.5 - برنامه هاي اخلاق ما را از قانـوني بودن خط مشي هاي سازمان مطمئن مي كند.6 - برنامه هاي اخلاق باعث جلوگيري از عمل مجرمانه اهمال مي شود. 7 - برنامه هاي اخلاق به مديريت ارزشهاي مطرح در مديريت كيفيت، برنامه ريزي استراتژيك و مديريت تنوع كمك مي كند.8 - برنامه هاي اخلاق به ايجاد تصويري مثبت ازسازمان در نزد مردم كمك مي كند.

 

اخلاق كار

اخلاق كــار يكــي از زمينــه هاي فلسفه، دين شناسي و علوم آكادميك است: عدم ورود مديران و رهبران به اين بحث باعث شده كه بسياري فكر كنند اخلاق كار يك مد يا يك موج است كــه بـه درد واقعيتهاي اداره سازمانها نمي خورد. آنها معتقدند كه اخلاق كار يك بحث پيچيده فلسفي يا ديني است. اما اخلاق كار يكي از زمينه هاي علمي مديريت با رويكردي برنامه اي (PROGRAMMATIC) است كه داراي چندين ابزار عملي است. برنامه هاي مديريت اخلاق در ديگر زمينه هاي علم مديريت نيز كاربردهاي عملي دارد.اخلاق كار به عنوان يكي از زمينه هاي دانش مديريت به شمار مي رود؛ مخصوصاً از زمان تولد نهضت مسئوليت اجتماعي در دهه 1960. در اين دهه نهضتها و جنبشهاي آگاهي بخش اجتماعي توقعات مردم را از شركتها بالا برد. مردم به اين عقيده رسيده بودند كه شركتها بايد از امكانات وسيع مالي و نفوذ اجتماعي خود براي رفع مشكلات اجتماعي نظير فقر، خشونت، حفاظت از محيط زيست، تساوي حقوق، بهداشت و سلامت همگاني و بهبود وضع آموزش استفاده كنند. بسياري از مردم ادعا مي كردند كه چون شركتها با استفاده از منابع كشور به سود دست مي يابند لذا به كشور مديون بوده و براي بهبود وضع اجتماع بايد كوشش كنند. بسياري از محققان، مديران و مدارس بازرگاني اين تغيير و تحولات را درك كرده و لذا در برنامه ريزيهاي خود و نيز درعمل كلمه ذينفعان (STAKEHOLDERS) را كه شامل جامعه اي وسيع تر اعم از كارمندان، مشتريان و تامين كنندگان مي شود جايگزين كلمه سهامداران (STOCKHOLDERS) كرده اند.اخلاق كــار همــانند ديگر رشته ها و زمينه هاي مديريت به دنبال يك نياز به وجود آمد. با پيچيده تر و پوياتر شدن تجارت، سازمانها فهميدند كه به راهنمائيهايي جهت انجام كارهاي صحيح (ازنظر اخلاقي) و پرهيز از كارهاي غلط و مضر براي ديگران نياز دارند و لذا اخلاق كار متولد شد.امروزه 90 درصد مدارس بازرگاني آموزشهايي در زمينه اخلاق كار به دانشجويان خود ارائه مي دهند.

 

دو زمينه عمل گسترده اخلاق كار

1 - شرارتهاي مديريتي: در اين حوزه اعمال غيرقانوني، غيراخلاقي يا سوال برانگيز مديران، همچنين انگيزه هاي چنين رفتارهايي و راههاي ريشه كن كردن آنها موردبحث قرار مي گيرد.

2 - معضلات اخلاقي: شامل مشكلات و مسائل اخلاقي مي شود كه مديران هر روز با انواعي از آنها مواجه هستند مانند تعارض منافع، استفاده نـاصحيح از منابع و نقض قراردادها و موافقتنامه ها.

 

آموزش  اخلاق برای کارکنان

برنامه اخلاق ضرورتاً بي فايده خواهدبود مگر اينكه تمام كاركنان بدانند اين برنامه چيست، كاركردش چگونه است و نقش آنها در اين برنامه چيست.اگر سيستم صادقانه و بدون پرده پوشي اداره نشود ماهيت سيستم ممكن است موردشك و سوءظن قرار گيرد. به علاوه قانون كاري به اين ندارد كه خط مشي هاي مكتوب سازمان چقدر منصفانه و به روز است؛ قانون رفتار كاركنان را به عنوان خط مشي بالفعل سازمان تفسير مي كند. بنابراين، تمام كاركنان بايد از خط مشي ها و رويه ها آگاه بوده و كاملاً طبق آنهــا رفتـار كنند. (چه خط مشي ها و رويه ها براي برنامه هاي اخلاق باشد و چه براي مديريت پرسنل). تطابق كامل فعاليتهاي كاركنان با خط مشي ها و رويه هاي اخلاقي مستلزم آموزش آنهاست.

منبع: WWW.MODIRYAR.COM

 

اخلاق حرفه ای در تجارت

اخلاق حرفه ای در تجارت

 

 

مقدمه  :

رعایت مسائل اخلاقی درتجارت در سه دهه اخیر اهمیت زیادي کسب کرده و دراغلب دانشگاه هاي معتبر دنیا  به ویژه در دانشکده هاي اقتصاد و بازرگانی  کوشش می کنند که جنبه هاي اخلاقی مرتبط با تجارت و تولید را به افرادي که در آینده عهده دار تصدي بنگاه هاي اقتصادي و تولیدي خواهند شد، بیاموزند برخی از انجمن هاي بازاریابی ، اتاق هاي بازرگانی، سازمان هاي توسعه تجارت و نهاد هایی که ارتقاي فرهنگ تجاري را جزو وظایف خود تلقی می کنند، یا قانونا و ظیفه اي در این زمینه برعهده آنها محول شده است ، ضوابط و دستورالعمل ها یا رهنمودهایی در مورد اخلاق تجاري یا نکاتی که بازاریابان، واحدهاي تولیدي و به طورکلی افراد شاغل در بخش صنعت و تجارت باید در فعالیت هاي اقتصادي خود رعایت کنند، تدوین و منتش ر کرده اند. در برخی از موارد نیز قانون، تکالیف یا وظایف مشخص ی براي حفظ حقوق مصرف کنندگان، سلامت افراد جامعه یا جلوگیري از وارد شدن خدشه به اعتبار و حیثیت بین المللی کشور وضع یا تعیین کرده است که منشأ آنها اصول اخلاقی پذیرفته شده در سطح بین المللی بوده است.

از آنجا که کم توجهی به مسائل اخلاقی در بخش تجارت می تواند خسارات زیادي به اقتصاد کشور ما  به ویژه در بخش صادرات  وارد کند و به از دست رفتن بازارهاي صادراتی منجر شود، در این کتاب کوشش می کنیم ضمن تعریف اخلاق و دیدگاه هاي مختلفی که در مورد آن وجود دارد ، موضوعات اخلاقی مرتبط با تجارت را براساس اسناد،مدارك وگزارشهاي تحقیقاتی که در این زمینه در سطح بین المللی منتشر شده است، مورد بررسی قرار دهیم.در اینجا لازم است خاطر نشان کنیم که ضرورت رعایت مسائل اخلاقی در بخش تجارت، پایه گذاران سازمان جهانی تجارت را در اوایل دهه 1990 ترغیب کرد تدوین نمایند که به موجب آن  رویه هاي تجاري یرمنصفانه  موافقت نامه اي با عنوان توسل به اقداماتی نظیر دامپینگ ارزان فروشی مکارانه که اقدامی غیراخلاقی است و پیامدهاي اجتماعی و اقتصادي منفی گسترده اي دارد، محکوم و راهکار هایی براي مقابله باآن ارائه شده است . علاوه بر آن تصویب مقررات مربوط به حفاظت محیط زیست، توسعه پایدار از طریق کاهش مصرف منابع تجدید ناپذیر به سبب توجه به مصالح نسل هاي آینده ،مقررات بهداشتی، حفظ حقوق مالکیت معنوي، مشتري مداري ، جلوگیري از تبلیغات فریبند. و نظایرآن عمدتاً از توجه کشورها به رعایت اصول اخلاقی در تجارت نشأت می گیرند.

 

 

در دنیاي امروز هر یک از افراد بشر، صرف نظر از آنکه تبعه چه کشوري هستند یا درکجا اقامت  گزیده اند عضو جامعه بین المللی محسوب می شوند و هر فعالیت خلاف عرف،غیرمنطقی، نادرست و ناروایی که از آنها سرزند مانند عدم ایفاي تعهدات تجاري،بی توجهی به حقوق شناخته شده مصرف کننده، عرض کالا هاي تقلیدي، تولید یا فروش کالاهاي نامرغوب، ارائه صورت حسابهاي مالی غیرواقعییا اطلاعات نادرست به سهام داران، عدم رعایت استانداردهاي ایمنی ، اسراف در مصرف منابع طبیعی، آلودگی محیط زیست و .... اقدامی غیراخلاقی به شمار می رود و در مواردي خسارات غیرقابل جبرانی به اقتصاد کشورها وارد کرده یا به محدودشدن بازارهاي قابل دسترس آنها منجر می شود.توجه ک امل به مسائل اخلاقی در اقتصاد و بازرگانی و تدوین دستورالعمل هاي جامع وقابل اجرا در هر زمینه  توسط نهادهاي ذي ربط  در توسعه مبادلات بازر گ انی داخلی وخارجی و نهایتاً رشد و توسعه اقتصادي کشور تأثیر بسزایی خواهد داشت.

(( اخلاق در تجارت ، محمد علمی  ، سازمان توسعه تجارت ایران ))

 

تعریف اخلاق

اخلاق واژه اي است عربی که جمع خلق خوي، سرشت، طبیعت باطنی یا سرشت دانش بد و نیک خویها و تدابیر انسان براي  درونی انسان  است و در کتا بهاي لغت آن را  تعریف کرده اند. « نفس خود یا یک تن خاص  می داند . توجه به  علم معاشرت با خلق  مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون اخلاق را مسائل اخلاقی در زندگی روزمره از قرنها پیش در کشور ما مدنظر بوده است.خواجه نصیرالدین طوسی، دانشمند بزرگ ایرانی، در سال 633 ه .ق کتاب اخلاقناصريرا در خصوص حکمت عملی و اصول اخلاق تألیف کرد و در سال 900 ه .ق حسین واعظ کاشی صفات پسندیده و مبانی اخلاقی را در کت ابی با نام اخلاق محسنیدر چهل باب به رشته تحریر درآورد . ابن مسکویه ، مورخ و نویسنده شهیر ایرانی در عصر دیلمیان، نیز کتابی در باب مسائل اخلاقی با نام الطهارهفیعلمالاخلاقدارد که مندرجات آن مورد استفاده بسیاري از نویسندگان کتابهاي اخلاقی قرار گرفته است.

 ((فرهنگ فارسیدکتر محمد معین، انتشارات امیرکبیر، تهران، 1362 .1))

(( لغتنامه دهخدا،جلد اول (ذیل کلمه اخلاق)، انتشارات دانشگاه تهران، 1372 .2))

 

 

عادت  به معنی Etikos اخلاق از واژه یونانی  Ethics در زبان انگلیسی کلمه و نظایر آن گرفته شده است. برخی از  روش سرشت خلق و خوي  ، خصلت اقتباس شده است که مفهوم Ethos از کلمه لاتینی Ethics زبا ن شناسان معتقدند که واژه لغوي آن کاراکتر شخصیت است و به مجموعه اي از باورها و دیدگاه هاي مرتبط با منش آدمی اطلاق می شود که رفتار افراد، گروه ها، نها دها و ملت ها را هدایت می کند . مؤسسه سیرت، روحیات،) Morality اطلاعات حقوقی دانشگاه کرنل بر این باور است که کلمه رسم، سنت، عرف، عادت از یک ریشه اند و علم اخلاق  Mores اخلاقیات و واژه لات ینی به انسانها می آموزد که با یکدیگر چگونه باید رفتار کنند.

درفلسفه، اخلاق، خوب، بد، خیر و شر یا صواب و ناصواب را از دیدگاه فرد و جامعه تعریف کرده و ماهیت وظایف و تکالیف افراد را در قبال یکدیگر یا خودشان مشخص می کند.

ارائه شده است که اغلب آنها مشابه است، به برخی  اخلاق  تعاریف گوناگون در مورد از این تعاریف اشاره می کنیم:

1 - اخلاق اصول حاکم بر رفتار افراد یا گروه هاي انسانی است که بر پایه آن می توانند صواب را از ناصواب و خوب را از بد تشخیص دهند.

2 -  فرایند اتخاذ تصمیم درباره رفتار درست یا نادرست، اخلاق نامیده می شود.

3 -  اخلاق سیستم یا نظامی است که رفتارهاي درست و نادرست را توصیف می کند.

4 - اخلاق مشتمل بر معیارها و ارزش هایی است که هدایت رفتار فرد و جامعه را برعهده دارد.

5 - اخلاق مجموعه اي از اصول، فرضیات یا ضوابطی است که برپایه آ نها افراد یا نهادها باید رفتار خود را تنظیم نمایند . این ضوابط یا اصول براساس احترام انسان به خود، به دیگران و محی طی که در آن به سر می برد به مفهوم وسیع کلمه  پایه گذاري شده اند.

6 - اخلاق شاخه اي از فل سفه است که با مسائل معنوي، روحی و مرتبط با خلقیات سروکار دارد و اساسی ترین پرسش آن این است : انجام دادن چه کارهایی صواب یا ناصواب  است و آیا نتایج حاصل از انجام دادن یا ند ادن یک کار معیار تشخیص درستی یا نادرستی آن است یا درك این موضوع فراتر از قدرت فردي است که می خواهد آن فعالیت را انجام دهد یا ندهد؟

 ((دکتر صباح الدین – یک روش اسلامی در اخلاق کسب و کار ))

 

اخلاق تجاري

اخلاق تجاري شاخه اي از اخلاق کاربردي عملی است که اصول اخلاقی و معنوي یا مسائل اخلاقی ناشی از آن را در محیط تجاري مورد بررسی قرار می دهد.

در قرن بیست ویکم با توجه به جهانی شدن اقتصاد و به تبع آن گسترش بازارها ضرورت رعایت نکات اخلاقی در تجارت بیش از پیش افزایش یافته است.

در تجارت، همه اصول اخلاقی لازم الرعایه مبتنی بر قانون، مقررات یا دستورالعمل نیستند بلکه بازرگانان یا صاحبان حرفه ها به مرور زمان درك کرده اند اگر پاره اي از اصول را رعایت نکنند شانسی براي نفوذ به بازار یا حتی ادامه فعالیت ندارند.

توجه به اصول اخلاقی تجاري در دهه 1980 و 1990 در بنگاه هاي بازرگانی مهم ومحافل دانشگاهی به شدت افزایش یافت و در بسیاري از دانشگاه هاي مهم دنیا رشته یا حرفه اي به وجود آمد و اغلب مؤسسات مهم اقتصادی اخلاق تجاري جدیدي به نام دنیا دستورالعمل هایی براي رعایت نکات اخلاقی در فعالیت هاي روزمره یا رفتار کارکنان خود تدوین کردند .

 

 موضوعات مطرح شده در اخلاق تجاري :

 موضوعاتی که اخلاق تجاري یا حرفه اي راجع به آنها بحث می کند بسیارگسترده است و دیدگاه هاي متفاوت یا متناقضی در مورد آنها وجود دارد . در اینجا ما به برخی از این موضوعات اشاره می کنیم:

 

1 - مسئولیت اجتماعی شرکت ها که درخصوص وظایف و تکالیف بنگاه هاي اقتصادي نسبت به یکدیگر و جامعه و رابطه اعضاي مؤسس یا مالکان یک شرکت یا سهام داران، رعایت امانتداري، جاسوسی صنعتی ، تصاحب یک شرکت یا در اختیار گرفتن مالکیت آن بدون رضایت مدیریت و هیئت مدیره بحث می کند؛

2 - سوء استفاده از ابزارهاي بازاریابی و تبلیغات گمراه کننده؛

3 - کمک شرکت ها یا بنگاه هاي اقتصادي به احزاب یا گروه هاي ذي نفوذ به منظوربهره برداري از قدرت آنها براي دستیابی به اهداف تجاري؛

4 - تجزیه و تحلیل گمراه کننده در گزارشهاي مالی به منظور فریب سهام داران؛

5 -  رشوه خواري، پرداختهاي نامشروع براي پیشبرد فعالیتهاي تجاري؛

6 -  رقابت ناسالم یا حذف رقبا به روشهایی که با ارز ش هاي حاکم بر جامعه مغایرت دارد؛

7 -  مسائل اخلاقی مربوط به کارگر و کارفرما:

- تبعیض قائل شدن برحسب سن، جنس، نژاد، مذهب، معلولیت، جذابیت ترجیح کاربرد رهنمودهاي اخلاقی در تجارت، پیشین هاي به قدمت تجارت دارد. به طوري که منابع تاریخی نشان می دهد .

همورابی، پادشاه بابل، در سده هفدهم پیش از میلاد به موجب قوانینی که وضع کرد براي افرادي که در دادوستد به تعهدات خود پایبند نبودند یا خریداران کالا را فریب م یدادند یا مرتکب تخلفاتی می شدند که با ارزش هاي  حاکم بر جامعه مغایرت داشت جمال بر کمال تضییع حقوق کارکنان در محیط کار- عدم رعایت انصاف و عدالت در پرداخت دستمزد و حقوق کارکنان-  بی توجهی به مسائل ایمنی و بهداشتی در محیط کار

8 -  بازاریابی براي کالاهایی که به سلامت جامعه لطمه می زنند؛

9 - تبعیض در قیمت گذاري براي کالاهایی که ویژگیهاي یکسانی دارند؛

10 - تولید کالاهاي غیراخلاقی و مضر؛

11 - فعالیت در بازارسیاه یا اقتصاد زیرزمینی؛

12 - تولید کالاهاي نامرغوب، ناقص یا معیوب و اعتیادآور؛

13 -  نادیده گرفتن مسائل زیست  محیطی در فعالیت ها ي تجاري و تولیدي تولید وفروش کالاها و خدماتی که به محیط زیست آسیب وارد می کنند؛

14 - مسائل اخلاقی ناشی از کاربرد فناوریهاي جدیدمواد غذایی ژنتیکی، گوشی هاي تلفن همراه یا رایانه هایی که اشعه آنها براي سلامت مصرف کنندگان مضر است؛

15 - مسائل اخلاقی مربوط به آزمایش داروها یا فراورده ها روي حیوانات یا گروه هاي خاص بدون آگاه کردن آنها

16 - مسائل مربوط به حقوق مالکیت معنوي

17 - استفاده از علائم تجاري دیگران بدون جلب رضایت آنان؛

18 - استفاده از کار کودکان یا مهاجران غیرقانونی.

برخی از اقتصاددانان با مطرح کردن مسائل اخلاقی در تجارت موافق نیستند . آنها استدلال می کنند که هدف اصلی تجارت دستیابی به حداکثر سود براي صاحبان بنگاه هاي اقتصادي یا سهامداري است . بنابراین هر اقدامی که به تحقق این هدف کمک کند مجازتلقی می شود. اما چنین طرز تفک ري مورد پذیرش افراد جامعه یا فلاسفه و علماي اخلاق نیست. هیچ فردي نمی تواند بدون رعایت معیارهاي اخلاقی یا قوانین و مقرراتی که در این زمینه وضع شده است به دنبال دستیابی به منافع مشخص خود باشد . عدم رعایت معیارهاي اخلاقی به حسن شهرت بنگاه هاي اقتصادي لطمه می زند و اعتماد طرف هاي تجاري را از بین می برد که نتیجه آن شکست مؤسسات بازرگانی و محدود شدن دامنه فعالیت آنان خواهد بود. اخلاق تجاري یکی از موضوعاتی مهم اقتصاد سیاسی نیز به شمار می رود، زیرا دراقتصاد سیاسی نتایج حاصل از ف عالیتها ي اقتصادي  ازجمله چگونگی توزیع ثروت یا درآمد ملی  واجد اهمیت زیادي است و معیارهاي اخلاقی حکم می کند که توزیع درآمد ملی به منصفانه ترین شکل ممکن انجام گیرد.

 (( اخلاق در تجارت ، محمد علمی  ، سازمان توسعه تجارت ایران ))

 

مسئوليت اخلاقي در تجارت

ميلتون فريدمن در مقاله معروف خود در روزنامه نيويورك تايمز (13 سپتامبر 1970) ضمن رد «نظريه مسئوليت اجتماعي بنگاه» ادعا كرد كه مسئوليت بنگاه هاي اقتصادي چيزي جز سود آوري نيست. به نظر او در يك اقتصاد آزاد، فعالان عرصه كسب و كار تنها وظيفه دارند بدون كلك در رقابتي آزاد با ديگران منابع موجود را براي بالا بردن سود خود به كار گيرند. به اعتقاد فريدمن، الزام بنگاه ها به خرج كردن پول در كارهاي خيرخواهانه و همچنين درگير شدن آنها در پروژه هاي اجتماعي كه سود شركت ها را بالا نمي‌برد، كاري شبيه سرقت از سهام داران است. همچنين از آنجا كه اين بنگاه ها تخصصي در زمينه امور اجتماعي ندارند، ورود آنها در اين حوزه موجب كاهش كارايي و در نتيجه كاستن از منافع جامعه مي شود.

 ((آلبرت سی یالمون ، اخلاق تجارت ، ص 280 ))

 

ديدگاه فريدمن از جنبه هاي مختلفي قابل نقد است. از يك طرف، تعيين كسب سود به منزله تنها وظيفه اجتماعي فعالان در حوزه كسب و كار، مستلزم ناديده گرفتن ساير مسئوليت‌هاي اجتماعي آنان است. فريدمن در تبيين نظر خود رعايت اخلاق حرفه اي را تنها به مشاركت شركت ها و بنگاه ها در امور عام‌المنفعه تنزل داده است. اين در حالي است كه مسئوليت اجتماعي تاجران و بنگاه هاي تجاري نسبت به مشتريان و حتي محيط پيرامونيشان بسيار فراتر از امور خيريه مي‌رود. در اين راستا يك تاجر يا بنگاه تجاري، به طور نمونه، نسبت به حفظ سلامت مشتريان و محيط پيراموني خود مسئول است.  او موظف كه از معامله كالاهايي كه سلامت انسان ها را به  خطر مي اندازد و يا عواقب وخيمي بر محيط زيست دارد، خودداري نمايد به طور حتم عمل به اين مسئوليت اخلاقي در موارد بسياري مي‌تواند به كاهش سودآوري آنان منجر شود. از طرف ديگر، در استدلال فريدمن توجهي به مسئوليت‌هاي متقابل افراد جامعه نسبت به هم نشده است. او بيان مي‌كند كه مدير يك بنگاه توليدي يا تجاري تنها در برابر  سهام داران خود مسئول است و مسئوليتي در برابر ديگران ندارد. در اين استدلال، هيچ وظيفه اجتماعي براي سهامداران بنگاه ها در نظر نگرفته است. اين در حالي است كه، يك بنگاه توليدي تنها در برابر سهامدارانش مسئول نيست، بلكه در قبال جامعه و تمام كساني كه ذي نفع هستند نيز مسئول است.

 ((احمد فرامرز قراملکی و رستم نوچه فلاح ، موانع رشد اخلاق حرفه ای در سازمان  ، ص 13-14 ))

 

اين ديدگاه را مي توان با اتخاذ رويكردي اجتماعي به بنگاه هاي تجاري به عنوان شكل سازمان يافته تجارت و داد و ستد سنتي تبيين كرد. بر اين اساس، سهامداران واقعي يك بنگاه، تنها مالكان برگه سهام آن نيستند؛ بلكه كارمندان و مديران، مشتريان و تمامي آحاد جامعه  سهام دار آن محسوب مي شوند. با اين تلقي، سخن از مسئوليت اجتماعي بنگاه بدون پشتوانه و منطق نيست. از اين روي، مديران بنگاه  بايد انصاف را نه تنها در مورد مالكان سهام  بنگاه، بلكه در باره كاركنان، مشتريان و حتي ساكنان دور و نزديك بنگاه نيز رعايت كنند. در حالي كه فريدمن رعايت اخلاق حرفه‌اي را تنها به مشاركت شركت ها و بنگاه ها در امور عام‌المنفعه تنزل داده است.

كسب و كار و تجارت اساساً با هدفي عمومي شكل گرفته و در پي تبديل منابع موجود به كالاها و خدماتي است كه سطح زندگي بشر را ارتقا دهد. به اين منظور، برخورد مسئولانه و يا غير مسئولانه توليدكنندگان و عرضه كنندگان كالاها و خدمات از منابع محدود و اغلب تجديد ناپذير مي‌تواند سطح بهره مندي جامعه را تحت تاثير قرار دهد. با اين بيان، پرسش از نياز به اخلاق حرفه‌اي را مي‌توان در چارچوب هدف مورد نظر از كسب و كار، يعني كمك به پيشرفت افراد جامعه با استفاده از تقسيم كار پاسخ داد. از اين روي، سودآوري از اهداف شكل گيري تجارت است، ولي نمي‌توان آن را ملاك نهايي يا تنها ملاك قلمداد كرد.

 (( پاول کامنیش ، اخلاق کسب و کار ، ص 48 ))

 

اصول اخلاقی حاکم برتجارت :

 مهمترین اصول اخلاقی که رعایت آنها در تجارت در سطح بین الملی پذیرفته شده است عبارت اند از:

 1 -  صداقت

صداقت یا دستکاري یکی از خصایص والاي انسانی است و در همه مراحل دادوستد رعایت آن ضروري است . کتمان حقیقت یا ارائه اطلاعات نادرست درباره ویژگی هاي کالا یا فریب دادن مشتري اقدامی ناپسند است و به تداوم فعالیتهاي تجاري لطمه میزند.

 2 -  انصاف

 برپایه این اصل، هرتاجري باید منافع طرف مقابل یا شریک تجاري خود را عیناً مانندپیروي کند برنده  برنده   منافع خود در نظر داشته باشد و از روش

3 -  مسئولیت پذیري

بر پایه اصل مسئولیت پذیري، تجار باید کلیه اطلاعات مرتبط با کالا یا خدمات قابل ارائه یا نکاتی را که به نحوي در انجام معامله تجاري تأثیر می گذارند در اختیار طرف مقابل یا شریک تجاري آتی خود قرار دهند . اصل مسئولیت پذیري یا پاسخگو بودن با اصل صداقت رابطه تنگاتنگ دارد و در حقیقت مکمل آن است.

4 - حفظ اسرار تجاري  و راز داري

 بازرگانان از لحاظ اخلاقی موظف اند که اسرار مربوط به سفارش هاي دریافتی یا قراردادهایی را که براي انجام معاملات تجاري با یکدیگر منعقد می کنند، حفظ کنند .اطلاعات مربوط به قراردادها، مذاکرات تجاري یا معاملاتی که صورت خواهد گرفت، جزو اطلاعات شخصی است و افشاي آ نها می تواند مشکلات زیادي براي طرفین ایجادنماید یا به نوسانات غیرعادي قیمتها در بازار منجر شود.

 5 - پایبندي به تعهدات

 پایبندي به تعهدات درچارچوب قراردادهاي تجاري و عدم تخلف از مفاد آ نها به عنو ان یکی از اصول اخلاقی مهم در تجارت شناخته شده است . اگرچه در اغلب موارد قوانین و مقررات تجاري وظایف طرفین را در زمینه ایفاي تعهدات مشخص ی می کند اما در هر قراردادي به مواردي می توان برخورد کرد که قانون در آن زمینه تکلیف مشخص براي تجار تعیین نکرده است و صرفاً پایبند بودن به اصول اخلاقی می تواند انجام کامل معامله یا مفاد قرارداد را تضمین نماید.در اینجا لازم است یادآور شویم که اغلب مؤسسات بازرگانی و صنعتی در کشورهاي توسعه یافته به منظور آموزش نکات اخلاقی به کارکنان خود، به تدوین منشورهاي اخلاقی یا دستورالعمل هاي ویژه اي در این زمینه اقدام کرده اند که رعایت مفاد آ نها براي کارکنان الزامی است.

 (( اخلاق در تجارت ، محمد علمی  ، سازمان توسعه تجارت ایران ))

 

رویه هاي تجاري نامطلوب یا غیرمنصفانه :

 رویه هاي تجاري نامطلوب یا غیرمنصفانه به رفتارها یا اقداماتی اطلاق می شود که در تجارت اعم از تجارت داخلی یا بین المللی انجام دادن آنها خلاف اخلاق بوده و موجب بروز خسارت به طرف یا طرفهاي تجاري می شود.

-  از مهم ترین رویه هاي تجاري نامطلوب غیرمنصفانه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- تبلیغات گمراه کننده؛

- بازاریابی براي کالاهاي زیان آور؛

- عدم انطباق کالاي تولیدي یا عرضه شده با نمونه مورد توافق؛

- مخفی نگهداشتن عیب ذاتی کالا از دید خریدار به طور آگاهانه؛

- دامپینگ یا فروش کالا به قیمتی کمتر از هزینه نهایی تولید؛

-  عدم تحویل یا ارسال به موقع کالا -  تبعیض در فروش کالا به مشتریان.

 

 نکات کلی اخلاقی در امر تجارت :

 اغلب انجمن هاي بازاریابی در رهنمودهاي کلی خود به اعضا از آ نها درخواست میکنند که نکات اخلاقی زیر را در امر دادوستد رعایت نمایند:

1 -  پایبند بودن به اصل مشتري مداري و تلاش به منظور جلب رضایت مشتري به‌کامل ترین شکل ممکن؛

2 - صراحت و صداقت در معرفی کالاها و خدمات و اعلام شرایط معامله؛

3 -  حمل کالا در رأس موعد مقرر و طبق جدول زمانی مورد توافق؛

4 -  برقراري ارتباط با طرفهاي تجاري با روشهاي محترمانه و توأم با ادب؛

5 -  پاسخگویی به درخواستها یا شکایات به روش سازنده و در زمان معین؛

6 - محرمانه تلقی کردن اطلاعات مربوط به مشتریان؛

7 -  عدم استفاده از اطلاعات مشتریان براي هدفهاي غیرتجاري.

 

رهنمودهاي اخلاقی در باب تبلیغات تجاري :

 سازمانهاي متعددي در سالهاي اخیر به ارائه رهنمودهاي اخلاقی درباره تبلیغات تجاري اقدام کرده اند که تشابه زیادي بین رهنمودهاي آ نها مشاهده می شود . اتاق بازرگانی بین المللی قدیمی ترین نهادي است که حدود 70 سال پیش بر اي نخ ستین بار به تدوین مقررات ویژه اي براي سازمان بخشی تبلیغات تجاري اقدام کرد که د ر بردارنده اصول و معیارهاي اخلاقی بود که رعایت آ نها در تبلیغات تجاري کاملاً ضرورت دارد . این مقررات ،1966 ،1955 ، به موازات توسعه بازرگانی بین المللی و فرهنگ تجاري در سا لهاي 1949و1973 و 1987 مورد تجدید نظر قرار گرفت.

جهانی شدن اقتصاد و تشدید رقابت در عرصه بازرگانی ایجاب م ی کند که ضوابط تدوین شده توسط اتاق بازرگانی بین المللی  که آخرین تجدید نظر آن در سال 1997انجام گرفته است  در همه کشورهاي دنیا به مرحلۀ اجرا درآید . هدف اتا ق بازرگانی بین المللی از ارائه رهنمودهاي مرتبط با تبلیغات آن بوده است که مؤسسات بازرگانی با رعایت معیارهاي اخلاقی فعالیت هاي تبلیغاتی خود را نظام مند کرده و با رعایت ان ضباط ازتوسل به اقداماتی که مسئولیت هاي اجتماعی آ نها را زیر سوال می برد خودداري نمایند .رعایت اصول پیشنهادي اتاق بازرگانی بین المللی موجبات گسترش بازارهاي بین المللی وتأمین منافع مصرف کننده و تولیدکننده را فراهم می کند.

رهنمودهاي اخلاقی مهم اتاق بازرگانی بین المللی درخصوص تبلیغات تجاري به شرح زیر است:

1 - کلیه مطالبی که در تبلیغات عنوان می شود باید درست، منطبق با واقعیات، مقررات و برخوردار از عفت کلام باشد.

2 -  تبلیغات نباید به گونه اي انجام شود که اعتماد عامه را به امر تبلیغ خدشه دار کند.

3 - تبلیغات نباید در بردارنده تصاویر یا مطالبی باشد که ارائه انها متناسب با استانداردهاي رایج در جامعه نبوده یا با آنها مباینت داشته باشد.

4 - تبلیغات نباید از اعتماد مصرف کنندگان سوء استفاده کند . بهره برداري از عدم آگاهی یا فقدان تجربه مخاطب هنگام تبلیغات مغایر موازین اخلاقی است.

5 - تبعیض قائل شدن بین افراد از لحاظ جنسیت، نژاد، مذهب یا تحقیر مقام ومنزلت انسانی در هنگام تبلیغ غیرمجاز است.

6 - تبلیغ کنندگان باید به مسئولیت اجتماعی خودکاملاً واقف باشند.

 

بدین طریق که:

- مصرف کالایی را تبلیغ نکنند که انتخاب آن در تخصص مخاطبان تبلیغ نیست .

-  از طریق تبلیغ، بدون دلیل یا ارائه توجیهات کافی در افراد ترس و هراس ایجاد نکنند.

 -  افراد را به سمت خرافه گرایی هدایت نکنند.

-  مبلغ رفتارهاي سرزنش آمیز یا رفتارهاي ناهنجار و مغایر قانون نباشند.

7 - در تبلیغات نباید روي ویژگی هاي کالا مبالغه شود یا دعاوي مطرح شود که اثبات آنها غیرممکن است.

 

 رابطه تجارت، قانون و اخلاق :

 برخي از منتقدان اخلاق كسب و كار معتقدند كه تجارت وراي قانون، نيازي به اخلاق ندارد. به نظر آنها قانون مي‌تواند قلمرو فعاليت‌هاي تجاري را مشخص كند و ديگر ضرورتي براي پرداختن به اخلاق نيست. اين استدلال را مي‌توان با استفاده از مثال آبرت كار تبيين كرد. در گذشته كليدسازان مي‌توانستند براساس سفارش پستي مشتريان خود، شاه كليد بسازند.

مشخص است كه اين كار مي توانست به سارقان كمك كند كه بدون آن كه شناخته شوند، ابزار لازم براي دزدي را فراهم كنند.  به رغم وجود اين مشكل، آلبرت كار معتقد است اين عمل كليد سازان كاملاً قانوني و حتي اخلاقي است؛ تا آنكه قانوني مبني‌بر ممنوعيت قبول سفارش پستي ساخت شاه كليد وضع شد، كه از آن پس اين كار غير قانوني و غيراخلاقي اعلام شد. به بيان ديگر، پيش از تغيير قانون، كليد ساز مي‌توانست با استفاده از قواعد بازي كسب و كار، سود خود را افزايش دهد و كار او همانند فعاليت هر كاسب ديگري اخلاقي بود.

استدلال مزبور با اين اشكال عمده مواجه است كه نمي‌توان رفتاري را به واسطه عدم وجود قانون اخلاقي تلقي كرد. از طرف ديگر، وضع قانون متاثر از نوعي ارزش گذاري اخلاقي است. در مثال ذكر شده، قانون بدين سبب تغيير كرد كه توليد شاه كليد و توزيع آن از طريق پست، به علت تسهيل دزدي پديده‌اي غيراخلاقي بود. اين عمل پيش از وضع قانون نيز غيراخلاقي بوده و اين گونه نبود كه اين رفتار پس از وضع قانون يكباره غيراخلاقي شود.

تفكيك ميان قانون و اخلاق و همچنين اكتفا به قانون با مشكلات  بسياري از جمله ايجاد زمينه براي بروز بسياري از بي عدالتي‌ها در صحنه فعاليت هاي تجاري رو به رو است. اين نكته را مي‌توان با ذكر چند مثال تبيين كرد؛ فرض كنيد در كشوري هيچ قانوني براي منع خريد و فروش كودكان وجود نداشته باشد. آيا مي‌توان به دليل نبود قانون ادعا كنيم اين كار اخلاقي است؟

پاسخ به پرسش مزبور منفي است؛ نمي‌توان رفتاري را به دليل قانوني بودن اخلاقي نيز قلمداد كرد. هرچند قوانين به طور معمول ديدگاه افراد نسبت به آنچه اخلاقي يا عادلانه است را منعكس مي‌كنند، آنها آيينه تمام نماي اخلاق  نيستند.

  (( آندور گاستافسون ، حمایت از کل گرایی اخلاقی ، پاسخی به رویکرد های دینی در اخلاق کسب و کار ، ص71 ))

 

 روشهاي گوناگون براي فریب مشتري،سودجویی یا اهداف دیگر :

 1 -  برگزاري حراجهاي صوري

 حراج در بسیاري از کشورها، فروشندگان در مقاطع زمانی گوناگون به برگزاري براي فروش کالاهاي خود اقدام می کنند. در کشور ژاپن که هزینه انبارداري کالا بسیارزیاداست فروشندگان یا تولیدکنندگان قادر نیستند کالاهاي فصلی یا اقلامی را که تابع مد هستند براي مدت یک سال در انبار خود نگهداري نمایند ، لذا ناگزیر می شوند که این کالاها را با تخفیف هاي استثنایی  قبل از اتمام فصل یا از مد افتادن کالا  در حراج هایی که برگزار می کنند به فروش برسانند. این وضع در اغلب کشورهاي دنیا مقرون به سابقه است .

2 -  تطمیع مشتري یا دام گستري

 تعدادي از فروشندگان کالا یا خدمات به ارسال یک پیشنهاد فروش مقدماتی براي خریدار بالقوه مبادرت می کنند که اعتبار محدودي دارد و پس از گذشت این مهلت،قیمت یا شرایط قرارداد در اغلب موارد بدون اطلاع قبلی خریدار تغییر می کند . معمولا پیشنهاد اولی ه فروشنده براي خریدار بالقوه جذاب و بسیار مقرون به صرفه است اما پس ازجلب موافقت وي قیمت ها و شرایط معامله به گونه اي تغییر می کنند که مورد انتظار خریدارنبوده است، در حالی که کالاي مورد سفارش  با شرایط جدید  براي وي ارسال شده است.

 در برخی از موارد، فروشگاه ها یا بنگاه هاي تولیدي کالایی را با قیمت بسیار مناسب که خارج از تصور مخاطبان است تبلیغ می کنند و هنگامی که خریداران یا مشتریان به فروشگاه یا بنگاه مراجعه می کنند فقط مقدار کمی از آن کالا در اختیار معدودي از م شتریان قرار می گیرد و فروشنده ادعا می کند که کالاي مورد نظر کلاً به فروش رفته است و به جاي آن کالاي مشابهی را در اختیار مشتریان قرار می دهد که قیمت آن با آنچه در ذهن مشتري یا فردي که تحت تأثیر تبلیغات قرار گرفته است تفاوت فاحشی دارد یا آنکه کیفیت این کالا با آنچه مورد تبلیغ واقع شده است قابل مقایسه نیست.

 3 -  گران فروشی درمراحل اولیه عرضه یک کالا

 توسط فروشنده یا Price Skimming یکی از روشهاي غیراخلاقی کاربرد راهکارتولیدکننده یک کالاي جدید در مراحل اولیه عرضه آن به بازار است . در این راهکار، فروشنده یا سازنده قیمت نسبتاً بالایی براي کالا یا خدمت نوینی که به بازار عرضه کرده تعیین می کند. بدیهی است مشتریانی که از بضاعت مالی بیشتري برخوردارند خریدارکالاي نوین یا جدیدي هستند که وارد بازار شده است . فروشنده سپس به تدریج قیمت کالاي خود را کاهش می دهد و سرانجام آ ن را در سطحی قرار می دهد که با هزینه تولید آن رابطه معقولی دارد.

موفقیت این روش تا حدود زیادي به کشش ناپذیر بودن تقاضا براي آن کالا بستگی دارد. در کوتاه مدت، فروشنده یا سازنده کالا از موقعیت انحصاري که نصیب کالاي وي شده است سو ء استفاده می کند و سود وي به شدت افزایش می یابد . سایر رقبا با کالاي مشابه به میدان می آیند و موقعیت انحصاري فروشنده نخستین آن کالا از بین می رود و قیمت آن کالا رو به کاهش می گذارد

 4 - تبانی براي ثابت نگهداشتن قیمت و حذف رقابت سالم

در این روش، شرکت هاي تجاري رقیب یا مؤسسات تولیدي که محصولات مشابه به بازار عرضه می کنند توافق می کنند که کالاها یا خدمات خود را با قیمت ه اي یکسان به مشتریان ارائه نمایند . بدیهی است که این قیمت هاي توافقی با قیمت هاي واقعی اختلاف فاحشی دارد و سود هنگفتی عاید شرکتهایی می کند که به این توافق غیراخلاقی مبادرت کرده اند.

 5 - انحصارگرایی یا به انحصار در آوردن

 به موجب قوانین برخی از کش ورها، موسسات بازرگانی یا تولیدي اجازه ندارند که بازاربرخی از کالاها یاخدمات را به انحصار خود درآورند یا تلاش کنند که از طرق خارج کردن رقبا از صحنه براي خود یک موقعیت انحصاري به وجود آورند . انحصارگرایی با معیارهاي اقتصاد آزاد همخوانی ندارد.

 6 - ممانعت از ورود رقبا به صحنه تجارت یا صنعت

 موانع ورود اقد امی ضد رقابتی است که شرکتهاي رقیب را از وارد شدن به یک رشته خاص تجاري یا صنعتی باز می دارد. در مواردي دیده شده است که دولتها با اعطاي امتیازانحصاري تولید یک کالا یا عرضه یک خدمت از ورود سایر شرکت ها یا مؤسساتی که می توانند همان کالا یا خدمت را عرضه کنند ممانعت به عمل آورده اند.برخی از شرکت هاي دولتی کالاها یا خدمات خود را به قیمت هایی کمتر از هزینه تولید به بازار عرضه کرده و زیان حاصل را از بودجه عمومی یا از طریق یارانه هاي دولتی جبران می کنند. این اقدام نیز از ورود رقبا به صحنه تجارت یا صنعت جلوگیري می کند و با اصل رقابت آزاد مغایرت دارد.

 7 - تبانی بین رقبا هنگام شرکت در مناقصه ها یا مزایده ها

 تبانی بین دو یا چند رقیب هنگام شرکت در مناقصه یا مزایده اقدام غیراخلاقی و نوعی خوانده می شود یکی از بین Bid Rigging تقلب است. در این روش که اصطلاحاً شرکت کنندگان برنده می شود و با پیمانکار به عقد قرارداد مبادرت می کند .

 8 - ملزم کردن مشتري به خرید از یک شرکت خاص

 9 - توافق براي محدود کردن تولید

 در این روش تولید کنندگان توافق می کنند که تعمداً میزان تولید خود را کاهش دهند تا قیمت ها افزایش یابد . در کشورهاي اروپایی یا امریکا بارها دارندگان اتومبیل شاهد بوده اند که صاحبان پمپ هاي بنزین در م قاطع زمانی خاصی از عرضه سوخت به بهانه کمبود یا عدم تحویل به موقع یا نرسیدن تانکرها خودداري کرده اند تاکمبود تصنعی موجبات افزایش غیرعادي قیمتها را فراهم نماید.

 (( اخلاق در تجارت ، محمد علمی  ، سازمان توسعه تجارت ایران ))

 

تهیه کننده: آقای توسکی دانشجوی کلاس اخلاق حرفه ای

اخلاق حرفه ای در مدیریت و سازمان

اخلاق حرفه ای در مدیریت و سازمان

 

مقدمه

اخلاق کسب‌و‌کار موضوعی است که با گسترش آگاهی‌های جامعه از طریق رسانه‌ها و فناوری‌های جدید توجه بسیاری را جلب کرده است، به طوری که برملا شدن تخلفات اخلاقی تاثیرات بنیادینی بر سازمان‌ها گذاشته و گاه باعث ورشکستگی شرکت‌های بزرگ شده است.

اخلاق حرفه‌ای مهم‌ترین متغیر در موفقیت سازمان است. اگرچه انسان‌ها در مصداق موفقیت و تعریف آن دیدگاه واحدی ندارند، اما در موفقیت‌طلبی همسان هستند. آرمان مشترک و معنابخش آدمی موفقیت در زندگی شخصی، شغلی و حیات سازمان است. سازمان در نیل به موفقیت خود و برای پاسخ‌گو بودن راه‌های فراوانی دارد؛ همچنین با بیراهه و مشکلات زیادی نیز مواجه است. مدیریت چیزی نیست جز شناخت راه‌های موفقیت سازمان و برنامه‌ریزی جهت ارتقای این راه‌ها، افزایش عوامل تسهیل‌کننده و برطرف کردن مشکلات و کاهش یا رفع موانع. با توجه به این نکات، حاکمیت اخلاق حرفه‌ای در سازمان قادر است به میزان بسیار چشمگیری سازمان را در جهت کاهش تنش‌ها و موفقیت در تحقق اهدافش یاری نماید. امروزه داشتن اخلاق حرفه‌ای به‌ویژه برای مدیران به‌منزله یک مزیت رقابتی در سازمان مطرح می‌باشد.

 

تعاریف

 

  اخلاق‏
اخلاق در اصطلاح عبارت از هيأت خاصّى است كه براى نفس پيدا مى‏شود و در آن رسوخ مى‏كند و به كمك آن كارها به آسانى و بدون نياز به فكر و انديشه از انسان صادر مى‏شود. هرگاه هيأت مزبور به طورى ظهور پيدا كند كه كارهاى شايسته و مورد پسند شرع و عقل از آن ناشى شود، آن را (اخلاق و) خوى نيك مى‏نامند؛ و اگر برخلاف انتظار، از آن كارهاى نكوهيده سر بزند، آن را خوى زشت مى‏گويند.

 

مديريت‏
مديريت يعنى مجموعه‏اى از آگاهى‏هاى شكل يافته جهت ايجاد هماهنگى در يك سازمان براى بارورى بهتر برنامه‏ها و نيل به هدف‏هاى مطلوب.

واژه «مديريت» در متون اسلامى نيامده، ولى از اصطلاحاتى مانند امامت، امارت، ولايت، سياست، رياست، سيادت و ... استفاده شده كه مفهوم مديريت از آن‏ها فهميده مى‏شود و مى‏توان مديريت را در سيماى آن‏ها جست و جو كرد. برخى، مديريت اسلامى را چنين تعريف كرده‏اند:

مديريتى كه زمينه رشد انسان به سوى «اللّه» را مطابق كتاب و سنت و سيره پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام و نيز دستاوردهاى علوم و فنون و تجارب بشرى فراهم نمايد.

 
اخلاق مديريت

اخلاق را مى‏توان در يك تقسيم‏بندى به دو نوع اخلاق عمومى و صنفى تقسيم كرد. منظور از اخلاق عمومى، شناخت فضايل و رذايل، و آراستگى به فضايل و پيراستگى از رذايل است كه عموم مردم مسلمان بايد بدان آراسته شوند. امّا همين اخلاق عمومى، در اقشار مختلف، برجستگى‏ها، حساسيت‏ها و ملاحظه‏هاى ويژه‏اى مى‏طلبد. كه به مجموعه اين برجستگى‏ها و ويژگى‏ها «اخلاق صنفى» مى‏گويند.

روايات اسلامى، بر برخى از فضايل براى گروه خاصى از جامعه تأكيد بيشترى دارند. به عنوان نمونه به ذكر يك روايت اكتفا مى‏كنيم. رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد:

«الْعَدْلُ حَسَنٌ وَ لكِنْ فِى الْامَراءِ احْسَنُ؛ السَّخاءُ حَسَنٌ وَ لكِنْ فِى الْاغْنِياءِ احْسَنُ؛ الْوَرَعُ حَسَنٌ وَ لكِنْ فِى الْعُلَماءِ احْسَنُ؛ الصَّبْرُ حَسَنٌ وَ لكِنْ فِى الْفُقَراءِ احْسَنُ؛ التَّوْبَةُ حَسَنٌ وَ لكِنْ فِى الشَّبابِ احْسَنُ؛ الْحَياءُ حَسَنٌ وَ لكِنْ فِى النِّساءِ احْسَنُ.»

عدالت نيك است، ولى از زمامداران نيكوتر است؛ سخاوت نيك است، ولى از اغنيا نيكوتر است؛ تقوا نيك است ولى از علما نيكوتر است؛ صبر نيك است، ولى از فقرا نيكوتر است؛ توبه نيك است، ولى از جوانان نيكوتر است؛ شرم نيك است، ولى از زنان نيكوتر است.
با توجّه به اين مقدّمه مى‏توان گفت «اخلاق مديريت» نوعى اخلاق صنفى است و منظور از آن برخى ضرورت‏هاى اخلاقى است كه مديران بيشتر بدان نيازمندند. تجلّى اخلاق در مديران با تجلّى آن در افراد عادّى متفاوت است. همچنين ويژگى‏ها و دقّت‏هاى اخلاقى مديران نيز با ويژگى‏ها و دقّت‏هاى اخلاقى افراد عادى تفاوت دارد.

 

رابطه اخلاق و مديريت‏

در بينش اسلامى، اخلاق با مديريت رابطه تنگاتنگى دارد و مى‏توان گفت پاسدارى از موازين اخلاقى در مديريت از ضرورت بيشترى برخوردار است؛ زيرا مديريت و رهبرى بدون رعايت اخلاق و ارزش‏هاى انسانى ارزش ندارد. اخلاق در مديريت اسلامى به جهت اسلامى بودنش رنگ و جلوه بهترى دارد و بايد جلوه‏هاى انسانيت و موازين اخلاقى در آن بارزتر باشد.
خداوند بزرگ رسالت هدايت و رهبرى بشر را به انسان‏هايى سپرده كه در جنبه اخلاق و پاسدارى از ارزش‏ها سرآمد و برگزيده‏اند. چنان كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز چنين بوده و خداوند آن حضرت را با تأييدات خود تربيت كرده، سپس مديريت و سياست امور بندگان را به ايشان سپرده است. خداوند متعال خطاب به آن حضرت مى‏فرمايد:«وَ إنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظيمٍ» «1»
و تو اخلاق عظيم و برجسته‏اى دارى.

امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد:«إنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ ادَّبَ نَبِيَّهُ ... ثُمَّ فَوَّضَ الَيْهِ امْرَ الدّينِ وَالْامَّةِ لِيَسُوسَ عِبادَهَ» «2»
خداوند بزرگ، پيامبر خود را پرورش داد و تربيت نمود ... سپس امر دين و امّت را به او واگذار كرد تا بندگان خدا را تدبير كند و پرورش دهد.

امير مؤمنان على عليه السلام مى‏فرمايد:«لا يَرْأَسُ مَنْ خَلا عَنِ الْادَبِ» «3»

كسى كه مؤدّب نيست، شايستگى رياست ندارد.

و پيرامون مديريت نظامى مى‏فرمايد:«لا يَحْمِلُ هذَا الْعَلَمَ إلَّا اهْلُ الْبَصَرِ وَالصَّبْرِ وَالْعِلْمِ بِمَواقِعِ الْحَقِّ» «4»

پرچم جنگ را به دوش نكشد مگر كسى كه صاحب بصيرت، مقاومت و آگاه به مواضع و مسائل حقّ باشد.

 

ضرورت اخلاق براى مديران‏

مديران به جهت حسّاسيت وظيفه خطير مديريت و نيز حفظ دين و ايمان خود بيش از افراد عادّى نيازمند آشنايى با فضايل و رذايل اخلاقى هستند و حُسن اداره سازمان براى آنان بدون برخوردارى از اخلاق پسنديده ميسّر نخواهد بود. از اين رو، همانطور كه فزونى بصيرت و قدرت عقلانى و فكرى براى مديران ضرورى است، فزونى تقيّد به اخلاق و ارزش‏هاى انسانى نيز ضرورى است و مديران بايد بيش از ديگران اخلاق اسلامى را رعايت كنند. امام باقر عليه السلام به نقل از رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد:
«لا تَصْلُحُ الْإمامَةُ إلَّا لِرَجُلٍ فيهِ ثَلاثُ خِصالٍ: وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعاصِى اللَّهِ وَ حِلْمٌ يَمْلِكُ بِهِ غَضْبَهُ، وَ حُسْنُ الْوِلايَةِ عَلى‏ مَنْ يَلى‏ حَتَّى يَكُونَ لَهُمْ كَالْوالِدِ الرَّحيمِ» «1»

رهبرى (و مديريت) جز براى مردى كه داراى خصلت‏هاى سه‏گانه (زير) باشد، شايسته نيست: 1- ورعى كه او را از معصيت خدا باز دارد؛ 2- بردباريى كه به‏وسيله آن خشم خود را كنترل كند؛ 3- سرپرستى نيكو نسبت به زيردستان تا جايى كه نسبت به آنها همانند پدرى مهربان باشد.

صلاحيت‏هاى اخلاقى مديران‏

مديريت امانتى الهى است كه به‏عهده مديران گذاشته شده و آنان بايد با برخوردارى از صلاحيت‏هاى اخلاقى و داشتن علم، تخصّص و كاردانى آن را با موفقيت به سر منزل مقصود برسانند.

مديران براى كسب صلاحيت‏هاى اخلاقى در حُسن اداره امور لازم است دو مرحله را پشت سر بگذارند.
اوّل: مرحله تخليه و آفت‏زدايى؛ در نظام الهى، مديران، بايد خودبزرگ بينى، غرور، تكبّر، جاه‏طلبى و ... را از خود دور سازند؛ مسؤوليت خود را لقمه چرب و نرم و شكار صيدشده قلمداد نكنند «1» و خود را امانتدار خدا براى خدمت به خلق بدانند و آراسته شدن به نيكى‏ها و دورى از بدى‏ها آنان را فرشته‏خو كند و درنده‏خويى را از وجودشان خارج كنند؛ چنان كه امير مؤمنان عليه السلام به مالك اشتر فرمود:

«وَ لا تَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضارِياً تَغْتَنِمُ اكْلَهُمْ» «2»

با مردم همانند حيوان درنده‏اى مباش كه خوردنشان را غنيمت شمارى!

دوم: مرحله تحليه و آراسته شدن به فضايل اخلاقى؛ در اين مرحله مديران، خود را به اصول اخلاق مديريت مى‏آرايند و از ارزش‏هاى اخلاقى پاسدارى مى‏كنند. نسبت به فرادستان و فرودستان رفتار شايسته داشته؛ با ارباب رجوع نيز متواضع، نرمخو، گشاده‏رو و مهربان مى‏باشند. چنان‏كه امام على عليه السلام خطاب به محمد بن ابى‏بكر فرمود:«فَاخْفِضْ لَهُمْ جَناحَكَ، وَ الِنْ لَهُمْ جانِبَكَ وَابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَكَ» «3»

با آنان فروتن باش و با نرمخويى و چهره‏اى گشاده برخورد نما.

هر مدير براى دستيابى به هدف‏هايش، به ابزارى نياز دارد تا در پرتو آن با سهولت و آسانى به سر منزل مقصود برسد. تخلق به اخلاق در مديريت ابزارى است كه راه را براى انسان هموار و وى را در نيل به سعادت يارى مى‏دهد.
امير مؤمنان على عليه السلام مى‏فرمايد:«مَنْ حَسُنَ خُلُقُهُ سَهُلَتْ لَهُ طُرُقُهُ» «4»

كسى كه خُلقش نيكو باشد، راه‏ها (ى رسيدن به مقصود) برايش آسان مى‏شود

مهم ترين متغير در موفقيت سازمان ، اخلاق حرفه اي است همه خواهان موفقيتند. اگر چه انسان ها در مصداق موفقيت و تعريف آن ، ديدگاه واحدي ندارند، اما در موفقيت طلبي همسان هستند. موفقيت در زندگي شخصي ، شغلي و حيات سازمان ، آرمان مشترك و معنا بخش آدمي است.

سازمان در ميل به موفقيت خود و براي پاسخگو بودن، راه هاي فراواني دارد و همچنين با بيراهه ، چاله و چاه هاي زيادي نيز مواجه است. مديريت، چيزي جز شناخت راه ها و چاه هاي موفقيت سازمان و برنامه ريزي جهت ايجاد راه ها و فرصت ها ، افزايش عوامل تسهيل كننده و بر طرف كردن چاه ها و مهار، كاهش و يا رفع موانع نيست.

برخي از عوامل اصلي و موثر در موفقيت سازمان ، عبارتند از:

منابع انساني درست و كارآمد، دانش فني و توان فناوري، منابع مالي و اعتباري، انگيزش دروني نيروي انساني ، رضايت مشتري، سهم و جايگاه مطلوب در بازار ، مشاركت سازماني ، مزيت رقابتي و توان فناوري. نقش اين عوامل در موفقيت سازمان ها، هميشه يكسان نيست؛ بلكه وزن و اهميت هر يك از آنها با هويت و وضعيت سازمان ( آرمان، اهداف، حرفه، صنعت، محيط و...) همبستگي دارد. اين عوامل به طور كلي نقش تسهيل كننده دارند. افزايش مزيت رقابتي يك سازمان، به عنوان مثال، توان رقابت آن را افزايش مي دهد و آن نيز موفقيت سازمان را تسهيل مي كند.

موانع موفقيت نيز متعدد است. تنش هاي درون سازماني ، ضايعات، انرژي نفي و تهديدهاي محيط ، از مهم ترين آنهاست. هر چه سازمان گرفتار تنش هاي دروني باشد و رفتارهاي ارتباطي در سازمان، تنش آفرين گردد، به همان نسبت سازمان از نيل به موفقيت باز خواهد ماند.

به عنوان مثال، پديده زشت (زير آب زني) چه ميزان از انرژي ، فرصت، شادابي و توان نيروي انساني و زمان افراد را هدر مي دهد و اين اتلاف كه از آن به انرژي منفي تعبير مي كنيم تا چه اندازه مانع موفقيت سازمان هاست؟

با توجه به نكات فوق؛ حاكميت اخلاق حرفه اي در سازمان، قادر است به ميزان بسيار چشم گيري سازمان را در جهت كاهش تنش ها و موفقيت در تحقق اثر بخش هدف ياري نمايد و سازمان را پاسخگو سازد. امروزه داشتن اخلاق حرفه اي، به عنوان يك مزيت رقابتي در سازمان مطرح مي باشد. فرد آر. ديويد مي گويد: در سازمان، اصول اخلاقي خوب از پيش شرط هاي مديريت استراتژيك خوب است؛ اصول اخلاقي خوب ، يعني سازمان خوب.

اخلاق ، معرفتي است كه از افعال اختياري انسان بر اساس يك سير عقلايي شكل مي گيرد.

اخلاق حرفه اي، مجموعه اي از اصول و استانداردهاي سلوك بشري است كه رفتار افراد و گروه ها را تعيين مي كند. در حقيقت، اخلاق حرفه اي، يك فرايند تفكر عقلاني است كه هدف آن محقق كردن اين امر است كه در سازمان چه ارزش هايي را چه موقع بايد حفظ و اشاعه نمود.[1]

 

اهميت اخلاق حرفه اي در سازمان

اخلاقيات به عنوان مجموعه اي از اصول، اغلب به عنوان منشوري كه براي راهنمايي و هدايت استفاده مي شود، تعريف شده است. اين مجموعه اصول ، چهارچوبي براي اقدام ارائه مي كند. اخلاق حرفه اي ، مانند شمشير دولبه اي است كه يك لبه آن تهديد است.

ضعف در سيستم اخلاقيات، منجر به كاهش ارتباطات و افزايش خسارات در سازمان مي گردد و مديريت، بيشتر بر روي كنترل گذشته نگر تكيه خواهد كرد؛ زيرا افراد به مديريت ، اطلاعات را نمي رسانند و در اين صورت، انرژي سازمان به منفي تبديل مي شود و به عبارت ديگر ، توان سازمان به جاي آن كه صرف هدف شود ، صرف شايعه ، غيبت، كم كاري و ... خواهد شد.

لبه ديگر اين شمشير، فرصت است.

اخلاق حرفه اي ، تاثير چشم گيري بر روي فعاليت ها ونتابج سازمان دارد . اخلاق حرفه اي ، بهره وري را افزايش مي دهد ، ارتباطات را بهبود مي بخشد ودرجه ريسك را كاهش مي دهد؛ زيرا هنگامي كه اخلاق حرفه اي در سازمان حاكم است ، جريان اطلاعات به راحتي تسهيل مي گردد ومدير قبل از ايجاد حادثه ، از آن مطلع مي گردد.

روش فرايند كاربردي نمودن اخلاق در رفتار افراد وگروه ها روش به كارگيري اخلاق در موفقيت سازماني ، داري مراحل زير مي باشد :

1- موفقيت ازاخلاق حرفه اي سرچشمه مي گيرد .

2- اخلاق حرفه اي ازاعتماد آفريني ايجاد مي شود.

3- اعتماد آفريني از پيش بيني رفتار ايجاد مي شود.

4- پيش بيني رفتار از مستمر بودن وقانون مند بودن رفتار سرچشمه مي گيرد .

5- مستمر بودن وقانون مندي از مسئوليت ناشي مي شود.

6- مسئوليت از قانون وباورهاي فرد شكل مي گيرد[2]

 

اخلاق واژه «اخلاق» جمع «خُلْق» است‌که در لغت به‌معنای «سرشت و سجیه» آمده است؛ اعم از سجایای نیکو و پسندیده، مانند راستگویی و پاکدامنی، یا سجایای زشت و ناپسند، مانند دروغ‌گویی و آلوده‌دامنی. در عموم کتاب‌های لغوی، این واژه با واژه «خَلق» هم‌ریشه شمرده شده است. خُلق زیبا به‌معنای بهره‌مندی از سرشت و سجیه‌ای زیبا و پسندیده و خَلق زیبا به‌معنای داشتن آفرینش و ظاهری زیبا و اندامی موزون و هماهنگ است. (ابن‌منظور، 1405: 4 / 194)دانشمندان اخلاق این واژه را در معانی پرشماری به‌کار برده‌اند. رایج‌ترین معنای اصطلاحی اخلاق در میان اندیشمندان اسلام عبارت است از:صفات و ویژگی‌های پایدار در نفس که موجب می‌شوند کارهایی متناسب با آن صفات، به‌طور خودجوش و بدون نیاز به تفکر و تأمل از انسان صادر شود (مجلسی، 1403: 67 / 372)

چکیده اخلاق در سازمان‌ها شامل اخلاق فردی مدیر و پیام‌هایی است‌که فعالیت سازمان ارسال می‌کند. رهبری اخلاقی و نقش کلیدی آن در شکل دادن به هنجارهای اخلاقی و فرهنگ سازمان از مباحث حائز اهمیت است. از موارد دیگر که در اداره گروهی و مدیریت اخلاقی سازمان مطرح است، نیاز شورای هدایت کننده در جهت تداوم دیدگاه مشخص برای مدیران ارشد متمرکز می‌باشد. تکنولوژی اطلاعات نیز به مباحثی مثل حریم خصوصی فرد و سوء استفاده بالقوه از منابع تکنولوژی اطلاعات سازمان‌ها از سوی افراد مربوط است که می‌تواند در اخلاق حرفه‌ای مدیریت مورد توجه قرار گیرد.[3]

 

اخلاق و ارزش­های آن

اخلاق را مجموعه ای از صفات روحی و باطنی انسان تعریف کرده اند که به صورت اعمال و رفتاری که از خلقیات درونی انسان ناشی می شود، بروز ظاهری پیدا می کند و بدین سبب گفته می شود که اخلاق را از راه آثارش می توان تعریف کرد. استمرار یک نوع رفتار خاص، دلیل بر آن است که این رفتار ریشه درونی و باطنی در عمق جان و روح فرد یافته است که آن ریشه را خلق و اخلاق می نامند. دامنه اخلاق را در حد رفتارهای فردی تلقی می کنند، اما رفتارهای فردی وقتی که در سطح جامعه یا نهادهای اجتماعی تسری پیدا می کند و شیوع می یابد، به نوعی به اخلاق جمعی تبدیل می شود که در فرهنگ جامعه ریشه می دواند و خود نوعی وجه غالب می یابد که جامعه را با آن می توان شناخت. امروز در تجزیه و تحلیل رفتار سازمان ها، پرداختن به اخلاق و ارزش های اخلاقی یکی از الزامات است. نماد بیرونی سازمان ها را رفتارهای اخلاقی آن ها تشکیل می دهد که خود حاصل جمع ارزش های گوناگون اخلاقی است که در آن سازمان ها، ظهور و بروز یافته است. در شرایط کنونی، رعایت نشدن برخی معیارهای اخلاقی، نگرانی های زیادی را در بخش های دولتی و غیردولتی به وجود آورده است. سقوط معیارهای رفتاری در بخش دولتی، پژوهشگران را واداشته تا در جست وجوی مبناهای نظری در این رابطه بوده، بتوانند مسیر مناسب اجرایی آن را فراهم سازند. از این رو، یکی از عمده ترین دغدغه های مدیران کارآمد در سطوح مختلف، چگونگی ایجاد بسترهای مناسب برای عوامل انسانی شاغل در تمام حرفه هاست تا آن ها با حس مسئولیت و تعهد کامل به مسائل در جامعه و حرفه خود به کار بپردازند و اصول اخلاقی حاکم بر شغل و حرفه خود را رعایت کنند. اولین گام در دستیابی به این اهداف درک صحیح از مفهوم اخلاق و شناسایی عوامل تاثیرگذار بر رفتار اخلاقی کارکنان در سازمان است تا در گام های بعدی بر روی این عوامل دقت لازم صورت پذیرد.
اخلاقیات در سازمان به عنوان نظامی از ارزش ها و بایدها و نبایدها تعریف می شود که بر اساس آن نیک و بدهای سازمان مشخص و عمل بد از خوب متمایز می شود. به طور کلی، انسان ها در بعد فردی و شخصیتی دارای ویژگی های خاص اخلاقی هستند که پندار، گفتار و رفتار آن ها را شکل می دهد. ممکن است همین افراد وقتی در یک جایگاه و پست سازمانی قرار می گیرند، عواملی موجب شود پندار، گفتار و رفتار متفاوتی از آن ها سر بزند که این ویژگی های انسانی بر روی میزان کارآیی و اثربخشی سازمان تاثیر می گذارد. رفتارهای متفاوت اخلاقی افراد به عنوان کارمندان سازمان در یک طیف خطی که یک سر آن سلامت اداری و سر دیگر طیف فساد اداری می باشد، قابل تحلیل است و میزان سلامت اداری در میزان موفقیت سازمان در انجام ماموریت ها، اجرای راهبردها و برنامه ها و در نهایت دستیابی به اهداف سازمانی نقش بسزایی را ایفا می کند. اولین گام در دستیابی به این اهداف درک صحیح از مفهوم اخلاق و شناسایی عوامل تاثیرگذار بر رفتار اخلاقی کارکنان در سازمان است.

یکی از مهمترین مسئولیت‌های مدیریت سازمان‌های آموزشی و پژوهشی «ترویج اخلاق در سازمان» است؛ بنابراین ترویج اثربخش اخلاق در سازمان‌های آموزشی و پژوهشی مانند هر سازمان دیگر در گرو سه گام عمده است: ـ فراگیری دانش اخلاق حرفه‌ای معطوف به زمینه‌های تخصصی سازمان؛ ـ گرایش درونی و خود انگیختگی سازمان، مدیران و منابع انسانی آن نسبت به تحقق اخلاق و ارزش‌های اخلاقی در سازمان؛ ـ مهارت عملی تخلق سازمان به اصول اخلاقی (فرامرز قراملکی، 1385: 10) ساختار مدیریت در نظام دینی، عهده‌دار مسئولیت‌هایی الهی است و در پی برآوردن این مسئولیت‌ها است. در چنین ساختاری اخلاق معطوف به ارزش‌های والا نقش کلیدی و محوری دارد. نهضت تربیتی اسلام در عرصه مدیریت به ساختن مدیرانی لایق، متخلق و برخوردار از فضیلت اهتمام ورزیده و نمونه عالی چنین انسانی را لایق مدیریت در عرصه اجتماع می‌داند. اخلاق فضیلت، آرمان این نهضت مقدس است؛ زیرا اخلاق فضیلتی است‌که می‌تواند پاسخ‌گویی را نهادینه و عملی نماید؛ لذا اخلاق مدیریتِ معطوف به فضیلت، منشوری مقدس دارد که در این منشور، درک وظیفه، مدیریت را امانت پنداشتن، نگران بندگان خدا بودن، معاشرت نیکو، صداقت، انتقادپذیری، رعایت بیت‌المال و دوری از آزمندی و ... ابزار پاسخ‌گویی است؛ همچنین پاسخ‌گویی، به‌لحاظ برخورداری از خصلت‌هایی منفی در اخلاق، به مانع‌هایی برمی‌خورد، همچون دنیاگزینی و ریاست‌خواهی و درک‌ننمودن فضیلت معنویِ خدمت، کنارآمدن با خطاکاران حوزه حاکمیت و فقدان انصاف و عدالت. برعکس، برخورداری از این فضیلت‌ها و رسیدن فرد مسئول و مدیر به تعادل درونی، نفسانی و دست‌یازی او به ارزش‌های مثبت اخلاقی، مدیریت را بالنده و بارور می‌سازد؛ در نتیجه، عنصر پاسخ‌گویی، امری نهادینه، بالفعل و عینی میگردد.

 

اخلاق مدیریتی

اخلاق مدیریتی استانداردهای رفتاری هستند که مدیران را در کارهایشان به‌صورت فردی راهنمایی می‌کند. 1. چگونگی رفتار یک سازمان با کارمندانش؛ استانداردهای اخلاق مدیریتی که به حوزه کارمندان مربوط است با توجه به شرایط موجود در سازمان باید در سطح مطلوبی باشد. 2. چگونگی رفتار کارمندان با سازمان خود؛ استانداردهای اخلاق فردی از نقطه نظر‌های منافع، رازداری، درست‌کاری حساب‌های پرداختی ممکن است با سیاست‌های سازمان در تضاد باشد. 3. چگونگی رفتار کارمندان و سازمان با نمایندگی‌های اقتصادی دیگر؛ مدیران همچنین در تعاملات خود با مشتریان، رقبا، سرمایه‌گذاران و شرکا، تأمین‌کننده‌ها و عوامل فروش دارای استانداردهای اخلاقی هستند. برای مدیران اخلاقی مهم این است‌که در چهارچوب رفتار اخلاقی با نمایندگی‌های اقتصادی روابط شفاف و همراه با صداقت کامل داشته باشند. چهار. اخلاق حرفه‌ای ساده‌ترین انگاره در تعریف اخلاق حرفه‌ای این است‌که آن را مسئولیت‌پذیری در زندگی شغلی بدانیم. اخلاق حرفه‌ای برحسب اینکه در این مسئولیت‌پذیری عضو مسئول دارای شخصیت حقیقی یا حقوقی باشد، دو مرتبه پیدا می‌کند: 1. مسئولیت اخلاقی فرد در زندگی؛ 2. مسئولیت اخلاقی سازمان‌ها در قبال عناصر محیط داخلی و محیط خارجی. (فرامرز قراملکی، 1385: 101) پیوند اخلاق و عنصر مسئولیت قدمتی طولانی دارد و از زمان واگذاری مقام‌ها و مدیریت‌ها به افراد، اندیشه‌گران و فیلسوفان و حکیمان بر آن صحه گذاشته‌اند و بر وجود پیوندی ساختاری میان آن‌دو تأکید ورزیده‌اند.بسیار روشن است‌که اخلاق انسانی و مثبت، حوزه مسئولیت‌پذیری و ایفای نقش سازنده و مثبت را بالنده می‌سازد و البته که اولین خطر در حوزه مسئولیت و مدیریت بر جامعه، ظهور رفتارهای اخلاقی منفی و روی‌آوردن به خصلت‌های نفس‌مدار شیطانی است‌که در چنین وضعیتی، تعهد و مسئولیت رنگ می‌بازد و افراد نمی‌توانند به مسئولیت‌های خود عمل نمایند. اخلاقیات منفی، حجاب ارزش‌ها، کرامت‌ها و بزرگواری‌ها است. صفات شیطانی، همچون دون همتی، عُجب، خود را برتر دیدن، همه چیز را برای خود خواستن، کتمان حق، فقدان انصاف، نداشتن ثبات و پایمردی، نداشتن حس مردم‌داری، نداشتن غیرت اجتماعی، حقیر شمردن دیگران، طمع‌ورزی، بخل، خیانت، مکر، ریا، ترک اعانت مسلمین، سازش با دشمن، شماتت دیگران و ... مانع عمده انجام دادن مسئولیت‌ها هستند. این امور هم حجاب معرفتند و هم حجاب خدمت و تحقق انتظارات و خواسته‌های اجتماعی. ب) مسئولیت‌های اخلاقی مدیران یک. اخلاق‌ورزی در زندگی شخصی مدیران نسبت به رفتارهای ارتباطی خود مسئولیت اخلاقی دارند. مراد از رفتارهای ارتباطی اعم از رفتارهای فردی و اجتماعی است. از مدیران انتظار می‌رود در زندگی شخصی به فضایل اخلاقی پسندیده آراسته گردند. کسی که در زندگی شخصی بی‌مبالات و از دغدغه خوب و بد فارغ است، در زندگی شغلی نمی‌تواند حافظ اخلاق سازمان باشد.به‌دلیل اهمیت اخلاق‌ورزی مدیران در زندگی شخصی یکی از شاخص‌های انتخاب مدیر در نظام جامع انتصابات، تأکید بر اخلاقیات فردی مدیر است. کسی که در زندگی شخصی خود رازدار و امین نیست، در کسب و کار نیز نسبت به رازداری و امانت‌ورزی سازمانی که پیچیده‌تر و صعب‌تر است، بی‌مبالات می‌گردد. متخلق بودن مدیران از جهت دیگری نیز اهمیت دارد و آن نقش الگویی و تأثیر تصمیم‌گیری آنها در سازمان است. مدیران غالباً الگوی کارمندان قرارمی‌گیرند. اخلاق فردی آنها می‌تواند موجب ترویج اخلاق در فرهنگ سازمانی باشد و رفتارهای غیراخلاقی آنها در زندگی شخصی، سبب ترویج ضداخلاق در سازمان می‌شود؛ به همین دلیل اخلاق‌ورزی در زندگی شخصی مدیران در اخلاق حرفه‌ای نقش اساسی دارد. دو. اخلاق‌ورزی در شغل مراد از اخلاق‌ورزی شغلی آن است‌که فرد، در رفتارهای ارتباطی شغلی خود عملکرد اخلاقی داشته باشد. هر شغلی اخلاقیات خاصی را اقتضا می‌کند؛ برای مثال مدیران غالباً در معرض ارزش داوری قرارمی‌گیرند و در خوب و بد رفتار کارکنان و مدیران زیردست خود داوری می‌کنند. ارزش داوری ضوابط خاصی دارد و هرگونه بی‌مبالاتی در آن غیراخلاقی است. از مدیران انتظار می‌رود در ارتباط با دیگران، در کسب و کار، دارای الگوی رفتاری نیکو، مانند قاطعیت باشند. الگویی مبتنی بر صراحت، صداقت و احترام اصیل و متقابل. رأس سازمان آفریننده روح و حیات آن است. اگر سازمانی دارای روحیه بزرگ است، به‌سبب روحیه بزرگ افرادی است‌که در رأس آن قرارگرفته‌اند و اگر این روحیه خراب است، به‌علت فاسد بودن روحیه افراد موجود در رأس آن است. تأمل در شاخص گزینش پیامبر گرامی| به عنوان رهبر جامعه انسانی اهمیت تخلق مدیران و رهبران به اخلاق روشن می‌شود. قرآن به‌صراحت بیان می‌کند که: انتخاب ایشان کورکورانه نیست؛ بلکه خداوند متعال می‌داند که رسالت را بر چه موضعی قراردهد: «اللَّهُ أ‌َعْلَمُ حَیثُ یجْعَلُ ر‌ِسَالَتَهُ». (انعام / 124) در جای دیگر، رسول خدا| را اسوه مردم می‌داند؛ او که برای إ‌ِتمام مکارم اخلاق مبعوث شده است، خود متخلق‌ترین مردم است. «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فی رَسُول‌ِ اللَّهِ أ‌ُسْوَةٌحَسَنَةٌ ... .» (احزاب / 21) [4]

 

در تلاش برای فهم مفاهیم بنیادین اخلاق کسب‌و‌کار مفید است که به مدل‌های اخلاقی کلیدی که می‌توانند توصیف‌کننده انواع مختلفی از اخلاق مدیریت در جهان واقعی کسب‌و‌کار باشند، بیندیشیم. مدیران برای اخلاقی بودن باید ابتدا معنای خاص این مفهوم را در کسب‌و‌کار بدانند و با جنبه‌های آن آشنا شوند؛ بنابراین این نوشتار مدل‌های توصیفی را برای روشن‌تر شدن درک ما از اخلاق کسب‌و‌کار معرفی می‌کند. در رابطه با اخلاق، سه مدل یا سه گونه از مدیریت را می‌توان توصیف و مقایسه کرد:

• مدیریت غیراخلاقی

• مدیریت اخلاقی

• مدیریت بی‌اخلاق

این سه به‌طور مفهومی روی یک پیوستار قرار می‌گیرند که یک سر آن مدیریت اخلاقی و سر دیگر آن مدیریت غیر‌اخلاقی است. لذا دو سر پیوستار (مدیریت غیراخلاقی و مدیریت اخلاقی) را بررسی می‌کنیم.

 

مدیریت غیراخلاقی

مدیریت غیراخلاقی عبارت است از رویکردی که نه‌تنها عاری از اصول و انگاره‌های اخلاقی است که موضعی فعال و مخالف با اخلاق نیز دارد. تصمیم‌گیری‌ها، اقدامات و روش‌های مدیریت غیراخلاقی مغایر با اصول اخلاقی است. این مدل بیان می‌کند که انگیزه‌های مدیران خودخواهانه است و مدیر عمدتا یا تنها به کسب منفعت خود یا سازمان خود اهمیت می‌دهد. اگر فعالیت‌های یک مدیر فعالانه با آنچه اخلاقی تلقی می‌شود مغایر باشد، این به آن معنا است که مدیر قدرت تشخیص درست از غلط را دارد و با این حال گزینه‌ای را برمی‌گزیند که از نظر اخلاقی غلط‌ است؛ بنابراین انگیزه‌های وی طمع‌ورزانه یا خودخواهانه تلقی می‌شود. طبق این مدل، اهداف مدیران عبارت است از: سودآوری و موفقیت سازمانی تقریبا به هر قیمت. در این مدل، مدیر به ادعاهای دیگران درباره لزوم رفتار منصفانه یا عادلانه اهمیت نمی‌دهد.

اما درباره گرایش این دسته از مدیران به قانون چه می‌توان گفت؟ (با توجه به اینکه قانون معمولا دربرگیرنده حداقلی از اخلاق است). مدیران غیراخلاقی اغلب استانداردهای قانونی را موانعی می‌دانند که مدیریت باید برای دستیابی به خواسته‌های خود آنها را دور بزند یا بر آنها غلبه کند. مدیریت غیراخلاقی به همان صورت که به کارهای غیراخلاقی دست می‌زند، قانون را هم زیر پا می‌گذارد.

استراتژی عملیاتی یک مدیر غیراخلاقی متمرکز بر استفاده از فرصت‌ها برای کسب منافع شخصی یا سازمانی است. مخالفت فعالانه با امور اخلاقی یعنی اینکه مدیران هرجا که مفید بدانند موانع را از سر راه برمی‌دارند؛ بنابراین پرسش عملیاتی کلیدی‌ای که هدایتگر مدیریت غیراخلاقی است آن است که «آیا می‌توان با اقدام، تصمیم یا رفتار مورد نظر (صرف‌نظر درست یا غلط بودن وسیله رسیدن به آن) سودی کسب کرد؟» این پرسش به‌طور غیرمستقیم بیان می‌کند که به‌جز کسب سود هیچ چیز دیگری اهمیت ندارد؛ یا دست‌کم می‌توان گفت «اهمیت چندانی» ندارد.

 

مدیریت اخلاقی

این شیوه مدیریت بالاترین تطابق را با رفتارها و استانداردهای کاری اخلاقی دارد. اگرچه همواره نمی‌توان در این شیوه از مدیریت، میزان تطابق با استانداردهای اخلاقی را تعیین کرد، اما این شیوه در تمرکز بر هنجارهای اخلاقی و استانداردهای حرفه‌ای، انگیزه‌ها، اهداف، جهت‌گیری به سوی قانون و استراتژی عملیاتی عمومی خود تلاش می‌کند که اخلاق را مبنا قرار دهد.

در مقابل انگیزه‌های خودخواهانه‌ای که در مدیریت غیراخلاقی وجود دارد، مدیریت اخلاقی موفقیت را تنها در چارچوب مفاهیم معنادار اخلاقی دنبال می‌کند؛ بنابراین انگیزه‌های مدیریت اخلاقی را می‌توان عدالت، انصاف و دیگرخواهی دانست. اهداف سازمانی در این نوع مدیریت همچنان سودآوری را دنبال می‌کند؛ اما تنها در درون محدوده‌های اطاعت از قانون و حساسیت نسبت به آن و مسوولیت‌پذیری نسبت به استانداردهای اخلاقی.

مدیریت اخلاقی اهداف سودآوری، قانون‌مداری و اخلاق را هم لازم می‌داند و هم مطلوب. در واقع تمرکز این رویکرد مدیریت نه تنها بر لفظ قانون بلکه بر روح آن است. قانون در این دیدگاه به مثابه یک استاندارد حداقلی برای رفتار اخلاقی دیده می‌شود؛ زیرا مدیریت اخلاقی تلاش دارد که خود را در یک سطح بالاتر از الزامات قانونی حفظ کند.[5]

 

جمع بندی و نتیجه گیری

اخلاقی بودن یا نبودن رفتارها و عملکرد می تواند موجب بروز پیامدهای مثبت یا منفی در سطح سازمان گردد. سلامت اداری     می تواند به عنوان پیامد مثبت و فساد اداری به عنوان پیامد منفی تلقی شود و بر اساس تعریف، فساد اداری به اقداماتی گفته    می شود که ناشی از به کارگیری قدرت و توان سازمان های دولتی و یا وابسته به دولت برای کسب منافع مالی فردی و یا گروهی است. سلامت مالی شامل سودآوری سازمان، دستیابی به محصولات و بازارهای جدید، مشارکت کارکنان در تصمیم گیری های سازمانی، تقدیر از مشارکت کارکنان در کارها، توسعه کارکنان و غیره است.

سلامت شرکت همواره به وسیله نیروهای داخلی و خارجی مورد حمله قرار می گیرد. این حمله ها به وسیله افراد و یا گروه هایی انجام می شود که نمی خواهند جزئی از کل شوند و وجودشان تنها برای تامین هدف های خودشان است و افتخارآمیز بودن هدف ها برایشان هیچ اهمیتی ندارد. به طور کلی، اخلاقیات در سازمان ها به عنوان سیستمی از ارزش ها و باید و نبایدها تعریف می شود که بر اساس آن نیک و بدهای سازمان مشخص و عمل بد از خوب متمایز می شود. به طور کلی، انسان ها در بعد فردی و شخصیتی دارای ویژگی های خاص اخلاقی اند که پندار، گفتار و رفتار آن ها را شکل می دهد. ممکن است از همین افراد، وقتی در یک جایگاه و پست سازمانی قرار می گیرند، پندار، گفتار و رفتار متفاوتی سر بزند که موجب بروز پیامدهای مثبت و یا منفی در سطح سازمان گردد.

 


 نوشته شده توسط قدیر کچوئی

[2]  modiran1novin.blogfa.com

[3] www.farsnews.com

[4]  www.farsnews.com

[5]  روزنامه دنیای اقتصاد مورخ 02/11/92

اخلاق حرفه ای، ضرورتی برای سازمان

 

اخلاق حرفه ای، ضرورتی برای سازمان

 

 

چکیده

یکی از عمده‌ترین دغدغه‌های مدیران کارآمد در سطوح مختلف، چگونگی ایجاد بسترهای مناسب برای عوامل انسانی شاغل در تمام حرفه‌هاست تا آنها با حس مسئولیت و تعهد کامل به مسائل جامعه و حرفة خود بپردازند و اصول اخلاقی حاکم بر شغل و حرفة خود را رعایت کنند. این مقاله بر آن است تا به مفهوم اخلاق حرفه‌ای و اهمیت و ابعاد گوناگون آن و نیاز جوامع امروز به اخلاق بپردازد.

همچنین به ویژگی‌های افراد دارای اخلاق حرفه‌ای مانند احساس مسئولیت، برتری‌جویی و رقابت‌طلبی، صادق‌بودن، احترام و تکریم دیگران، رعایت ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی، عدالت و انصاف، همدردی با دیگران و وفاداری اشاره می‌شود. در ادامه، با اشاره به عوامل پایه‌ای اخلاق حرفه‌ای، چگونگی اشاعه و ترویج آن در جهت توسعه سازمانی بیان می‌شود.

 

 

مقدمه

اخلاق حرفه‌ای یکی از مسائل اساسی همة جوامع بشری است. در حال حاضر، متأسفانه در جامعة ما در محیط کار کمتر به اخلاق حرفه‌ای توجه می‌شود. در حالی که در غرب سکولار، در دانش‌های مربوط به مدیریت و سازمان، شاخه‌ای با عنوان اخلاق حرفه‌ای وجود دارد، ولی در جامعة دینی ما در مدیریت، به اخلاق توجه کافی نشده است.1

 

جامعه ما نیازمند آن است تا ویژگی‌های اخلاق حرفه‌ای مانند دلبستگی به کار، روحیه مشارکت و اعتماد، ایجاد تعامل با یکدیگر و... تعریف، و برای تحقق آن فرهنگ‌سازی شود. امروزه بسیاری از کشورها در جهان صنعتی به این بلوغ رسیده‌اند که بی‌اعتنایی به مسائل اخلاقی و فرار از مسئولیت‌ها و تعهدات اجتماعی، به از بین رفتن بنگاه می‌انجامد.

 

به همین دلیل، بسیاری از شرکت‌های موفق برای تدوین استراتژی اخلاقی احساس نیاز کرده، و به این باور رسیده‌اند که باید در سازمان یک فرهنگ مبتنی بر اخلاق رسوخ کند. از این‌رو، کوشیده‌اند به تحقیقات دربارة اخلاق حرفه‌ای جایگاه ویژه‌ای بدهند؛ وقتی از حوزة فردی و شخصی به حوزه کسب و کار گام می‌نهیم‌‌، اخلاق کار و یا اخلاق شغلی به میان می‌آید؛ مانند: اخلاق پزشکی‌‌، اخلاق معلمی‌‌، اخلاق مهندسی و نظایر آن‌.

برای نمونه، چگونه ممکن است سیستم یک بیمارستان یا دانشگاه فاسد باشد، اما از پرستاران بخواهیم اخلاقی باشند. امروزه اخلاق حرفه‌ای نقش راهبردی در بنگاه‌ها دارد و متخصصان مدیریت استراتژیک، اصول اخلاقی شایسته در سازمان را از پیش‌‌شرط‌های مدیریت استراتژیک خوب دانسته‌اند.2 در اخلاق حرفه‌ای، مسئولیت‌های اخلاقی سازمان در قبال محیط داخلی و خارجی است و این متمایز از حقوق کار است؛ اما حقوق کار نیز در آن وجود دارد. اصول اخلاق خوب از پیش‌‌شرط‌های مدیریت استراتژیک خوب است. این اصول موجب ایجاد یک شرکت و بنگاه خوب می‌شود.

 

مفهوم اخلاق حرفه‌ای

در ابتدا مفهوم اخلاق حرفه‌ای به معنای اخلاق کار و اخلاق مشاغل به کار می‌رفت.امروزه نیز عده‌ای از نویسندگان اخلاق حرفه‌ای، از معنای نخستین این مفهوم برای تعریف آن استفاده می‌کنند. اصطلاحاتی مثل work ethics یا professional ethics معادل اخلاق کاری یا اخلاق حرفه‌ای در زبان فارسی است.3 تعریف‌های مختلفی اخلاق حرفه‌ای ارائه شده است:

الف) اخلاق کار، متعهد شدن انرژی ذهنی و روانی و فیزیکی فرد یا گروه به ایده جمعی است در جهت اخذ قوا و استعداد درونی گروه و فرد برای توسعه به هر نحو؛4

ب) اخلاق حرفه‌ای یکی از شعبه‌های جدید اخلاق است که می‌کوشد به مسائل اخلاقی حرفه‌های گوناگون پاسخ داده و برای آن اصولی خاص متصور است.5

ج) اخلاق حرفه‌ای به مسائل و پرسش‌های اخلاقی و اصول و ارزش‌های اخلاقی یک نظام حرفه‌ای می‌پردازد و ناظر بر اخلاق در محیط حرفه‌ای است.6

د) مقصود از اخلاق حرفه‌ای مجموعه قواعدی است که باید افراد داوطلبانه و براساس ندای وجدان و فطرت خویش در انجام کار حرفه‌ای رعایت کنند؛ بدون آن‌ که الزام خارجی داشته باشند یا در صورت تخلف، به مجازات‌های قانونی دچار شوند.

ه‍ ) اخلاق فردی‌‌، مسئولیت‌پذیری فرد است در برابر رفتار فردی خود‌‌، صرفاً به منزلة یک فرد انسانی‌، و اخلاق شغلی‌، مسئولیت‌پذیری یک فرد است در برابر رفتار حرفه‌ای و شغلی خود‌‌، به مثابه صاحب یک حرفه یا پست سازمانی‌.7

و) این اخلاق، دربرگیرندة مجموعه‌ای از احکام ارزشی، تکالیف رفتار و سلوک و دستورهایی برای اجرای آنهاست.8

ز) اخلاق حرفه‌ای، به منزلة شاخه‌ای از دانش اخلاق به بررسی تکالیف اخلاقی در یک حرفه و مسائل اخلاقی آن می‌پردازد و در تعریف حرفه، آن را فعالیت معینی می‌دانند که موجب هدایت فرد به موقعیت تعیین‌شده همراه با اخلاق خاص است.9

 

در تعریف اخلاق حرفه‌ای به موارد زیر اشاره شده است:

1. اخلاق حرفه‌ای رفتاری متداول در میان اهل یک حرفه است.

2. اخلاق حرفه‌ای مدیریت رفتار وکردار آدمی هنگام انجام‌دادن کارهای حرفه‌ای است.

3. اخلاق حرفه‌ای رشته‌ای از دانش اخلاق است که به مطالعة روابط شغلی می‌پردازد.

4. اخلاق حرفه‌ای عبارت است از مجموعه‌ای از قوانین که در وهلة اول از ماهیت حرفه و شغل به دست می‌آید.10

 

در بیشتر تعریف‌هایی که از اخلاق حرفه‌ای شده است، دو ویژگی دیده می‌شود: الف) وجود نگرش اصالت فرد و فرد گرایی؛ ب) محدودبودن مسئولیت‌ها و الزامات اخلاقی فرد در شغل، که به نظر می‌رسد این نگاه به اخلاق حرفه‌ای، نوعی تحویلی‌نگری و تقلیل دادن اخلاق حرفه‌ای است؛ زیرا هویت جمعی و سازمانی در نهادهای مشاغل در کسب وکار، بسی فراتر از شغل فردی اشخاص است. با توجه به همین دیدگاه بود که در این اواخر نیز بحث از اخلاق حرفه‌ای در منابع مدیریتی و بیشتر در آثار و مباحث مربوط به مدیریت منابع انسانی مطرح می‌شد.11

امروزه با توجه به همین مورد، در مفهوم جدید از اخلاق حرفه‌ای، به مسئولیت‌های اخلاقی بنگاه وسازمان اشاره می‌شود که جامع‌تر از تعریف سنتی است. در این نگاه، بنگاه به منزلة یک شخصیت حقوقی دو گونه مسئولیت دارد: الف) مسئولیت‌های حقوقی کیفری؛ ب) مسئولیت‌های اخلاقی که مسئولیت‌های اخلاقی بنگاه بسیار پییچیده‌تر از مسئولیت‌های اخلاقی فردی ـ شخصی و فردی ـ شغلی است. به عبارت دیگر، مسئولیت‌های اخلاقی بنگاه شامل همه اضلاع و ابعاد سازمان می‌شود و اخلاقیات شغلی را نیز دربرمی‌گیرد.12 البته اخلاق حرفه‌ای افزون بر اخلاق کار، حقوق کار را نیز دربرمی‌گیرد.13

 

ویژگی‌های اخلاق حرفه‌ای

امروزه در اخلاق حرفه‌ای، تلقی «شما حق دارید و من تکلیف»، مبنای هر گونه اخلاق در کسب و کار است. این مبنا از رفتار ارتباطی فرد، به صورت اصلی برای ارتباط سازمان با محیط قرار می‌گیرد و سازمان با دغدغة رعایت حقوق دیگران، از تکالیف خود می‌پرسد. ویژگی‌های اخلاق حرفه‌ای در مفهوم امروزی آن عبارت‌اند از: دارای هویت علم و دانش بودن، داشتن نقشی کاربردی، ارائة صبغه‌ای حرفه‌ای، بومی و وابسته بودن به فرهنگ، وابستگی به یک نظام اخلاقی، ارائه دانشی انسانی دارای زبانِ روشن انگیزشی، ارائه روی‌آوردی میان‌رشته‌ای.14«کادوزیر» دربارة ویژگی‌های افرادی که اخلاق حرفه‌ای دارند موارد زیر را بیان می‌کند:

 

مسئولیت‌پذیری

در این مورد فرد پاسخ‌گوست و مسئولیت تصمیم‌ها و پیامدهای آن را می‌پذیرد؛ سرمشق دیگران است؛ حساس و اخلاق‌مند است؛ به درستکاری و خوشنامی در کارش اهمیت می‌دهد؛ برای ادای تمام مسئولیت‌های خویش کوشاست و مسئولیتی را که به عهده می‌گیرد، با تمام توان و خلوص نیت انجام می‌دهد.

 

برتری‌جویی و رقابت‌طلبی

در تمام موارد سعی می‌کند ممتاز باشد؛ اعتماد به نفس دارد؛ به مهارت بالایی در حرفه خود دست پیدا می‌کند؛ جدی و پرکار است؛ به موقعیت فعلی خود راضی نیست و از طرق شایسته دنبال ارتقای خود است؛ سعی نمی‌کند به هر طریقی در رقابت برنده باشد.

 

صادق بودن

مخالف ریاکاری و دورویی است؛ به ندای وجدان خود گوش فرا می‌دهد؛ در همه حال به شرافت‌مندی توجه می‌کند؛ شجاع و با شهامت است.

 

 احترام به دیگران

به حقوق دیگران احترام می‌گذارد؛ به نظر دیگران احترام می‌گذارد؛ خوش‌قول و وقت‌شناس است؛ به دیگران حق تصمیم‌گیری می‌دهد؛ تنها منافع خود را مرجح نمی‌داند.

 

رعایت و احترام نسبت به ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی

برای ارزش‌های اجتماعی احترام قائل است؛ در فعالیت‌های اجتماعی مشارکت می‌کند؛ به قوانین اجتماعی احترام می‌گذارد؛ در برخورد با فرهنگ‌های دیگر متعصبانه عمل نمی‌کند.

 

عدالت و انصاف

طرفدار حق است؛ در قضاوت تعصب ندارد؛ بین افراد از لحاظ فرهنگی، طبقه اجتماعی و اقتصادی، نژاد و قومیت تبعیض قائل نمی‌شود.

 

همدردی با دیگران

دلسوز و رحیم است؛ در مصائب دیگران شریک می‌شود و از آنان حمایت می‌کند؛ به احساسات دیگران توجه می‌کند؛ مشکلات دیگران را مشکل خود می‌داند.

 

وفاداری

به وظایف خود متعهد است؛ رازدار دیگران است؛ معتمد دیگران است.15

 

 نظام‌های اخلاقی عمده

اخلاق حرفه‌ای در تفکر سنتی، کم‌وبیش بر نظام ارسطویی استوار بوده است؛ اما امروزه نظام‌های دیگری نیز کانون توجه است. در حال حاضر، بیشتر از پنج نظام عمدة اخلاقی در بیان اخلاق حرفه‌ای استفاده می‌شود. ملاک مقبولیت این پنج نظام در میان ده‌ها نظریه و نظام اخلاقی، توانایی آنها در بیان سیستماتیک فضایل و رذائل اخلاقی، ارائه نظام سازگار، فراگیر و کاراست.

این پنج نظام اخلاقی (نظریه‌های عمده) عبارتند از: فایده‌گرایی، وظیفه‌گرایی، عدالت فراگیر، آزادی فردی و زیبا و خیر مطلق. چهار نظریة نخست در واقع اصول راهبردی اخلاق را ملاک نهایی می‌انگارند، اما در نظریة چهارم، خداوند متعال، برترین زیبایی و مشخص‌کننده ملاک نهایی اخلاق است.

در این نظام اخلاقی که روشنی‌بخش دیگر نظام‌های اخلاقی است، تقرب به خدا و کسب رضایت او آرمان اخلاق است و دستیابی به عدالت فراگیر اجتماعی، آزادی، حرمت انسان و بیشترین سود برای بیشترین کسان نیز از اهداف زندگی اجتماعی در چهار ساحت فردی، شغلی، سازمان و جامعه است.16 گفتنی است، همة تحقیقات در چارچوب نظام اخلاقی اسلام، بر اساس نظریة زیبا و خیر مطلق انجام می‌شود.

 

مبانی نظری اخلاق حرفه‌ای در اسلام

الگوهای رفتاری در سطح نهادها و سازمان‌های اجتماعی، وحدت‌بخش جامعة دینی است. تعریف کلی الگوهای اخلاقی و رفتار ارتباطی، مسئولیت‌پذیری در برابر حقوق افراد است. جامعة دینی از حیث تعامل سازمان‌ها و نهادهای اجتماعی در آن و نیز از نظر رفتار ارتباطی افراد، متضمن مسائل فراوانی است. این مسائل از تعیّن دینی چنین جوامعی سر برمی‌آورند و با تعیین دینی نیز باید پاسخ یابند. اخلاق، سامان‌دهندة رفتار ارتباطی در مقیاس فرد، سازمان، جامعه و روابط جهانی است.

رفتار ارتباطی درون‌شخصی و برون‌شخصی فرد در زندگی شخصی و زندگی شغلی، از طریق اخلاق سامان و انسجام می‌یابد. همچنین رفتار ارتباطی سازمان با محیط و نیز تعامل نهادهای اجتماعی با یکدیگر، در دو سطح ملی و جهانی، بر مبنای اخلاق قوام می‌یابد.17 برای تعیین مؤلفه‌های کاربردی اخلاق حرفه‌ای(اسلامی)، می‌توان از اصول راهبردی اخلاق حرفه‌ای در اسلام استفاده کرد؛ اصول راهبردی اصلی (در اسلام) عبارت‌اند از: احترام اصیل و نامشروط به انسان‌ها، رعایت آزادی انسان‌ها، برقراری عدالت در مورد انسان‌ها، امانت‌ورزی در رفتار و بینش شخصی.18

اخلاق حرفه‌ای در نظام اداری جمهوری اسلامی باید هویت اسلامی داشته باشد و مبتنی بر اخلاق اسلامی شکل بگیرد. برای داشتن هویت اسلامی اخلاق حرفه‌ای در کشورمان، به چهار دلیل می‌توان اشاره کرد: الف) از لحاظ فرهنگی به دلیل وابستگی تودة مردم کشورمان به نظام عقیدتی اسلام؛19از لحاظ دینی به دلیل جداناپذیری اخلاق از دین در متن دین اسلام؛20 ج) نیاز به پویایی درون فرهنگ اسلامی با توجه به مواجهة آن با چالش جهانی‌شدن؛21د) از لحاظ نظام حکومتی، الزام به حکومت دین‌مدار در نظام حکومت دینی و از لحاظ قانونی، به تأکید قانون اساسی ـ در اصل هشتم ـ بر تصویب قوانین اسلامی در کشور.22

نظام اخلاق اسلامی به گونه‌ای است که با اخلاق حرفه‌ای در هم آمیخته و تفکیک‌ناپذیر است؛ زیرا در این نظام ملاک نهایی و نهایت سعادت بشری، الله است و انسان در مقام خلیفه و جانشین الهی در زمین، محور توجهات اخلاقی است؛ بدین معنا که خشنودی انسان و خدمت به او موجب رضایت و تقرب به خداوند می‌شود؛ از این‌رو، نظام اخلاق اسلامی با توجه به ملاک نهایی، در صدد است با ارائه دستورالعمل‌ها و آیین‌نامه‌های اخلاقی در سطح حرفه و زندگی اجتماعی و همچنین با در نظر گرفتن پیشرفت‌های مادی در جهت بهبود زندگی انسان‌ها، زمینة سعادت و کمال حقیقی بشر را فراهم آورد.23

دربارة مورد اخیر باید گفت در اخلاق حرفه‌ای اسلامی، ملاک نهایی اخلاق همانا خواست خداوند ـ خیر مطلق ـ است. مهم‌ترین اصول راهبردی که می‌توانند منشأ شکل‌گیری مؤلفه‌های کاربردی اخلاق حرفه‌ای (اسلامی) شوند، عبارت‌اند از: الف) کرامت انسانی؛ ب) آزادی فردی؛ ج) عدالت اجتماعی در مفهوم عام قرار دادن هر امری در جایگاه شایسته آن؛ د) امانت‌ورزی در دو سطح امانت‌داری و بینش امانت‌نگری24در این بین، اصل چهارم مهم‌ترین اصل (اصل‌الاصول) است.25

مفهوم امانت‌داری در کسب‌وکار، قابل تجزیه به سه پرسش است: 1. چه چیزی در کسب‌وکار مورد امانت قرار می‌گیرد؟ 2. مراد از امانت‌داری در قبال آن امور چیست؟ 3. صاحبان امانت کیستند؟ البته امانت‌داری در حرفه نمی‌تواند به معنای عدم تصرف باشد؛ زیرا تصرف و به‌کارگیری مقوم کسب‌وکار است؛ بلکه تصرف در حرفه دو گونه است: امانت‌دارانه و غیرامانتدارانه. در این زمینه تصرف امانت‌دارانه استفاده بهینه و شایسته است.26

ضامن امانت‌داری در نگرش اسلامی این بینش است که عالم همه محضر خداست. با این نگاه، فرد با بصیرت ایمانی به امانت‌نگری در جهان هستی می‌رسد و همه چیز از جمله خود را امانت خداوند می‌داند. پس در مواجهه با همه چیز و در استفاده از همة امور، راه امانت‌داری را می‌پیماید و چنین حزم و احتیاطی تقوا است. اصول منشور اخلاقی در اسلام، در همة حرفه‌ها مشترک است؛ ولی تفاوت حرفه‌ها در فروع است. بدین ترتیب، اصولی را که از منابع اسلامی به دست می‌آید، می‌توان در تمامی حرفه‌ها جاری ساخت. پس باید اخلاق اداری و سازمانی جزو برنامه‌های آموزش در سازمان قرار گیرد.27

 

عوامل پایه‌ای اخلاق حرفه‌ای

یکی از صاحب‌نظران این نظریه به نام زیونتس در مقاله‌ای عواملی را به منزلة عوامل پایه‌ای برای اخلاق حرفه‌ای برمی‌شمارد که عبارت‌اند از:

 

الف: استقلال حرفه‌ای اخلاق علمی

این عامل مانند اخلاق در هر نظام حرفه‌ای دیگر باید منعکس‌کنندة هنجارهای درونی حرفه و احساس تعهد اخلاقی از سوی خود حرفه‌ای‌ها و نهادهای تخصصی آنها باشد، نه آنکه در قالب بایدها و نبایدهای اخلاقی به آنها تحمیل و قبولانده یا گوشزد شود. برای مثال، یک مدیر باید در حرفة خود مسائلی مانند صداقت، دقت، قابل اعتماد بودن، گشوده بودن به فضای انتقاد و ارزیابی، پرهیز از جزمیت، احترام به زیردستان و اطرافیان، توجه به حریم خصوصی و مسئله حفظ اسرار افراد را سرلوحة خویش قرار دهد.

 

 ب) خودفهمی حرفه‌ای

پایه و اساس اخلاق، خودفهمی حرفه‌ای است. افراد تنها با فهمی از کار و فعالیت حرفه‌ای خود، فلسفه آن و نسبتش با زندگی مردم است که به درک اخلاقی از آن نائل می‌آیند و در نتیجه، در مناسبات خود با طبیعت و جهان پیرامون خود، نوعی احساس درونی از تعهد به آن ارزش‌ها پیدا می‌کنند.

 

ج:عینیت‌گرایی، بی‌طرفی و عدم جانب‌داری

از مهم‌ترین اصول اساسی که در اغلب اسناد و مباحث مربوط به اخلاق حرفه‌ای علمی مورد تأیید قرار می‌گیرد، رعایت عینیت‌گرایی و بی‌طرفی است. فردی که اخلاق حرفه‌ای را در زندگی شغلی‌اش به کار می‌گیرد، نباید جانب‌داری غیرعقلانی نسبت به منبعی که دارای صفات غیراخلاقی است نشان دهد.

 

د) فراتر رفتن از مفهوم معیشتی

تا زمانی که فردی درگیر مسائل فیزیولوژیکی باشد، توجه به مسائل دیگر کم‌رنگ‌تر خواهد بود. معنای اخلاق حرفه‌ای با عبور از مفهوم معیشتی آن به عرصة ظهور می‌رسد. زمانی که افراد در فعالیت و کسب‌وکار حرفه‌ای خود از سطح گذران زندگی مادی فراتر می‌آیند، دست‌کم سه سطح دیگر از فعالیت‌های علم و فناوری برای آنها معنا می‌یابد: 1. احساس کارآیی، اثربخشی و تولید کیفیت به عنوان ارزش افزوده؛ 2. احساس خدمت به مردم و مفید واقع‌شدن؛ 3. احساس رهاسازی از طریق بازتوزیع فرصت‌ها و نقد قدرت.28

 

 

 

 

 

 

پی نوشت ها:

 

1-ر.ک: احد فرامرز قراملکی، «روش شناسی مسئولیت پذیری در سازمان» اندیشه حوزه، ش 49 و 50.

2-ر.ک: همو، اخلاق حرفه‌ای، ص 137.

3-آریانپور کاشانی، فرهنگ جامع، ذیل واژه.

4. Cadozier,V, The moral profession: A study of moral development and professional ethics, Retrieved from proquest.com, p.137.

5. Hartog, mary and Winstanley, Diana, Ethics and Human Resource, Management: Professional Development and Practice, p.6.

6. wikipedia.com.

7. Moberg, Dennis J., and Mark A.Seabright, The development of moral imagination, p.845.

8-ژکس، فلسفه اخلاق: حکمت عملی، ترجمه ابوالقاسم پورحسینی، ص 92.

9-احد فرامرز قراملکی، اخلاق حرفه‌ای، ص 137.

10-ر.ک: حسینیان، س، اخلاق در مشاوره و روانشناسی.

11-ر.ک: قراملکی، ا. فرامرز، «روش شناسی مسئولیت پذیری در سازمان» اندیشه حوزه.

12-احد فرامرز قراملکی، اخلاق حرفه‌ای، ص 105

13-همان.

14-همان.

‌15. Cadozier, Ibid, P167.

16-احد فرامرز قراملکی، «جامعه دینی، جامعه‌ای هماهنگ»، اندیشه حوزه، ش 56، ص 38 ـ 29.

17-ر.ک: منیژه، عاملی، بررسی مبانی نظری اخلاق حرفه‌ای در اسلام.

18-همان.

19-ر.ک: احد فرامرز قراملکی، اخلاق حرفه‌ای.

20-ر.ک: ج. جزنی، اخلاق تجاری و بازار یابی در اقتصاد اسلام.

21-ر.ک: ب. رشیدی، عصر اطلاعات و مدیریت اسلامی، چالش‌هاو راهکارها.

22-ر.ک: م. حمیدی، «فلسفه و سازوکار پاسخگویی در نظام جمهوری اسلامی»، اندیشه حوزه.

23-ر.ک: منیژه، عاملی، بررسی مبانی نظری اخلاق حرفه‌ای در اسلام.

24-همان.

25-ر.ک: احد فرامرز قرا ملکی، «روش شناسی مسئولیت پذیری در سازمان».

26-احد فرامرزقرا ملکی، اخلاق حرفه‌ای.

27-ن. میر سپاسی، مدیریت استراتژیک منابع انسانی و روابط کار.

28. C.f: Zionts, T, L, Professional Standards of Educational Manageres: Their Importance and Ease of Implementation. Retrieved from Proquest.com.

علی‌نقی امیری،استادیار دانشکدة مدیریت پردیس دانشگاه تهران در قم.

محمد همتی،دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه تهران.

مهدی مبینی،کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی آموزشی از دانشگاه علامه طباطبایی،

منبع:ماهنامه معرفت ، شماره چهارم.