اصول اخلاق حرفه ای در روانشناسی
اصول اخلاق حرفه ای در روانشناسی

اصول اخلاقی روانشناسان (انجمن روانشناسی آمریکا 2010)
هدف هدایت و الهام بخشیدن به روانشناسان نسبت به بالاترین آرمان اخلاقی این حرفه است.
اصل اول: نیکوکاری و بخشش
اصل دوم: وفاداری و مسئولیت
اصل سوم: امانتداری و یکپارچگی
اصل چهارم: عدالت و انصاف
اصل پنجم: احترام به حقوق و کرامت افراد
اصل اول: نیکوکاری و بخشش
روانشناسان سعی دارند که به نفع شخصی که با او کار می کنند از او مراقبت کنند تا هیچ گونه آسیبی به او نرسد. در اقدامات حرفه ای، روانشناسان خود را در برابر رفاه و حقوق افرادی که با آنها در تعامل حرفه ای اند و افرادی که تاثیر پذیر این تعامل اند، موظف می دانند و حتی موضوع رفاه حیوانات پژوهشی نیز مطرح است. وقتی بین تعهدات یا نگرانی های روانشناسان تعارضی پیش می آید، آنها می کوشند تا این تعارضات به شیوه ای مسئولانه حل شود و از آسیب جلوگیری و یا به حداقل ممکن برسد. از آنجائیکه قضاوت ها و اقدامات حرفه ای و علمی روانشناسان ممکن است بر زندگی افراد تاثیر بگذارد، آنها برای محافظت افراد در برابر عوامل شخصی، مالی، اجتماعی، سازمانی و یا سیاسی هشدار می دهند که ممکن است به سوءاستفاده منجر شود. روانشناسان سعی می کنند تا از اثر سلامت جسمی و روحی خودشان بر توانائیشان آگاه باشند که این به افرادی که با آنها کار می کنند کمک می کند.
اصل دوم: وفاداری و مسئولیت
روانشناسان با کسانی که کار می کنند رابطه اطمینان بخش برقرار می کنند. آنها از مسئولیت حرفه ای و علمی خود در برابر جامعه و جوامع خاص که در آن کار می کنند آگاه اند. روانشناسان استانداردهای حرفه ای طرزعمل، روشن سازی نقش ها و وظائف حرفه ای شان، پذیرش مناسب مسئولیت برای رفتارشان، و بررسی مدیرانه تعارضات که می تواند منجر به بهره کشی یا آسیب شود را مورد تایید قرار می دهند. روانشناسان مشاوره می دهند، ارجاع می دهند و یا با دیگر متخصصان و موسسات در حد نیاز همکاری می کنند تا مطلوبترین خدمات را به افرادی که با آنها کار می کنند بدهند. آنها در مورد اجابت اخلاقی طرزعمل حرفه ای و علمی همکارانشان دلواپس اند. روانشناسان سعی می کنند تا بخشی از زمان حرفه ای شان را برای اندک یا هیچ دستمزد یا سود شخصی تخصیص دهند.
اصل سوم: امانتداری و یکپارچگی
روانشناسان در پی تلاش برای درستی، وفاداری و صداقت در علم، آموزش و عمل روانشناسی هستند. در این فعالیت ها روانشناسان، دزد، کلاهبردار، متقلب، حیله گر و یا کسانی که اطلاعات را خلاف واقع ارائه کنند، نیستند. روانشناسان سعی دارند تا بر سر پیمان شان باشند و از تعهدات غیرعقلانی و نامشخص دوری می کنند. در شرایطی که فریب ممکن است از نظر اخلاقی برای حداکثر سود و حداقل آسیب توجیه پذیر باشد، روانشناسان تعهد جدی در برابر آن نیاز دارند زیرا بایستی عواقب احتمالی و مسئولیت شان نسبت به اصلاح هرگونه بی اعتمادی و یا اثرات آسیب زننده ناشی از چنین تکنیک هایی را در نظر بگیرند.
اصل چهارم: عدالت و انصاف
روانشناسان می دانند که بی طرفی و عدالت حق همه افراد است تا از کمک های روانشناسی و کیفیت فرایندها، رویه ها و خدمات روانشناسان بطور برابر دسترسی پیدا کرده و بهره برداری کنند. روانشناسان بطور منطقی قضاوت می کنند و اقدامات اطمینان بخشی انجام می دهند تا از سوگیری های بالقوه، مرزهای شایستگی، و محدودیت های تخصصی شان مطمئن شوند که منجر به چشم پوشی از اعمال ناعادلانه نشود.
اصل پنجم: احترام به حقوق و کرامت افراد
روانشناسان به منزلت و ارزش همه افراد احترام می گذارند و حریم خصوصی، محرمانه بودن، و حق تعیین سرنوشت افراد را رعایت می کنند. روانشناسان آگاه اند که تدابیر حفاظتی خاصی ممکن است برای حفاظت از حقوق و رفاه افراد یا جوامعی که آسیب ها تصمیمات مستقل را مختل کرده لازم باشد. روانشناسان آگاه اند و به تفاوت های فرهنگی، فردی، و نقشی احترام می گذارند، از جمله کسانی که براساس سن، جنسیت، هویت جنسی، نژاد، قومیت، فرهنگ، ملیت، مذهب، گرایش جنسی، ناتوانی، زبان، و وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی متفاوتند و اینگونه عوامل را در کار با این گروه ها در نظر می گیرند. روانشناسان سعی دارند تا کارشان را از سوگیری بر این عوامل مبرا سازند و آگاهانه در آن شرکت نجویند یا از فعالیت های سوگیرانه دیگر براساس تعصبات چشم پوشی نکنند. ]4[ ، ]5[
ویژگی های شخصیتی و رعایت اخلاق حرفه ای در روانشناسان
ﺷﺨﺼﻴﺖ، اﻏﻠﺐ اوﻗﺎت ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻧﻴﺮوي ﺳﺎزﻣﺎن دﻫﻨﺪه رﻓﺘﺎر آدﻣﻲ در ﻧﻈﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد و از اﻳـﻦ رو ﻫﻤﻮاره ﺟﺎﻳﮕﺎه ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ اي درروان ﺷﻨﺎﺳﻲ داﺷﺘﻪ اﺳﺖ. واﻗﻌﻴﺖ آن اﺳﺖ ﻛﻪ، ﺗﻤﺎم ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﻲ را ﻛﻪتاﻛﻨﻮن ﺑﺪﺳﺖ آورده اﻳﻢ ﻳﺎ اﻧﺘﻈﺎر دارﻳﻢ در آﻳﻨﺪه ﺑﺪﺳﺖ آورﻳﻢ و ﺣﺘﻲ ﺣﺎﻟﺖ ﺳﻼﻣﺖ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻣﺎ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﺷﺨﺼﻴﺖ ﻣﺎ و ﺷﺨﺼﻴﺖ اﻓﺮادي ﻗﺮار ﮔﻴﺮد ﻛﻪ ﺑﺎ آﻧﻬﺎ ﺗﻌﺎﻣﻞ داریم. ]6[
ﺗﺮدﻳﺪي ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ روان ﺷﻨﺎﺳﺎن و ﻣﺸﺎوران در ارﺗﺒﺎط ﺧﻮد ﺑـﺎ ﻣﺮاﺟﻌﺎن ، از ﺗﺎﺛﻴﺮ ﺑﺎورﻫﺎ، ارزﺷﻬﺎ و آرﻣﺎﻧﻬﺎ وﮔﺎه راز و رﻣﺰﻫﺎي دروﻧﻲ ﺧﻮد رﻫﺎ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ دﻟﻴﻞ، ﮔﺎه ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮد ﻛﻪ ﻳﻚ ﻣﺸﺎور و روان درﻣﺎﻧﮕﺮ ﻋﻼوه ﺑﺮ ﻃﻲ آﻣﻮزﺷﻬﺎي دﻗﻴﻖ و ﻃﻮﻻﻧﻲ، ﺧﻮد ﺑﺎﻳﺪ داراي وﻳﮋﮔﻴﻬﺎي ﺷﺨﺼﻴﺘﻲ ﺧﺎص ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﺪ روان درﻣﺎﻧﮕﺮ ﻣﻮﻓﻘﻲ ﺷﻮد. ﻣﺸﺎوره و روان درﻣﺎﻧﻲ، ﺷﺎﻣﻞ رواﺑﻂ ﻋﺎﻃﻔﻲ و ﻓﻜﺮي ﻧﺰدﻳﻚ ﻣﻴﺎن دو اﻧﺴﺎن اﺳﺖ و دراﻳﻦ راﺑﻄﻪ، ﺧﺼﻮﺻـﻴﺎت ﺷﺨﺼـﻴﺘ ﻲ ﻣﺸـﺎور ﺗـﺎﺛﻴﺮ ﺑﺴـﺰاﻳﻲ در ﻣﺮاﺟـﻊ دارد. ﻳﻚ روان درﻣﺎﻧﮕﺮ ﺧﻮب ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﺧﻠﻮص ﻧﻴﺖ، ﺑﻪ ﻣﺴﺎﻳﻞ درﻣـﺎﻧﺠﻮ ﻋﻼﻗﻤﻨـﺪ ﺑﺎﺷـﺪ وﻟـﻲ در ﻋـﻴﻦ ﺣﺎل از ﻣﺪاﺧﻠﻪ ﻋﻮاﻃﻒ ﺧﻮد در ﻛﺎر روان درﻣﺎﻧﻲ، ﺟﻠﻮﮔﻴﺮي ﻧﻤﺎﻳﺪ. ﻳـﻚ روان درﻣـﺎﻧﮕﺮ ، در ﻣﺮﺣﻠـﻪ ﻧﺨﺴﺖ، ﺑﺎﻳﺪ ﻛﻮﺷﺶ ﻛﻨﺪ ﺗﺎ اﺣﺴﺎﺳﺎت، اﻓﻜﺎر، ﺗﻤﺎﻳﻼت و اﻧﮕﻴﺰه ﻫﺎي ﺧﻮد را ﺑﺸﻨﺎﺳﺪ واز اﻳـﻦ ﻃﺮﻳـﻖ ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﻗﺎدر ﺑﻪ ﺷﻨﺎﺧﺖ و ﻓﻬﻢ روﺣﻴﺎت ﻣﺮاﺟﻌﺎن ﺷﻮد. اﻓﺮادي ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ارﺿﺎي ﻧﻴﺎزﻫﺎي ﻧﺎﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺧﻮد داوﻃﻠﺐ ﻛﻤﻚ ﺑﻪ دﻳﮕﺮان ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ و اﻓﺮادي ﻛﻪ ﻣﻴﻞ ﺑﻪ رﻫﺒﺮي و ارﺷﺎد و ﻫﺪاﻳﺖ و ﻧﺼﻴﺤﺖ ﺑﻪ دﻳﮕﺮان در آﻧﻬﺎ ﺷﺪﻳﺪ اﺳﺖ، ﻧﻤﻲ ﺗﻮاﻧﻨﺪ روان درﻣﺎﻧﮕﺮان ﺧﻮﺑﻲ ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﺑﺎﻳﺪ از اﻗﺪام آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻣﺸﺎوره ﻳﺎ روان درﻣﺎﻧﮕﺮي ﺟﻠﻮﮔﻴﺮي ﻧﻤﻮد. ]6[
از ﺳﻮي دﻳﮕﺮ، ﻫﻴﭻ ﻧﻬﺎد ﻳﺎ ﺣﺮﻓﻪاي ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻗﺎدر ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺎرغ از اﺧﻼق ﻛﻪ ﻣﺮزﻫﺎي ﺳﻠﻮك و رﻓﺘﺎر ﺑﻬﻨﺠﺎر را ﻣﻌﻴﻦ ﻣﻲﻛﻨﺪ، ﺑﻪ ﺣﻴﺎت ﻣﺸﺮوع ﺧﻮد اداﻣﻪ دﻫﺪ. اﺧﻼق ﻫﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﻣﻌﻴﺎر ﺑﺎﻳﺪﻫﺎ و ﻧﺒﺎﻳﺪﻫﺎي آن را ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲﻛﻨﺪ و اﻧﺴﺎن اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ را در ﻣﺴﻴﺮ زﻧﺪﮔﻲ آﻳﻨﺪه ﺧﻮد ﺑـﻪ ﺳﻤﺖ ﻛﻤﺎل، ﻓﻀﻴﻠﺖ و ﺳﻌﺎدت ﻫﺪاﻳﺖ ﻣﻲﻛﻨﺪ. اﺧﻼق، ﻫﻢ ﺧﺎﺳﺘﮕﺎه دﻳﻨﻲ دارد و ﻫﻢ ﻣﺘﺎﺛﺮ از ﻋﺮف، ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﺗﺎرﻳﺦ و ﺳـﺎﻳﺮ ﭘﺪﻳﺪهﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ اﺳﺖ. در واﻗﻊ، ﺑﻴﻦ اﻳﻦ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ و ﭘﺪﻳﺪه ﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و اﺧﻼق ، ﺗﻌﺎﻣـﻞ دایمی وﺟﻮد دارد ﻛﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲ ﺷﻮد در ﻃﻮل زﻣﺎن، اﺻﻮل، ارزﺷﻬﺎ و ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎي ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺻﻴﻘﻞ ﺑﺨﻮرد و اﻟﮕﻮﻫﺎي ﻣﻮﺟﻪ و ﻣﻘﺒﻮل رﻓﺘﺎر ﻓﺮدي و ﺟﻤﻌﻲ را ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺑﺪهد. ]6[
در اواﻳﻞ دﻫﻪ 1980، ﻟﻮزﻳﺘﻮ (1980) و ون هوس (1980) اﺻﻮل اﺧﻼﻗﻲ را ﭘﺎﻳﻪ اﺻﻠﻲ اﻋﻤﺎل ﻳﻚ ﻣﺸﺎور و روان ﺷﻨﺎس ﻣﻲداﻧﺴﺘﻨﺪ. در ﺧـﻼل 15 ﺳﺎل ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت ﻣﺮﺑﻮط ﺑـﻪ اﺧﻼق ﺣﺮﻓﻪاي ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼﺣﻈﻪاي داﺷﺘﻪ و ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻣﻨﻈﻢ در اﻳﻦ زﻣﻴﻨﻪ، رو ﺑـﻪ ﮔﺴﺘﺮش ﻧﻬﺎده اﺳـﺖ. (وایس، 2007). ﺳﺎﻟﻬﺎ ﭘﻴﺶ، اﺧﻼق ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ اﺳﺘﺎﻧﺪارد و ﻣﻌﻴﺎري ﺑﺮاي ﺣﺮﻓﻪ، ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺷﺪ (لوی، 1972). اﻳﻦ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﭘﺎﻳﻪ، ﺑﺎ وﺟﻮد ﮔﺴﺘﺮدﮔﻲ و ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻲ ﻛـﻪ ﻋﻠـﻢ ﻣﺸﺎوره ﭘﻴﺪا ﻛﺮد، ﺳﺎﻟﻬﺎ دﺳﺖ ﻧﺨﻮرده ﺑﺎﻗﻲ ﻣﺎﻧﺪ. اﻛﻨﻮن ﭘﺲ از ﮔﺬﺷﺖ ﭼﻨﺪ دﻫﻪ، اﺻﻮل اﺧﻼﻗﻲ ، ﻛﻤﺎﻛﺎن از دﻏﺪﻏﻪﻫﺎی ﺑﺴﻴﺎر ﻣﻬﻢ ﻣﺸﺎوره و روان درﻣﺎﻧﻲ اﺳﺖ. ﻋﺪه ای ﻋﻘﻴﺪه دارﻧﺪ ﻛﻪ در ﻋﻠﻢ ﻣﺸﺎوره، ﻣﺸﺎوران و روان درﻣﺎﻧﮕﺮان، روزاﻧﻪ و ﮔﺎﻫﻲ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﺑﺎر در روز ﺑﺎ ﻣﺴﺎﻳﻠﻲ ﻣﻮاﺟﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ ﻛـﻪ ﻣـﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ اﻳﻦ اﺻﻮل اﺧﻼﻗﻲ و ﺣﺮﻓﻪ اي اﺳﺖ. ]6[
ﺑﺮاﺳﺎس ﺗﻌﺮﻳﻒ رﻣﻠﻲ و ﻫﺮﻟﻴﻬﺎي(2005) اﺧﻼق، ﺑﻴﺎن ﻛﻨﻨﺪه ﺑﺎورﻫﺎي ﻳﻚ ﮔﺮوه ﺣﺮﻓﻪ اي درﻣـﻮرد اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﭼﻪ ﭼﻴﺰي درﺳﺖ و ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎي ﻫﻤﺎن ﺣﺮﻓﻪ اﺳﺖ. ﻫﺮﻳﻚ از ﺣﺮﻓﻪ ﻫﺎي ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ اﻧﺴﺎن، ﺣﻮزه ﻫﺎ و اﺑﻌﺎد ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ دارد ﻛﻪ ﺑﺮﺧﻲ ﻣﺸﺘﺮك و ﺑﺮﺧﻲ دﻳﮕﺮ ﻣﺨﺘﺺ آن ﺣﺮﻓﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻋﻠﻲ رﻏﻢ اﻳﻦ ﺗﻔﺎوت ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲ رﺳﺪ، اﺻﻮل اﺳﺎﺳﻲ در ﺗﻤﺎﻣﻲ ﺣﺮﻓﻪ ﻫﺎي ﻳﺎري رﺳﺎن از ﻗﺒﻴﻞ روان درﻣﺎﻧﻲ، ﻣﺸﺎوره، رواﻧﭙﺰﺷﻜﻲ، ﻣﺪدﻛﺎري و ﻣﺸﺎوره ي ﻣﺬﻫﺒﻲ، ﻳﻜﺴﺎن اﺳﺖ. ]6[
ﺿﻮاﺑﻂ اﺧﻼﻗﻲ ﻣﺸﺎوره و روان درﻣﺎﻧﻲ ، داﻣﻨﻪ وﺳﻴﻌﻲ دارد. ﻣﻌﻤﻮﻻ اﻳﻦ ﺿﻮاﺑﻂ ﺣﺪاﻗﻞ اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎي رﻓﺘﺎر درﻣﺎﻧﮕﺮ را ﻣﺸﺨﺺ ﻣﻲﻛﻨﺪ و از رﻓﺘﺎرﻫﺎي ﻣﻤﻨﻮع ﺟﻠﻮﮔﻴﺮي ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﺑﻴﻦ ﭘﻴﺮوي ﺻﺮف از ﺿﻮاﺑﻂ اﺧﻼﻗﻲ و داﺷﺘﻦ ﺗﻌﻬﺪ ﻋﻤﻠﻲ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺿﻮاﺑﻂ اﺧﻼﻗﻲ ﺳﻄﺢ ﺑﺎﻻ ﻧﻴﺰ، ﺗﻔﺎوت زﻳﺎدي وﺟﻮد دارد. ﺗﻌﻬﺪات اﺧﻼﻗﻲ، ﻣﺴﺘﻠﺰم ﻋﻤﻠﻜﺮد اﺧﻼﻗﻲ اﺳﺖ و ارﺗﻘﺎ ﻣﻌﻴﺎرﻫﺎي اﺧﻼﻗﻲ، ﻣﺴﺘﻠﺰم دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎي ﻣﻄﻠﻮب رﻓﺘﺎري اﺳﺖ. درﻣﺎﻧﮕﺮاﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺿﻮاﺑﻂ اﺧﻼﻗﻲ ﺳﻄﺢ ﺑﺎﻻ ﻣﺘﻌﻬﺪﻧﺪ در ﺻﺪد اﻧﺠﺎم ﻫﺮ ﻧﻮع ﺧﺪﻣﺖ ﺣﺮﻓﻪاي ﺑـﺮ ﻣﻲ آﻳﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺮاي ﻣﺮاﺟﻌﺎﻧﺸﺎن ﻣﻔﻴﺪ ﺑﺎﺷﺪ. ]6[
ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ وﻇﻴﻔﻪ ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن ﺑﻬﺪاﺷﺖ رواﻧﻲ، ﺑﺎﻻ ﺑﺮدن ﺳﻄﺢ ﺳﻼﻣﺖ ﻣﺮاﺟﻌﺎن اﺳﺖ. ﻧﻈﺎم ﻧﺎﻣﻪﻫﺎي اﺧﻼﻗﻲ، ﺟﻬﺖ اﻧﺴﺠﺎم اﻳﻦ روﻧﺪ و ﺣﻤﺎﻳﺖ از ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن ﺑﻪ وﺟﻮد آﻣﺪه اﺳﺖ. اﻳﻦ ﻗﻮاﻧﻴﻦ ﺑـﻪ ﻋﻨﻮان راﻫﻨﻤﺎ و راﻫﮕﺸﺎي ﭼﺎﻟﺶ ﻫﺎي اﺧﻼﻗﻲ و ﺣﺮﻓﻪ اي ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻣﺸﺎوران و درﻣﺎﻧﮕﺮان در ﺻﻮرت ﺑﺮﺧﻮرد ﺑﺎ دو راﻫﻲﻫﺎي اﺧﻼﻗﻲ ، ﺑﺮاي درﻳﺎﻓﺖ راﻫﻨﻤﺎﻳﻲ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﻈﺎم ﻧﺎﻣﻪﻫﺎ ﻣﺮاﺟﻌﻪ کنند. ]6[
اﮔﺮ ﻧﻈﺎم ﻧﺎﻣﻪ اﺧﻼﻗﻲ، ﺑﺮاي ﺣﻞ ﻣﺴﺎﻟﻪاي ﺑﻪ اﻧﺪازه ﻛﺎﻓﻲ ﺟﺎﻣﻊ و ﻣﺎﻧﻊ ﻧﺒﺎﺷﺪ، ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮاي ﺣﻞ آن ﺑﻪ ﺳﺮاغ اﺻﻮل اﺧﻼﻗﻲ رﻓﺖ. اﻳﻦ اﺻﻮل ﺑﺮاي ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮي درﺑﺎره ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت اﺧﻼﻗﻲ ﻛـﻪ ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﻳﻚ دو راﻫﻲ اﺧﻼﻗﻲ ﺧﺎص ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﻛﺎر ﻣﻲ رود. دو راﻫﻲ اﺧﻼﻗﻲ ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از، ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻲ ﻛﻪ در آن ﺑﺎﻳﺪ از ﺑﻴﻦ اﺣﻜﺎم اﺧﻼﻗﻲ ﻣﺘﻀﺎد و ﻣﺘﻨﺎﻗﺾ ﻳﻜﻲ را اﻧﺘﺨﺎب ﻛﺮد. ﻧﻈﺎم ﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎي اﺧﻼﻗﻲ ﻫﻤﻴﺸﻪ راه ﺣﻞ ﭼﻨﻴﻦ دو راﻫﻲ ﻫﺎﻳﻲ را اراﻳﻪ ﻧﻤﻲدﻫﺪ و ﻳﺎ ﻧﻤﻲ ﺗﻮاﻧﺪ اراﻳﻪ دﻫﺪ ﺑﻠﻜﻪ، اﺻﻮل اﺧﻼﻗﻲ ﭼﺎرﭼﻮﺑﻲ را ﺑﺮاي ﺣﻞ دو راﻫﻲﻫﺎ و ﺟﻬﺖ دﻫﻲ ﺑـﻪ ﺗﻔﻜﺮ اﺧﻼﻗﻲ آﻳﻨﺪه اراﻳﻪ ﻣﻲدهد. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﻣﺸﺎوران ﺑﺮاي ﻣﻮاﺟﻬﻪ ﺑﺎ دوراﻫﻲ ﻫﺎي اﺧﻼﻗﻲ و اﺗﺨﺎذ ﺗﺼﻤﻴﻤﺎت ﺳﺎزﻧﺪه، ﺑﺎﻳﺪ اﺻﻮل و اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎي اﺧﻼﻗﻲ را ﺑﺪاﻧﻨﺪ. رﻋﺎﻳﺖ اﺻﻮل و ﻣﻼﻛﻬﺎي اﺧﻼﻗﻲ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﻀﻤﻴﻦ ﻣﻲدﻫﺪ ﻛﻪ ﺧﺪﻣﺎت ﻣﺸﺎوره اي در ﭼﺎرﭼﻮب ارزﺷﻬﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و اﻧﺘﻈﺎرات اﺧﻼﻗﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﺻﻮرت ﻣﻲ ﭘﺬﻳﺮد. ]6[
ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ، ﻣﺸﺎوران و روان ﺷﻨﺎﺳﺎن را ﻣﻠﺰم ﻣﻲﻛﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻣﻴﺖ ﺷﺨﺼﻴﺖ ﻣﺮاﺟﻌﺎن اﺣﺘﺮام ﺑﮕﺬارد. ﻫﺮﭼﻨﺪ ﻣﻌﻴﺎرﻫﺎ و ﺿﻮاﺑﻂ اﺧﻼﻗﻲ در ﻃﻮل زﻣﺎن ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻣﻲﻛﻨﺪ وﻟﻲ اﺻﻮل اﺧﻼﻗﻲ ﺧﺎﺻﻲ ﺑﺮﺗﻤﺎﻣﻲ ﺿﻮاﺑﻂ اﺧﻼق ﺣﺮﻓﻪاي ﻣﺸﺎوره و روان درﻣﺎﻧﻲ ﺳﺎﻳﻪ اﻓﻜﻨﺪه اﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﺿﺮوري اﺳﺖ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﻳﻦ اﺻﻮل زﻳﺮﺑﻨﺎﻳﻲ ﺗﻮﺟﻪ ﺧﺎﺻﻲ ﺻﻮرت ﭘﺬﻳﺮد. ]6[
روان ﺷﻨﺎﺳﺎن و ﻣﺸﺎوران، ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺣﻖ اﻧﺘﺨﺎب ﻣﺮاﺟﻊ اﺣﺘﺮام ﺑﮕﺬارﻧﺪ و ﻧﺒﺎﻳﺪ از ﻃﺮﻳﻖ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮي ﺑﺮاي ﻣﺮاﺟﻊ وارد زﻧﺪﮔﻲ او ﺷﻮﻧﺪ. اﺻﻞ ﻋﺪم آﺳﻴﺐ رﺳﺎﻧﻲ ، ﺑﻨﻴﺎدي ﺗﺮﻳﻦ اﺻﻞ اﺧﻼﻗﻲ ﺑﺮاي ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن ﺧﺪﻣﺎت ﻳﺎري رﺳﺎن اﺳﺖ. ﻃﺒﻖ اﻳﻦ اﺻﻞ، اﻧﺠﺎم ﻧﺪادن ﻛﺎر، ﺑﺮ اﻧﺠﺎم ﻛﺎري ﻛﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ آﺳﻴﺐ ﻣﻲﺷﻮد، ارﺟﺢ اﺳﺖ. ﭼﻮن ﻣﺸﺎوران ﺧﻮد را در ﻗﺒﺎل ﻣﺮاﺟﻌﺎن ﻣﺘﺨﺼﺺ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ، وﻇﻴﻔﻪ دارﻧﺪ ﺑﻪ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ در ﻃﻠﺐ ﺧﺪﻣﺖ آﻧﻬﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻤﻚ واﻗﻌﻲ ﺑﺮﺳﺎﻧﻨﺪ و ﺑﺎ ﺑﻪ ﻛﺎرﮔﻴﺮي ﻓﻨﻮن و ﺗﻜﻨﻴﻜﻬﺎي ﻣﻨﺎﺳﺐ، ﺷﺎﻧﺲ ﺑﻬﺒﻮد ﻣﺮاﺟﻊ را اﻓﺰاﻳﺶ دﻫﻨﺪ ﺑﺎ ﻋﺪاﻟﺖ رﻓﺘﺎر ﻛﻨﻨﺪ، ﺻﺎدق ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﻋﻼﻳﻖ ﻣﺮاﺟﻊ را ﺑـﺮ ﻋﻼﻳﻖ ﺧﻮد ارﺟﺢ داﻧﺴﺘﻪ و ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺮاﺟﻊ وﻇﻴﻔﻪ ﺷﻨﺎس ﺑﺎﺷﻨﺪ. ]6[
تهیه کننده: اقای اکبرفام - دانشجوی کلاس اخلاق حرفه ای